به گزارش خبرنگار مهر، نخستین جلسه از فصل تازه پاتوق ۱۳۳ فیلم کوتاه اصفهان، شامگاه دوشنبه میزبان چهار اثر کوتاه بود؛ جلسهای که بخش عمده آن به تحلیلهای روانشناختی و روانکاوانه اختصاص یافت و با حضور سیامک شیرانی به عنوان منتقد مهمان و محمد بزرگ به عنوان میزبان برنامه، به بررسی دقیق رویکردهای فرمی و محتوایی آثار پرداخت.
در ابتدای این نشست، پرسشی کلیدی درباره نسبت میان فرم و محتوا مطرح شد؛ اینکه آیا انتخابهای فرمی—از زاویه دوربین گرفته تا نحوه ورود به روایت—توانستهاند مسیر درستی را برای انتقال مفاهیم به مخاطب هموار کنند؟ سیامک شیرانی در این باره تأکید کرد که هر فیلم برای دستیابی به جهان معنایی خود، نیازمند «مدخل» یا نقطه عزیمتی است که مخاطب را به درون جهان اثر دعوت کند.
«کوتی»؛ گذار از ترس به هویتیابی
تحلیل فیلمها با «کوتی» و «نومان» آغاز شد. شیرانی درباره «کوتی» گفت: «این فیلم نمونهای موفق است که از نقطه آغاز تا پایان، مسیر رشدی روشن را برای شخصیت کودک ترسیم میکند.» به گفته این منتقد، ورود یک کودک بیپدر به حمام مردانه—به عنوان فضایی عریان، خشن و سرشار از نمادهای مردانگی—در حکم مواجهه ناگهانی کودک با «امر واقع» است.
شیرانی با اشاره به تمهیدات بصری فیلم افزود: «استفاده از فضای سیاهوسفید، اتمسفر مهآلود حمام و حضور دلاک خشن، همگی در خدمت ساختن جهانی ترسناک است که کودک را در آستانه فروپاشی قرار میدهد. اما حضور پیرمرد گوژپشت، نقطه عطف اثر است. او نماد "پیر فرزانه" در ناخودآگاه جمعی است که با مهربانی، کودک را از مرحلهای رشدی به مرحلهای دیگر رهنمون شده و به او در عبور از ترس و هویتیابی کمک میکند.» محمد بزرگ نیز در تکمیل این تحلیل به «همهمه»های حمام اشاره کرد و آن را تجربهای سوبژکتیو دانست که کودک را در احاطه جهان مردانه قرار میدهد.

«نومان»؛ گسستِ شخصیت از درام
در بخش دوم، فیلم «نومان» به نقد گذاشته شد. شیرانی معتقد بود این اثر پتانسیل تبدیل شدن به فیلمی بلند را داشته، اما در ساختار فعلی، رابطه میان دختر نوجوان و شخصیت «نومان» نیازمند پرداخت بیشتری است. او تصریح کرد: «کارگردان برای معرفی گذشته نومان به جای استفاده از درام، به تمهیدات موبایلی متوسل شده است که جایگزین مناسبی برای شخصیتپردازی نیست.»
شیرانی همچنین افزود که انگیزههای نومان برای سوزاندن کلبه و بازگشت، در فیلم به درستی شکل نگرفته است. محمد بزرگ نیز با تأکید بر اهمیت درام در سینمای کوتاه گفت که صرفاً ارائه اطلاعات از گذشته شخصیت از طریق رادیو یا گوشی، نمیتواند جهان فکری و هیجانی او را بسازد. در نهایت، پایانبندی «هالیوودی» فیلم و نشانهگذاریهای متعدد بدون ایجاد مسئله روشن، از دید منتقدان، مخاطب را درگیر رمزگشایی بیهدف میکرد.
«تانکر»؛ خلأ منطق روایی
بحث به فیلم «تانکر» کشیده شد؛ اثری که به گفته سیامک شیرانی، از فقدان منطق درونی رنج میبرد. شیرانی گفت: «تحول اخلاقی ناگهانی کودکِ شیطان فیلم و تغییر رفتارِ مرد خشن، فاقد زمینهسازی روایی لازم است و همین مسئله باعث میشود پایان فیلم باورپذیر نباشد.» وی همچنین یادآور شد که فضای کارخانه و جغرافیای جنوب، پتانسیلهای روایی و بصری بالایی داشتند که در این اثر کمتر به آنها توجه شده بود.

«دال و مدلول»؛ تسلسلِ تروما در هتل
آخرین اثر بررسی شده، «دال و مدلول» بود؛ اقتباسی روانکاوانه از «بوف کور» صادق هدایت. شیرانی با ارجاع به نظریات ژاک لکان، عکس زن افسرده در فیلم را نمادی از «ساحت خیالی» دانست و توضیح داد: «مرد جوان و پیر در فیلم، دو وجه از ناخودآگاه یک شخصیت واحد هستند.»
وی لوپهای تصویری فیلم را نماد تسلسل تروما دانست و افزود: «هتل در این اثر، کارکرد ناخودآگاه را دارد؛ فضایی که در آن امر واقع و امر خیالی هرگز با هم جمع نمیشوند.» در پایان این نشست، محمد بزرگ ضمن ادای احترام به یاد و خاطره زندهیاد امین بزرگزاد، یکی از سازندگان فیلم «دال و مدلول»، فضاسازی موفق این اثر را نقطه قوت اصلی آن برشمرد.












