به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، انشاالله رحمتی، مترجم کتاب و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، در دومین نشست از سلسله نشستهای «ایرانشناخت»، در نقد و بررسی جلد نخست کتاب «اسلام ایرانی» چشماندازهای معنوی و فلسفی اثر «هانری کربن»، به خاستگاه فکری کربن اشاره کرد و گفت: به لحاظ تاریخی اگر شرایط کربن را در نظر بگیریم، او میگوید ما ملت آلمان، بین دو تیغه پوزیتیویسم و مارکسیسم گیر افتادهایم و در حال قیچی شدنیم. نکته این است که هر دو جهان را به «ظاهر» دعوت میکنند، چیزی که تازه اتفاق نیفتاده و بازتولید اندیشههای دینی انسان است.
او افزود: ظاهرپرستی در آیینهای دینی مرسوم است و در دوران ما این ظاهرپرستی دست برتر را پیدا کرده است، در دوران کربن این ظاهر پرستی به فلسفه تبدیل شده است. ظاهرپرستی در همه انواعش ما را به خود دعوت میکند و این برای کربن دردناک است، آنچه در فلسفه کربن اتفاق افتاده است.
این استاد فلسفه، اندیشمندانی که بر کربن تاثیر گذاشتهاند را برشمرد و گفت: هایدگر برای کربن مهم است اما نقدی که به پدیدارشناسی غربی دارد، شکستن ساختارهاست، خروج از پوزیتیویسم افراطی است. او با طرح فراواقعگرایی میگوید: آنچه در عمل داریم، فرو واقعگرایی است و در حقیقت در این دیدگاه با نشان دادن واقعیت دیگری متن را کاهش می دهد. هانری کربن متن را شفاف می کند.
رحمتی با بیان این که تأویل یک فرآیند بیرونی است، اظهار کرد: ما تأویل متن داریم اما تاویل شخص نداریم. یکی از تاثیرات مهم کربن تأویل متن، در پرتو تاویل خود است و اینجا تسلسل وجود دارد.
او با اشاره به آیه «أُولُو الْأَلْبَابِ» بیان داشت: کربن وجه ایجابی کارش را در اسلام ایرانی پیدا میکند زیرا او او ایرانیان را اهل تاویل میدید.
رحمتی، افزود: بحث تاریخ در اندیشه کربن و تاریخ ستیزی او، موضوعی است که بارها مطرح شده است. روشهای شناخت تاریخ نیز بارها مطرح شده است، تا جایی که به تاریخ فلسفه اسلامی مربوط میشود، کسانی که تاریخ فلسفه اسلامی صحبت میکنند، از تاریخ تفکر در ایران چیزی نمیدانند. آنان تا ابن رشد را فیلسوف میخوانند که خود یک اشکال تاریخی است. از این منظر هانری کربن حتی بسیار متعهدانه با تاریخ برخورد میکند، او میگوید کار ما فیلسوفان شرقشناس، سخت است چون ابتدا باید متن را پیدا، تصحیح و چاپ بعد آن را تفسیر کنیم.
رحمتی اضافه کرد: او شخصیتهایی را معرفی و درباره آنان بحث کرده و درباره آنها متونی را پیدا کرده که کمتر شناخته شده بودند و کار او بسیار هم مفصل است. او به عنوان یک مورخ فلسفه، متوجه شده این روش یعنی نقد تاریخ، کارآمد نیست.
این استاد فلسفه با اشاره به تفکر کربن در تاریخ اندیشه گفت: او در تفکر بشری و درباره ادوار نبوت به طور جهانی که به طور ویژه در ایران به خوبی پاس داشته شده است نوعی آگاهی قائل است و آن را گنوس می خواند؛ برای مثال در حدیث نبوی «هرکس بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی مرده است» او آن را جهل از نوع جهل پیش از پیامبر (ص) نمیداند، آن را آگنوستیک میداند، یعنی کسانی که اهل گنوس نیستند.
رحمتی با بیان این که ممکن است شما رد پای اصحاب کهف را در تاریخ پیدا کنید اما خواب آنان در تاریخ روی نداده است، اظهار کرد: شما نمی توانید این رویدادها را در تواریخ درک کنید و بفهمید، دوران مدرن برخی موارد را خوب فهمیده اما برخی چیزها را متوجه نشده است. این مباحث چیزی است که از کربن به بولتمان می رسد، بولتمان مهمترین نظریهپرداز در اسطورهزدایی از کتاب مقدس است. امروز با همه دستاوردها وقتی به متن کتاب قدسی میرسیم به همان نکته میرسیم که کتاب مقدس در نقطه نخست گفته بود «هرگاه آیات ما را بر او خوانند می گوید: افسانه های پیشینیان است.» (آیه ۱۳ سوره مطففین)
این استاد دانشگاه افزود: کربن در تفسیر «أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ ۖ قَالُوا بَلَیٰ» میگوید: در آغاز همه یکسان بلی نگفتند، برخی با اشتیاق و برخی با اکراه بلی گفتهاند اما هر که این بلی را گفته باید بداند با تاریخ محض نمیتواند به نجات و رستگاری برسد. در این زمینه مسئله اصلی کربن این است که شما انتخابی ندارید یا افلاطون را باید برگزینید یا نیچه را، یا مرگ خدا و نهیلیسم، یا زندگی و الهیات اما از نظر کربن اگر بخواهیم به زندگی معنا دهیم، حجرالاسود، سنگی است که اگر پای انسان روی آن قرار نگیرد، توازنی در زندگی وجود ندارد.
از دیدگاه کربن ایران بعد از اسلامی شدن همچنان ایرانی است
شهرام پازوکی، عضو هیأت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، با تشریح چهره علمی چندوجهی هانری کربن، گفت: ابتدا باید بدانیم درباره کدام کربن، صحبت میکنیم؟ به عنوان یک ایرانشناس، اسلامشناس، فیلسوف یا تئوریسین، باید جایگاه او را مشخص کنیم و بعد درباره او حرف بزنیم.
او با اشاره به ترجمه آثار هایدگر توسط کربن گفت: این تفکیک ها بر اساس تفکیکهای آکادمیک صحیح نیست، متد اصلی و قالب در مطالعات ایران و اسلام در دوران کربن، نقد تاریخی است اما او می گوید مطالعات من فراتاریخی است، یعنی به پوزیتیویسم (عقلگرایی) تاریخی معتقد نیستم و با آن کاری ندارم، منظور او عبور از نقد تاریخی است. کربن می خواهد از تاریخی نگری عبور کند.
پازوکی با اشاره به تاثیر هوسرل بر کربن گفت: او ایرانشناس و اسلامشناس است، این دو یکی نیستند، این دو دپارتمان جدا هستند، از نظر این دپارتمانها بین ایران قبل و بعد از اسلام هیچ ارتباطی نیست. این یکی از وجوه مشخص کربن است چیزی که میگوید این است که ایران را بعد از اسلامی شدن هم همچنان ایرانی می داند. کربن نمیگوید این اسلامی است که ایرانی ها جعل کردند، او میگوید این اسلامی است که ایرانیها از آن پرده برداشتند.
عضو هیأت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، افزود: از نظر کربن این ناپیدایی و آن چیزی است که «کشف المحجوب» نامیده می شود، این جا نوعی پدیدارشناسی هوسرل و هایدگری در کار است. باید بدانیم که کربن تحت تاثیر الهیات پروتستان و محافل پروتستان و کارل بارت است، جایی که دین، تنها مجموعهای از اعتقادات نیست، بلکه حیات زنده معنوی است و کربن آن را در هرمنوتیک هایدگری معنی میکند و او این تحقیقات را انجام میدهد و به عنوان یک متفکر وارد ایران و اندیشه ایرانی میشود.
اسلام ایرانی در اندیشه کربن، به مرزهای ایران محدود نمیشود
مهدی فدایی مهربانی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، با اشاره به ساختارهای شناخت در آن دوره، حلقه اورانوس گفت: کربن در جایی عبارت ژئوسوفیا استفاده میکند اما منظورش جهان جغرافیایی نیست. اسلام ایرانی کربن، در روش شناسی اوست، نه در مرزهای جغرافیایی ایران زمین.
فدایی با اشاره به تفاسیر کتب قدسی گفت: در نگاه تاریخی، داستان های قرآن و شخصیت های آن به پایان رسیده اند. در این شرایط داستان کتاب مقدس هم تمام شده است. به همین دلیل است که رویدادهای روششناختی در درک کربن مهم است.
این استاد دانشگاه تهران با بیان این که فدایی بسیار وامدار هایدگر است، اظهار داشت: هایدگر و کربن از اندیشه شرقی متاثر هستند، این موضوع برآیند نقدی است که لویی اشتراوس در نقد نیکولو ماکیاولی میگوید «تو همه چیز را در اختیار شهریار می بینی اما همه چیز در دست او نیست.» در سنت ما نیز همه چیز در «کشف المحجوب» در اختیار انسان نیست.
فدایی ادامه داد: برای کربن، فهم ما تابعی از حضور ما در جهان است. برای جواد طباطبایی، تاریخ خطی است، بر خلاف سنت تاریخ ایرانی که تاریخ ادواری است و تکرار می شود. وقتی در دیدگاه طباطبایی میگویید غایت تاریخ «تجدد» است، قطعا ما از آن عقب مانده ایم.
او با اشاره به تاریخنگاریهای انقلاب فرانسه گفت: الکسی دو توکویل، میگوید: تاریخ نگاری، از جایی از حقیقت خارج و تخیل می شود. در خوانش طباطبایی هم همین روی داده است، اندیشه ایرانشهری، نمونه آن است. او خواجه نظامالملک را به ماکیاولی ایرانی تبدیل می کند در حالی که پیش از او هم اندیشه ایرانشهری مطرح شده مثلا در اثر فردوسی.
این استاد دانشگاه تهران افزود: در اندیشه کربن تاریخ ادواری است، الیاده هم همین طور است است. کربن از تاریخ فرار نمی کند، او میگوید جامعهای که تاریخ نمیخواند یا نمیداند دچار فراموشی جمعی شده است.
این نشست به همت معاونت فرهنگی سازمان جهاد دانشگاهی تهران و با همکاری میز مطالعات ایران پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دبیری سعید صالحیان، عصر دوشنبه در خانه کتاب دانشگاه برگزار شد.
به گزارش ایرنا، اسلام ایرانی (به فرانسوی: En Islam iranien: aspects spirituels et philosophiques) کتابی به زبان فرانسوی درباره تحول اندیشههای فلسفی و معنوی در ایران با محوریت تبیین نقشی خاص برای ایرانیان در تفسیر شیعی و باطنی از اسلام.
نویسنده این کتاب هانری کُرْبَن، شیعهپژوه و ایرانشناس فرانسوی، است.
کتاب اسلام ایرانی را مفصلترین و مهمترین کتاب کربن دانستهاند. قسمت عمدهای از این کتاب دربارهٔ جایگاه تشیع در پیدایش اسلام ایرانی و چگونگی بازتاب معارف شیعی در آن است؛ به طوری که در شش دفتر از هفت دفتر آن به وجهی از وجوه این بازتاب پرداخته شده است. کربن هدفش از نگارش این کتاب را معرفی نبوغ معنوی روح ایرانی برای تأسیس جهانبینیهای فلسفی و معنوی برشمرده است؛ نبوغی که تشیع و فلسفه اشراق دو جلوه مهم آن هستند.
هانری کربن زمینه پیدایش ایده کتاب اسلام ایرانی را عدم یکپارچگی در چشماندازهای مختلف نسبت به اسلام دانسته است. از نظر او، در جهان اسلام، جهان ایرانی مجموعهای از اندیشههای معنوی خاص را عرضه کرده که مورد نیاز انسان در جهان جدید خواهد بود. این اندیشهها حاصل ترکیب فلسفه و عرفان و حاصل نبوغ معنوی ایرانی است.
کتاب اسلام ایرانی شامل هفت دفتر است که در چهار جلد سامان یافته است. «تشیع دوازدهامامی»، «سهروردی و افلاطونیان پارس»، «خاصّان عشق»، «تشیع و تصوف»، «مکتب اصفهان»، «مکتب شیخیه» و «امام دوازدهم و فتوت» عناوین این هفت دفتر هستند.












