خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
نیویورک تایمز در گزارشی اعلام کرد که حملات موشکی جدید ایران به دو کشتی تجاری در تنگه هرمز، آزمونی دیگر برای آتشبس میان ایران و آمریکا بود. یک مقام آمریکایی تأخیر شب دوشنبه به وقت شری تأیید کرد که موشکهای ایران به دو کشتی در این آبراه اصابت کرده، اما تلفاتی در پی نداشته است. سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز صبح سهشنبه از اصابت یک پرتابه ناشناس به یک نفتکش در سواحل عمان و وقوع آتشسوزی خبر داد، بدون آنکه خسارت جانی یا زیستمحیطی گزارش شود.
این روزنامه آمریکایی میافزاید که ایران از کشتیها انتظار دارد از مسیر نزدیک به سواحل این کشور عبور کنند، نه از سمت عمان. نیویورک تایمز تصریح میکند که ترافیک کشتیرانی از ۲۰ ژوئن و همزمان با اجراییشدن توافق آتشبس اولیه افزایش یافته است. با این حال، روز دوشنبه تنها ۳۶ فروند کشتی از تنگه عبور کردند که بسیار کمتر از میانگین روزانه بیش از ۱۰۰ فروند پیش از جنگ است. قیمت نفت برنت نیز با ۱ درصد افزایش به ۷۳ دلار در هر بشکه رسید، اما همچنان نزدیک به سطوح پیش از جنگ باقی مانده است. با وجود این، متوسط قیمت بنزین در آمریکا با ۳.۷۹ دلار در هر گالن، حدود ۲۷ درصد بالاتر از پیش از جنگ است.
خبرگزاری آسوشیتد پرس از دبی گزارش داد که یک نفتکش در حال تردد در سواحل عمان در تنگه هرمز، بامداد سهشنبه پس از اصابت یک پرتابه دچار آتشسوزی شد. بر اساس اعلام مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO)، این پرتابه به سمت چپ شناور که در حال حرکت به سمت جنوب و خروج از تنگه به سوی دریای عمان بود، اصابت کرد و خسارت زیستمحیطی در پی نداشت.
این گزارش میافزاید که تلویزیون دولتی ایران به نقل از منابع ناشناس مدعی شد این نفتکش حامل گاز طبیعی مایع از قطر، پس از نادیده گرفتن اخطارها هدف حمله قرار گرفته است، اما جمهوری اسلامی ایران رسماً مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است. تهران پیشتر بارها اعلام کرده بود که تنها مسیر مورد تأییدش در تنگه امن است و مظنون به حمله به کشتیهایی است که از مسیر دیگری در نزدیکی ساحل عمان استفاده میکنند. این حمله در شرایطی رخ داد که مراسم تشییع پیکر آیتالله سید علی خامنهای، رهبر فقید انقلاب اسلامی که در آغاز جنگ به شهادت رسید، ادامه دارد .
آسوشیتد پرس تصریح میکند که آمریکا برای پیشبرد مذاکرات جهت بازگشایی کامل تنگه هرمز و پایان دائمی جنگ اشتیاق دارد، اما حملات پیشین در این آبراه با حملات تلافیجویانه آمریکا و سپس حملات ایران به کشورهای عرب خلیج فارس همراه شده و این چرخه خطر تشدید تنش را افزایش داده است. مذاکرات ایران و آمریکا نیز تا پس از خاکسپاری رهبر فقید به حالت تعلیق درآمده و نشانههای فزایندهای از خواست انتقامجویی عزاداران در مراسم تشییع مشاهده میشود.
مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) در تحلیلی به قلم مایکل رَتنی، سفیر پیشین آمریکا در عربستان سعودی، نوشت که جنگ ایران تأثیرات متناقضی بر شراکت راهبردی ریاض و واشنگتن گذاشته است. به نوشته این تحلیل، عربستان سعودی خواستار این جنگ نبود و در مورد آن مشورت معناداری با این کشور صورت نگرفت و فقدان شفافیت درباره اهداف متغیر واشنگتن و تعهدات امنیتی آن، این مناقشه را به آزمونی دشوار برای شراکت امنیتی دوجانبه تبدیل کرد.
این گزارش میافزاید که جنگ، منطق اصلی تمایل عربستان به همسویی با آمریکا را که باید تهدید ایران را کاهش میداد، وارونه ساخت و ریاض را در موقعیت جذب پیامدهای کارزاری قرار داد که آن را انتخاب نکرده بود. با این حال، نیاز مبرم به سامانههای پیشرفته پدافندی، اشتراکگذاری اطلاعات و حمایتهای لجستیکی که تنها ایالات متحده قادر به تأمین آن است، عملاً عمق همکاریهای عملیاتی را افزایش داد. این تحلیل تصریح میکند که این رابطه به نقطه گسست نرسیده، اما این جنگ آن را فرسوده کرده است و هیچ جایگزین آسانی برای ایالات متحده به عنوان شریک امنیتی اصلی وجود ندارد.
در موضوع عادیسازی روابط با اسرائیل، این گزارش نتیجه میگیرد که جنگ ایران، مقدمات راهبردی آن را تضعیف کرد. تجربه امارات متحده عربی که با وجود میزبانی از گنبد آهنین اسرائیل، بیشترین حملات ایران را متحمل شد، این تصور را که همسویی با تلآویو امنیتآور است، در هم شکست. سیاسآیاس تأکید میکند که عربستان سعودی بر پیششرط تشکیل کشور فلسطین پافشاری میکند و در غیاب آن، عادیسازی رخ نخواهد داد. تحلیلگران این اندیشکده آمریکایی اذعان میدارند که افکار عمومی عرب، اسرائیل را به عنوان «نیروی بیثباتکننده اصلی» منطقه میبیند و عادیسازی در شرایط کنونی منتفی است.
رسانه های عربی
المیادین در مقاله ای با مرور مکانهایی که زندگی و فعالیتهای آیتالله شهید سید علی خامنهای با آنها گره خورده بود، تشییع او را روایتی از حافظه تاریخی تهران میداند.
نویسنده از دماوند و مسیرهای کوهپیمایی توچال آغاز میکند و سپس به مصلای امام خمینی، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران، میدان انقلاب و میدان فلسطین میپردازد؛ مکانهایی که هر یک بخشی از فعالیتهای سیاسی، فرهنگی و مذهبی ایشان را بازتاب میدهند.
همچنین مسجد ابوذر، محل سوءقصد سال ۱۳۶۰، جماران، حرم امام خمینی(ره)، بهشت زهرا، دانشگاههای مهم و حسینیه امام خمینی بهعنوان ایستگاههای مهم زندگی رهبر شهید انقلاب معرفی میشوند. نویسنده این مکانها را نماد پیوند رهبر انقلاب با مردم و انقلاب اسلامی میداند و حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع را نشانه وفاداری آنان به او و استمرار حمایت از نظام جمهوری اسلامی توصیف میکند.
در پایان، این حضور مردمی به دماوند تشبیه میشود؛ نمادی از استقامت و پیامی بازدارنده به دشمنان ایران مبنی بر اینکه ملت، پشتوانه اصلی انقلاب و قدرت کشور است.
رأی الیوم در مقاله ای با استناد به سخنان اخیر محسن رضایی، آتشبس و تفاهم میان ایران و آمریکا را نه مقدمه صلح، بلکه «تلهای راهبردی» برای ایران توصیف میکند. به باور او، آمریکا و اسرائیل سابقهای در پایبندی به توافقها ندارند و از دوره آتشبس برای بازسازی توان نظامی، تشدید فشارها و آمادهسازی مرحله بعدی درگیری استفاده میکنند.
مقاله تأکید می کند که پذیرش توقف درگیری پیش از دستیابی به پیروزی کامل، فرصت تجدید قوا را به دشمن داده و خطر گسترش حملات را افزایش داده است. همچنین نویسنده نقش میانجیها را در طولانی شدن روند مذاکرات و ایجاد امید به توافق، در حالی که تحریمها و فشارها ادامه دارد، مورد انتقاد قرار میدهد.
وی تأکید میکند ایران باید تنها در صورت دریافت تضمینهای واقعی، رفع کامل تحریمها، جبران خسارتها و پایان تهدیدهای نظامی، هرگونه توافق را بپذیرد و در برابر هرگونه نقض آتشبس با قاطعیت واکنش نشان دهد. از نگاه او، حفظ بازدارندگی و مقاومت، تنها راه جلوگیری از تشدید فشارها و تأمین منافع و امنیت ملی ایران است.
الشرق الاوسط در مقاله ای نوشت: یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران بیش از آنکه یک توافق پایدار باشد، توافقی اضطراری برای توقف جنگ است. ابهام در مفاد آن، بهویژه درباره برنامه هستهای، تنگه هرمز و تحریمها، همراه با بیاعتمادی عمیق دو طرف و اختلافات داخلی در ایران، آینده مذاکرات را نامطمئن کرده است.
نویسنده میگوید تهران تلاش دارد توافق را به فرصتی برای کاهش فشارهای اقتصادی تبدیل کند، در حالی که واشنگتن نیز تحت تأثیر فشارهای داخلی، انتخابات و پیامدهای اقتصادی جنگ، به دنبال مدیریت بحران است. از نگاه مقاله، نه جنگ نتیجه سیاسی قاطعی داشته و نه دیپلماسی توانسته اختلافات را حل کند؛ بنابراین منطقه همچنان در وضعیت «تنش خاموش» قرار دارد و احتمال بازگشت درگیری یا تشدید فشارهای اقتصادی وجود دارد.
همچنین نویسنده احتمال تقسیم نفوذ میان آمریکا و ایران را بعید میداند و تأکید میکند که کشورهای خلیج فارس باید با تقویت هماهنگی و همکاری میان خود، برای مواجهه با تحولات آینده و حفظ امنیت منطقه آماده باشند












