خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
خبرگزاری رویترز در گزارشی از تشدید بیسابقه حملات متقابل ایران و آمریکا خبر داد و نوشت که واشنگتن برای نخستین بار از زمان آتشبس، دو موج گسترده از حملات هوایی را در یک روز علیه اهداف ساحلی جنوب ایران انجام داد. ایران نیز با موشک و پهپاد به پایگاههای آمریکا در کشورهای همسایه از جمله یک پایگاه هوایی بزرگ در اردن پاسخ گفت. با این حال، رویترز آزادی یک شهروند آمریکایی بازداشتشده در ایران را «مسیری بالقوه برای عقبنشینی» توصیف کرد که ترامپ آن را «ژست حسن نیت» خواند.
بر اساس این گزارش، منابع ایرانی به رویترز گفتند که هدف تهران از سرگیری حملات، «تثبیت اقتدار خود بر تنگه هرمز» است، اما خواهان تشدید تنش گستردهای که توافق اولیه ژوئن را به خطر اندازد، نیست. محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش ایران، تأکید کرد که حملات هوایی آمریکا هرگز نخواهد توانست تسلط ایران بر تنگه هرمز را بشکند، زیرا «ایران از هر نقطه خاک خود میتواند این آبراه را هدف قرار دهد.» وی هشدار داد که در صورت حمله ترامپ به نیروگاهها و پلها، نیروهای مسلح ایران «تمام زیرساختهای باقیمانده» در سراسر منطقه را هدف قرار خواهند داد.
رویترز میافزاید که مقامات آمریکایی این حملات را «عملیات شکلدهی» برای آمادهسازی گزینههای بیشتر از جمله تصرف احتمالی جزیره خارگ توصیف کردهاند. تحلیلگران اما هشدار میدهند که طرفین به «نقطه صفر» بازگشتهاند و به محدودیتهای جنگ محدود رسیدهاند. در میان مردم ایران نیز، صدای خستگی از جنگ به گوش میرسد. این گزارش به نقل از یک شهروند تهرانی مینویسد: «زندگی با این ترس که جنگ دوباره شروع شود بسیار طاقتفرساست. ما از جنگ خسته شدهایم. من شخصاً میخواهم دیپلماسی غالب شود.»
شبکه سیانان به نقل از یک کارشناس مسائل منطقهای گزارش داد که ترس از پیامدهای اقتصادی، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را وادار به چشمپوشی از نواقص توافق آتشبس (یادداشت تفاهم) میان ایران و آمریکا کرد. اچ. ای. هلییر از اندیشکده «مؤسسه خدمات متحد سلطنتی» در مصاحبه با این شبکه گفت: «حتی با وجود اینکه صراحتاً میتوان گفت این یادداشت تفاهم بسیار ضعیف مذاکره شده بود، شاهد تلاشهای کشورهای عرب خلیج فارس برای دستیابی به آن بودید، زیرا جایگزین آن بازگشت به یک جنگ تمامعیار بود.»
به گزارش سیانان، این تحلیلگر با اشاره به تأثیرات مخرب هفتههای اخیر بر اقتصاد این کشورها تصریح کرد که نگرانی از ضربه اقتصادی شدیدتر ناشی از یک جنگ کامل، عامل اصلی حمایت کشورهای عرب از این توافق بوده است.
این گزارش میافزاید که از زمان فروپاشی یادداشت تفاهم، ایران پایگاههای نظامی آمریکا در سراسر خلیج فارس را هدف قرار داده و تهدید کرده است که در صورت تداوم حملات، «تمام زیرساختهای منطقه» را نابود خواهد کرد. این هشدار پس از آن صادر شد که آمریکا تهدید کرد در صورت عدم بازگشت ایران به میز مذاکره، به زیرساختهای این کشور حمله خواهد کرد. همچنانکه ارتش آمریکا روز چهارشنبه برای پنجمین روز متوالی به ایران حمله کرد. در بخش پایانی این گزارش به پیشینه یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای اشاره شده که موضوعات حساسی از جمله تمدید آتشبس در لبنان و توقف درگیریها در اطراف تنگه هرمز را در بر میگرفت.
روزنامه گاردین گزارش داد که همزمان با تشدید حملات آمریکا به مناطقی در نزدیکی تهران و هدف قرار دادن یک نفتکش در مسیر جزیره خارگ، جمهوری اسلامی ایران با موشک و پهپاد به پایگاههای آمریکا در بحرین، اردن و کویت پاسخ داد.
حملات شش روز گذشته که آتشبس و توافق موقت ماه گذشته را به شدت زیر سوال برده، با لفاظیهای تهدیدآمیز واشنگتن برای بازگشایی تنگه هرمز از طریق زور همراه شده است. ایران هشدار داد که هرگونه تعرض آمریکا به زیرساختهای کشور، با درهم کوبیدن «تمام زیرساختهای منطقه» پاسخ داده خواهد شد.
در این گزارش به حمله وحشیانه آمریکا اشاره شده که منجر به تخلیه بیمارستان سرطانی در جنوب غرب ایران و رنج ۲۱۱ بیمار شیمیدرمانی شد.
یک مقام نظامی ایران تأکید کرد که مداخله آمریکا در تنگه هرمز خط قرمز لاینفک ایران است و تنها راه بازگشایی این آبراه، پایبندی آمریکا به مفاد تفاهمنامه و «مقررات ایران» است.
در حالی که ترامپ مدعی آمادگی ایران برای توافق است، محمدباقر قالیباف این مناقشه را جنگی اساسی و وجودی با آمریکا توصیف کرد.
این گزارش میافزاید که ترافیک کشتیرانی در تنگه به شدت کاهش یافته، هند اعزام ملوانان خود به این مسیر را ممنوع کرده، و میانجیهای پاکستانی اذعان داشتهاند که بازگرداندن طرفین به میز مذاکره «به طور فزایندهای دشوار» شده است.
رسانه های عربی
الجزیره در مقاله ای نوشت: بازگشت محاصره دریایی آمریکا علیه ایران، همزمان با درگیریهای نظامی در اطراف تنگه هرمز، ابعاد تازهای به تقابل تهران و واشنگتن بخشیده است. این اقدام با هدف افزایش فشار بر صادرات و واردات ایران انجام شده و بنادر جنوبی کشور را که ستون اصلی تجارت خارجی و تأمین کالاهای اساسی هستند، هدف قرار میدهد.
ایران برای کاهش آثار محاصره از مسیرهای زمینی، بنادر پاکستان و مسیرهای ترانزیتی عمان استفاده خواهد کرد، اما این گزینهها جایگزین کامل بنادر جنوبی نیستند. نویسنده معتقد است تهران محاصره را اقدامی خصمانه تلقی کرده و احتمالاً با افزایش فشار بر تردد دریایی در تنگه هرمز، هزینه این سیاست را برای آمریکا، متحدانش و اقتصاد جهانی بالا خواهد برد.
از دید او، ایران تلاش میکند پیامدهای محاصره تنها متوجه اقتصاد خود نباشد. در عین حال، احتمال رویارویی مستقیم نیروهای دریایی دو طرف و گسترش بحران در خلیج فارس نیز افزایش یافته است.
المیادین در مقاله ای نوشت: تشدید همزمان فشارهای آمریکا، عربستان و ترکیه علیه ایران بخشی از طرحی مشترک پس از نشست ناتو در آنکارا است. نویسنده معتقد است واشنگتن پس از ناکامی اسرائیل در مهار ایران، نقش پررنگتری برای ترکیه و عربستان در معادلات منطقه در نظر گرفته است؛ بهگونهای که ترکیه در سوریه و لبنان و عربستان در یمن ایفای نقش کند، در حالی که آمریکا مستقیماً بر پرونده تنگه هرمز متمرکز باشد.
مقاله حمله عربستان به فرودگاه صنعا را در همین چارچوب ارزیابی کرده و از همکاری احتمالی ترکیه، سوریه جدید و اسرائیل برای محدود کردن نفوذ ایران و حزبالله سخن میگوید.
در مقابل، نویسنده تصریح میکند که ایران همچنان کنترل مؤثری بر تنگه هرمز دارد و انصارالله یمن نیز با حملات موشکی و تهدید به بستن بابالمندب قادر است هزینههای اقتصادی سنگینی بر آمریکا و اروپا تحمیل کند. در پایان، مقاله نتیجه میگیرد که آینده این رویارویی به واکنش محور مقاومت و تحولات میدانی هفتههای آینده بستگی خواهد داشت.
رای الیوم در مقاله ای بررسی کرد که تحریمها و محاصره اقتصادی، اگرچه با هدف تغییر رفتار دولتها اعمال میشوند، اما در عمل بیشترین آسیب را به مردم عادی وارد میکنند. نویسنده با اشاره به نمونههایی مانند عراق، ایران، سوریه، کوبا، ونزوئلا و کره شمالی توضیح میدهد که محدودیتهای مالی، بانکی و تجاری موجب افزایش تورم، کاهش ارزش پول ملی، کمبود دارو، افت سرمایهگذاری و دشوار شدن تأمین کالاهای اساسی میشود، در حالی که حکومتها اغلب همچنان به سیاستهای خود ادامه میدهند.
از دیدگاه نویسنده، تجربه تاریخی نشان داده است که تحریمهای طولانیمدت معمولاً به تغییر اساسی سیاست دولتها منجر نمیشوند، بلکه کشورهای هدف را به تقویت تولید داخلی، گسترش همکاری با شرکای جدید، استفاده از ارزهای محلی و ایجاد سازوکارهای مالی جایگزین سوق میدهند. همچنین، منتقدان معتقدند آمریکا تحریمها را بر اساس منافع سیاسی خود و نه معیارهای یکسان حقوق بینالملل اعمال میکند.
در پایان، مقاله تأکید میکند که گفتوگو، دیپلماسی و مذاکره راهکارهایی انسانیتر و مؤثرتر از تحریمهای فراگیر هستند، زیرا مردم همواره نخستین قربانی جنگ اقتصادی و محاصره به شمار میآیند.













