همشهری آنلاین- خدیجه نوروزی: یکی از چالشهای بسیار رایج و عمیق در روابط زناشویی مدرن، «بار ذهنی» (Mental Load) و عدم توازن در کارهای خانه است که این موضوع برای زنان بسیار کلافه کننده است. به نظر شما در یک ازدواج دو نفره، کدام یک از زوجین کارهای خانه بیشتری انجام میدهد؟ قطعا تمام شما پاسخ خواهید داد: خب معلوم است زنان. البته که زنان در خانه مسئولیت بیشتری را به دوش می کشند و داده ها و تحقیقات در سراسر دنیا هم این موضوع را تایید می کند. پس نباید تعجبآور باشد که بسیاری از زنان در آستانه فرسودگی هستند و از اینکه تمام بار ذهنی و مدیریت زندگی در تمام جهات بر دوش آنهاست، به شدت کلافه هستند. با تمام این تفاسیر این آفریده های زیبای الهی فقط از شما آقایان یک خواسته دارند و آن اینکه درکشان کنید. برای یک زن هیچچیز بدتر از این نیست که مجبور باشد به شوهرش بگوید «ظرفها را از ماشین بیرون بیاور» یا لباس ها را پهن کن؛ در حالی که او دقیقاً از کنار ماشین ظرفشویی رد میشود و چراغ پایان چرخه را میبیند که با روشن بودن، نشان میدهد کار تمام شده است. و باز هم روبروی همسرش می ایستد و می گوید آیا می خواهی کمکت کنم؟ البته که می خواهد، پرسیدن ندارد.
بیشتر بخوانید:
اگر میخواهی رابطهات با شوهرت خستهکننده نباشد این کار را انجام نده

سوال کردن در شرایطی که خودت میدانی باید باری از روی دوش همسرت برداری بی معناست چرا که نه تنها به او آرامشی نمی دهی بلکه بدتر کلافه تر هم می شود و ممکن است با سردی و عصبانیت به شما بگوید که نیازی نیست و خودش انجام می دهد.
متأسفانه، این تنها تصویر کوچکی از تمام کارهای بیصدا و نامرئی است که اکثر همسران هر روز به دوش میکشند و کسی هم به آن توجه نمی کند نه همسر و نه فرزندان. و همین دیده نشدن و کمک نکردن موجب میشود تا بار منفی ذهنیشان بیشتر شود و بیشتر احساس خستگی و ناامیدی در زندگی داشته باشند. در حالی که شوهرانی که پیشنهاد کمکشان با کلافگی همسرشان روبرو شده، خود را مظلوم و رنجیده نشان میدهند. اما شاید پیش خود بگویند «خب، وقتی قرار است قبل از خواب یک ساعت بازی ویدئویی کنیم، کمی کلافگی هم اشکالی ندارد!» اما متأسفانه آقایان بدانید: اوضاع بسیار بدتر از اینهاست.
جدا از این حقیقت که شما باید بخواهید به همسرتان کمک کنید چون او شریک زندگی شماست و دوستش دارید، یک مطالعه در سال ۲۰۱۹ نشان داد زنانی که با سهم ناعادلانهای از بارِ ذهنی (مسئولیتهای فکری) روبرو هستند، دچار کاهش سلامت روان و سطح پایینتری از رضایت در روابط خود میشوند و این موضوع به ضرر همسرانشان است چون کیفیت زندگی مشترک کاهش پیدا می کند.
البته آقایان شما می توانید با این گفته که «من که از همسرم پرسیدم میتوانم بهت کمک کنم» وجدان خود را آرام کنید؛ یا بدتر از آن، میتوانید کمک کنید اما آنقدر بد انجامش دهید که همسرتان ترجیح دهد خودش کار را انجام دهد! اما بدانید که این کارها تنها یک نتیجه دارد: به تأخیر انداختن فروپاشی اجتنابناپذیر رابطه شما.
متاسفانه در بیشتر فرهنگ ها به مردان این امتیاز داده شده که کمترین میزان تلاش ممکن را انجام دهند و همچنان تحسین شوند؛ البته واقعیت هم این است که بسیاری از آنها واقعاً نمیخواهند این وضعیت تغییر کند. این در حالی است که اشتراکگذاری مسئولیتها به عنوان والد و همچنین به عنوان شریک زندگی، در یک رابطه بسیار حیاتی است؛ این کار اجازه میدهد وظایف تقسیم شوند تا فقط یک نفر زیر بار تمام مسئولیتها له نشود.
اما مسئله اصلی و سوالی اساسی اینجاست و واقعاً نمیتوان آقایان را ملامت کرد: چرا مردانی که از انجام کار بسیار اندک کاملاً راضی هستند، باید ناگهان مسئولیتهای بیشتری را بپذیرند، آن هم در حالی که همسرانشان کارها را با فقط کمی غرولند و گلایه انجام میدهند؟
هیچکس دوست ندارد هر هفته توالتها را تمیز کند اما زنان در خانه مجبورند این کار را انجام دهند. این در حالی است که بسیاری از مردان برای فرار از انجام آن کار، آن را به شکلی بسیار بیکیفیت و ضعیف انجام میدهند تا زن دفعه بعد از سپردن آن کار به مردش منصرف شود که، این در حقیقت کمک کردن نیست. این همان چیزی است که روانشناسان به آن بیکفایتی هدفمند (Weaponized Incompetence) میگویند؛ که در واقع یک تکنیک بازی روانی برای فرار از انجام کاری است که دوست ندارید، بدون اینکه در قبال آن پاسخگو باشید. به زبان سادهتر، این یعنی کسی خودش را نادان و بیعرضه نشان میدهد تا از انجام کارهای خانه یا سایر مسئولیتهای خانوادگی شانه خالی کند.
در حالی که در ظاهر، این وضعیت (فرار از مسئولیت) ممکن است برای مردان معامله بسیار سودمندی به نظر برسد، اما حقیقت این است که کل زندگی مشترک آنها در خطر است. یک مطالعه در سال ۲۰۱۶ نشان داد زمانی که مسئولیتهای زندگی مشترک به شکلی ناعادلانه بر دوش همسر قرار میگیرد، میزان درگیری و دعواهای زوجین بسیار بیشتر از حد متوسط خواهد بود. علاوه بر این، «کلودیا دِ لانو»، درمانگر دارای مجوز در حوزه ازدواج و خانواده آمریکا، میگوید که اجازه دادن به همسر برای تحمل بخش اصلی زحمات رابطه، دستورالعملی برای ایجاد کینه و نفرت است.

او توضیح میدهد: عدم تعادل در مسئولیتها میتواند منجر به احساسات متناقض نسبت به رابطه شود. شما ممکن است همچنان شریک زندگی خود را دوست داشته باشید و به او اهمیت بدهید، اما در عین حال، ممکن است به دلیل اینکه این مرد بیشتر از اینها کمک نمیکند، دچار کلافگی شوید و کمکم نسبت به او احساس کینه و نفرت پیدا کنید.
طبق یک نظرسنجیِ والدگری که توسط Modern Family Index انجام شده است، احتمال اینکه زنان مدیریت خانه را بر عهده داشته باشند دو برابر و احتمال اینکه مدیریت برنامههای زمانی فرزندان را بر عهده بگیرند سه برابر بیشتر از مردان است. همچنین، زنان متاهلی که منبع اصلی درآمد خانواده هستند، سه برابر بیشتر احتمال دارد که در فعالیتهای مدرسه داوطلب شوند و دو برابر بیشتر احتمال دارد که همان کسانی باشند که از انجام شدن تمام مسئولیتهای خانوادگی اطمینان حاصل میکنند.
مسئله دقیقاً همینجاست آقایان. شما شاید بتوانید به جای خرید هفتگی، یک چرت کوتاه بزنید، یا در آخر هفته به زمین گلف بروید در حالی که همسرتان بچهها را به تمریناتشان میرساند؛ اما در نهایت، چیزی در این رابطه خواهد شکست (نقطه فروپاشی فرا میرسد) و ممکن است خود را در آستانهی طلاق، یا حتی اتفاقی بدتر از آن، تنها بیابید.













