روایت کتاب تازه نشر" تغییر رژیم" از پشت پرده جنگ 12 روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران

عصر ایران جمعه 19 تیر 1405 - 11:41
کتاب توضیح شگفت‌انگیزی از تصمیم ترامپ برای بمباران فردو دارد و می‌گوید که برخی کسانی که در اتاق تصمیم‌گیری بودند، بعدها حس غالب را چنین به یاد آوردند: ترامپ که از توان نظامی اسرائیل شگفت‌زده شده، به پوشش رسانه‌ای موفق آن حسادت کرده و مشتاق است خودش هم وارد عمل شود.

کتاب "تغییر رژیم" کمی بیش از یک هفته است که منتشر شده. این کتاب حاصل حدود هزار مصاحبه با اطرافیان، مشاوران، نزدیکان و مسئولان کمپین‌های تبلیغاتی ترامپ است. کتاب از نظر جزئیات رفتارها، نحوه تصمیم‌گیری و ساختار کاخ سفید در دوران ترامپ و البته جزئیات مربوط به دو جنگ با ایران، بسیار خواندنی است.

به گزارش عصرایران، کانال تلگرامی"مسودات" بخش ها و گزیده هایی از این کتاب را برگزیده و به فارسی ترجمه کرده است که در پی می آید: 

یک صبح، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، وارد دفتر بیضی شد و با صحنه‌ای روبه‌رو شد که در حلقه نزدیکان ترامپ چندان عجیب نبود:  دونالد ترامپ لوله‌ای چسب قطره‌ای در دست داشت و می‌کوشید تزئینات طلایی را روی طاقچه مرمرین شومینه بچسباند. او از آن آدم‌هایی نبود که کار تزئین را به دیگران بسپارد؛ سلیقه خودش را ترجیح می‌داد و حالا هم مثل مالک یک ملک شخصی، خودش چسب را روی قطعات زراندود می‌فشرد و آن‌ها را به دیوار و اطراف شومینه نصب می‌کرد.

ایوانا، همسر اول او، که در شرکت ترامپ مسئول طراحی داخلی بود، به طلاکاری علاقه فراوان داشت و ظاهراً همین وسواس طلایی را در جهان ترامپ تثبیت کرد. طلا در دنیای ترامپ نشانه شکوه و تجمل بود؛ همان چیزی که برند او را می‌ساخت. 

برج معروفش در نیویورک با حروف طلایی «TRUMP TOWER» شناخته می‌شد، درهای آسانسور و پله‌برقی‌هایش ته‌رنگ طلایی داشت، دیوارهای اتاق‌خواب هواپیمای شخصی‌اش با ابریشم طلایی پوشیده شده بود، روی جلد مجله با زیورآلات پرزرق‌وبرق ظاهر شده بود و بعدها حتی کفش طلایی هم فروخت.

اما دفتر بیضی کاخ سفید (اتاق کار رئیس جمهوری آمریکا) همیشه قرار بود جایی متین و کم‌زرق‌وبرق باشد؛ یادآور این‌که آمریکا جمهوری است، نه سلطنت، و دفتر رئیس‌جمهور قصر نیست. ترامپ در دوره اول تا حدی با این سنت کنار آمده بود، اما در دوره دوم، «لویی چهاردهم درونش» را آزاد کرد. روسای جمهور پیشین هم اثر خود را بر کاخ سفید گذاشته بودند؛ مثلا هاوارد تفت، دفتر را سبز زیتونی کرده بود، نه از سر نمادپردازی ملی، بلکه چون سبز را دوست داشت. ترامپ هم رنگ خودش را آورد: طلا.

کم‌کم گلدان‌ها و جام‌های طلایی جای پیچک سوئدی سبزی را گرفتند که سال‌ها روی طاقچه دفتر بیضی بود. با گذشت زمان، ترامپ قطعات طلایی بیشتری را روی طاقچه و اطراف شومینه جا می‌داد. وقتی از کارکنان اقامتگاه کاخ سفید می‌پرسید نظرشان درباره این نمایش درخشان چیست، جواب‌ها معمولا محتاطانه و کم‌جان بود؛ اما ناتالی هارپ، دستیار وفادارش، با شوق تحسین می‌کرد.

فرشته‌های طلایی بالای درگاه‌ها ظاهر شدند، قاب‌بندی طلایی دور اتاق نشست، نشان طلایی ریاست‌جمهوری از سقف فرورفته بالای سر می‌درخشید و قطعات طلایی، شومینه و دیوارها را پوشاندند. نقاشی‌های قاب‌طلایی از مجموعه عظیم هنری دولت فدرال هم به صحنه اضافه شدند. ترامپ به گلدان‌های طلایی عتیقه‌ای که از مجموعه کاخ سفید بیرون کشیده شده بودند می‌گفت «cash». به اطرافیان نشانشان می‌داد و می‌گفت مردم وقتی به آن‌ها نگاه می‌کنند، فقط پول می‌بینند.

پشت‌پرده‌های جنگ 12 روزه و دور اول مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا 

آن‌چه در ادامه می آید بریده هایی درکنارهم قرار گرفته و گزارشی از سیر وقایع منتهی به جنگ 12 روزه در دولت آمریکا براساس کتاب "تغییر رژیم" است:

کتاب می‌نویسد که پس از سفر خاورمیانه‌ای ترامپ، مسئله فوری منطقه همچنان ایران بود. ترامپ میان دو قطب گیر کرده بود: از یک سو (شهید) آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در تهران که دولت ترامپ هم‌زمان با او درگیر دیپلماسی هسته‌ای بود، و از سوی دیگر بنیامین نتانیاهو که معتقد بود تنها راه برخورد با ایران راه نظامی است.  نتانیاهو از دسامبر پیشین در حال آماده‌سازی حمله به چند هدف در ایران بود و می‌خواست واشنگتن هم در آن شرکت کند؛ با وجود این، ترامپ هنوز امیدوار بود ایرانی‌ها را به راه‌حل دیپلماتیک وادار کند.

باوجود امید به راه دیپلماتیک، هم‌زمان از آغاز دولت دوم خود، به سنتکام اجازه داده بود با اسرائیلی‌ها درباره گزینه‌های نظامی هماهنگی کند. تا اواسط فوریه، ژنرال مایکل کوریلا چهار گزینه تهیه کرده بود: نقش حداقلی آمریکا در سوخت‌رسانی و اطلاعات؛ حملات مشترک آمریکا و اسرائیل؛ حمله با محوریت آمریکا و پشتیبانی اسرائیل با استفاده از بمب‌افکن‌های B-1 و B-2، هواپیماهای ناوها و موشک‌های کروز زیردریایی؛ و گزینه چهارمی که به سرعت کنار گذاشته شد و شامل حملات هوایی گسترده آمریکا همراه با عملیات کماندویی اسرائیل بود.

در داخل دولت ترامپ، ونس و ویتکاف مدتی جلوی فشارهای فوری نتانیاهو را می‌گرفتند. ضد‌مداخله‌گرانی مثل تاکر کارلسون، استیو بنن و چارلی کرک هم در بیرون از دولت تلاش می‌کردند ترامپ را از جنگ دور نگه دارند. کرک (که چند ماه پیش از جنگ دوم علیه ایران ترور شد) می‌گفت که پایگاه ترامپ از جنگ خسته است و جوانان آمریکا فقط خون و مرگ و شن دیده‌اند، اما خصوصی به اطرافیان می‌گفت از کاری که ترامپ ممکن است بکند نگران‌تر از آن است که علنا نشان می‌دهد. 

دیدار ترامپ و نتانیاهو در کاخ سفید/ عکس آرشیوی

ونس، که به کرک نزدیک بود، از این شکاف نگران به‌نظر می‌رسید. او نسبت به نتانیاهو بدبین بود و از کشیده شدن آمریکا به جنگ تغییر رژیم در ایران می‌ترسید، اما نمی‌خواست با فشار بیش از حد بر خلاف غریزه ترامپ عمل کند. در یکی از جلسات اتاق وضعیت، مرز نگرانی‌اش را این‌طور روشن می‌کند: اگر فقط تأسیسات هسته‌ای را بزنند، یک چیز است؛ اما اگر وارد جنگ طولانی‌تر شوند، فاجعه‌ای بزرگ خواهد بود.

ترامپ حتی به تیمش گفته بود می‌خواهد نامه‌ای مستقیم به (شهید) آیت‌الله خامنه‌ای بفرستد. ویتکاف و والتز پیش‌نویس اولیه را تهیه کردند: مذاکره مستقیم درباره برنامه هسته‌ای، ضرب‌الاجل برای توافق، ممنوعیت غنی‌سازی، ممنوعیت نظامی‌سازی، ممنوعیت موشک‌های دوربرد و دسترسی کامل بازرسان. 

کتاب ادعا می‌کند ترامپ می‌خواست مسئله مسالمت‌آمیز حل شود، اما نامه هم‌زمان تهدید می‌کرد که در غیر این صورت اتفاقات بسیار بدی رخ خواهد داد. ترامپ متن را با عبارت‌پردازی‌های خودش زیباتر کرد، آن را برای بعضی مهمانان اتاق بیضی خواند و در نهایت ویتکاف را به ابوظبی فرستاد تا نامه از طریق رئیس امارات به (شهید) خامنه‌ای برسد. کتاب می‌گوید برخلاف تجربه کیم جونگ اون، اینجا «دیپلماسی شخصیت» شکل نگرفت. 

چند دور گفت‌وگو میان ویتکاف و وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، در آوریل و مه برگزار شد؛ عمانی‌ها میانجی بودند و جلسات میان مسقط و اقامتگاه سفیر عمان در رم جابه‌جا می‌شد. دو هیئت آمریکایی و ایرانی در اتاق‌های جداگانه می‌نشستند و وزیر خارجه عمان پیام‌ها را میانشان منتقل می‌کرد. 

کتاب می‌گوید اگر تصمیم فقط با ویتکاف و عراقچی بود، شاید سازشی میان آمریکا و ایران ممکن می‌شد. این دو طی دو ماه رابطه‌ای گرم پیدا کردند؛ هر دو خوش‌بین بودند، و ویتکاف دست‌کم از نگاه نویسندگان، کمتر اسیر بار تاریخی مسئله بود و در جزئیات سبک‌تر حرکت می‌کرد. 

در نخستین دیدار با عراقچی در ۱۴ آوریل، ویتکاف پیشنهاد داد ایران بتواند برنامه غیرنظامی خود را در سطح توافق ۲۰۱۵، یعنی برجام، حفظ کند. در ادامه، ویتکاف زیر فشار داخلی و پس از مشورت با ترامپ مسیرش را عوض می‌کند. او اصرار می‌کند ایران باید تأسیسات هسته‌ای و برنامه غنی‌سازی‌اش را کاملاً کنار بگذارد؛ هیچ نوع غنی‌سازی، برای هیچ هدفی، قابل قبول نیست. 

این تغییر ناگهانی بعضی‌ها در دولت را غافلگیر و ایران را خشمگین می‌کند. شرط جدید برای تهران غیرقابل قبول بود؛ هم‌زمان درون دولت آمریکا احساس خشم و فرسودگی از اسرائیلی‌ها بالا می‌رود؛ حسی که اسرائیلی‌ها هیچ گزینه‌ای جز کارزار نظامی علیه ایران را جدی نمی‌گیرند و مدام می‌کوشند کاخ سفید را از مسیر دیپلماتیک خارج کنند. 

روز دوشنبه ۹ ژوئن، نتانیاهو در تماس با ترامپ می‌گوید قصد حمله به ایران را دارد.

کتاب می‌نویسد که وقتی اسرائیل حمله را شروع می‌کند، ترامپ در دو ساعت اول از اظهار نظر خودداری می‌کند. اگر کارزار بد پیش می‌رفت، نمی‌خواست بخشی از آن باشد. اما تا صبح جمعه، وقتی موج اول حملات اسرائیل بسیار موفق به نظر می‌رسد، ترامپ که پوشش پیروزمندانه فاکس نیوز را تماشا کرده، خود را زورکی در اعتبار حمله شریک می‌کند. ترامپ با خبرنگاران تماس می‌گیرد، حملات را می‌ستاید، می‌گوید خودش نقش مرکزی در هماهنگی با اسرائیلی‌ها داشته و به ایران هشدار می‌دهد حملات بیشتری در راه است.

کتاب از قول یکی از مقام‌های دولت اول ترامپ می‌گوید هیچ چیز مثل "موفقیت"، توجه ترامپ را جلب نمی‌کند. ترامپ بعد از دیدن پوشش خبری پرشور، نمی‌تواند کنار بایستد. او خصوصی شروع می‌کند درباره انداختن «بمب بزرگ» حرف زدن؛ همان بمب 15 تنی سنگرشکن که نتانیاهو می‌خواست و فقط آمریکا در اختیار داشت. برای ترامپ این نوع مداخله جذاب بود: نمایش قدرت عظیم، بدون اعزام نیروی زمینی آمریکایی. 

در همین زمان ضد‌مداخله‌گرها دوباره فعال می‌شوند. کارلسون با ترامپ تماس می‌گیرد و با لحنی تندتر از معمول می‌گوید همه فکر می‌کنند اسرائیل ترامپ را دنبال خود می‌کشد. ترامپ جواب می‌دهد که همه چیز خوب پیش خواهد رفت و باید از زور برای رسیدن به صلح استفاده کرد. کارلسون دوباره هشدار می‌دهد که اگر ترامپ وارد جنگ تغییر رژیم با ایران شود، ریاست‌جمهوری‌اش تمام است. 

به روایت کتاب، چهار روز پس از آغاز کارزار اسرائیل، ترامپ تقریباً پیام رسمی آمریکا مبنی بر عدم شرکت در جنگ را خراب می‌کند. در ساعت ۶:۳۰ عصر ۱۶ ژوئن در شبکه اجتماعی خود می‌نویسد همه باید فوراً تهران را تخلیه کنند. نیروهای آمریکایی هنوز مأموریت رزمی بر فراز ایران انجام نمی‌دادند، اما پست ترامپ طوری به نظر می‌رسید که انگار آمریکا حمله را شروع کرده است. مقام‌های ارشد پنتاگون نگران می‌شوند ایران از این پست بهانه بسازد و پایگاه‌های آمریکا در قطر یا عراق را بزند. سخنگوی پنتاگون، شان پارنل، به همین خاطر اعلام می‌کند نیروهای آمریکایی در عملیات تهاجمی در حریم هوایی ایران شرکت ندارند. 

وقتی ترامپ از توضیح پنتاگون باخبر می‌شود، خشمگین می‌شود. او توضیح و شفاف‌سازی نمی‌خواست؛ کتاب می‌گوید که او می‌خواست ایرانی‌ها بترسند و سردرگم بمانند و ندانند چه چیزی در راه است. کتاب این را بخشی از ترجیح ترامپ در عملیات نظامی می‌داند: ابهام و تهدید. صبح روز بعد هم او می‌نویسد آمریکا کنترل کامل آسمان ایران را دارد و سپس خواسته‌ای مطرح می‌کند که حتی بعضی اعضای تندرو دولتش را شوکه می‌کند: تسلیم بی‌قید و شرط. از آن لحظه، تیم‌های ارتباطی کاخ سفید و پنتاگون عملاً کنار می‌کشند.

9 روز پس از آغاز بمباران اسرائیل، آمریکا مستقیم برای یک روز وارد جنگ می‌شود و عملیات "چکش نیمه‌شب" را اجرا می‌کند. در این مرحله بیشتر مقام‌های ارشد دولت از اقدام ترامپ حمایت می‌کنند، چون می‌دانند توان قانع کردن او به راه دیگر را ندارند. ونس همان شب پس از حمله مضطرب به نظر می‌رسد؛ برخی این را به ترس او از گسترش جنگ نسبت می‌دهند. در اتاق آبی کاخ سفید، وقتی ترامپ متن سخنرانی‌اش را آماده  می‌کند، ونس پیشنهاد می‌دهد بعضی عبارات نرم‌تر شود. ترامپ با تندی پاسخ می‌دهد که می‌داند چه می‌کند و سپس پشتش را به ونس می‌کند. فردای آن روز، ترامپ از ونس ناراحت‌تر می‌شود، چون ونس در مصاحبه تلویزیونی عبارت محبوب ترامپ درباره نابودی کامل برنامه هسته‌ای ایران را تکرار نکرده بود.

روایت کتاب تازه نشر

کتاب توضیح شگفت‌انگیزی از تصمیم ترامپ برای بمباران فردو دارد و می‌گوید که برخی کسانی که در اتاق تصمیم‌گیری بودند، بعدها حس غالب را چنین به یاد آوردند: ترامپ که از توان نظامی اسرائیل شگفت‌زده شده، به پوشش رسانه‌ای موفق آن حسادت کرده و مشتاق است خودش هم وارد عمل شود.

 

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.