به گزارش خبرنگار ایرنا، افشین علا با حضور در برنامه زنده تلویزیونی آقای شهید ایران، درباره شعر «مردم خداحافظ» توضیح داد: برخی گله کردندو گفتند چرا مردم را خطاب قرار دادید؟ گفتم اینجا خطاب با مردم نیست بلکه بزرگان، خواص و مقامات مخاطب شعر است. افرادی که صاحب قدرت و نفوذ هستند، مردم همیشه خوب بودند و در تشییع حماسه فراموش نشدنی آفریدند.
این شاعر که در شعر «مردم خداحافظ» به رفتن رهبر شهید از تهران اشاره کرده است، ادامه داد: بیرون از شهید شدن آقای شهید ایران، رفتن رهبر شهید از تهران اتفاق کمی نیست؛ از منظر عاطفی این پیکر مطهر بعد از نیم قرن از پایتخت ایران میرود و ما دیگر حتی جسم ایشان را در شهر نداریم؛ این مساله انگیزش عاطفی شدیدی ایجاد میکند و به دلیل اینکه امامِ شهید حسینی زیست و حسینی شهید شد، اینگونه سرودم، این وصف حال از زبان خود شهدا در تعذیهها و مدایح رایج است.
او ادامه داد: شیعه خود را جای اهل بیت میگذارد و مصائبی که از زبان آنها بیان نشده، میگوید یکی از اختصاصات مکتب تشیع این است، زیرا به قدری عشق در مکتب ما فوران میکند که این امکان را به هر مخاطب میدهد تا عواطف خود را از زبان بزرگان مطرح کند.
رهبر شهید صمیمیت بینظیری به شاعران داشتند
علا با اشاره به اینکه در عزای رهبر شهید، دچار شور حسینی و عاشورایی بود، گفت: خداوند اراده کرد ملت ایران در این مقطع تاریخ شمهای از آنچه را در عاشورا رخ داد تجربه کنند. شهادت امام شهید یک تافته جدا بافته بود، غربت بعد از شهادت ایشان مرا یاد غربت شهدای کربلا انداخت.
به گفته این شاعر امام شهید در طول حیات محبت و صمیمیت بینظیری به شاعران داشتند و امروز هم خوشنود هستند که ما از زبان ایشان با مردم خداحافظی کنیم.
او افزود: ایشان همیشه با تواضع و مهربانی میگفتند «از مردم راضی هستم و مظلوم نیستم.» اما همه بزرگانی که منشا تحولات سرنوشتساز برای یک ملت میشوند، محال است که مظلوم نباشند، زیرا ادامه این مسیر مستلزم هزینههای بسیار است. این برای ما هم هزینه دارد و سخت است در آن مسیر دشنام و تهمت است. قضاوتهای نابجا است چه برسد به قافله سالار و شخص اول که دچار بیمهری قرار گرفتند.
رهبر شهید مردانه در برابر این جبهه استکبار ایستاد
علا درباره اقداماتی که رهبر شهید برای ایران انجام دادند، توضیح داد: ایشان مسیری را پیش روی ملت گذاشت که در دو یا سه قرن اخیر قابل تصور نبود. ایران در دوران قاجار و پهلوی از اقتدار باستانی خودش سقوط کرده بود با اینکه آیین کهن و فرهنگ باستانی داشتم، اما از نظر سیاسی و نظامی به شدت وابسته بودیم.
او گفت: محمدرضا پهلوی و قبل از او رضا پهلوی از ایران فرار کردند، احمدشاه قاجار و محمدعلی شاه قاجار هم فرار کردند. تا چه زمانی باید سلاطین ایران را بیاورند و ببرند و ایران را تحقیر کنند؟ آقای شهید مردانه دربرابر این جبهه استکبار ایستاد و گفتند که میتوانیم.
رهبر شهید حکیمی جامعالاطراف بودند
علا با بیان اینکه آقای خامنهای یک حکیم جامعالاطراف بود، ادامه داد: علت شور و اشتیاق بیمثال ملت با گرایشهای مختلف در فقدان ایشان این است که به معدلی از فضائل و مطالبات تاریخی ملت باستانی ایران در شخصیت خود رسیده بود. ایشان رهبر دینی و در حوزههای علمیه و بدنه فکری و عقیدتی نظام در صدر بودند. ایشان یک فرمانده هوشمند در عرصه نظامی بودند و نظامیها میگویند طراحیها و نقشههای ایشان در امور نظامی محیر العقول بود و برای توانمندیها و غافلگیر نشدن ایران برنامه داشتند.
این شاعر با اشاره به اینکه رهبر شهید انقلاب رهبری جبهه مقاومت را بر عهده داشتند، ادامه داد: در کنار دشواری مدیریت کردن قوا توانستند مجاهدان آزاده و خوشفکر را تربیت کنند. سیدحسن نصرالله که نماد ادب قهرمان در بین اعراب است یک حکیم مجاهد بود و از شاگردان آیتالله خامنهای محسوب میشود.
او ادامه داد: در عرصه حکمت، دانش با همه اصناف مینشستند و با اقتضائات آن حیطه حرف نو میزدند، از مظلومیتهای رهبر شهید این بود که وقتی شعار سال را میگفتند حتما درباره اقتصاد بود.
رهبر شهید در اوج سریر باشکوه ولایت مراقب فرزندان فرهنگی خود بود
علا با اشاره به توجه رهبر شهید به حوزههای مختلف ادبی و هنری، بیان کرد: دوستان ما در حوزههای مختلف مثلا هنرهای تجسمی، سینما، طنز و کاریکاتور، میگویند ما با آقا نشست و برخاست داشتیم، آثار ما را میدیدند، نقد میکردند. ایشان در اوج سریر باشکوه ولایت مراقب فرزندان کوچک و سربازان کوچک خودشان در همه جبههها از جمله جبهه فرهنگی بودند.
او ادامه داد: در ادبیات ایشان یک شاعر توانمند و چیرهدست بودند، از خودشان اشعار کمی منتشر کردند اما بسیار گزیده، به جا و نغز بود، یعنی، رهبر شهید یک شاعر به معنای واقعی کلمه بود و غیر از این یک منتقد هوشیار تیزبین به شمار میرفت. نکتههایی که ایشان درباره اشعار شاعران میگفتند، به وضوح بدیع بود.
این شاعر با تاکید بر اینکه گفتوگوهای رهبر شهید با شعرا به شب شعرها محدود نبود، بیان کرد: جویای احوال بودند، گاهی میگفتم، با محاسبات عقلانی ما نمیتوان در نظر گرفته که ایشان فرصت کنند این همه اثر را ببیند تا جایی که من امروز میتوانم ادعا کنم که خود من، منِ نوعی میتوانم بگویم که دلسوزترین، پیگیرترین و مشوقترین مخاطبان خودم را از دست دادم. من دچار این اندوه و خسران بزرگ شدم.
آن روز تلختر از روزهای تشییع در تهران خواهد بود
علا در ادامه درباره شعری که برای زمان خاکسپاری رهبر شهید سروده است، گفت: این شعر را برای روز وداع آخرین در مشهد سرودم. فکر میکنم آن روز تلختر از روزهای تشییع در تهران خواهد بود، زیرا برای همیشه با ایشان وداع میکنیم.
او شعر خود را برای نخستین بار در ایرنا خواند:
باز این چه شورش است خدایا، پیغمبرا، حسین شهیدا/ از کربلا به داد دلم رَس سقای تشنه سَرو رشیدا
در ماتمی که سوخته جان را، هم جان شیعه و جهان را/ هم یاری کنید امام زمان را، شیخ صدوق و شیخ مفیدا
پیری که خواب خصم برآشفت، عمری جهاد کرد و به خون خُفت/ در وصف او جز این نتوان گفت، عاشَ سعیداً و ماتَ سعیداً
این ملک لطمهها ز خزان دید، هم بیشمار داغ جوان دید/ اما قیامتی که عیان دید، تشییع توست پیر فقیدا
شد کربلا دوباره مجسم، یا داد از این اسیری و ماتم / بعد از تو ما چگونه بمانیم در شام تیره، صبح سپیدا
جانت که سوخت در ره اسلام، در مشهد رضا شده آرام/ آسوده سرگذرا و بیارام، بر دامن مراد، مریدا
حالا که خود شفیع نفوسی، یار و ملازم شه طوسی/ در سایهسار شمس شموسی، بر ما بتاب نور امیدا
بردم شکایت از غم هجران، در پاسخ من ایزد منان/ گفت از طریق آیه قرآن ذَرۡنِی وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِیدࣰا
این مصرع اشارهای به آیه شگفتانگیر ۱۱ سوره المدثر است.
بوریانشین فلک پیما
علا همچنین غزلی با نام «بوریانشین فلک پیما» خواند:
رخساره چو ماه تو را نازم/ آرامش نگاه تو را نازم
بر تارک سپیدهی پیشانیت/ عمامهی سیاه تو را نازم
در قاب آسمانی آن عینک/ چشمان خیرخواه تو را نازم
هم خندهی همیشگی شیرین/ هم بغض گاهگاه تو را نازم
عمری اگرچه خون جگر خوردی/ آتشفشانِ آهِ تو را نازم
بعد از تو شد زمین و زمان، مبعوث/ انبوهی سپاه تو را نازم
ای بوریانشین فلکپیما/ در عرش، فرش راه تو را نازم
آن خانهی محقر ویرانه/ بی حِصن و جانپناه تو را نازم
با دخترت به فاطمه زهرا/ ملحق شدی، گواه تو را نازم
آوردهای نواده به قربانگاه/ آهوی بیگناه تو را نازم
ای جاننثار خفته کشوردوست/ گودال قتلگاه تو را نازم













