خوانشی قرآنی از حقوق جنگ

خبرگزاری ایسنا پنج شنبه 25 تیر 1405 - 10:46
استاد حوزه و دانشگاه گفت: برآیند همه آیات قرآن کریم و سیره اهل‌بیت(ع) را می‌توان در این گزاره خلاصه کرد؛ صلح، اصل اولی و دائمی در روابط فردی، اجتماعی و بین‌المللی اسلام است و جنگ تنها پاسخی مشروط، محدود و مقید به تجاوز، فتنه یا پیمان‌شکنی است. مخاطبان جنگ، منحصراً کسانی‌اند که خود به نبرد برخاسته‌اند یا پیمان را نقض کرده و امنیت جامعه را به خطر انداخته‌اند.

حجت‌الاسلام خدابخش عبدلی، دکترای علوم سیاسی و استاد حوزه و دانشگاه در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت: قرآن کریم همزمان با نزول تدریجی خود، مجموعه‌ای منسجم از آیات مرتبط با جنگ و صلح را عرضه کرده است که در کنار سنت نبوی و سیره ائمه اطهار(ع)، نظامی کامل از حقوق جنگ و صلح را شکل می‌دهد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی، پس از استقرای همه آیات جهاد، قتال و صلح، به تبیین دیدگاه قرآن درباره چهار مسئله بنیادین می‌پردازد: مسلمانان با چه کسانی می‌جنگند، تا چه زمانی جنگ ادامه می‌یابد، در میدان نبرد چگونه رفتار می‌کنند و چه هنگام صلح را می‌پذیرند. در این مسیر، پیوند آیات با روایات معتبر و سیره عملی اهل‌بیت(ع) پیوسته مدّ نظر بوده است. یافته‌ها نشان می‌دهد اصل اولی در قرآن، صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز است و جنگ تنها به‌ عنوان پاسخی به تجاوز، فتنه‌انگیزی یا پیمان‌شکنی تجویز شده و همواره با قیودی سختگیرانه از حیث هدف، مدت و روش همراه است. صلح نیز نه یک تاکتیک موقت، که راهبردی مبتنی بر وفای کامل به عهد، تأمین امنیت و دعوت حکیمانه به توحید تلقی می‌شود.

واژگان «حرب»، «قتال»، «جهاد» و «صلح» با بسامدی بالا در قرآن به کار رفته و گستره‌ای از مفاهیم دفاعی، کیفری، بازدارنده و انسانی را دربرمی‌گیرند. فهم کامل این آیات جز با لحاظ ترتیب نزول، شأن نزول و سیره پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) ممکن نیست. در سنت فقهی و تفسیری شیعه، اهل‌بیت(ع) هم مفسّر حقیقی قرآن و هم مجری کامل احکام آن به شمار می‌روند؛ از این‌رو سیره آنان در جنگ‌هایی چون بدر، احد، خندق، صفین و نهروان و نیز در صلح‌هایی نظیر حدیبیه و صلح امام حسن(ع)، معیاری عصمت‌آمیز برای استنباط احکام جنگ و صلح است. این نوشتار می‌کوشد با دسته‌بندی همه آیات مربوطه، پاسخ‌های قرآن را به پرسش‌های یادشده استخراج کند و مستند به روایات و سیره، ابعاد آن را تبیین کند.

مبانی قرآنی جنگ

نخستین نکته‌ای که باید بدان پرداخت، مبانی قرآنی جنگ و اصل اولی در روابط است. آیات مکی پیش از هجرت، هرگونه رویارویی مسلحانه را نفی و بر صبر، گذشت و جدال احسن تأکید می‌ورزند، چنانکه در سوره نحل آمد: «با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به نیکوترین شیوه مجادله نما» و در سوره فصلت می‌فرماید: «نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن تا آنکه میان تو و او دشمنی است، چون دوستی گرم گردد». اما پس از هجرت و تشکیل حکومت در مدینه، نخستین آیه‌ای که اجازه دفاع مسلحانه را صادر کرد، آیه ۳۹ سوره حج است: «به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده، اجازه جهاد داده شد، زیرا ستم دیده‌اند».

تعبیر «به سبب آنکه ستم شدند» نشان می‌دهد که علت تجویز، مظلومیت و مورد تهاجم قرار گرفتن مؤمنان بوده است. به تدریج آیات دیگری نازل شد که چارچوب قتال را بسط داد. امام علی(ع) در نامه‌ای به مالک اشتر تأکید می‌کند که هرگز به مبارزه‌طلبی فرانخواند و صلح را تا زمانی که دشمن خود پیشدستی نکرده، مقدم می‌شمارد. بر این پایه، اصل اوّلی در روابط خارجی و داخلی مسلمانان، صلح همراه با آمادگی دفاعی است؛ جنگ تنها حالتی استثنایی است که با وجود شرایطی خاص و به امر امام عادل مشروعیت می‌یابد.

مخاطبان جنگ در قرآن

در باب مخاطبان جنگ، قرآن آنان را در چند دسته مشخص ترسیم کرده است. نخستین و روشن‌ترین فرمان قتال، متوجه کسانی است که عملاً به نبرد با مسلمانان برخاسته‌اند: «و در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند، بجنگید و از حد مگذرید». قید «کسانی که با شما می‌جنگند» دایره جنگ را به طرف‌های درگیر محدود می‌کند و بلافاصله با «و از حد مگذرید» از هرگونه تجاوز فراتر از دفع حمله نهی می‌نماید. آیه بعدی همان سوره ادامه می‌دهد که اگر تجاوز متوقف شد، دیگر تجاوزی جز بر ستمکاران روا نیست. بنابراین، نخستین گروهی که مسلمانان موظف به جنگ با آنان‌اند، مهاجمان بالفعل هستند.

پس از نقض مکرر پیمان‌ها از سوی مشرکان مکه و هم‌پیمانانشان، سوره توبه مهلتی چهارماهه تعیین کرد و سپس فرمان قاطع صادر کرد: «چون ماه‌های حرام سپری شد، مشرکان را هر کجا یافتید، بکشید...». این آیه به‌هیچ‌وجه فرمان کشتار بی‌قیدوشرط نیست، زیرا بلافاصله می‌افزاید: «پس اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند، راهشان را واگذارید» و نیز آیات بعدی تصریح می‌کند که آن دسته از مشرکان که بر پیمان خود استوار ماندند و با مسلمانان دشمنی نکردند، از این حکم مستثنا هستند: «مگر کسانی از مشرکان که با آنها پیمان بسته‌اید و چیزی از آن نکاسته و بر ضد شما با احدی همکاری نکرده‌اند؛ پیمانشان را تا سرآمدشان به پایان برسانید». در نتیجه، آیه سیف ناظر به مشرکانی است که پیمان‌شکنی کرده و به خصومت نظامی روی آورده‌اند، نه عموم غیرمسلمانان. در سیره اهل بیت نیز، امام علی(ع) تا زمانی که ناکثین (یعنی پیمان‌شکنان جنگ جمل) شمشیر نکشیدند، دست به جنگ نزد و همواره ابتدا اتمام حجت می‌کرد.

دسته دیگر، اهل کتاب محارب و کارشکن هستند. آیات مربوط به اهل کتاب، دو سطح از رویارویی را نشان می‌دهد. سطح نخست، قتال دفاعی با کسانی از یهود و نصارا است که دشمنی می‌ورزند و از پرداخت جزیه و پذیرش حکومت اسلامی سرباز می‌زنند و با مسلمانان می‌جنگند: «با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز بازپسین ایمان نمی‌آورند... بجنگید تا جزیه را به دست خود بپردازند و خوار گردند». این فرمان ناظر به وضعیتی است که اهل کتاب از انقیاد در برابر دولت اسلامی و پرداخت مالیات سرانه به جای شرکت در دفاع ملی طفره روند و عملاً جبهه خصومت بگشایند.

پیش از آن، قرآن بارها به مجادله نیکو با اهل کتاب دعوت کرده است و پیامبر(ص) پیمان‌نامه مدینه را با یهود بست که نمونه‌ای از همزیستی بر مبنای احترام متقابل بود. هنگامی که پیمان‌شکنی و خیانت نظامی قبایل یهود محرز شد، برخورد نظامی رخ داد. افزون بر این، قرآن در حوزه داخلی، مقابله با گروهی از مسلمانان را که بر امام عادل خروج می‌کنند، تجویز کرده است: «و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر بجنگند، میانشان صلح برقرار کنید؛ پس اگر یکی بر دیگری تجاوز کرد، با آنکه تجاوز می‌کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد». در این آیه، جنگ صرفاً با گروه «باغی» و برای بازگشت آنان به فرمان خدا تجویز شده و به محض بازگشت، باید صلح برقرار شود. سیره امام علی(ع) در جنگ جمل و صفین کاملاً با این آیه تطبیق دارد؛ ایشان تا آخرین لحظه برای صلح و بازگشت طرف مقابل تلاش کرد و تنها پس از اتمام حجت کامل و آغاز درگیری از سوی مقابل، شمشیر کشید.

اهداف و زمان پایان جنگ

قرآن اهداف و حدود زمانی جنگ را به روشنی مشخص کرده است تا از تبدیل شدن آن به انتقام‌جویی یا کشورگشایی جلوگیری کند. در دو آیه، غایت نهایی جهاد چنین بیان شده است: «با آنان بجنگید تا فتنه‌ای باقی نماند و دین، همه از آن خدا شود». «فتنه» در این سیاق به معنای شکنجه، اخراج از وطن، ارتداد اجباری و هرگونه فشار سازمان‌یافته برای بازداشتن مردم از ایمان آزادانه است. بنابراین، جنگ تا زمانی مشروع است که مانع فتنه شود و آزادی دینداری تأمین گردد. همین که «دین برای خدا» شود، یعنی مردم بدون اکراه حق انتخاب دین داشته باشند، فلسفه جهاد به پایان می‌رسد.

در آیه ۱۹۳ بقره تصریح می‌شود که با ترک تجاوز، جنگ باید متوقف شود. نیز در آیه ۲۹ توبه، نهایت جنگ با اهل کتاب محارب، «تا وقتی که جزیه را به دست خود بپردازند و خوار گردند» تعیین شده است. پرداخت جزیه نشانه پذیرش حاکمیت دولت اسلامی و تمکین در برابر قوانین آن است و به محض حصول، ادامه جنگ حرام می‌شود. این حکم، استمرار خصومت را به وضعیتی مشروط کرده که طرف مقابل از تأمین امنیت و حقوق شهروندی ذمّی خودداری کند.

افزون بر این، قرآن با صریح‌ترین بیان فرمان می‌دهد: «و اگر به صلح گراییدند، تو نیز بدان گرا و بر خدا توکل کن». هرگاه دشمن به صلح گرایش نشان دهد، مسلمانان باید آن را بپذیرند و با توکل بر خدا قرار صلح منعقد کنند. این دستور مطلق، هرگونه تداوم بی‌مورد جنگ را نفی می‌کند. پیامبر(ص) با پذیرش صلح حدیبیه که به ظاهر یکسره به زیان مسلمانان بود، عملاً نشان داد که «گرایش به صلح» یک اصل راهبردی است و نه یک انتخاب تاکتیکی. در این صلحنامه، شروطی ظاهراً تحقیرآمیز پذیرفته شد، اما در نهایت زمینه فتح مکه را بدون خونریزی فراهم آورد. در قتال با باغیان داخلی نیز غایت، بازگشت به فرمان خداست؛ جنگ تنها برای بازگرداندن گروه باغی به مسیر حق است و لحظه‌ای که آنان اعلام پذیرش کنند، نبرد باید قطع شود.

اخلاق جنگ

اخلاق جنگ در قرآن و سیره معصومان(ع) عرصه‌ای برای نمایش ارزش‌های انسانی در سخت‌ترین شرایط است. احکام رفتاری در میدان نبرد، مرز میان جهاد مشروع و خشونت نامشروع را ترسیم می‌کند. آیه ۱۹۰ سوره بقره با فرمان «و از حد مگذرید» اصلی‌ترین قاعده حاکم بر رفتار رزمی را وضع می‌کند: هرگونه اقدام فراتر از ضرورت دفاعی و مقابله با متجاوز، مصداق «اعتداء» و حرام است. این قاعده در سیره پیامبر(ص) چنان تبلور یافت که در مواجهه با جنایات دشمن نیز اجازه مقابله به مثل خارج از موازین داده نشد.

آنگاه که حمزه سیدالشهدا(ع) در احد به شهادت رسید و بدنش مثله شد، پیامبر(ص) سخت متأثر گردید، اما پس از نزول آیه «و اگر کیفر کنید، به مانند آنچه کیفر داده شده‌اید کیفر دهید و اگر صبر کنید، همان برای صابران بهتر است»، از هرگونه اقدام تلافی‌جویانه نامتناسب خودداری کرد و صبر را برگزید. در همین راستا، امام علی(ع) در جنگ جمل سپاهیان خود را از تعقیب فراریان، کشتن مجروحان و تعرض به اموال بصره منع کرد؛ آنگاه که یکی از یاران گفت: «آیا اموال‌شان بر ما حلال نیست؟»، حضرت پاسخ داد: «آنان اهل قبله‌اند و اموال‌شان در میان خودشان حلال، اما در میان ما حرام است».

سیره قطعی پیامبر(ص) که بازتابی از تعالیم قرآن است، مصادیق متعددی از ممنوعیت‌های رفتاری را ثبت کرده است. در وصایای پیامبر(ص) به فرماندهان پیش از اعزام به نبرد، این بندها به تکرار آمده است: «در راه خدا و به نام خدا حرکت کنید. با دشمنان خدا بجنگید، اما تجاوز نکنید، خیانت نورزید، مُثله نکنید، کودکان، سالخوردگان، زنان، راهبان دیرنشین و جزامیان را نکشید، درختان را قطع نکنید و نخست به صلح دعوت کنید». این فرامین اگرچه در قالب حدیث نقل شده، اما کاملاً با روح آیات قرآنی سازگار است؛ آیاتی نظیر «و از حد مگذرید» و «دشمنی با گروهی شما را به بی‌عدالتی نکشاند؛ عدالت ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است» که دشمنی با قومی را مجوز بی‌عدالتی نمی‌شمارد.

حفظ پیمان‌ها چنان اهمیتی دارد که حتی حالت جنگ نیز آن را نقض نمی‌کند، مگر آنکه طرف مقابل پیشدستی در نقض کرده باشد: «و اگر از گروهی بیم خیانت داری، پیمانشان را به گونه‌ای برابر به سویشان بیفکن». این آیه تأکید می‌کند که اگر بیم خیانت از دشمن می‌رود، نخست باید پیمان را رسماً و علناً لغو کرد و طرف مقابل را در وضعیت برابر از آن آگاه ساخت. آغاز جنگ بدون اعلام فسخ عهد، خیانت محسوب می‌شود.

قرآن در آیات متعددی به وضعیت اسیران جنگی پرداخته است. دو گزینه اصلی در آیه ۴ سوره محمد(ص) ترسیم شده: «یا پس از آن، منت گذارید و آزادشان کنید، یا فدیه بگیرید تا جنگ بارهای سنگین خود را بر زمین نهد»؛ یعنی یا با منت‌گذاری آزاد شوند یا در برابر فدیه – مالی یا تبادل اسرا – رها گردند. کشتن اسیر جنگی پس از خاتمه درگیری‌ها، در این آیه هیچ جایگاهی ندارد. همچنین آیه «و به خاطر دوستی خدا، بینوا و یتیم و اسیر را طعام می‌دهند» اسیر را در ردیف نیازمندانی می‌نشاند که اطعامشان عبادتی بزرگ شمرده شده است. در تاریخ، رفتار پیامبر(ص) با اسیران بدر نمونه عملی این کرامت است: برخی با پرداخت فدیه، برخی با تعلیم سواد به مسلمانان و برخی بدون عوض آزاد شدند.

منع تخریب اماکن مقدس و محیط زیست نیز صراحتاً در قرآن آمده است: «و اگر خداوند برخی از مردم را به برخی دیگر دفع نمی‌کرد، صومعه‌ها و کلیساها و کنیسه‌ها و مساجدی که نام خدا در آن‌ها بسیار برده می‌شود، ویران می‌گشت». این آیه ضمن تبیین فلسفه دفاع، صومعه‌ها، کلیساها، کنیسه‌ها و مساجد را مکان‌هایی می‌داند که جهاد برای حفظ‌شان از تخریب مشروعیت یافته است. بنابراین، هرگونه تعرض به این اماکن در جنگ، نقض غرض جهاد و مصداق اعتداست. پیامبر(ص) نیز همواره از تخریب مزارع، نخلستان‌ها و آلوده‌سازی منابع آب منع می‌کرد، مگر آنکه ضرورت قطعی نظامی پیش آید و آنهم به‌قدر کفایت.

قرآن می‌فرماید: «و ما هرگز عذاب نکنیم تا پیامبری برانگیزیم». این سنت الهی در سیره نظامی پیامبر(ص) و ائمه(ع) به صورت «دعوت پیش از نبرد» تبلور یافت. امیرالمؤمنین(ع) در سه جنگ جمل، صفین و نهروان، پیش از هر اقدامی نمایندگانی برای گفتگو و اتمام حجت فرستاد و شمشیر کشیدن را به آخرین گام موکول کرد. در جنگ صفین، هنگامی که اصحاب اصرار بر آغاز جنگ داشتند، فرمود: «به خدا سوگند، هیچگاه قومی را به جنگ فرا نخواندم مگر آنکه پیش از آن حجت را بر آنان تمام کردم». این رفتار مستقیماً برگرفته از فرمان قرآن است که حتی در مواجهه با مشرکان پیمانشکن، نخست باید «آذان» و اعلام عمومی صورت گیرد.

در منظومه قرآنی، صلح نه یک دوره استراحت میان دو جنگ، که یک وضعیت مطلوب، پایدار و هدفمند است. آیات صلح، گستره‌ای از آتش‌بس موقت تا پیمان‌های دائمی همزیستی را دربرمی‌گیرند. آیه ۶۱ سوره انفال، چنانکه گذشت، فرمان مطلق به پذیرش صلح می‌دهد: «و اگر به صلح گراییدند، تو نیز بدان گرا». واژه «جَنَحُوا» از «جناح» به معنای بال و تمایل قلبی است؛ یعنی اگر دشمن حتی با نشانه‌ای از تمایل به صلح بال گشود، باید با همان بال به استقبالش رفت. این فرمان چنان مطلق است که فقها و مفسران شیعه، بر اساس آن، پذیرش صلح را در صورت وجود شرایط، واجب دانسته‌اند، مگر آنکه قرائن قطعی بر نیرنگ و آماده‌سازی برای حمله مجدد وجود داشته باشد. امام حسن(ع) در پاسخ به کسانی که صلح ایشان با معاویه را نپذیرفتند، به صراحت به این آیه و نیز به صلح حدیبیه استناد کرد و فرمود: «من به صلح تن دادم تا خون امت حفظ شود، همانگونه که رسول خدا(ص) با قریش صلح کرد».

یکی از پربسامدترین مفاهیم در آیات صلح، وجوب وفای به عهد است: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به پیمان‌ها وفا کنید». این حکم عام، همه قراردادها، پیمان‌های سیاسی و نظامی و حتی توافقات شفاهی را شامل می‌شود. قرآن با لحنی کوبنده، پیمان‌شکنی را در ردیف فسق و کفر قرار داده است. اصل «لزوم وفای به عهد» تا بدانجاست که حتی پیمان با مشرکان نیز باید محترم شمرده شود، مادامی که آنان پیمان را محترم شمرده‌اند: «پس تا زمانی که برای شما استقامت ورزند، شما نیز برای آنها استقامت ورزید». این قاعده در سیره پیامبر(ص) چنان بود که حتی پس از نقض عهد از سوی برخی قبایل، با آن دسته که بر پیمان مانده بودند با احترام کامل رفتار می‌شد و پیمانشان تا پایان مدت معتبر بود.

هدف غایی صلح از نگاه قرآن، ایجاد فضایی برای همزیستی و انتخاب آزادانه دین است. آیه ۶ سوره توبه به پیامبر(ص) دستور می‌دهد که اگر یکی از مشرکان پناهندگی خواست، به او پناه دهد تا کلام خدا را بشنود و سپس او را به مکان امن برساند: «و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی خواست، پناهش ده تا کلام خدا را بشنود، سپس او را به جایگاه امنش برسان». این آیه شگفت‌انگیز، امنیت جانی یک مشرک محارب را در بالاترین سطح تضمین می‌کند، تنها برای آنکه فرصت شنیدن پیام توحید را بیابد. این اصل، بنیاد روابط بین‌الملل اسلامی را تشکیل می‌دهد: فراهم آوردن بستری امن برای انتخاب آگاهانه، بدون هیچگونه اکراه. «در دین اجباری نیست» در صلح و جنگ یکسان جاری است.

تنها مجوز قرآنی برای خروج از پیمان صلح، خیانت و نقض آشکار از سوی طرف مقابل است: «و اگر سوگندهای خود را پس از پیمانشان شکستند و در دین شما طعنه زدند، با پیشوایان کفر بجنگید؛ زیرا آنان را هیچ سوگندی نیست». در این آیه، دو شرط برای جواز قتال ذکر شده: «شکستن سوگندها و پیمانها» و «طعن در دین» که به معنای کارشکنی و توطئه سازمان‌یافته علیه جامعه اسلامی است. باز در این حالت نیز اعلام رسمی فسخ پیمان ضروری است. بنابراین، صلحی که منعقد شده، تا زمانی که طرف مقابل رسماً و عملاً آن را نقض نکرده، لازم‌الاجراست و هیچ مصلحت‌اندیشی سیاسی نمی‌تواند مجوز نقض یکجانبه آن باشد.

صلح حدیبیه در سال ششم هجری، ترجمان عملی همه آیات صلح در سیره پیامبر(ص) است. در این پیمان، مسلمانان از ورود به مکه برای انجام عمره در آن سال منع شدند، شرط بازگرداندن مسلمانانی که بدون اجازه ولیّ خود از مکه به مدینه می‌گریختند را پذیرفتند اما همین شرط برای قریش در جهت عکس وجود نداشت و با لحنی که نشان از برابری نداشت، پیمان بستند. ظاهر امر چنان بود که این صلح یکسره به زیان مسلمانان است، اما قرآن آن را «فتح مبین» نامید.

این صلح به جنگی فرسایشی پایان داد، زمینه تبلیغ آزادانه اسلام را فراهم آورد، امنیت کاروان‌های تجاری را تأمین کرد و نهایتاً بدون خونریزی به فتح مکه انجامید. امام حسن(ع) نیز دقیقاً با الگوگیری از همین پیمان، صلح با معاویه را منعقد کرد. در تحلیل ایشان، حفظ حلقه اندک مؤمنان وفادار و تأمین شرایط برای تداوم اسلام ناب، جز از مسیر صلح ممکن نبود و ادامه جنگ با سپاهی متزلزل و فاسد، نتیجه‌ای جز نابودی شیعیان مخلص نداشت. بدین‌سان، صلح امام حسن(ع) نه یک عقب‌نشینی اعتقادی، که عینیت بخشیدن به آیه «و اگر به صلح گراییدند، تو نیز بدان گرا» در شرایط خاص تاریخی بود.

قرآن صلح را نه فقط یک مصلحت موقت، که یک ارزش ذاتی و نام خدا می‌داند: «و صلح بهتر است». این آیه کوتاه، عصاره فلسفه قرآنی در باب صلح است. در حوزه داخلی نیز، اصلاح میان مؤمنان، ترجیح صلح بر انتقام در قصاص و دعوت همگانی به سلم همگی نشان از آن دارد که صلح وضعیت مطلوب نهایی جامعه اسلامی است. جنگ عارضه‌ای است که با از میان رفتن اسبابش باید فوراً کنار گذاشته شود.

برآیند همه آیات قرآن کریم و سیره اهل‌بیت(ع) را می‌توان در این گزاره خلاصه کرد: صلح، اصل اولی و دائمی در روابط فردی، اجتماعی و بین‌المللی اسلام است و جنگ تنها پاسخی مشروط، محدود و مقید به تجاوز، فتنه یا پیمان‌شکنی است. مخاطبان جنگ، منحصراً کسانی‌اند که خود به نبرد برخاسته‌اند یا پیمان را نقض کرده و امنیت جامعه را به خطر انداخته‌اند. مدت جنگ، تا رفع فتنه و تجاوز است و با هر نشانه‌ای از تمایل به صلح، پذیرش صلح واجب می‌شود.

رفتار در جنگ، محصور به ضوابطی سختگیرانه در پرهیز از تجاوز، حفظ جان غیرنظامیان، احترام به اسیران و محیط زیست و پایبندی به عهد است. صلح نیز فراتر از یک تاکتیک، ارزشی الهی است که باید با وفای کامل، تأمین امنیت متقابل و دعوت به توحید همراه باشد. این مجموعه به‌هم‌پیوسته، تصویری از یک نظام حقوقی و اخلاقی پیشرو را ترسیم می‌کند که با حذف هر جزء آن، فهم ناقص و گاه واژگونه از اسلام پدید می‌آید.

انتهای پیام

منبع خبر "خبرگزاری ایسنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.