به گزارش خبرگزاری تسنیم از تنکابن، در دل غرب مازندران چشماندازی گسترده از باغهای چای دیده میشود که در نگاه نخست، تصویری آرام، شاعرانه و سرشار از زندگی را تداعی میکند؛ اما پشت این آرامش ظاهری، واقعیتی پیچیده و چندلایه جریان دارد که معیشت هزاران خانواده را به یک محصول وابسته کرده است. چای در این منطقه بهمثابه شریان حیاتی اقتصاد محلی و بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی مردمان تنکابن، عباسآباد و رامسر شناخته میشود؛ محصولی که با هر برگ سبزش، بخشی از زندگی یک خانواده شکل میگیرد یا دستخوش تغییر میشود.
با آغاز هر فصل برداشت، این جغرافیای مهآلود به صحنهای از جنبوجوش و تلاش بدل میشود؛ جایی که صدای قیچیهای چیدن برگ سبز با رفتوآمد کارگران فصلی و خانوادههایی که نسل در نسل در این باغها کار کردهاند در هم میآمیزد. چرخهای که از دل باغ آغاز میشود، در کارخانههای چای ادامه مییابد و نهایتاً به فنجانهای مصرفکنندگان در سراسر کشور میرسد؛ چرخهای که اگرچه در ظاهر منظم و پایدار به نظر میرسد، اما در عمق خود با مجموعهای از چالشهای ساختاری، اقتصادی و اقلیمی روبهروست.

در سالهای اخیر، چایکاران غرب مازندران بارها از فشار هزینههای تولید، نوسانات قیمت، کمبود حمایتهای مؤثر و رقابت فشرده با چای وارداتی سخن گفتهاند؛ مسائلی که به گفته آنان، سودآوری این حرفه سنتی را کاهش داده و حتی در برخی موارد ادامه فعالیت را برای باغداران دشوار کرده است. در کنار این مسائل اقتصادی، تغییرات اقلیمی و ناپایداریهای جوی نیز به نگرانیهای جدی تبدیل شدهاند؛ بهگونهای که سرمازدگیهای ناگهانی یا بارشهای خارج از فصل میتواند بهطور مستقیم بر کیفیت و کمیت محصول اثر بگذارد.
از سوی دیگر، ساختار خرد و پراکنده باغهای چای در این منطقه، یکی از موانع جدی در مسیر مکانیزاسیون و افزایش بهرهوری به شمار میرود؛ موضوعی که باعث شده بسیاری از تولیدکنندگان همچنان به روشهای سنتی و نیروی کار خانوادگی وابسته بمانند. در چنین شرایطی، نقش زنان نیز در چرخه تولید چای بیش از پیش برجسته شده است؛ زنانی که نهتنها در برداشت و فرآوری محصول حضور فعال دارند، بلکه در حفظ سنتهای بومی و انتقال تجربه به نسلهای بعدی نیز نقشی تعیینکننده ایفا میکنند.
با وجود همه این چالشها، نگاهها همچنان به آینده این صنعت گره خورده است؛ صنعتی که اگرچه با مشکلات متعدد دستوپنجه نرم میکند، اما ظرفیت آن را دارد که در صورت حمایت هدفمند، به یکی از محورهای پایدار اقتصاد کشاورزی کشور تبدیل شود. موضوعاتی همچون پرداخت بهموقع مطالبات چایکاران، نوسازی باغها و کارخانهها، تقویت برند چای ایرانی و توسعه بازارهای داخلی و صادراتی، از جمله محورهایی است که کارشناسان بر آن تأکید دارند.
میراثی که نسل به نسل منتقل شده است

در بسیاری از روستاهای غرب مازندران، باغهای چای قدمتی چند دهساله دارند. پدربزرگها اولین نهالها را کاشتهاند و امروز نوهها همان بوتهها را هرس میکنند. برای بسیاری از خانوادهها، چای تنها یک محصول درآمدزا نیست؛ بخشی از هویت و خاطره جمعی آنهاست.
رضا ناجی شالیکلاهی یکی از چایکاران باسابقه تنکابن میگوید: از بچگی یاد گرفتیم که چطور برگ بچینیم. مدرسه که میرفتیم، عصرها میآمدیم باغ کمک پدر. حالا هم بچههای خودم کنارم کار میکنند. این باغ خرج زندگیمان را داده.فصل برداشت که آغاز میشود، جنبوجوشی خاص در روستاها شکل میگیرد. خانوادهها صبح زود به باغ میروند، کارگران فصلی جذب میشوند و کارخانجات چای نیز با ظرفیت بیشتری فعالیت میکنند. این چرخه اقتصادی، از باغ تا کارخانه و بازار، اشتغال مستقیم و غیرمستقیم گستردهای ایجاد میکند.
چین بهاره مهمترین مرحله برداشت چای است؛ برگهایی لطیف و باکیفیت که سهم عمدهای در تولید چای مرغوب دارند. در این ایام، درآمد چایکاران به اوج میرسد و بسیاری از خانوادهها بخش مهمی از هزینههای سالانه خود را از همین محل تأمین میکنند.
یکی از بانوان چایکار در عباسآباد میگوید: درآمد چای شاید یکباره نباشد، اما وقتی پولش برسد، میشود با آن بدهیها را داد، خرج مدرسه بچهها را جور کرد و نفسی تازه کرد.افزایش قیمت خرید تضمینی برگ سبز در سالهای اخیر نیز تا حدی توانسته امید را به باغداران بازگرداند. با این حال، چایکاران معتقدند که حمایت تنها به اعلام قیمت محدود نمیشود و باید در عمل و در زمان مناسب، پرداختها انجام شود تا فشار مالی بر دوش کشاورزان کاهش یابد.
موانع پیشروی چایکاری در غرب مازندران

با وجود جایگاه مهم چای در اقتصاد و معیشت غرب مازندران و نقش آن در اشتغال هزاران خانوار، این صنعت باسابقه در سالهای اخیر با مجموعهای از چالشهای ساختاری و اقتصادی روبهرو شده است؛ چالشهایی که در صورت تداوم و نبود برنامهریزی دقیق، میتواند روند تولید را کند کرده و انگیزه چایکاران را برای ادامه فعالیت کاهش دهد.
1. افزایش سنگین هزینههای تولید
یکی از اصلیترین دغدغههای چایکاران، رشد مداوم هزینههای تولید در تمام حلقههای زنجیره باغ تا کارخانه است. افزایش قیمت نهادههای کشاورزی، بالا رفتن دستمزد کارگران فصلی، هزینههای حملونقل، نگهداری باغها و عملیات داشت و برداشت، باعث شده بخش قابل توجهی از درآمد چایکاران صرف هزینههای جاری شود و حاشیه سود آنها به حداقل برسد.
بسیاری از باغداران معتقدند که در شرایط فعلی، ادامه فعالیت صرفاً با تکیه بر کار خانوادگی امکانپذیر است و در صورت استفاده کامل از نیروی کار اجارهای، تراز درآمد و هزینهها منفی خواهد شد. به گفته یکی از چایکاران جوان در رامسر، «اگر همه کارها را به کارگر بسپاریم، دخل و خرج نمیخواند؛ مجبوریم خودمان و خانواده پای کار باشیم تا هزینهها کنترل شود.» این وضعیت نشان میدهد که ساختار اقتصادی چایکاری هنوز به سطح پایداری مطلوب نرسیده است.

2. تغییرات اقلیمی و تهدیدهای طبیعی
چالش دوم، تغییرات اقلیمی و ناپایداریهای جوی است که در سالهای اخیر به یکی از عوامل مهم تهدیدکننده تولید تبدیل شده است. اگرچه در برخی سالها شرایط آبوهوایی مطلوب گزارش میشود، اما نوسانات دمایی، بارشهای نامنظم، دورههای خشکسالی یا بارشهای شدید خارج از فصل، همواره ریسک تولید را افزایش دادهاند.
سرمازدگیهای ناگهانی در فصل رشد یا بارشهای سنگین در زمان برداشت میتواند به بوتههای چای آسیب جدی وارد کند و کیفیت برگ سبز را کاهش دهد. این مسئله نهتنها بر میزان تولید اثر میگذارد، بلکه مستقیماً درآمد سالانه چایکاران را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و برنامهریزی اقتصادی آنها را با عدم قطعیت مواجه میسازد.
3. فشار ناشی از رقابت با چای وارداتی
موضوع سوم، رقابت فشرده با چای وارداتی در بازار داخلی است؛ مسئلهای که از نگاه تولیدکنندگان داخلی، یکی از جدیترین موانع توسعه صنعت چای محسوب میشود. اگرچه بخشی از نیاز بازار کشور از طریق واردات تأمین میشود، اما چایکاران معتقدند حضور گسترده محصولات خارجی، فضای رقابتی را برای چای ایرانی دشوارتر کرده است.
در چنین شرایطی، تولیدکنندگان انتظار دارند سیاستهای تنظیم بازار با رویکرد حمایتیتری نسبت به تولید داخلی تدوین شود تا ضمن حفظ تعادل بازار، جایگاه چای ایرانی در سبد مصرف خانوارها تقویت شود. به باور فعالان این حوزه، نبود حمایت مؤثر در این بخش میتواند به کاهش انگیزه تولید و تضعیف برند چای داخلی منجر شود.
4. خرد بودن اراضی و محدودیت در مکانیزاسیون
چهارمین مانع اساسی، ساختار خرد و پراکنده اراضی چایکاری در غرب مازندران است. بسیاری از باغهای چای بهصورت قطعات کوچک و جدا از هم اداره میشوند؛ مسئلهای که امکان استفاده گسترده از ماشینآلات و مکانیزاسیون را محدود کرده و بهرهوری تولید را کاهش داده است.
این پراکندگی اراضی علاوه بر افزایش هزینههای مدیریت باغ، موجب شده فرآیندهای داشت و برداشت همچنان بهصورت سنتی و نیرویبر انجام شود. در نتیجه، نهتنها هزینه تولید بالا باقی مانده، بلکه سرعت و دقت عملیات کشاورزی نیز تحت تأثیر قرار گرفته است. کارشناسان معتقدند بدون یکپارچهسازی اراضی یا ارائه الگوهای نوین بهرهبرداری، افزایش بهرهوری در این بخش با دشواری جدی مواجه خواهد بود.
روایت زنان مازندران در باغهای چای

در غرب مازندران، زنان نقش پررنگی در چایکاری دارند. از چیدن برگ سبز گرفته تا سورت و آمادهسازی برای تحویل به کارخانه، حضور زنان چشمگیر است. بسیاری از خانوادهها با تکیه بر تلاش مشترک زن و مرد اداره میشوند.
یکی از بانوان چایکار میگوید: چایکاری کار سختی است، اما وقتی میبینی محصولت تبدیل به چای میشود و در خانههای مردم دم میکشد، خستگی از تن درمیرود.نقشآفرینی زنان نهتنها در بعد اقتصادی، بلکه در حفظ سنتهای بومی و انتقال مهارتها به نسلهای بعدی نیز اهمیت دارد.
کارشناسان حوزه کشاورزی معتقدند حمایت از چایکاران باید چندوجهی باشد؛ از تأمین تسهیلات ارزانقیمت برای بهسازی باغها گرفته تا نوسازی کارخانجات و توسعه بازاریابی.
برخی راهکارهای پیشنهادی عبارتند از: تسریع در پرداخت مطالبات چایکاران، ارائه تسهیلات برای جوانسازی بوتههای فرسوده، توسعه آموزشهای فنی برای ارتقای کیفیت، تقویت برندینگ و بازاریابی چای ایرانی، حمایت از صادرات در کنار تأمین بازار داخلی. حمایت اصولی میتواند علاوه بر افزایش کیفیت محصول، سهم چای ایرانی در بازار داخلی را تقویت کرده و حتی فرصتهای صادراتی بیشتری ایجاد کند.
کارشناسان بر این باورند که اگر سیاستهای حمایتی بهصورت پایدار و هدفمند اجرا شود، چایکاری میتواند همچنان یکی از محورهای اصلی اقتصاد کشاورزی استان باقی بماند و مانع مهاجرت روستاییان به شهرها شود.
مصوبه شورای قیمتگذاری و اتخاذ سیاستهای حمایتی
جهانساز رئیس سازمان چای کشور در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در ساری با قدردانی از همراهی مسئولان با صنعت چای و چایکاران اظهار داشت: براساس مصوبه شورای قیمتگذاری و اتخاذ سیاستهای حمایتی محصولات اساسی کشاورزی قیمت خرید تضمینی برگ سبز چای در سال جاری برای درجه یک 42 هزار تومان و برای درجه دو 23 هزار تومان تعیین شده که این میزان نسبت به سال گذشته به ترتیب 72 درصد و 67 درصد افزایش نشان میدهد.
جهانساز همچنین تصریح کرد: شرایط اقلیمی امسال برای باغداری مناسب بوده و تاکنون بالغ بر 28 هزار تن برگ سبز چای از چایکاران خریداری شده است که ارزش آن به یک هزار و 118 میلیارد تومان میرسد. از این میزان، 25 درصد سهم دولت در قالب حمایت از این صنعت و 75 درصد سهم کارخانجات است که به مرور در حال پرداخت است.
وی با بیان اینکه خوشبختانه در شرایط فعلی بیش از 7 هزار تن چای خشک تولید شده است گفت: این چای عمدتاً از برگ سبز درجه یک بوده و چای تولیدی نیز از کیفیت مطلوبی برخوردار است و توانسته بخشی از نیاز بازار را تأمین کند.

رئیس سازمان چای کشور با اشاره به پیشبینیهای انجام شده برای سال جاری این را هم گفت که پیشبینی میشود امسال بالغ بر 130 هزار تن برگ سبز چای خریداری شده و بیش از 30 هزار تن چای خشک تولید شود.اولویت اصلی تأمین بازار داخلی است هرچند بخشی از چای کشور نیز جنبه صادراتی دارد. تلاش میکنیم با حفظ تعادل هم بازار داخل را تأمین و هم مشتریان خارجی خود را حفظ کنیم.
غرب مازندران ظرفیت آن را دارد که به قطب تولید چای باکیفیت در کشور تبدیل شود؛ به شرط آنکه زنجیره تولید تا مصرف بهصورت منسجم مدیریت شود. ارتقای کیفیت برگ سبز، بهبود فرآوری در کارخانجات و فرهنگسازی برای مصرف چای داخلی، سه ضلع مهم این مسیر هستند.چایکاران امیدوارند حمایتها تداوم داشته باشد تا بتوانند با انگیزه بیشتری به کار ادامه دهند. همانگونه که یکی از باغداران میگوید: ما از کار سخت نمیترسیم؛ فقط میخواهیم محصولمان دیده شود و قدرش را بدانند.
چای سبز و کشت آن در غرب مازندران، هر سال رونق تازهای به سفره چایکاران میبخشد و نقش مهمی در اقتصاد محلی ایفا میکند. با این حال، تداوم این رونق نیازمند حمایتهای مؤثر، رفع موانع ساختاری و توجه جدی به کیفیت و بازاررسانی است. اگر این الزامات فراهم شود، عطر چای ایرانی همچنان از باغهای مهگرفته شمال تا استکانهای خانههای مردم جاری خواهد ماند؛ عطری که نشانه تلاش، امید و پایداری مردمان این دیار است.

انتهای پیام/