حجتالاسلام خدابخش عبدلی، دکترای علوم سیاسی و استاد حوزه و دانشگاه در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت: حادثه ۹ اسفند ۱۴۰۴ تنها یک ترور سیاسی یا یک جنایت جنگی نیست؛ این واقعه، توقف تپش قلبی است که سه دهه و نیم، نبض یک ملت و محور یک جبهه تمدنی بود. جهان سیاست، کمتر شاهد وجود رهبرانی است که هم در اوج منازعات تاکتیکی روزمره غرق نشوند و هم بتوانند نقشه راه یک کشور را برای افقهای پنجاهساله ترسیم کنند. حضرت آیتالله العظمی امام سید علی خامنهای(ره) از آن نوادر روزگار بود؛ شخصیتی که دوستان و دشمنان، هر دو به یک صدا، بر نبوغ استراتژیک و کلاننگری بیبدیل او اعتراف داشتند. در این یادداشت، ابتدا ابعاد این شخصیت بینظیر را از دریچه نگاه جهانیان مرور میکنیم، سپس دستاوردهای راهبردی ایران تحت زعامت ایشان را تبیین میکنیم.
اعتراف جهانی به عظمت یک رهبر
برای سنجش قامت یک شخصیت سیاسی، هیچ معیاری گویاتر از اعتراف دشمنان و رقبا نیست. در طول ۳۷ سال رهبری آیتالله خامنهای، تحلیلگران و مقامات غربی و شرقی بارها به وجوه متمایز رهبری ایشان اذعان کردند. هنری کیسینجر، استراتژیست کهنهکار آمریکایی، سالها پیش در جمع محدودی از تحلیلگران گفته بود: «ما با رهبری در ایران مواجهیم که شطرنج سیاست را نه با نگاه به مهرههای کنار دست، که با دیدن کل صفحه و چند حرکت بعد از ما بازی میکند.» این جمله، عصاره تفاوت رهبری او با بسیاری از همتایانش در شرق و غرب بود.
تنها چند ماه پیش از شهادتش، یک مقام ارشد پیشین کاخ سفید در یادداشتی محرمانه که به رسانهها درز کرد، نوشته بود: «بزرگترین نقطه ضعف ما در قبال ایران، وجود مردی در رأس هرم قدرت آن است که تحریم را نه یک تهدید، که یک فرصت تاریخی برای بازسازی ساختار اقتصادی کشورش میبیند؛ کسی که در بحبوحه فشار حداکثری، از قلههای نزدیک سخن میگوید، آن هم نه از سر توهم، که با اتکا به محاسبات کلانی که ما تازه پس از یک دهه به درک آن میرسیم.»
در شرق نیز نگاهها همین بود. رئیسجمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، در مقطعی در گفتوگو با همراهانش، رهبر ایران را «نادرترین نوع یک دولتمرد» توصیف کرده بود که «تاریخ را نه به عنوان تماشاگر، که به عنوان یک معمار مینگرد.» این نگاه معماری به تاریخ، کلید فهم ۳۷ سال مدیریت راهبردی ایران است.
اما فراتر از سیاستمداران، رسانههای جریان اصلی غرب نیز تا پیش از حادثه ۹ اسفند، در تحلیلهای راهبردی خود بارها اعتراف میکردند که «طرحهای آمریکا برای تغییر رفتار ایران، در برابر صبر استراتژیک و ذهن کلاننگر رهبری ایران ناکام مانده است.» روزنامه گاردین در تحلیلی در سال ۲۰۲۴ نوشت: «خامنهای، تسلیم زمان نشد؛ این زمان بود که به تدریج در برابر منطق او زانو زد.»
کالبدشکافی یک ذهن استراتژیک؛ شاخصههای شخصیتی رهبر شهید
چه عناصری در شخصیت حضرت آیتالله خامنهای(ره) ایشان را به یک استراتژیست کلاننگر و موفق بدل کرده بود؟ با واکاوی سه دهه و نیم عملکرد ایشان، میتوان پنج مؤلفه اساسی را احصا کرد:
آیندهنگری مبتنی بر تحلیل ریشهها، نه شاخهها
رهبر شهید هرگز در برابر انبوه مسائل روزمره، کلانترین تهدیدات را گم نمیکردند. وقتی در دهه ۱۳۷۰ اغلب نخبگان سیاسی ایران بر سر مسائل حزبی و جناحی درگیر بودند، ایشان «نهضت نرمافزاری و تولید علم» را فریاد زدند. در آن سالها بسیاری این شعار را زینتی میپنداشتند، اما دو دهه بعد، وقتی ایران به جمع ده کشور برتر جهان در فناوریهای راهبردی مانند هستهای صلحآمیز، سلولهای بنیادین، نانو و هوافضا پیوست، معنای آن دوراندیشی آشکار شد. ایشان تهدید را نه در شاخههای سیاست، که در ریشههای علم و فناوری دیده بودند.
تفکیک راهبرد از تاکتیک؛ انعطافپذیری در روش، صلابت در هدف
یکی از مهمترین شاخصههای رهبری ایشان، تفکیک هوشمندانه میان اصول ثابت و روشهای متغیر بود. «نرمش قهرمانانه» که ایشان مطرح کردند، نه نشانه ضعف، که اوج یک ذهن استراتژیک بود که میداند گاهی برای حفظ قلعه، باید از دیوار جلویی عقبنشینی تاکتیکی کرد. در ماجرای برجام، ایشان همزمان که مجوز مذاکره را صادر کردند، اقتصاد مقاومتی را به عنوان دکترین اصلی اعلام کردند.
نتیجه چه شد؟ وقتی آمریکا از برجام خارج شد، ایران به ظاهر امید بسته به مذاکره، به یک باره تمام مسیرهای جایگزین اقتصادی و سیاسی خود را فعال دید. این آمادگی برای بدترین سناریو، حاصل یک مغز کلاننگر بود که هرگز فریب تاکتیکهای موقت را نخورد.
صبر و طمأنینه استراتژیک در اوج بحرانها
در سیاست، هیجانزده نشدن در بحران، هنر کمیابی است که رهبر شهید از آن به وفور برخوردار بودند. از فتنه ۱۳۸۸ گرفته تا ترور سردار سلیمانی و دانشمندان هستهای، هیچگاه ایران شاهد واکنش هیجانی و احساسی از سوی ایشان نبود. این متانت اما ریشه در انفعال نداشت؛ ریشه در محاسبهگری دقیق داشت. ایشان بارها تأکید کردند که «زمان به نفع جبهه حق است» و با صبر راهبردی، اجازه دادند دشمن در زمین خودش دچار فرسایش شود. نتیجه این صبر، تبدیل جبهه مقاومت از یک گروه شبهنظامی در لبنان به یک ائتلاف منطقهای قدرتمند بود که معادلات غرب آسیا را برای همیشه تغییر داد.
قدرت تحلیل شکستها و تبدیل تهدید به فرصت
ذهن استراتژیک رهبر شهید، شکستهای تاکتیکی را نه پایان راه، که دادههای جدید برای بازتنظیم مسیر میدید. تحریمهای فلجکننده که از نگاه بسیاری مرگ اقتصاد ایران را رقم میزد، در منظر ایشان یک «فشار لازم برای خودکفایی» تحلیل میشد. امروز آمارهای رسمی نشان میدهد که ایران در اوج تحریمها، در حوزههای صنایع دفاعی، پزشکی، پتروشیمی و فناوری اطلاعات به دستاوردهایی رسید که در زمان درآمدهای سرشار نفتی، هرگز محقق نشده بود.
مردمی بودن استراتژیک، نه عوامفریبانه
یکی از گمشدههای رهبری در جهان امروز، ارتباط بیواسطه با مردم بدون افتادن در دام پوپولیسم است. رهبر شهید، مردم را نه صرفاً «رأیدهنده»، که «صاحبان اصلی انقلاب» میدانستند و همین نگاه بود که سبب شد در حساسترین مقاطع، شخصاً با زبان مردم سخن بگویند. این تلفیق «مردمداری» و «تبیینگری» نشاندهنده نگاهی بود که مردم را هم هدف، هم ابزار و هم داور نهایی میدانست.
ثمرات یک نگاه کلان؛ دستاوردهایی که مدیون رهبر شهید است
اگر بخواهیم بیطرفانه داوری کنیم، ایران سال ۱۳۶۸ با ایران ۱۴۰۴ در بسیاری از شاخصهای راهبردی، دو کشور متفاوت است. در ادامه به مهمترین حوزههایی که مستقیماً محصول نگاه کلان رهبر شهید بوده میپردازیم:
تثبیت و ارتقای جایگاه منطقهای و جهانی ایران
در ابتدای رهبری ایشان، ایران کشوری منزوی و درگیر جنگ تحمیلی بود. امروز، هیچ معادلهای در غرب آسیا بدون در نظر گرفتن نقش ایران قابل حل نیست. نگاه راهبردی ایشان به «محور مقاومت» به مثابه یک بازوی قدرتمند برای تأمین امنیت ملی، نه یک هزینه، باعث شد امروز ایران دارای عمق استراتژیک از مدیترانه تا بابالمندب باشد. این قدرت منطقهای، نه با لشکرکشی، که با پرورش متحدان ایدئولوژیک و ارائه الگوی مقاومت حاصل شد.
پیشرفتهای علمی و فناورانه حیرتانگیز
شتاب علمی ایران در دو دهه اخیر، در جهان کمنظیر بوده است. رتبه علمی ایران از ۵۲ جهان در سال ۲۰۰۰ به ۱۵ جهان در سال ۲۰۲۵ رسید. ایران در سلولهای بنیادین، هوافضا، نانو و زیستفناوری جزو ۱۰ کشور برتر است. اینها همه در سایه تأکید دائمی رهبر شهید بر «جهاد علمی» و «مرجعیت علمی» رخ داد، در حالی که بودجههای تحقیقاتی ایران هرگز قابل قیاس با رقبا نبود.
خودکفایی دفاعی و بازدارندگی نظامی
در سال ۱۳۶۸، ایران در تأمین سیم خاردار نیز وابسته بود. امروز، ایران به جمع معدود کشورهای دارای چرخه کامل فناوری موشکی، پهپادی و پدافندی پیوسته است. رهبر شهید از ابتدا تشخیص دادند که در جهانی که قدرتهای بزرگ به ایران به چشم یک تهدید مینگرند، تنها راه بقا، رسیدن به بازدارندگی بومی است. نگاه ایشان به صنایع دفاعی به عنوان «پیشران فناوری ملی»، باعث جهش در صنایع غیرنظامی نیز شد.
حفظ تمامیت ارضی و انسجام ملی در طوفانهای مهیب
از تجزیهطلبیهای قومی در دهههای اول انقلاب گرفته تا فتنههای داخلی و جنگهای نیابتی، ایران همواره بر لبه تیغ حرکت کرده است. این واقعیت که ایران در یکی از متلاطمترین مناطق جهان، پس از ۴۵ سال همچنان یکپارچه و استوار ایستاده، بیش از هر چیز مدیون مدیریت راهبردی رهبری است که با شناخت دقیق شکافهای اجتماعی، همواره پیش از دشمن، دست به ترمیم زد.
این نوشتار را با جملاتی از خود آن بزرگمرد به پایان میبریم که گویی برای چنین روزهایی بیان شده بود: «اگر جهاد تبیین به درستی صورت نگیرد، دنیامداران حتی دین را هم وسیله هوسرانی خودشان قرار خواهند داد.» امروز در غیاب آن جهادگر بزرگ تبیین، وظیفه بر دوش تکتک بازماندگان سنگینتر از همیشه است. باید روایت کرد، باید ایستاد و باید نگذاشت که خون پاک او، بیثمر بر زمین بماند.
انتهای پیام













