تژا میرفخرایی؛ استادی که وزن علوم ارتباطات بود

ایرنا پنج شنبه 25 تیر 1405 - 20:52
ساری- ایرنا- خبر رفتن تژا میرفخرایی، استاد برجسته علوم ارتباطات و تحلیل گفتمان، برای خیلی‌ها فقط خبر درگذشت یک استاد دانشگاه نیست؛ برای اهالی علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری، از دست دادن یکی از آدم‌هایی بود که به این رشته اعتبار و وزن می‌داد؛ رشته‌ای که این روزها خودش روزهای سختی را می‌گذراند، حالا یکی از ستون‌هایش را از دست داده است.

دکتر تژا میرفخرایی را بچه‌های علوم ارتباطات و اهالی رسانه خوب می‌شناسند؛ چهره‌ای اثرگذار، محبوب و اندیشمند که رد پایی ماندگار از خود در این عرصه به جا گذاشت و چراغ‌هایی در مسیر پرفراز و نشیب ارتباطات روشن کرد که راه را در عصر شلوغ و پرچالش رسانه‌ها برای اهالی رسانه شفاف و روشن می‌کند.

حتی اگر مثل حالا دیگر خودش در این جهان نباشد و ناباورانه و ناگهانی مرگ سراغ او بیاید و در روز تولد ۷۰ سالگی‌اش، چشم‌هایش را برای همیشه ببندد.

شاید فقط استادان و دانشجوهای علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری بفهمند از دست دادن چهره‌ای مثل تژا میرفخرایی چه ضایعه بزرگی برای این عرصه است.

برای ما دانشجوها، حضورش فقط حضور یک استاد نبود؛ خود او بخشی از هویت و اعتبار علوم ارتباطات در ایران بود.

افتخار شاگردی‌اش را داشتم؛ هم استاد درس‌هایم بود و هم استاد مشاورم. از آن استادهایی بود که می‌دانستی سخت می‌گیرد و بی‌دلیل نمره نمی‌دهد.

یکی از درس‌های مهمی که با او داشتم «تحلیل محتوای پیام‌های ارتباطی» بود؛ خودش همیشه می‌گفت برای این درس ۱۹ و ۲۰ وجود ندارد. من شدم ۱۸.۷۵ و همان نمره هم برایم خاطره‌ای خوش و دوست‌داشتنی شد؛ نه فقط به خاطر عددش، بلکه به خاطر این‌که از استاد تژا میرفخرایی گرفته بودم.

روز دفاع پایان‌نامه با دستی که در گچ بود رفتم سر جلسه. با همان سخت‌گیری‌ای که از او سراغ داشتم، آخر کار خندید و گفت: «چون دستت شکسته بود، مورد تظلم واقع شدی؛ حواست باشه!» این شوخی کوتاه، همان مهربانی پنهانی بود که پشت آن همه جدیت و سخت‌گیری وجود داشت.

دوستش داشتم. مثل همه شاگردانش که سختگیری‌های جذاب و هدایتگرانه‌اش را به دل نمی‌گرفتند و دوست داشتند.

حتی همان پست‌ها و استوری‌های گاه‌وبیگاهش در فضای مجازی برای من و آن‌ها که او را می‌شناختند غنیمت بود؛ نشانه‌ای از این‌که هنوز هست، هنوز می‌نویسد و هنوز با همان انرژی همیشگی با دنیا ارتباط می‌گیرد.

تژا میرفخرایی از آن استادهایی بود که با عشق درس می‌داد. انرژی‌اش در کلاس فراموش‌شدنی نبود. پرشور حرف می‌زد و به ارتباطات، به آموزش و به دانشجوها علاقه داشت.

یک علاقه دیگرش هم که هیچ‌وقت پنهان نمی‌کرد، پرسپولیس بود؛ همان‌قدر که پای درس و دانشگاه جدی بود، پای علاقه‌های شخصی‌اش هم با شور و حرارت می‌ایستاد.

وقتی دکتر اکبر نصراللهی عکس مشترکش با دکتر میرفخرایی را منتشر کرد، حتی در عمیق‌ترین لایه‌های ذهنم هم باور نمی‌کردم که دیگر قرار نیست او را ببینیم. رفتنش برای خیلی از ما هنوز ناباورانه است.

تژا میرفخرایی سال ۱۳۳۵ در خرم‌آباد به دنیا آمد و اصالتی تفرشی و فراهانی داشت. پس از دریافت دیپلم، با وجود قبولی در دانشکده هنرهای دراماتیک، برای تحصیل سینما به آمریکا رفت و در کالج امرسون و مدرسه موزه هنرهای زیبای بوستون تحصیل کرد.

سال‌ها به عنوان سازنده فیلم‌های مستند و گزارش‌های تلویزیونی فعالیت کرد و پس از آن در سال ۱۹۸۸ تحصیل ارتباطات را در دانشگاه اسلو آغاز کرد. سال ۱۹۹۵ هم از پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «انگاره رسانه‌ای تضاد اسرائیل با فلسطینیان و گفتمان صلح» دفاع کرد.

بعضی از استادان فقط درس نمی‌دهند؛ با بودن‌شان به یک رشته، یک دانشگاه و حتی یک نسل اعتبار می‌دهند. دکتر تژا میرفخرایی از همان آدم‌ها بود.

روحش شاد و یادش همیشه با ما و همه شاگردانش زنده.

*خبرنگار ایرنا

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.