به گزارش بهداشت نیوز، دکتر رایتیس مسکلیوناس، محقق دپارتمان مهندسی چندرسانهای در دانشگاه تکنولوژی کاوناس، در این باره میگوید: هنگام ارتباط برقرار کردن، چهره به ما محتوای مکالمه را میگوید، به ویژه از دید احساسی، اما آیا میتوانیم بر اساس سیگنالهای مغزی، محرکهای بینایی مربوطه را تشخیص دهیم؟
به گفتهی دکترمسکلیوناس مطالعات زیادی نشان میدهند که بیماریهای مغزی با معاینهی حرکات چشم و عضلات صورت قابل بررسی هستند؛ چون بیماریهای تخریب عصبی نه تنها حافظه و عملکرد شناختی بلکه اعصاب مغزی مرتبط با حرکات بالای صورت (به ویژه چشم) را تحت تأثیر قرار میدهند.
محققان دانشگاه کاوناس با استفاده از هوش مصنوعی مطالعهای طراحی کردند تا ببینند که آیا میتوان تعامل رایانه با مغز انسان را برای افرادی که اختلالات حافظه دارند به کارگرفت تا شیء قابل رؤیتی را در مقابل خود تشخیص دهند یا خیر. مطالعه مذکور بر دو گروه از افراد صورت گرفت:
گروه اول: افراد سالم
گروه دوم: بیماران مبتلا به آلزایمر
روش: در این مطالعه، گروهی از زنان سالمند بالای ۶۰ سال را انتخاب شدند، چرا که سن بالا یکی از ریسک فاکتورهای اصلی دمانس است و از آنجا که اخیراً اثر جنسیت در امواج مغزی مورد توجه واقع شده، مطالعه وقتی فقط یک گروه جنسی انتخاب شده باشد دقیقتر خواهد بود.
طی مطالعه به هر یک از شرکتکنندگان عکس چهرهی انسانها نمایش داده میشد. این تصاویر طبق معیارهای متعددی برای تحلیل اثر احساسات و آشنا یا ناآشنا بودن چهرهها، انتخاب شده بودند. برای فهمیدن این که فرد تصویر را به درستی میبیند و میفهمد، از شرکتکنندگان خواسته شده بود تا وقتی هر محرک نشان داده میشود دکمهی خاصی را بفشارند تا مشخص شود که چهرهی نشانداده شده وارونه یا صحیح است.
مشاهده شد که حتی در این سطح نیز بیمار مبتلا به آلزایمر دچار اشتباه میشود؛ پس اهمیت دارد که تشخیص داده شود، اختلال مذکور در فرآیندهای مربوط به حافظه است یا بینایی.
نتایج: مشاهده شد که سیگنالهای مغز بیماران مبتلا به آلزایمر معمولاً نسبت به افراد سالم به طرز قابل توجهی پرنویزتر است. به نظر میرسد که این مسئله با دشواری تمرکز و توجه در بیمارانی که علائم آلزایمر دارند، در ارتباط است.
در این مطالعه محققان با دادههای تجهیزات الکترو انسفالوگراف استاندارد، که ایمپالسهای الکتریکی مغز را اندازهگیری میکند، کار کردند. با این حال دکترمسکلیوناس تاکید میکند که برای خلق یک ابزار کاربردی، بهتر است دادهها از طریق میکروالکترودهای تهاجمی جمعآوری شوند که دقیقتر میتوانند فعالیت نورونها را اندازه بگیرند. به این ترتیب کیفیت مدل هوش مصنوعی به طرز قابل توجهی افزایش مییابد.
اما انجام یک مطالعهی بالینی به کمک همکاران حوزهی پزشکی ضروری است و استفاده از این تست به عنوان یک ابزار پزشکی، نیازمند دریافت تاییدیه میباشد.
امروزه میبینیم که چگونه تعامل مغز انسان و رایانه به کار گرفته میشود تا زندگی افراد با ناتوانیهای جسمی را متحول کند. کنترل دست رباتیک با فکر یا بیمار فلجی که با تصور کردن حروف، متنی را مینویسد، مفاهیم جدیدی نیستند. با این حال، تلاش برای درک مغز انسان همچنان چالش برانگیز است.
دکترمسکلیوناس میگوید: البته، علاوه بر نیازهای فنی باید گروهی از متخصصان وجود داشته باشد که بر آسان کردن زندگی بیماران مبتلا به آلزایمر تمرکز دارد. با این حال نظر شخصی من بعد از ۵ سال پژوهش در این حوزه این است که فعلاً بیشتر شاهد تکنولوژیهای متمرکز بر عملکرد جسمانی افراد خواهیم بود و تمرکز بر افرادی که تحت تاثیر بیماریهای مغزی هستند بعدتر صورت خواهد گرفت.