عصر ایران؛ رضا شاه ملکی- مدرسه امروز دیگر فقط کلاس، نیمکت و کتاب درسی نیست. نوجوانی که هر روز با شبکههای اجتماعی، ویدئوهای کوتاه، تلفن همراه و هوش مصنوعی سروکار دارد، طبیعتاً با نسلهای قبل تفاوتهای جدی پیدا کرده است؛ تفاوتی که نظام آموزشی را ناگزیر میکند شیوههای تدریس، ارزشیابی و حتی نقش معلم را از نو بازتعریف کند.
از سوی دیگر، تجربه آموزش مجازی، افت یادگیری در برخی دروس، گسترش فناوریهای نوین و دغدغه عدالت آموزشی، پرسشهای تازهای را پیش روی آموزش و پرورش قرار داده است؛ پرسشهایی که پاسخ به آنها میتواند مسیر آینده مدارس کشور را روشنتر کند.
دکتر سیدعلی حسینی، مدیرکل دفتر آموزش دوره اول متوسطه وزارت آموزش و پرورش، در گفتوگو با عصر ایران از مهمترین برنامههای این دفتر برای جبران افت یادگیری، تغییر شیوههای آموزش، توسعه مهارتآموزی، نقش هوش مصنوعی، جایگاه دبیرخانههای راهبری دروس و چشمانداز مدرسه ایرانی در سالهای آینده سخن گفته است.
*دانشآموز امروز با نسل یک دهه قبل تفاوتهای جدی دارد؛ با تصویر، ویدئو، شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی زندگی میکند. آیا آموزش و پرورش توانسته خود را با این تغییر بزرگ هماهنگ کند؟
- نسل امروز در محیطی رشد میکند که سرشار از رسانههای دیجیتال، تصاویر، ویدئوها و ارتباطات سریع است. طبیعی است که شیوههای سنتی آموزش، بهتنهایی پاسخگوی نیازها و سبک یادگیری این نسل نباشد.
امروز معلم بیش از آنکه انتقالدهنده اطلاعات باشد، نقش تسهیلگر یادگیری را بر عهده دارد.
به همین دلیل، استفاده از فناوریهای آموزشی، یادگیری مبتنی بر پروژه، کلاسهای تعاملی، بازیوارسازی و تولید محتوای چندرسانهای بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
هدف ما حذف روشهای ارزشمند گذشته نیست؛ بلکه تلاش میکنیم تجربههای موفق آموزشی را با فناوریهای نوین تلفیق کنیم تا کیفیت یادگیری افزایش یابد.
*در سالهای اخیر آموزش مجازی به بخشی از تجربه نظام آموزشی تبدیل شد. شما این فضا را بیشتر فرصت میدانید یا تهدید؟
-آموزش مجازی در شرایط بحران و محدودیتهای ناشی از تنشهای اجتماعی و امنیتی، یک فرصت راهبردی برای تداوم جریان یادگیری بود.
اگر این زیرساخت وجود نداشت، با وقفه جدی در آموزش دانشآموزان روبهرو میشدیم.
بنابراین اصل استفاده از فناوریهای آموزشی را یک فرصت میدانیم.
اما هیچ فناوری نمیتواند جای مدرسه حضوری را بگیرد.
مدرسه فقط محل انتقال دانش نیست؛ بلکه محیطی برای شکلگیری هویت، رشد عاطفی، یادگیری مهارتهای اجتماعی، تعاملات انسانی و کار گروهی است. به همین دلیل، آموزش حضوری همچنان اولویت اصلی نظام آموزشی است.
*با این حال، آموزش مجازی آسیبهایی نیز به همراه داشت. مهمترین این آسیبها چه بود؟
-کاهش ارتباطات چهرهبهچهره، افت مشارکت اجتماعی و محدود شدن تعامل مستقیم میان معلم و دانشآموز، مهمترین پیامدهای آموزش مجازی بود. از همین رو، نگاه ما این است که آموزش مجازی مکمل آموزش حضوری باشد، نه جایگزین دائمی آن.
*کارشناسان همچنان درباره افت یادگیری دانشآموزان هشدار میدهند. این مسئله بیشتر در چه درسهایی دیده میشود؟
- بررسیهای بینالمللی و تجربه آموزش غیرحضوری نشان میدهد افت یادگیری بیشتر در درسهایی رخ داده که به تمرین مستمر، تعامل مستقیم معلم و دریافت بازخورد فوری نیاز دارند؛ از جمله ریاضی، علوم تجربی و زبانهای خارجی.
البته شدت این افت در همه مدارس یکسان نیست و به عواملی مانند کیفیت تدریس، امکانات آموزشی، دسترسی به فناوری و حمایت خانوادهها بستگی دارد.
افزون بر این، مهارتهایی مانند خواندن، نوشتن و تفکر انتقادی نیز ممکن است تحت تأثیر کاهش تعاملات آموزشی قرار گرفته باشند و به برنامههای جبرانی نیاز داشته باشند.
*برای جبران این شکاف آموزشی چه اقداماتی انجام شده است؟
- از سالهای گذشته، برنامههای جبران و تثبیت یادگیری در دستور کار دفتر آموزش دوره اول متوسطه قرار گرفته است. طراحی بستههای آموزشی، تولید محتوای الکترونیکی، برگزاری کلاسهای رفع اشکال، استفاده از ظرفیت گروههای آموزشی و دبیرخانههای راهبری دروس، و همچنین اجرای ارزشیابیهای تشخیصی برای شناسایی شکافهای یادگیری، بخشی از این برنامههاست.
در کنار آن، اجرای دورههای تقویتی، برنامههای مهارتآموزی و فعالیتهای مکمل در تابستان نیز میتواند به جبران بخشی از افت تحصیلی دانشآموزان کمک کند.
*سالهاست درباره حجم کتابهای درسی و همچنین فاصله محتوای آنها با نیازهای نسل جدید بحث میشود. برخی معلمان معتقدند مسئله فقط حجم کتاب نیست، بلکه محتوا و شیوه ارائه آن نیز نیازمند بازنگری است. نگاه شما چیست؟
-در حال حاضر برنامهای برای کاهش گسترده محتوای کتابهای درسی وجود ندارد؛ زیرا برنامه درسی ملی بر اساس اهداف تربیتی و آموزشی طراحی شده و هر بخش از محتوا نقشی در تحقق این اهداف دارد. البته در شرایط خاص ممکن است در شیوه اجرا، زمانبندی تدریس یا ارزشیابی انعطافهایی ایجاد شود تا فشار آموزشی غیرضروری به دانشآموزان وارد نشود.
با این حال، معتقدیم مسئله اصلی آموزش امروز، تعداد صفحات کتاب نیست؛ بلکه کیفیت یاددهی و یادگیری است. تجربه نظامهای آموزشی موفق جهان نشان میدهد که نقش معلم، روشهای تدریس، مشارکت فعال دانشآموز و بهرهگیری از فناوریهای نوین، تأثیر بسیار بیشتری بر کیفیت آموزش دارد. به همین دلیل، تمرکز ما بر ارتقای کیفیت آموزش، تنوعبخشی به روشهای تدریس و افزایش اثربخشی فرآیند یادگیری است.
* با وجود این، بسیاری از کارشناسان معتقدند کتابهای درسی هنوز نتوانستهاند ارتباط مؤثری با نسل جدید برقرار کنند. آیا زمان بازنگری جدی در محتوا فرا نرسیده است؟
-بازنگری در کتابهای درسی فرآیندی مستمر است و در سالهای گذشته نیز بارها انجام شده است. اما با توجه به سرعت تحولات فناوری و تغییر سبک زندگی نوجوانان، این بازنگری باید ادامه پیدا کند. امروز کتاب درسی دیگر تنها منبع یادگیری نیست.
دانشآموز به منابع متنوعی دسترسی دارد و مدرسه باید بتواند این ظرفیت را مدیریت کند. در دوره اول متوسطه، مهمتر از تغییر چند صفحه از کتاب، آن است که معلم بتواند محتوای کتاب را به یک تجربه یادگیری جذاب، فعال و معنادار تبدیل کند.
استفاده از یادگیری مبتنی بر پروژه، فعالیتهای گروهی، پژوهش، تولید محتوا توسط دانشآموزان، فناوریهای آموزشی و هوش مصنوعی میتواند اثربخشی آموزش را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. در آینده نیز کتابهای درسی بیش از گذشته با محتوای الکترونیکی، منابع تعاملی و ابزارهای هوش مصنوعی پیوند خواهند خورد تا یادگیری متناسب با نیازهای نسل جدید شکل بگیرد.
*یکی از دغدغههای جدی خانوادهها، فاصله کیفیت آموزشی میان مدارس دولتی، نمونه دولتی، سمپاد و غیردولتی است. آیا آموزش و پرورش این شکاف را میپذیرد؟
-واقعیت این است که مدارس از نظر امکانات، نیروی انسانی و شرایط محیطی یکسان نیستند و این تفاوتها بر کیفیت آموزش اثر میگذارد. کاهش این فاصله، یکی از مهمترین مأموریتهای آموزش و پرورش است. البته عدالت آموزشی به معنای توزیع کاملاً یکسان امکانات نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن فرصتهای برابر برای یادگیری است. بر همین اساس، توانمندسازی مدارس عادی، شبکهسازی میان مدارس، استفاده از ظرفیت مدارس موفق و توسعه آموزشهای الکترونیکی در دستور کار قرار دارد.
هدف نهایی ما این است که موفقیت دانشآموز بیش از آنکه به محل زندگی یا نوع مدرسه وابسته باشد، به استعداد، تلاش و فرصتهای برابر آموزشی متکی باشد.
*آمار بازماندگان از تحصیل در دوره اول متوسطه تا چه اندازه نگرانکننده است و مهمترین عوامل ترک تحصیل چیست؟
-آمار دانشآموزان بازمانده از تحصیل هر سال از سوی مراجع تخصصی وزارت آموزش و پرورش و مرکز آمار کشور پایش میشود و خوشبختانه بخش عمده دانشآموزان دوره اول متوسطه تحت پوشش آموزش قرار دارند. مهمترین عوامل ترک تحصیل در این دوره، مسائل اقتصادی، مشکلات خانوادگی، مهاجرت، محرومیتهای جغرافیایی و در برخی مناطق، ازدواج زودهنگام یا اشتغال زودرس دانشآموزان است. سیاست آموزش و پرورش، شناسایی بهموقع دانشآموزان در معرض ترک تحصیل و بازگرداندن آنان به چرخه آموزش است؛ زیرا هیچ دانشآموزی نباید به دلیل شرایط اقتصادی یا اجتماعی از حق آموزش محروم بماند.
*یکی از انتقادهای همیشگی به نظام آموزشی این است که دانشآموزان پس از سالها تحصیل، مهارت کافی برای زندگی و ورود به جامعه را کسب نمیکنند. آموزش و پرورش برای نزدیکتر کردن مدرسه به زندگی واقعی چه برنامهای دارد؟
- یکی از سیاستهای اصلی ما، پیوند دادن آموزش با زندگی واقعی دانشآموزان است. بر همین اساس، طرح «هر دانشآموز، یک مهارت» طراحی شده تا دانشآموزان در کنار آموزشهای رسمی، مهارتهایی را بیاموزند که در زندگی فردی، اجتماعی و حتی آینده شغلی آنان کاربرد داشته باشد.
در این طرح، موضوعاتی مانند یادگیری مبتنی بر پروژه، فعالیتهای کارآفرینانه، مهارتهای زندگی، سواد مالی، سواد رسانهای، مهارتهای دیجیتال و فناوریهای نوین جایگاه ویژهای دارند.
هدف ما این است که دانشآموز فقط «دانستن» را تجربه نکند، بلکه توانایی انجام دادن، تصمیمگیری، حل مسئله و مسئولیتپذیری را نیز بیاموزد.
* سالهاست از لزوم فاصله گرفتن از نظام نمرهمحور سخن گفته میشود. آموزش و پرورش برای تغییر شیوه ارزشیابی چه برنامهای دارد؟
-در سالهای اخیر تلاش کردهایم ارزشیابی از یک فرآیند صرفاً نمرهمحور، به سمت سنجش شایستگیها، مهارتها و عملکرد واقعی دانشآموز حرکت کند. پروژههای درسی، فعالیتهای گروهی، ارائههای کلاسی، پوشه کار و ارزشیابیهای فرآیندی، نمونههایی از این رویکرد هستند. البته تغییر فرهنگ ارزشیابی نیازمند همراهی معلمان، خانوادهها و اصلاح برخی رویههای آموزشی است و این مسیر به تدریج در حال طی شدن است.
*«کارپوشه» چه جایگاهی در نظام جدید ارزشیابی دارد؟
-کارپوشه یا پرونده عملکردی، امکان مشاهده روند رشد دانشآموز را در طول سال تحصیلی فراهم میکند. در این شیوه، تنها نتیجه یک آزمون ملاک نیست؛ بلکه میزان پیشرفت در پروژهها، فعالیتهای پژوهشی، مهارتهای ارتباطی، مسئولیتپذیری، خلاقیت و توانایی حل مسئله نیز مورد توجه قرار میگیرد. در واقع، ارزشیابی از یک رویداد مقطعی به یک فرآیند مستمر یادگیری تبدیل میشود؛ فرآیندی که به دانشآموز فرصت میدهد تواناییهای واقعی خود را در موقعیتهای گوناگون نشان دهد.
*هوش مصنوعی به سرعت در حال ورود به نظامهای آموزشی جهان است. از نگاه شما، این فناوری تهدیدی برای جایگاه معلم است یا فرصتی برای تحول آموزش؟
_ هوش مصنوعی یکی از مهمترین فناوریهای تحولآفرین در آموزش است و میتواند در تولید محتوا، طراحی تمرین، تحلیل دادههای آموزشی، شخصیسازی یادگیری و حتی طراحی ارزشیابی نقش مؤثری داشته باشد. اما این فناوری هرگز جایگزین معلم نخواهد شد. معلم فقط انتقالدهنده دانش نیست؛ او نقش تربیتی، انگیزشی، عاطفی و هویتبخش دارد؛ نقشی که هیچ فناوری قادر به جایگزینی کامل آن نیست.
*برای استفاده مؤثر از این فناوری، معلمان نیز باید مهارتهای تازهای بیاموزند. در این زمینه چه برنامهای دارید؟
-تحول دیجیتال بدون معلمان توانمند امکانپذیر نیست. از همین رو، ارتقای سواد دیجیتال و آموزش مهارتهای فناوری به معلمان، یکی از اولویتهای اصلی ماست. برگزاری دورههای آموزشی، وبینارها، تولید راهنماهای کاربردی و استفاده از ظرفیت گروههای آموزشی در همین راستا دنبال میشود. معلم آینده باید بتواند علاوه بر تدریس، از ابزارهای هوشمند برای طراحی یادگیری، تحلیل عملکرد دانشآموزان و بهبود فرآیند آموزش بهره بگیرد.
*بسیاری از معلمان این روزها از فشارهای اقتصادی، فرسودگی شغلی و کاهش انگیزه سخن میگویند. آیا در چنین شرایطی میتوان انتظار تحول در نظام آموزشی داشت؟
_مهمترین سرمایه آموزش و پرورش، نیروی انسانی آن است و کیفیت هر نظام آموزشی، بیش از هر عامل دیگری به کیفیت معلمان آن وابسته است. به همین دلیل، توانمندسازی حرفهای معلمان، مشارکت دادن آنان در فرآیندهای تصمیمگیری، ایجاد فرصتهای رشد شغلی و ارتقای جایگاه اجتماعی معلم از اولویتهای اصلی ماست. مسائل معیشتی نیز موضوع مهمی است که نیازمند حمایت در سطح کلان است، اما در کنار آن باید منزلت حرفهای معلمان نیز تقویت شود.
*برخی معتقدند قدردانی از معلمان بیشتر در حد شعار باقی مانده است. برای حمایت از معلمان پرتلاش چه اقداماتی انجام شده است؟
-تلاش کردهایم علاوه بر تقدیرهای رسمی، زمینه دیده شدن تجربههای موفق معلمان را نیز فراهم کنیم. جشنوارههای نوآوری در تدریس، معرفی معلمان برتر، دورههای توانمندسازی، حمایت از تولید محتوای آموزشی و استفاده از ظرفیت معلمان در سیاستگذاریهای آموزشی بخشی از این اقدامات است.
*شما بارها بر نقش دبیرخانههای راهبری دروس تأکید کردهاید. این دبیرخانهها چه جایگاهی در تحول آموزشی دارند؟
-دبیرخانههای راهبری دروس، یکی از ظرفیتهای تخصصی و ارزشمند آموزش و پرورش هستند. این مجموعهها در سالهای اخیر در تولید محتوای آموزشی، توانمندسازی معلمان، طراحی الگوهای نوین تدریس، اجرای پژوهشهای آموزشی و انتشار تجربههای موفق نقش مؤثری ایفا کردهاند. در واقع، دبیرخانهها حلقه اتصال میان سیاستهای آموزشی وزارت آموزش و پرورش و اجرای آنها در کلاس درس هستند.
در کنار این مأموریت، توسعه اپلیکیشنهای آموزشی، تولید محتوای چندرسانهای، ایجاد شبکههای تخصصی معلمان و گسترش ارتباط مستقیم با مدارس نیز از برنامههایی است که با جدیت دنبال میشود. با وجود فعالیتهای گسترده، معتقدیم ظرفیتهای دبیرخانهها هنوز آنگونه که باید معرفی نشده است.
هرچه این شبکه تخصصی فعالتر و شناختهشدهتر باشد، کیفیت آموزش و عدالت آموزشی نیز تقویت خواهد شد.
*جشنواره نوجوان خوارزمی امروز به یکی از مهمترین رویدادهای علمی دانشآموزی کشور تبدیل شده است. آینده این جشنواره را چگونه میبینید؟
-جشنواره نوجوان خوارزمی سالهاست که به عنوان یکی از مهمترین بسترهای شناسایی استعدادهای دانشآموزان شناخته میشود و با قوت ادامه خواهد یافت. تلاش ما این است که این جشنواره صرفاً یک رقابت نباشد؛ بلکه فرصتی برای یادگیری، خلاقیت، نوآوری، کار گروهی و حل مسئله فراهم کند. در آینده نیز استفاده از فناوریهای نوین و ظرفیتهای هوش مصنوعی در بخشهایی از این جشنواره توسعه خواهد یافت تا دانشآموزان بیش از گذشته با شیوههای نوین یادگیری آشنا شوند.
*اگر بخواهید تصویری از متوسطه اول در پنج سال آینده ترسیم کنید، آن را چگونه میبینید؟
-تصور ما از مدرسه آینده، مدرسهای است که یادگیری در آن تنها به انتقال مفاهیم درسی محدود نمیشود. در این مدرسه، هوش مصنوعی، دادههای آموزشی و فناوریهای نوین به معلمان کمک میکنند تا استعدادها و نیازهای هر دانشآموز را دقیقتر شناسایی کرده و مسیر یادگیری او را متناسب با ویژگیهای فردیاش طراحی کنند. اما مهمتر از فناوری، تغییر نگاه به دوره متوسطه اول است.
این دوره باید بیش از آنکه صرفاً مقدمهای برای ورود به متوسطه دوم باشد، به دورهای برای هویتسازی، استعدادیابی، مهارتآموزی و تربیت شهروند مسئول تبدیل شود. از همین رو، فعالیتهای فرهنگی، پروژههای گروهی، مهارتهای زندگی، مسئولیتپذیری اجتماعی، اردوهای آموزشی و برنامههای هویتساز در سالهای آینده جایگاه پررنگتری در مدارس خواهند داشت.
*در پایان، چه انتظاری از دبیران مطالعات اجتماعی دارید؟
-درس مطالعات اجتماعی یکی از مهمترین بسترهای تربیت شهروندان آگاه، مسئولیتپذیر و مشارکتجو است. انتظار ما این است که دبیران این درس، کلاس را به فضایی برای گفتوگو، پرسشگری، تحلیل مسائل اجتماعی و تقویت تفکر انتقادی تبدیل کنند. از سوی دیگر، آشنایی دانشآموزان با تاریخ، جغرافیا، فرهنگ، تمدن و تنوع اقوام ایران، نقش مهمی در تقویت هویت ملی و انسجام فرهنگی دارد.
امروز، در عصر رسانه و فضای مجازی، دبیران مطالعات اجتماعی وظیفهای فراتر از انتقال محتوای کتاب دارند؛ آنان باید به دانشآموزان بیاموزند چگونه اطلاعات را تحلیل کنند، میان واقعیت و شایعه تمایز قائل شوند و با حفظ هویت ایرانی ـ اسلامی خود، برای ایفای نقش مؤثر در جامعه آماده شوند. به باور من، آینده ایران را نمیتوان تنها در کلاسهای ریاضی و علوم ساخت؛ بخشی از آینده این سرزمین در کلاسهای مطالعات اجتماعی و در تربیت شهروندانی آگاه، قانونمدار و مسئول شکل میگیرد.