راهبرد آمریکا در ونزوئلای پسازلزله؛ امدادرسانی، بازسازی و بازتعریف نفوذ

ایرنا پنج شنبه 25 تیر 1405 - 20:38
تهران - ایرنا- زمین‌لرزه‌های ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶ ( پنجم تیر) ونزوئلا در شرایطی رخ داد که این کشور از شش ماه پیش وارد مرحله‌ای بی‌سابقه از بازآرایی قدرت شده بود. مداخله نظامی ایالات متحده در ۳ ژانویه، ربایش نیکلاس مادورو و تشکیل دولت موقت به ریاست دلسی رودریگز، نه‌تنها ساخت سیاسی ونزوئلا، بلکه مناسبات نفتی، مالی و سیاست خارجی آن را دگرگون کرده بود. ازاین‌رو، عملیات گسترده آمریکا پس از زلزله را نمی‌توان رویدادی مستقل و صرفاً بشردوستانه تلقی کرد. بحران طبیعی، روندی را که پیش‌تر با ابزار نظامی، تحریم، مجوزهای نفتی و حمایت مشروط از دولت موقت آغاز شده بود،

ابعاد انسانی زلزله، نیاز ونزوئلا به حمایت خارجی را انکارناپذیر کرد. هزاران نفر جان باخته یا مجروح شده‌، ده‌ها هزار نفر خانه‌های خود را از دست داده‌ و بیش از بیست هزار نفر در اردوگاه‌های موقت اسکان یافته‌اند. دولت موقت، به‌رغم حفظ کنترل بر ارتش، بوروکراسی و نهادهای اصلی، از ظرفیت کافی برای حمل سنگین، ارتباطات اضطراری، امداد هوایی، بازگشایی بنادر و پاسخ سریع به بحران برخوردار نبود. در چنین شرایطی، ورود فرماندهی جنوبی آمریکا، ناوهای آبی ـ خاکی، هواپیماهای ترابری، بالگردها، تیم‌های درمانی و شبکه ارتباطی ماهواره‌ای، به نجات جان انسان‌ها، انتقال تجهیزات و جلوگیری از تشدید فروپاشی خدمات توجیه پذیر شد.. اختصاص بیش از ۳۸۶ میلیون دلار کمک و پشتیبانی عملیاتی، انتقال بیش از ۴۰۰ تن اقلام اضطراری و ایجاد کریدور هوایی میامی ـ ونزوئلا، آمریکا را به مهم‌ترین کمک‌کننده منفرد بحران تبدیل کرد (U.S. Department of State, 2026; U.S. Southern Command, 2026 ).

بااین‌حال، سنجش عملیات امدادی آمریکا صرفاً در مبلغ کمک یا شمار نیروهای اعزامی نیست؛ بلکه در ترکیب چند ظرفیت و استقرار آنها در گلوگاه‌های حیاتی ونزوئلا قابل تفسیر است. بندر لاگوایرا، فرودگاه مایکیتیا، مسیرهای هوایی کارائیب، مراکز انبار و توزیع، شبکه استارلینک و تعمیر کابل‌های ارتباطی، توسط نیروهای آمریکایی به اجزای یک زیرساخت منسجم تبدیل شده‌اند. آمریکا کنترل رسمی بندر یا فرودگاه را در اختیار نگرفته، اما از طریق مدیریت بخش مهمی از ترافیک امدادی، تخلیه بار، حمل‌ونقل، ارتباطات و هماهنگی سازمانی، نفوذ عملیاتی گسترده‌ای به دست آورده است. بدیهی است بازیگری که بتواند ورود کالا، حرکت نیرو، گردش اطلاعات و تخصیص منابع را پشتیبانی یا تنظیم کند، در اداره واقعی بحران نقشی تعیین‌کننده خواهد داشت.

شرکت‌هایی مانند Amazon، Airlink، Starlink و American Airlines در مرحله اضطراری وارد زنجیره حمل‌ونقل و ارتباطات شده‌اند و شرکت‌های نفتی و بازرگانی آمریکایی نیز در حال تثبیت موقعیت خود در اقتصاد انرژی کشورند. بازیگرانی که امروز مسیر ورود کمک، اتصال اینترنت، انتقال کالا و اطلاعات زیرساختی را در اختیار دارند، فردا در رقابت برای قراردادهای مسکن، مخابرات، حمل‌ونقل، انرژی و بازسازی از مزیت شناخت، ارتباط و حضور میدانی برخوردار خواهند بود. بدین‌ترتیب، عملیات امدادی فقط پاسخ به نیازهای فوری نیست؛ به مرحله‌ای برای شکل‌گیری آرایش اقتصادی دوره پسابحران نیز تبدیل شده است.

زلزله همچنین همکاری آمریکا با دولت موقت را تعمیق و علنی کرده است. پیش از بحران، رابطه دو طرف عمدتاً در حوزه نفت، تحریم‌ها و مدیریت انتقال سیاسی جریان داشت؛ اما پس از زلزله، این ارتباط به سطح اداره روزمره کشور گسترش یافت. دولت دلسی رودریگز مجوز ورود نیروها، استفاده از بندر و فرودگاه، فعالیت ناوها و ایجاد مراکز مشترک را فراهم کرد و آمریکا نیز ظرفیت لجستیکی، منابع مالی، بازار نفت و حمایت بین‌المللی را در اختیار دولت گذاشت. حاصل این وضعیت نوعی تقسیم کار نامتقارن است: کاراکاس کنترل داخلی، پوشش حقوقی و دسترسی به نهادهای محلی را تأمین می‌کند؛ واشینگتن نیز گلوگاه‌های مالی، نفتی، لجستیکی و خارجی را در اختیار دارد.

گزارش نیویورک‌تایمز این عدم تقارن را در قالب نقش مستقیم مارکو روبیو در مدیریت رابطه با خانم دلسی رودریگز توضیح می‌دهد. بر اساس این گزارش، روبیو و تیم او بر بخش‌هایی از جریان درآمدهای نفتی، مجوزهای تحریمی، برخی انتصابات و مواضع حساس سیاست خارجی دولت موقت اثر می‌گذارند..

دولت ونزوئلا برای دریافت درآمد نفت، جذب سرمایه، پرداخت حقوق و حفظ ارزش پول خود به مسیرهایی وابسته است که وزارت خزانه‌داری و نظام مجوزدهی آمریکا آنها را تنظیم می‌کنند (Pager & Kurmanaev, 2026). بنابراین، قدرت آمریکا نه از اشغال رسمی یا اداره مستقیم تمام دستگاه‌های کشور، بلکه از کنترل شبکه‌هایی ناشی می‌شود که بقای اقتصادی و اجرایی دولت به آنها وابسته است.

این رابطه را نمی‌توان کاملاً یک‌جانبه دانست. دلسی رودریگز و ساختار باقی‌مانده چاویسم نیز دارای ابزارهای چانه‌زنی‌اند: کنترل ارتش و دستگاه امنیتی، تسلط بر بوروکراسی، شناخت شبکه‌های داخلی و توان حفظ یا برهم‌زدن ثبات. آمریکا برای اجرای سیاست خود به همین ساختار نیاز دارد و انتقال ناگهانی قدرت به اپوزیسیون می‌تواند انسجام ارتش، عملیات امدادی و تولید نفت را مختل کند. ازاین‌رو، رابطه واشینگتن و کاراکاس نوعی وابستگی متقابل، اما به‌شدت نامتقارن است. دولت موقت از همکاری با آمریکا برای حفظ قدرت، دسترسی به منابع و خریدن زمان استفاده می‌کند؛ آمریکا نیز از دولت موقت به‌عنوان ساختاری کم‌هزینه برای اداره داخلی، اجرای اصلاحات و حفظ ثبات بهره می‌برد.

نفت ستون اصلی این توافق است. پس از مداخله ژانویه، آمریکا به‌جای تعطیل‌کردن صنعت نفت ونزوئلا، به بازگشایی کنترل‌شده آن روی آورد. اصلاح قانون هیدروکربن‌ها، گسترش فعالیت Chevron، Vitol و Trafigura، افزایش صادرات به آمریکا، هند و اروپا و ورود شرکت‌هایی مانند Hunt Oil نشان می‌دهد که اقتصاد انرژی در حال بازتنظیم بر مبنای سرمایه غربی و بازارهای مورد تأیید واشینگتن است. نظام مجوزدهی دفتر کنترل دارایی‌های خارجی آمریکا تعیین می‌کند چه شرکت‌هایی اجازه خرید، حمل، سرمایه‌گذاری یا دریافت درآمد را داشته باشند. بدین‌ترتیب، آمریکا بدون تصاحب حقوقی منابع، بر بهره‌برداری اقتصادی از آنها اثر تعیین‌کننده اعمال می‌کند.

این وضعیت نمونه‌ای از «قدرت شبکه‌ای» یا «وابستگی متقابل تسلیح‌شده» است؛ یعنی استفاده از موقعیت مسلط در شبکه‌های مالی، بانکی، بیمه‌ای و تجاری برای جهت‌دهی به رفتار دولت‌ها و شرکت‌ها (Farrell & Newman, 2019). ونزوئلا همچنان مالک منابع زیرزمینی خود است، اما دسترسی به بازار، بیمه، حمل‌ونقل، فناوری و درآمد، بیش از گذشته به تصمیم‌های واشینگتن وابسته شده است. بنابراین، مفهوم دقیق‌تر از «کنترل نفت»، مالکیت چاه‌ها نیست، بلکه تنظیم شیر صادرات، مسیر درآمد و ترکیب بازیگران مجاز است.

این معماری برای دولت موقت منافع کوتاه‌مدتی دارد. درآمدهای نفتی تحت حمایت خزانه‌داری می‌توانند از توقیف فوری توسط طلبکاران مصون بمانند، فساد کاهش یابد و منابعی برای پرداخت حقوق، واردات و عملیات امدادی فراهم شود. اما هزینه آن محدودشدن اختیار بودجه‌ای و وابستگی به تأیید خارجی است.

زلزله مسئله انتخابات را نیز به بخشی از این معامله تبدیل کرده است. پیش از بحران، هیچ تقویم قطعی و الزام‌آوری برای انتخابات وجود نداشت. راهبرد سه‌مرحله‌ای روبیو، تثبیت و بازیابی را مقدم بر انتقال سیاسی قرار داده بود. زلزله دلایل فنی واقعی برای تعویق کوتاه‌مدت ایجاد کرده است: جابه‌جایی جمعیت، آسیب زیرساخت‌ها، اختلال ارتباطات و تمرکز دستگاه دولت بر امداد. اما خطر اصلی آن است که تعویق فنی به تعویق سیاسی نامحدود تبدیل شود. احیای صنعت نفت، بازسازی مسکن و تثبیت اقتصاد می‌تواند سال‌ها طول بکشد و اگر انتخابات به تکمیل همه این مراحل مشروط شود، دولت موقت عملاً بدون زمان‌بندی مشخص ادامه خواهد یافت.

برای آمریکا، حفظ دلسی رودریگز در کوتاه‌مدت مزیت دارد. دولت موقت قادر است ارتش، بوروکراسی و صنعت نفت را منسجم نگاه دارد و درخواست‌های عملیاتی واشینگتن را اجرا کند. اما این سیاست با هدف اعلامی بازگشت دموکراسی در تعارض قرار می‌گیرد. هرچه انتخابات بیشتر به تعویق افتد و ماریا کورینا ماچادو و دیگر مخالفان به حاشیه رانده شوند، این برداشت تقویت خواهد شد که نفت، ثبات، مهاجرت و ژئوپلیتیک بر دموکراسی اولویت یافته‌اند. راهبرد پایدار مستلزم ارائه یک نقشه راه مرحله‌بندی‌شده است که اصلاح نهادهای انتخاباتی، آزادی فعالیت احزاب، تضمین بازگشت مخالفان و تعیین زمان تقریبی رأی‌گیری را با حفظ ثبات اجرایی تلفیق کند.

در سطح ژئوپلیتیکی، نظم جدید به کاهش فضای فعالیت ایران، روسیه و چین منجر شده است. ایران و روسیه به دلیل تحریم، محدودیت مالی و فاصله جغرافیایی، آسیب‌پذیری بیشتری دارند. همکاری‌های ایران که در دوره تحریم و نیاز ونزوئلا به تهاتر، فرآورده و خدمات فنی شکل گرفته بود، اکنون با ورود شرکت‌های غربی و نظارت آمریکا پرهزینه‌تر شده است. روسیه نیز در حفظ پروژه‌های نفتی و امنیتی خود با محدودیت بیشتری روبه‌روست. چین، در مقابل، به دلیل مطالبات مالی، قراردادهای نفتی و حضور زیرساختی، به‌سادگی قابل حذف نیست. بنابراین، هدف واقع‌بینانه آمریکا اخراج کامل همه رقبا نیست، بلکه تعیین قواعد مشارکت آنها و جلوگیری از حضور مستقلشان در حوزه‌های حساس است (Bourdillon, 2026).

فرصت‌های آمریکا در این اثنا قابل‌توجه‌اند: عادی‌سازی حضور مستقیم، تثبیت دولتی همکار، ورود شرکت‌های آمریکایی، کاهش نفوذ رقبا، ایجاد شناخت دقیق از زیرساخت‌های کشور و قرارگرفتن در جایگاه داور میان دولت و مخالفان. بااین‌حال، همین دستاوردها مخاطراتی ایجاد می‌کنند. واشینگتن اکنون در قبال عملکرد دولت موقت، کیفیت توزیع کمک‌ها و آینده انتقال سیاسی مسئولیت بیشتری دارد. طولانی‌شدن حضور نظامی می‌تواند واکنش ملی‌گرایانه ایجاد کند؛ پیوند کمک‌ها با نفت می‌تواند روایت بهره‌برداری از فاجعه را تقویت سازد؛ و حمایت از دولت دلسی اعتبار شعارهای دموکراسی‌خواهی آمریکا را فرسوده کند.

جمع‌بندی اینکه سیاست آمریکا در ونزوئلای پسازلزله را باید معماری نفوذ از مسیر تثبیت و بازیابی نامید. واشینگتن بدون تشکیل دولت اشغالگر یا پذیرش رسمی اداره کشور، بر شبکه‌هایی اثر می‌گذارد که دولت موقت و اقتصاد ونزوئلا به آنها وابسته‌اند: درآمد نفت، مجوزهای تحریمی، بازار، بانک، بندر، فرودگاه، ارتباطات و زمان‌بندی انتقال سیاسی. دولت موقت مسئولیت اداره داخلی و پاسخ‌گویی به جامعه را حفظ می‌کند، درحالی‌که آمریکا بر منابع و گزینه‌های راهبردی آن اثر می‌گذارد.

پایداری این الگو به چهار متغیر وابسته است: نخست، اینکه حضور نظامی و لجستیکی آمریکا پس از پایان مرحله اضطراری کاهش می‌یابد یا دائمی‌تر می‌شود؛ دوم، اینکه کنترل درآمد و مجوزها به ظرفیت‌سازی و شفافیت ملی منتهی می‌شود یا وابستگی مالی را تثبیت می‌کند؛ سوم، اینکه درآمد نفت به بهبود ملموس زندگی مردم و بازسازی خدمات می‌انجامد یا عمدتاً در شبکه شرکت‌ها و قراردادهای خارجی جذب می‌شود؛ و چهارم، اینکه واکنش اپوزیسیون و معترضین به وضعیت موجود چگونه خواهد بود؟

اگرچه عملیات آمریکا پاسخی ضروری و مؤثر به یک بحران انسانی گسترده است؛ اما همین عملیات، به دلیل زمان، مکان و ساخت قدرتی که در آن اجرا می‌شود، به ابزار بازآرایی سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی ونزوئلا نیز تبدیل شده است. مرز میان کمک به بازسازی و شکل‌گیری قیمومیت غیررسمی را نه اهداف اعلام‌شده آمریکا، بلکه نحوه خروج نیروها، شفافیت درآمد نفت، بازگشت اختیارات به نهادهای ملی و فراهم‌شدن امکان تصمیم‌گیری آزاد مردم ونزوئلا درباره آینده سیاسی خود تعیین خواهد کرد.

در حالی که امدادرسانی آمریکا دارای کارکرد انسانی است، اما بررسی رفتاری آمریکا همواره ثابت کرده این کشور در عقبه اموری انسان دوستانه نیز برنامه ها و طراحی های خاص خود را دارد. آمریکا همیشه آمریکاست.

آیا اگر چنین اتفاقی در سایر کشورهای کارائیب یا آمریکای لاتین می افتاد، آمریکا با همین عده و عده ورود می کرد؟ جواب واضح است: به هیچ وجه!

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.