به گزارش ایرنا، از ساری تا بابل، از آمل تا بهشهر و از روستاهای جلگهای تا شهرهای کوهپایه، آیینهای سوگواری و وداع مردمی در مازندران در سوگ آقای شهید رهبر عالی قدر و عالی مقام انقلاب اسلامی در حالی برگزار شد که مردم، با حضور در مساجد، حسینیهها، میادین و خیابانها، اندوه خود را در قالب اشک، سکوت، نوحه و همدلی با یکدیگر به نمایش گذاشتند.
مازندران، استانی که در لحظههای بزرگ تاریخی همواره چهرهای مردمی از خود نشان داده، این روزها حال و هوایی متفاوت دارد. پرچمهای عزا بر سردر بسیاری از اماکن برافراشته شده، صدای نوحه از محلهها به گوش میرسد و مردم، از پیر و جوان گرفته تا بازاری و کشاورز و دانشجو، هر یک به شیوه خود در آیینهای سوگواری رهبر شهید شرکت میکنند. آنچه در شهرها و روستاهای استان دیده میشود، فقط برگزاری یک مراسم رسمی نیست؛ بلکه بروز نوعی اندوه است که در رفتار، گفتوگو و چهره مردم جاری شده است.
با فرارسیدن روزهای سوگواری، جایجای مازندران رنگ ماتم به خود گرفته است. خیابانهای اصلی شهرها، میادین، مساجد، تکایا و حسینیهها از ساعات ابتدایی روز حادثه تاکنون میزبان مردمی است که برای ادای احترام و شرکت در مراسم وداع گرد هم آمدهاند. در بسیاری از نقاط استان، کسبه با نصب پارچههای مشکی و جملات تسلیت بر سردر مغازهها، با این فضای عمومی همراه شدهاند و رفتوآمد مردم نیز بیش از هر چیز، حال و هوای را دیگری را به مازندران بخشیده است.
در ساری، مرکز استان، گروههای مختلف مردمی خود را به محل آیینهای سوگواری میرسانند. برخی در سکوت ایستادهاند، برخی اشک میریختند و برخی دیگر زیر لب صلوات و دعا زمزمه میکردند. حضور خانوادهها در کنار یکدیگر، تصویر برجسته این مراسم بود؛ مادرانی که دست کودکانشان را گرفته بودند، و عکس آقا را در دست داشتند. پدرانی که با چهرهای اندوهگین در صفوف جمعیت ایستاده بودند و سالمندانی که با وجود دشواری رفتوآمد، خود را به موکبها رسانده بودند. جایی که بتوانند در سیل عاشقان سید علی خامنهای با آرمانهای انقلاب اسلامی تجدید بیعت کنند.
در بابل و آمل نیز فضای عمومی شهر تحت تأثیر این مراسم قرار گرفت. صدای نوحهخوانی از میدانها و محلههای قدیمی به گوش میرسد و دستههای عزاداری در مسیرهای مشخصشده حرکت میکنند. جوانان در کنار نیروهای مردمی، در نظمبخشی به مراسم، توزیع آب و پذیرایی ساده از عزاداران در موکبها نقش داشتند. برخی از مردم با در دست داشتن شمع، برخی با پرچمهای عزا و برخی تنها با چشمانی اشکبار در این آیینها شرکت کردند.
اما آنچه بیش از هر چیز در این مراسم خودنمایی میکند، روایتهای مردم بود؛ روایتهایی که هر کدام، بخشی از این اندوه اجتماعی را توضیح میداد. مردی میانسال در یکی از مراسمهای مرکز استان، در حالی که نگاهش را از جایگاه مراسم برنمیداشت، گفت: «آمدهایم که بگوییم در این غم تنها نیستیم؛ مردم وقتی داغی بزرگ میبینند، کنار هم میایستند. مقاومت میکنند و این راز اقتدار ایرانیان است و این اقتدار را مرهون شجاعت حضرت آقا هستیم».
در گوشهای دیگر، زنی سالخورده که تسبیح در دست داشت، آرام اشک میریخت و فقط میگفت: «داغ این روزها برای ما خیلی سنگین است.»
در شهرهای شرقی مازندران از جمله نکا، بهشهر و گلوگاه نیز مراسم سوگواری با حضور اقشار مختلف مردم برگزار میشود. در برخی مناطق، آیینها پس از نماز جماعت آغاز شده و مردم تا ساعتها در مساجد و محوطههای اطراف ماندهاند. قرائت قرآن، مداحی، مرثیهخوانی و سخنرانی از بخشهای اصلی این برنامهها بود، اما بخش مهمتر، همان حضور بیواسطه مردم است. حضوری که در سکوتهای طولانی، نگاههای خیره و گاه در بغضهای فروخورده خود را نشان میدهد.
در غرب مازندران، از چالوس و نوشهر تا عباسآباد، تنکابن و رامسر نیز مراسم وداع مردمی با حال و هوایی مشابه برگزار شد. بسیاری از مردم، با وجود گرمای هوا و مشغله روزانه، در جمع عزاداران هستند و برای آقای شهید بی تابی می کنن. در برخی مناطق، بازاریان پیش از آغاز مراسم، فعالیت خود را محدود کردند و در کنار مردم به صفوف سوگواران پیوستند. در برخی روستاها نیز مراسم با سادگی، اما با مشارکت گسترده اهالی برگزار میشود؛ زنان در تدارک فضای پذیرایی بودند، مردان در آمادهسازی محل کمک میکردند و نوجوانان، در کنار بزرگترها، بخشی از مسئولیتهای اجرایی را برعهده داشتند.
نقش روستاها در این میان قابل توجه است. در بسیاری از روستاهای مازندران، سوگواری نه یک برنامه اعلامشده، بلکه بخشی از زیست جمعی مردم در فراق آقای شهید است. بلندگوهای مساجد، خبر برگزاری مراسم را به گوش اهالی رساندند و ساکنان، دستهدسته به محل اجتماع آمدهاند.
در این فضا، پیوندهای محلی، خویشاوندی و همدلی اجتماعی بیشتر از همیشه خود را نشان میداد. همان راز ایرانیها که رهبر شهید بر وحدت و اتحاد مقدس تأکید داشتند. بسیاری از مردم پس از پایان مراسم نیز محل را ترک نمیکنند و در گروههای کوچک، از خاطرهها، از روزگار و از سنگینی این فقدان با یکدیگر سخن میگویند.
یکی از وجوه برجسته این روزها، حضور پررنگ نسل جوان است. نوجوانان و جوانانی که شاید تجربه مستقیم بسیاری از وقایع تاریخی پیشین انقلاب را نداشتهاند، این بار در کنار خانوادههای خود در آیینهای سوگ و داغ آن امام شهید حاضر شدند.
هیئتهای مذهبی و مجموعههای مردمی نیز به شکل خودجوش در برگزاری هرچه بهتر برنامهها همکاری میکنند این همراهی باعث شده که مراسم در عین پرشوری، با آرامش و انسجام برگزار شود.
صدای نوحه، پرچمهای عزا، اشک بر گونه و حضور جوانان در کنار خانوادهها و حرکت آرام جمعیت در خیابانها و محلهها، همگی سوگ عمومی مردم ایران را نشان میدهد ا. چون اقصی نقاط جهان اسلام مازندران این روزها در این سوگ بزرگ است؛ سوگ عالم عادل شجاع و مدبر و فقیهی که درس اتحاد را به مسلمانان آموخت و شعاع سخنانش مرزهای روشن اقتدار را برجسته کرده است.
آنچه که در چهره شهرها نشسته، در صدای مردم جاری شده و در همدلی کمنظیر آنان جلوه یافته است خود نشان از عشق به ولایت و به آرمانهای آن عالم فرزانه حضرت آیت الله خامنهای رهبر و قائد شهید امت است. در این میان، شاید یکی از مهمترین تصاویر، همین مردم هستند مردمی که با قلبی اندوهگین آمدهاند تا بگویند در روزهای دشوار، کنار هم میمانند و غم را با یکدیگر تاب میآورند تا روزی که پرچم را در کنار ولی زمان به صاحب الزمان برسانند.
















