سرویس جهان مشرق - در حالی که رژیم صهیونیستی پس از ماهها تجاوز وحشیانه و ادعای «پیروزی کامل»، همچنان در باتلاق غزه گرفتار است، رسانهها و مقامات صهیونیستی به طور فزایندهای از «بازسازی سریع حماس» ابراز نگرانی میکنند.
این اعترافات، که حتی در رسانههای عبری مانند کان و یدیعوت آحارونوت منعکس شده، نشاندهنده واقعیت انکارناپذیر است: مقاومت فلسطین نه تنها زنده مانده، بلکه با ارادهای پولادین در حال تقویت خود برای مراحل آینده نبرد است.
مقاومت اسلامی حماس و دیگر گروههای مجاهد، همچنان عامل اصلی تعیینکننده تحولات در نوار غزه باقی ماندهاند و هرگونه تلاش برای تحمیل سناریوهای پساجنگ بدون در نظر گرفتن اراده آنها محکوم به شکست است.

رژیم اشغالگر که در عملیات طوفانالاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ ضربهای تاریخی خورد، با وجود بمبارانهای گسترده و ادعای نابودی حماس، اکنون اذعان میکند که این جنبش در حال تولید سلاح، بازسازی تونلها، جذب نیرو و حفظ کنترل میدانی است.
گزارشهای اطلاعاتی ارتش رژیم صهیونیستی حاکی از آن است که شاخه نظامی حماس (گردانهای قسام) به حدود ۲۷ هزار مبارز رسیده و ماهانه صدها بمب دستساز و راکت ضدتانک تولید میکند. این در شرایطی است که آتشبس شکنندهای برقرار شده و رژیم با وجود حملات هوایی روزانه، نتوانسته جلوی این روند را بگیرد.
اعتراف صهیونیستها به قدرت پایدار مقاومت
مقامات امنیتی رژیم صهیونیستی در گزارشهای محرمانه به فرمانده ستاد ارتش هشدار دادهاند که حماس از دوره آتشبس برای بازسازی ماشین جنگی خود استفاده کرده است.
تولید مهمات، تمرینات نظامی، نظارت بر نیروهای اشغالگر و حتی جمعآوری مالیات از کمکهای انسانی برای تأمین منابع، بخشی از این تلاشها بوده است.

یکی از افسران ارشد رژیم گفته است: «حماس نه تنها کنترل غزه را حفظ کرده، بلکه در حال گسترش نفوذ خود است.» این نگرانیها در حالی مطرح میشود که صهیونیستها امیدوار بودند با ترور رهبران و تخریب زیرساختها، مقاومت را به زانو درآورند. اما واقعیت میدانی خلاف این را نشان میدهد.
حماس با بهرهگیری از شبکه تونلهای پیچیده و تجربیات جنگی، توانسته بخشهای قابل توجهی از توان رزمی خود را احیا کند. واحدهای نخبه مانند نیروهای نُخبه نیز در حال تمرین مجدد هستند.
حتی در سایه محدودیتهای کمکهای انسانی، مقاومت با مدیریت هوشمندانه منابع و حمایت مردمی، خود را برای آینده نزدیک آماده میکند. این بازسازی، تنها نظامی نیست؛ بلکه شامل بازسازی نسبی زیرساختهای مدنی تحت کنترل حماس، توزیع کمکها و حفظ نظم اجتماعی است که مشروعیت مردمی آن را تقویت میکند.

مقاومت به عنوان محور تعیینکننده
در هر سناریوی پس از جنگ، مقاومت فلسطین کلید اصلی است. طرحهای تحمیلی مانند «هیئت صلح» تحت رهبری آمریکا که بازسازی را به خلع سلاح مقاومت مشروط کرده، با مقاومت قاطع مجاهدان روبرو شده است.
حماس تأکید دارد که هرگونه فرآیند سیاسی باید با خروج کامل اشغالگران، توقف تجاوزات و تضمین حقوق ملت فلسطین همراه باشد. این موضع، مانع اجرای آسان نقشههای صهیونیستی-آمریکایی شده و نشان میدهد که بدون توافق با مقاومت، هیچ ثبات یا بازسازی پایداری در غزه ممکن نیست.
مقاومت فلسطین با تکیه بر ایمان، حمایت مردمی و محور مقاومت (شامل حمایت ایران و دیگر نیروهای جبهه ضدصهیونیستی)، توانسته هزینههای سنگینی بر رژیم تحمیل کند.

بیش از ۸۰ درصد ساختمانهای غزه آسیب دیده یا ویران شده، اما روحیه جهادی ساکنان و مجاهدان همچنان بالاست. اعتراضات مردمی علیه حماس که گاهی صهیونیستها به آن دامن میزنند، محدود و تحت کنترل بوده و حماس با حضور پلیس و نیروهای امنیتی خود، نظم را حفظ کرده است.
بازسازی غزه بدون مقاومت نه تنها غیرممکن، بلکه فاقد حمایت و مشروعیت مردمی خواهد بود. هر تلاشی برای تحمیل اداره تکنوکراتیک یا نیروهای بینالمللی بدون هماهنگی با حماس، به عنوان ادامه اشغال تلقی میشود و مقاومت در برابر آن ادامه خواهد یافت.

تجربیات گذشته نشان داده که مقاومت هر بار قویتر از قبل برخاسته است. عملیات طوفانالاقصی ثابت کرد که استراتژی «مقاومت فعال» مؤثرتر از هر راهحل سازشکارانه است.
ابعاد استراتژیک بازسازی مقاومت
بازسازی توانمندیهای مقاومت شامل چندین لایه است:
نظامی: تولید سلاحهای ساده اما مؤثر، حفظ تونلها، آموزش نیروها و جمعآوری اطلاعات.
اقتصادی-اجتماعی: مدیریت کمکها، جلوگیری از سوءاستفاده اشغالگران، حمایت از خانوادههای شهدا و آوارگان.
سیاسی-رسانهای: حفظ وحدت جبهه داخلی فلسطین، افشای جنایات صهیونیستی در مجامع بینالمللی و تقویت تاثیرگذاری مقاومت.

این تلاشها با وجود فشارهای شدید صهیونیستی-آمریکایی ادامه دارد. رژیم اشغالگر که حتی یک آجر برای بازسازی غزه بدون خلع سلاح مقاومت اجازه نمیدهد، اکنون با واقعیت میدانی روبرو است که حماس همچنان حاکم بی چون و چرا بر غزه است.
حمایت محور مقاومت، به ویژه جمهوری اسلامی ایران، نقش کلیدی در این پایداری داشته است. ایران به عنوان پشتیبان اصلی جبهه ضدصهیونیستی، با ارائه کمکهای معنوی، سیاسی و لجستیکی، نشان داده که مقاومت تنها نیست. این حمایت، بخشی از استراتژی گستردهتر برای تضعیف هژمونی صهیونیستی-غربی در منطقه است.
در حال حاضر، صهیونیستها در باتلاق غزه گیر کردهاند. ادعای «نابودی حماس» دروغی بزرگ بوده و حالا خودشان به بازسازی آن اعتراف میکنند.
هرگونه بازسازی واقعی غزه نیازمند پذیرش واقعیت قدرت مقاومت است. ملت فلسطین با خون شهدای خود، حق تعیین سرنوشت را به دست آورده و اجازه نخواهد داد اشغالگران یا حامیانشان آینده آن را دیکته کنند.
مقاومت فلسطین امروز نماد زنده بودن آرمان آزادی قدس شریف است. در شرایطی که رژیم صهیونیستی با بحران داخلی، انزوای بینالمللی و هزینههای اقتصادی روبرو است، مجاهدان غزه با ایمان راسخ به پیش میروند.

این همان معادلات جدیدی است که عملیات طوفانالاقصی ایجاد کرد: رژیم اشغالگر آسیبپذیرتر از همیشه و مقاومت قویتر و مصممتر.
در پایان، باید گفت که تحولات غزه نشان میدهد مقاومت نه تنها عامل تعیینکننده است، بلکه تنها راه پیروزی و بازسازی عزتمندانه غزه از طریق آن میگذرد. صهیونیستها نگرانند چون میدانند تاریخ به نفع مقاومت در حال رقم خوردن است. ملت فلسطین و امت اسلامی با حمایت از این مقاومت، به سمت آزادی کامل قدس و فلسطین گام برمیدارند












