سقط جنین خودخواسته؛ پیامدهای بی انتها بر روان مادران

بهداشت نیوز پنج شنبه 25 تیر 1405 - 19:03

به گزارش بهداشت نیوز، فاطمه ایرانی، در یادداشتی آورده است: در بررسی علمی پیامدهای روانی سقط خودخواسته، یک نکته اساسی باید مورد توجه قرار گیرد؛ نباید همه واکنش‌های روانی پس از سقط را به‌صورت ساده و قطعی، مستقیماً ناشی از خود سقط دانست. پژوهش‌های معتبر نشان می‌دهند که سلامت روان پیشین فرد، ناخواسته بودن بارداری، فشار اقتصادی، فقدان حمایت همسر و خانواده، تجربه خشونت، انگ اجتماعی و میزان تعارض در تصمیم‌گیری، در شکل‌گیری پیامدهای روانی نقش بسیار مهمی دارند. به همین دلیل، تحلیل علمی این موضوع نیازمند پرهیز از نگاه‌های یک‌بعدی و توجه به «زمینه» است.

پس از سقط خودخواسته، واکنش روانی مادران یکسان نیست. برخی زنان ممکن است احساس آسودگی کنند؛ به‌ویژه زمانی که بارداری با بحران جدی، فشار اقتصادی یا شرایط دشوار خانوادگی همراه بوده است. در مقابل، برخی دیگر ممکن است احساس اندوه، پشیمانی، اضطراب یا تعارض درونی را تجربه کنند.

نکته مهم این است که وجود احساس آسودگی، به معنای نبود آسیب روانی و وجود غم یا پشیمانی نیز به معنای ابتلا به اختلال روانی نیست. واکنش‌های هیجانی در روزها و هفته‌های نخست می‌تواند بخشی از فرایند سازگاری روانی فرد با یک تجربه دشوار باشد. با این حال، هنگامی که این احساسات پایدار، شدید و مختل‌کننده عملکرد روزمره شوند، باید جدی گرفته شوند.

یکی از نگرانی‌های رایج درباره پیامدهای روانی سقط خودخواسته، افسردگی است. باید تأکید کرد که شواهد علمی معتبر، سقط خودخواسته را به‌عنوان علت قطعی و مستقل افسردگی در همه زنان تأیید نمی‌کنند؛ با این حال، برخی زنان پس از سقط ممکن است علائم افسردگی را تجربه کنند، به‌ویژه اگر پیش از آن سابقه مشکلات روانی، تجربه تروما، انزوای اجتماعی یا تعارض شدید در تصمیم‌گیری داشته باشند.

کاهش علاقه به فعالیت‌های روزمره، احساس بی‌ارزشی، اختلال خواب، تغییر اشتها، خستگی مداوم، گریه‌های مکرر و احساس ناامیدی از جمله علائمی هستند که در صورت تداوم، نیازمند ارزیابی تخصصی‌اند. نباید هر غم و ناراحتی را افسردگی نامید؛ اما نباید افسردگی را نیز به عنوان «واکنش طبیعی و قابل‌تحمل» نادیده گرفت.

اضطراب پس از یک تجربه دشوار ممکن است به شکل نگرانی مداوم، بی‌قراری، ترس از آینده، احساس گناه یا اشتغال ذهنی شدید بروز کند. برخی زنان ممکن است بارها تصمیم خود را مرور کنند و با پرسش‌هایی مانند «آیا تصمیم درستی گرفتم؟» یا «اگر شرایط دیگری داشت، چه می‌شد؟» درگیر شوند.

در واقع، ابهام و تعارض در تصمیم‌گیری از عوامل مهم در افزایش فشار روانی پس از سقط است. هر چه تصمیم فرد با فشار، اجبار، تهدید یا فقدان حمایت همراه‌تر باشد، احتمال تجربه اضطراب و آشفتگی روانی می‌تواند افزایش یابد. بنابراین، حمایت روانی و اجتماعی، نه قضاوت و سرزنش، بخش مهمی از مراقبت پس از سقط محسوب می‌شود.

یکی از مهم‌ترین ابعاد روانی سقط خودخواسته، احساس گناه و شرم است. بسیاری از زنان ممکن است تجربه خود را با دیگران در میان نگذارند و در سکوت با احساسات خود مواجه شوند. در برخی موارد، ترس از قضاوت خانواده، همسر یا جامعه، فرد را به انزوا می‌کشاند.

مطالعات نشان می‌دهند که انگ اجتماعی مرتبط با سقط می‌تواند با پریشانی روانی بعدی ارتباط داشته باشد. به بیان دیگر، گاهی آنچه سلامت روان زن را بیش از خود رویداد تحت فشار قرار می‌دهد، احساس طردشدگی، پنهان‌کاری و ترس از افشای تجربه است.

از این منظر، جامعه باید میان مسئولیت‌پذیری اجتماعی و سلامت روان زنان تعادل برقرار کند. برخورد تحقیرآمیز، برچسب‌زنی و طرد اجتماعی، نه‌تنها کمکی به پیشگیری از سقط نمی‌کند، بلکه ممکن است زنان را از دریافت مشاوره و حمایت تخصصی دور کند.

در فضای عمومی گاهی ادعا می‌شود که سقط خودخواسته به‌طور مستقیم موجب اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD می‌شود. اما بررسی‌های علمی معتبر، چنین رابطه‌ای را به‌صورت عمومی و قطعی تأیید نمی‌کنند. گزارش جامع آکادمی ملی علوم، مهندسی و پزشکی آمریکا، پس از بررسی شواهد موجود، نتیجه گرفته است که سقط به‌خودی‌خود خطر ابتلا به اختلالات روانی از جمله افسردگی، اضطراب و PTSD را افزایش نمی‌دهد.

منبع: ایسنا

منبع خبر "بهداشت نیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.