به گزارش میدانی خبرنگار ایرنا، در حاشیه مسجد صاحبالزمان (عج) شهر مود چند روزی است که بوی نان تازه و عطر چای، فضای سنگین سوگ امام را به بوی خدمت بدل کرده است.
سردر ورودی موکبها با تصاویر و پوسترهای رهبر شهید انقلاب و شهدای مدافع حریم و حرم مزین شده است، موکبهایی که هر کدام داستانی از «نذر خدمت» را روایت میکنند؛ از موکب نانوایی که در سه شیفت کاری، دستان خانوادههای همدل را به عشق زائران به خمیر و پخت نان آغشته کرده، تا موکب پذیرایی بانوان که با ارادت قلبی، استکانهای داغ چایپ را به دست زائران میرسانند.
در موکب فرهنگی که نام گروههای جهادی «شهید حججی»، «شهید پیردل»، «شهید خزایی» و «حضرت خدیجه (س)» بر پیشانی آن نقش بسته، امضانامهای بزرگ خودنمایی میکند، بر روی یک بنر جملاتی حک شده که گویای بغض فروخورده یک ملت است: «رهبر شهیدم، راهت ادامه دارد»، «آقا جان، ما را حلال کن»، «جان ایران، ایران حرم است».
روایت بانوی کارآفرین از سه دیدار ماندگار
در میان خادمان موکب «بیبی زینب خاتون (س)»، مریم همتپور، بانوی احیاگر هنر «بَرَکبافی» که سابقه کسب رتبههای ملی کارآفرینی را در کارنامه دارد، با چشمان بارانی از چرایی حضورش میگوید، او که سه بار توفیق دیدار با مقام معظم رهبری را داشته است، شرح حالش را اینگونه بیان میکند: از روز دوشنبه توفیق پیدا کردیم در این موکب به زائران امام علی بن موسی الرضا (ع) و زائران تشییع رهبر شهید خدمت کنیم، ۲۴ ساعته مشغولیم.
وی میگوید: در سه شیفت صبحانه، ناهار و شام تدارک میبینیم، چون نتوانستم در تهران، قم یا مشهد حضور پیدا کنم، این کمترین کاری است که میتوانم به عنوان یک خادم رهبر شهید و جامانده قافله عشق در برابر ۳۷ سال مجاهدت رهبرم انجام دهم تا شاید دینی که به گردن دارم، ادا شود؛ هرچند که میدانم این دین هرگز ادا نمیشود.
همتی با یادآوری خاطرهای از سال ۱۳۸۴ که به عنوان کارآفرین نمونه ملی به دیدار آقا دعوت شده بود، ادامه میدهد: در آن ضیافت افطار که توفیق خواندن نماز جماعت به امامت آقا را داشتیم، من بین انتخاب بورسیه خارج از کشور، سفر به کشورهای دیگر و حج واجب، حج را انتخاب کردم و باور نمیکنید؛ درست یک هفته قبل از اعزام، از دفتر رهبری نامهای به دستم رسید و راهی بیتالله الحرام شدم.
سال ۱۴۰۳ هم برای سومین بار به عنوان نماینده بانوان کارآفرین، توفیق دیدار چهرهبهچهره پیدا کردم، حالا که ایشان به شهادت رسیدهاند، تنها چیزی که کمی به من آرامش میدهد، این است که پای آرمانهایش ایستادهام و امیدوارم پیرو صادق منویات رهبر جدیدم باشم.
حکایت لباس محلی و صف اول حسینیه
خدیجه فنودی مسئول گروه جهادی «حضرت خدیجه (س)»، روایتگر دیگر این صحنه است، او که با بغض از خاطره سفر سال ۱۴۰۳ به تهران میگوید، صحنهای را ترسیم میکند که گویی همین لحظه در برابر چشمانش است، میگوید: وقتی خبر دادند که راهی دیدار آقا هستیم با اینکه حالم خوش نبود، لباس محلیام را پوشیدم و راهی شدم، در حسینیه همه میگفتند با این حال بد، لباس محلی چه معنایی دارد اما من نیت داشتم، وقتی وارد حسینیه شدم، جمعیت در تلاطم بود و همه فقط میدویدند تا نگاهشان به نگاه آقا بیفتد، به واسطه همان لباس محلی، به من گفتند شما جلو بنشینید، در صف جلو نشستم و از نزدیک آن چهره نورانی را دیدم و آن اشکهای شوقی که در آن لحظه از چشمان زائران آقا از سراسر ایران میدیدم، هیچوقت فراموش نمیشود.
او میافزاید: موکب فرهنگی راه انداختیم تا هم به زائران خدمت کنیم و هم بگوییم که جاماندهایم و اینگونه خادم زائران امام رئوف و امام شهید هستیم، از آقا میخواهم فردا که میهمان جدشان هستند، سلام ما را به حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) برسانند و شفاعت ما را بکنند.
آتش به اختیار در مسیرِ خدمت
فاطمه مودی، مسئول گروه جهادی «شهید حججی» که در کنار پخت نان و همکاری با برادران، مدیریت موکب فرهنگی را نیز بر عهده دارد، میگوید: امروز روز سوم فعالیت ماست، بیش از ۲۵ نفر از خواهران در این موکبها به صورت آتشبهاختیار فعال هستند، از نصب پوسترها گرفته تا پخت نهار و شام همه با یک هدف آنهم خونخواهی و ادامه مسیر رهبر شهیدمان انجام میشود.
وی با بغض ادامه میدهد: بسیاری از خواهران به دلایلی نتوانستند به مراسم تشییع بروند، اما به آنها گفتم ثواب خدمت در موکب، کمتر از شرکت در آن مراسم نیست پس با هم عهد بستیم که خادم زائران آقای شهیدمان باشیم.
۳۸۰ موکب خراسان جنوبی در محورهای مواصلاتی و مشهد مقدس به زائران امام رئوف و شهید، خدمترسانی میکنند.















