به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران با انتشار گزارشی نوشت:
اکنون توافقی موقت میان ترامپ و پزشکیان برای پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا، بازگشایی تنگه هرمز و لغو تحریمهای نفتی ایران امضا شده است. پیامدهای این تحول فراتر از خاورمیانه رفته و بر شکلگیری ائتلافها، روابط دیپلماتیک و جهتگیری قدرتهای بزرگ تأثیر گذاشته است. در این میان، چین ناچار شده جایگاه خاورمیانه را در اولویتهای سیاست خارجی خود بازتعریف کند.
تغییر اولویتهای سیاست خارجی چین
پکن پیش از وقوع جنگ نیز در حال بازنگری در سیاست خارجی خود بود. در آوریل ۲۰۲۵، کنفرانس مرکزی امور کشورهای همسایه برگزار شد که نخستین نشست از این نوع در دوازده سال گذشته بود. در این نشست، چین تصمیم گرفت کشورهای پیرامونی و همسایه خود را به مهمترین اولویت دیپلماتیک تبدیل کند. این تغییر به معنای کاهش اهمیت نسبی خاورمیانه در راهبرد جهانی چین بود. اکنون جنگ ایران و آمریکا این پرسش را برای پکن ایجاد کرده که چه اهدافی را در منطقهای دنبال کند که دیگر در صدر دستور کار سیاست خارجی آن قرار ندارد.
بازآرایی موازنه قدرت در غرب آسیا
جنگ اخیر آرایش سیاسی منطقه را تغییر داده است. اسرائیل بیش از پیش به آمریکا نزدیک شده و ایران نیز فاصله بیشتری از واشنگتن گرفته است. در نتیجه، تهران همچنان به چین وابسته خواهد ماند و پکن میتواند با هزینهای اندک نفوذ خود را حفظ کند. در مقابل، توجه اصلی چین اکنون به کشورهای عربی خلیج فارس معطوف شده است.
محدودیتهای حمایت چین از ایران
چین در سالهای اخیر با خرید بخش عمده صادرات نفت ایران و خودداری از محکوم کردن اقدامات تهران، از جمهوری اسلامی حمایت کرده است. با این حال، جنگ اخیر نشان داد که این حمایت سقف مشخصی دارد. اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها یکی از پایههای سیاست خارجی چین محسوب میشود و پکن تمایلی به ارائه حمایت نظامی مستقیم یا استقرار نیرو در خاک ایران ندارد. از آنجا که ایران شریک قدرتمند جایگزینی در اختیار ندارد، ناچار است این محدودیتها را بپذیرد. بنابراین، روابط چین و ایران پایدار اما کمهزینه باقی خواهد ماند.
نگرانی چین
بزرگترین نگرانی چین آن است که عربستان و امارات به طور کامل در مدار راهبردی آمریکا قرار گیرند؛ وضعیتی که نفوذ سیاسی پکن را کاهش میدهد. با این حال، چین به دلیل تمرکز بر همسایگان خود، منابع محدودی برای رقابت در خاورمیانه اختصاص داده و این منطقه را بیشتر بهعنوان منبع انرژی و بازار اقتصادی مینگرد.
امارات؛ نزدیکترین شریک خلیج فارس به آمریکا
در میان کشورهای عربی خلیج فارس، امارات بیش از دیگران به آمریکا نزدیک شده است. این کشور در جریان جنگ شاهد عملکرد سامانههای دفاعی آمریکایی در رهگیری موشکها و پهپادها بود و به این نتیجه رسید که تنها واشنگتن قادر به تضمین امنیت آن است. مقامات امارات نیز آمریکا را شریک اصلی امنیتی خود معرفی کردهاند. افزون بر این، ابوظبی در پروژههای فناورانه آمریکا مانند زنجیره تأمین تراشهها و طرحهای هوش مصنوعی مشارکت کرده و همکاریهای فناورانه خود با چین را محدود ساخته است. این وابستگی امنیتی و فناوری، فضای همکاری امارات با چین را کاهش داده است.
عربستان؛ فرصت باقیمانده برای چین
در مقابل، عربستان سعودی همچنان انعطاف بیشتری در روابط خارجی خود نشان میدهد. چین در سال ۲۰۲۳ نقش مهمی در احیای روابط دیپلماتیک تهران و ریاض ایفا کرد و در توافق اخیر ایران و آمریکا نیز از روند مذاکرات حمایت نمود. عربستان برخلاف امارات خواهان استقرار دائمی نیروهای آمریکایی نبوده است. این کشور از نخستین خریداران موشکهای بالستیک چینی بوده و در برخی ابتکارات اقتصادی و فناوری آمریکا مشارکت نکرده است. همین فاصله نسبی از ساختار امنیتی آمریکا، فضایی را برای تداوم حضور چین در عربستان فراهم کرده است.
آینده حضور چین در منطقه
پس از جنگ ایران و آمریکا، برنامههای دیپلماتیک چین در منطقه با وقفه مواجه شده است. نشست چین و کشورهای عربی و همچنین اجلاس مشترک چین و شورای همکاری خلیج فارس به تعویق افتادهاند. در شرایط کنونی، ایران بیش از پیش به چین وابسته شده و اسرائیل نیز به طور کامل در محور آمریکا قرار گرفته است. بنابراین، هدف اصلی پکن حفظ فضای همکاری با عربستان و امارات و جلوگیری از پیوستن کامل آنها به اردوگاه واشنگتن است. چین قصد ندارد بر خلیج فارس مسلط شود، بلکه میخواهد مانع از آن شود که کشورهای عربی به نقطهای برسند که همکاری راهبردی با پکن به شدت محدود گردد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.












