گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- نیلوفر ادیبنیا: تصمیم شرکت تویوتا مبنی بر انتقال بخشی از خط تولید خودروهای دوکابین و سبک «تاکوما» از کشور مکزیک به ایالات متحده، بازتاب گستردهای در محافل اقتصادی یافته است؛ چراکه این اقدام میتواند به عنوان نمودی از کارآمدی سیاستهای تجاری و تعرفهای در ترغیب شرکتها برای بازگرداندن چرخههای تولید به خاک آمریکا تلقی شود.
این غول خودروسازی ژاپنی در نظر دارد نزدیک به نیمی از خودروهای باری سبک و میانقامت تاکوما را در کارخانه توسعهیافته خود در شهر سنآنتونیو واقع در ایالت تگزاس به مرحله تولید برساند؛ مجموعهای صنعتی که پیش از این نیز سابقه مونتاژ خودروهای سنگینتر«تاندرا» و خودروهای شاسیبلند «سکویا» را در کارنامه خود داشته است. با این همه، تویوتا همچنان بخشی از روند ساخت مدل تاکوما را در مکزیک حفظ خواهد کرد.
اگرچه دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، این تصمیم را دستاوردی برای سیاستهای تعرفهای خویش خواند، اما مدیران تویوتا تاکید ورزیدهاند که سرمایهگذاریهای این مجموعه بر پایه برنامهریزیهای راهبردی و بلندمدت شکل میگیرند و متاثر از مواضع تجاری زودگذر نیستند.
براساس گزارشی از سیانان، ارزیابی جریان حاکم بر بازار خودرو آشکار میسازد که تصمیم تویوتا بیش از آنکه سرآغاز یک چرخش همهجانبه در این صنعت باشد، موردی استثنایی به شمار میرود. عموم خودروسازان رغبتی برای جابهجایی خطوط تولید خود از مکزیک به ایالات متحده نشان نمیدهند؛ زیرا احداث کارخانههای نوین مستلزم تخصیص میلیاردها دلار سرمایه، سالها برنامهریزی و پذیرش تعهدات مالی سنگین است.
از همین رو، بسیاری از شرکتها ترجیح میدهند بار هزینههای فزاینده ناشی از تعرفههای گمرکی را بر دوش بکشند، اما شاکله و ساختار شبکههای زنجیره تامین جهانی خود را دستخوش تغییرات بنیادین نکنند. ریشه اصلی این محافظهکاری را باید در پیچیدگی درهمتنیده زنجیرههای تامین در منطقه آمریکای شمالی جستوجو کرد. صنعت خودروسازی وابستگی عمیقی به ترانزیت آزادانه قطعات و ملزومات یدکی میان سه کشور آمریکا، مکزیک و کانادا دارد که این مهم تحت پیمان تجاری مشترک این سه کشور، معروف به «یوسمکا» تسهیل شده است.
بر این اساس، هرگونه دگرگونی در مفاد این معاهده بازرگانی میتواند ثبات عملیاتی تولیدکنندگانی را که فعالیتشان به سیستمهای یکپارچه منطقهای وابسته است، با چالش و نااطمینانی جدی مواجه سازد.
وضع تعرفههای گمرکی تاکنون هزینههای هنگفتی را بر دوش خودروسازان تراز اول جهان تحمیل کرده است؛ به گونهای که تویوتا ناگزیر به پرداخت میلیاردها دلار حقوق گمرکی شده و مجموعههای بزرگی همچون «جنرال موتورز» و «فورد» نیز از زیانهای چشمگیر ناشی از این تعرفهها خبر دادهاند. اگرچه این فشارهای مالی برخی شرکتها را به بازنگری در جغرافیای تولید وادار ساخته، اما این تغییرات عمدتا به فعالسازی ظرفیتهای راکد در کارخانههای موجود محدود مانده و به ساخت تاسیسات جدید نینجامیده است.
به عنوان نمونه، شرکت جنرال موتورز اعلام کرده است که بخشی از فرآیند مونتاژ خودروهای خود را از مکزیک به کارگاههای فعال در ایالتهای کانزاس و تنسی انتقال میدهد؛ تصمیمی که تا حد زیادی به دلیل وجود ظرفیتهای خالی در این مراکز، پس از تعدیل سرمایهگذاری در بخش خودروهای برقی، میسر شده است.
از دیدگاه تحلیلگران بازار، تصمیم تویوتا بیش از آنکه صرفا واکنشی به سیاستهای حمایتی دولتها باشد، از منطق اقتصادی و الزامات تجاری این بنگاه نشات میگیرد. این شرکت ژاپنی توانسته است سهم قابلتوجهی از بازار خودروهای باری سبک را در ایالات متحده از آن خود کند و کارخانه سنآنتونیو همواره به عنوان هاب محوری در عرضه این رده از محصولات عمل کرده است؛ بنابراین، متمرکز ساختن چرخههای تولید در این سایت صنعتی، توجیه عملیاتی و اقتصادی نیرومندی دارد و نباید آن را تنها به اهرم تعرفهها منتسب دانست.
با وجود مساعی و ترغیبهای مستمر دولت ایالات متحده برای احیای فرآیند بازگرداندن صنایع به میهن، کارشناسان جابهجایی کلان خطوط تولید خودرو به این کشور را در آینده نزدیک دور از ذهن میدانند. ساخت و راهاندازی تاسیسات جدید نیازمند بازههای زمانی چندساله و منابع ارزی کلان است، در حالیکه جهتگیریهای تجاری ممکن است با آمدوشد دولتها دستخوش دگرگونیهای ناگهانی شوند.
علاوه بر این، دستمزد نیروی کار در ایالات متحده به مراتب فراتر از هزینههای پرسنلی در مکزیک و سایر قطبهای تولیدی جهان است.استمرار تقاضای فزاینده از سوی مصرفکنندگان نیز عامل دیگری است که خودروسازان را به حفظ شبکههای زنجیره تامین کنونی ترغیب میکند. رونق فروش خودرو با وجود افزایش قیمتها، انگیزه لازم را برای تداوم بهرهبرداری از ظرفیتهای موجود در خارج از مرزها فراهم ساخته است. در نهایت باید گفت که هرچند سیاستهای تعرفهای توانستهاند بر برخی تصمیمگیریهای خرد در حوزه تولید اثرگذار باشند، اما هنوز موج جابهجایی فراگیری را به سمت مرزهای داخلی آمریکا پدید نیاوردهاند. از این رو، اقدام اخیر تویوتا در بازطراحی زنجیره تولید مدل تاکوما را باید یک همراستاسازی و تنظیم راهبردی در ساختار عملیاتی این شرکت قلمداد کرد، نه تحولی بنیادین در نظام حاکم بر صنعت خودروسازی جهان.