سرانجام، زمان بودن جسم «او» در این سرا، به سر رسید. گویی جسمش را جایی به خاک سپردند که زمانی مدرسه بوده است؛ «مدرسه علینقی میرزا رکن الدوله»؛ هم او که تولیت وقت آستان قدس و والی خراسان بود. سال ۱۳۳۸ قمری برابر ۱۲۹۸ خورشیدی به «حاج آقاجان»، معمارباشی آستان دستور داد، پشت زاویه غربی (یعنی همین زمین «دارالذکر») را مدرسه بسازد؛ که معروف شد به «مدرسه علینقی میرزا»؛
مدرسه را بعدها تعطیل کردند و پس از انتقال کتابخانه آستان، از ضلع جنوب شرقی ایوان نادری، در زمان تولیت «میرزا سیفالدوله قاجار»، او دستور داد که قسمت فوقانی همین محل را «مخزن کتابخانه آستان» کنند.
زمان گذشت تا آن که «سید محمدصادق امیرعزیزی» نایب التولیه آستان قدس در سال ۱۳۴۲ خورشیدی، تصمیم گرفت این محل را تبدیل به «رواق» کند. قسمت «آسایشگاه خدام» آن مدرسه به رواق «دارالعزه» و حیاط آن، رواق «دارالذکر» نام گرفت.
اینک پیکر آن «رهبر کتابخوان و متفکر زمان و مجاهد ایران» را جایی به خاک سپرده اند که روزی مدرسه بوده و زمانی مخزن کتابخانه. باری، «دارالذکر»، اینک آرامگاه این «پنج تن» است: « پدر. دختر. عروس. داماد و نوه»؛ مزاری که به سادگی و زیبایی سیرتشان آراسته است.

حکمت سفارش اهل معرفت برای ورود از صحن آزدی
راستی حکمت سفارش اهل معرفت برای ورود از صحن آزدی چه بوده است؟ از عرفای بزرگی چون «شیخ جعفر مجتهدی» که در همین صحن آزادی مدفون است تا عارف نامداری چون «حسنعلی نخودکی» و... گرچه ویژگی این سخن، چنان است که تنها باید اهلش بازگفته شود.
سید عزیز ما، جناب محمدسادات اخوی درباره اهمیت این مکان نقل کرده است: « بارها از بزرگان این را شنیده بودم. اما دهه شصت از حاج سیدمحمود کهربایی، آن مرد اهل دل که بارها از امام زمان(ع) پیام رسانده بود به دیگران، پرسیدم علت اینکه اهل عرفان توصیه به ورود از صحن آزادی دارند، چیست؟ ایشان پاسخ داده بود: « آقا امام زمان(ع) و همراهانشان، از صحن آزادی و از کنار دارالذکر مشرف می شوند، به پایین پای مطهر حضرت رضا(ع)»
« بار الها درود و رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا، پیشوای پارسا و پسندیده ای که حجت تو بر هرکه روی زمین است و هر که زیر خاک است. »








