خبرگزاری مهر، گروه استانها، هما اکبری: این شبها، برای مردمی که سوگ را با ارادت گره زدهاند، سختتر از هر تصوری است.
در آستانه اشرفیه، همزمان با انتقال پیکر مطهر قائد شهید امت حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای و برگزاری آیین تشییع در تهران، قم و نجف فضای شهر سنگین از بغضی عمیق بود؛ بغضی که در پناه سکوت نمیماند و هر لحظه آماده بود تا به فریادی مقتدرانه بدل شود.
مردم آستانه اشرفیه اما در این یکصد و سیامین شب حضور پیاپی خود در خیابانها، نشان دادند که اندوه برای آنان تنها یک احساس زودگذر نیست؛ بلکه انگیزهای است برای حرکت، برای استمرار و برای «ادای دین» به رهبری که عمری برای عزت این ملت کوشید. آنچه در این شبها رخ میدهد، فراتر از یک تجمع معمولی است؛ هر قدم، هر نگاه و حتی هر مکث در این مسیر، روایتی از یک وفاداری بیپایان را به تصویر میکشد.

پرچمی که بر دوش مسئولیت سنگینی میکند
«مهناز خلیلی»، بانوی انقلابی که با دو فرزند قد و نیم قد و مشتهای گرهکرده به یاد رهبر شهید در این اجتماع حضور یافته بود، در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به جایگاه رهبر فقید انقلاب اظهار کرد: رهبر شهید، پدری مهربان برای تمام ایرانیان بود و مصیبت از دست دادن چنین پدری، بسیار سنگین است؛ اما خوشبختانه امروز پسرشان در کنار ماست و امیدواریم سایهاش بر سر این ملت مستدام بماند.
وی با تأکید بر دلیل حضور خانوادگی خود در این شبها افزود: فرزندانم را آوردم تا راه امام خامنهای را که همان راه مقاومت است، از دل این اجتماعات به تماشا بنشینند و آن را برای نسلهای آینده حفظ کنند.
خلیلی با اشاره به اینکه این حضور برای او صرفاً یک همراهی زودگذر نیست، گفت: این حضور، حداقل «ادای دین» ما برای حفظ مسیر و میراثداری نسلهای بعد است. ما تا آخرین نفس، راه رهبر شهید را ادامه میدهیم و هرگز اجازه نمیدهیم زیر بار ذلت برویم.
از جمع نباید جا ماند؛ استواری، رمز ماندگاری است
«راضیه رمضاننژاد»، دیگر شهروند آستانهای که نزدیک به دو سوم از شبهای این حضور را در میدان بوده است، در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به ابعاد این تجمعات تصریح کرد: این حضور پرشور، همدلی، وحدت و انسجام ملی را به بهترین شکل به نمایش میگذارد.
وی با تأکید بر ضرورت استوار ماندن در این مسیر تصریح کرد: باید همچون رهبر شهید، قوی باشیم و برای حفظ استقلال کشورمان از هیچ چیز نهراسیم. رهبر شهید یک پدر نمونه و تکیهگاه بزرگ این کشور بود و مهمترین درس ایشان برای ما، حفظ استقلال و عزت ملی بود.
رمضاننژاد با اشاره به ادامه این راه تا پای جان گفت: تا نفس داریم، این راه را ادامه میدهیم و نمیگذاریم زیر بار ذلت برویم. این حضور، صرفاً برای نشان دادن خودمان نیست؛ این حضور، ادامهدهنده حرکت سیدالشهدای کربلا و انقلاب اسلامی است و ما در این مسیر، استوار و مصمم خواهیم ماند.
دکتر میشوم تا راه رهبر شهید را ادامه دهم
«نازنین فاطمه مژدهای»، حافظ یک جزء از قرآن کریم، نوجوانی که در این اجتماع حضور داشت، در گفتگو با خبرنگار مهر با چشمانی پر از امید از رهبر شهید به عنوان یک معلم مهربان یاد کرد و گفت: او به ما آموخت که از شهر و کشورمان مراقبت کنیم و ما چیزهای زیادی از ایشان فراگرفتیم.
این حافظ قرآن با اشاره به حسرت دیدار رهبر شهید اضافه کرد: من همیشه دوست داشتم حافظ کل قرآن شوم تا بتوانم رهبرم را زیارت کنم، چون شنیده بودم ایشان با حافظان قرآن دیدار دارند. هرچند این آرزو با شهادت ایشان محقق نشد، اما ناامید نیستم؛ انشاءالله حافظ کل میشوم و با پسر عزیزشان، حضرت سید مجتبی امام خامنهای (مدظلهالعالی) دیدار میکنم.
وی با اشاره به درسی که از رهبر شهید گرفته است، گفت: من از حضرت آقا آموختم که باید همچون ایشان از کشورم محافظت کنم و قول میدهم که درس بخوانم و پزشک شوم تا بتوانم سلامت هموطنانم را تأمین کنم. این حضور من، ادامه همان عهدی است که با رهبرم بستهام.
مژدهای در پایان و با شعار «مرگ بر آمریکا»، این فریاد را پایان هرگونه ظلم و استکبارستیزی دانست و بر لبیک به فرمان سید مجتبی امام خامنهای، به عنوان رهبر و پدر جدید ملت ایران، تأکید کرد.

اندوه هست، اما توقف نه
آنچه در آستانه اشرفیه در این یکصد و سیامین شب حضور به چشم میخورد، فراتر از یک تجمع معمولی است. «ادای دین» در این شهر، از سطح شعار عبور کرده و به مؤلفهای در سبک زندگی تبدیل شده است؛ مهناز خلیلی این مسیر را با ادامهی راه در نسلها پیوند میزند، راضیه رمضاننژاد بر استواری و تکیهگاه خانواده تأکید میکند و نازنینفاطمه مژدهای، آینده را با قرآن، تحصیل و عهد به سلامت کشور معنا میبخشد.
این تفاوتهای کوچک اما ظریف در کنار هم، تصویری روشن ترسیم میکند که «اندوه هست، اما توقف نه». آستانه اشرفیه این شبها را با بغض پنهان و فریادی با صلابت میگذراند؛ جایی که حضور مردم به استمرار یک نگاه و یک عهد تبدیل میشود. وقتی مادران، کودکان و نوجوانان، حضور را به مراقبت، تربیت و آینده پیوند میزنند، راه نیز زنده میماند.
آری، شهادت پایان یک واقعه نیست؛ آغاز یک عهد است که در دل خانوادهها تکرار میشود و در حرکت، شکل و معنای خود را نشان میدهد؛ عهدی که مردم آستانه اشرفیه، یکصد و سیمین شب آن را با صلابت تمام، در خیابانها فریاد زدند.













