هرچه به بیستم مهرماه نزدیکتر میشد، شور و شوق در کوچهها و محلهها بیشتر به چشم میآمد. ایستگاههای صلواتی در جایجای شهر برپا شده بود، پارچههای خوشامدگویی بر سردر خیابانها نصب میشد و مردم، از پیر و جوان، خود را برای روزی آماده میکردند که پس از ۲۲ سال، رهبر انقلاب اسلامی میهمان دیارشان میشد.
آن روز، کرمانشاه فقط یک شهر نبود؛ میزبان بزرگی بود که همه میخواستند سهمی در پذیرایی از او داشته باشند. مغازهها زودتر از همیشه باز شده بودند، خانوادهها از ساعات اولیه صبح راهی خیابانها میشدند و بسیاری، لباسهای محلی و نو بر تن کرده بودند؛ گویی شهر برای یک جشن بزرگ مردمی مهیا شده بود.
از نخستین ساعات بامداد، سیل جمعیت به سمت میدان آزادی و خیابانهای اطراف روانه شد. پیرمردهایی که سالهای دفاع مقدس را دیده بودند، در کنار نوجوانانی ایستاده بودند که روایت آن روزها را تنها از پدرانشان شنیده بودند. زنان، مردان، کودکان و جوانان، همه در یک قاب مشترک حضور داشتند؛ قاب دیداری که بعدها به یکی از ماندگارترین تصاویر تاریخ معاصر کرمانشاه تبدیل شد.
پرچمهای سهرنگ جمهوری اسلامی ایران در دستان مردم موج میزد و تمثال رهبر انقلاب در میان جمعیت دیده میشد. بسیاری نیز با دستنوشتهها و پارچهنوشتههایی به زبان فارسی و کُردی به استقبال آمده بودند. جملهای که بیش از همه در شهر دیده میشد، همان عبارت صمیمانه کردی بود: «رهبرم، خوش هاتی بو کرماشان»؛ رهبرم خوش آمدی به کرمانشاه.
آنچه این استقبال را متفاوت میکرد، تنها گستردگی جمعیت نبود؛ بلکه احساسی بود که در چهره مردم موج میزد. انتظار، شوق، اشک، لبخند و افتخار، همگی در هم آمیخته بود. بسیاری از مردم بعدها آن روز را چنین توصیف کردند که «کرمانشاه در آن صبح مهرماه، یکدل و یکصدا شده بود.»
رهبر معظم انقلاب نیز در همان نخستین دیدار عمومی، سخنانی بیان کردند که برای مردم استان رنگی از صمیمیت داشتند؛ ایشان تأکید کردند اگر این دیدار دیرهنگام انجام شده، هرگز از جایگاه ممتاز کرمانشاه و مردم آن نمیکاهد و این استان را از نظر انسانی، طبیعی و جغرافیایی، یکی از استانهای ممتاز کشور دانستند.
اما این تنها آغاز یک سفر چندروزه بود؛ سفری که در آن، رهبر انقلاب بارها از شناخت دیرینه خود نسبت به کرمانشاه، چه پیش از انقلاب، چه در سالهای دفاع مقدس و چه در روزهای پس از آن سخن گفتند؛ سخنانی که نشان میداد این سفر، صرفاً حضور در یک استان نبود، بلکه بازگشت به سرزمینی بود که خاطرات بسیاری از مقاومت، ایثار و همدلی را در ذهن ایشان زنده میکرد.
رهبر انقلاب، مردم کرمانشاه را به جوانمردی، سلحشوری، وفاداری، مهربانی، غریبنوازی و مهماننوازی توصیف کردند؛ صفاتی که به گفته ایشان، نه فقط در میان مردم این استان شناخته شده، بلکه در سراسر ایران زبانزد است. اما شاید مهمترین بخش سخنان ایشان، تأکید بر همزیستی کمنظیر اقوام و مذاهب در کرمانشاه بود؛ استانی که با وجود تنوع قومی، مذهبی و زبانی، همواره نمونهای از همدلی، مدارا و برادری بوده است.
ایشان با یادآوری حضور خود در نخستین ماههای جنگ تحمیلی در مناطق مختلف استان، از گیلانغرب و اسلامآباد تا پاوه، اورامانات، ریجاب و دالاهو، تأکید کردند که در همه این مناطق، فارغ از تفاوتهای مذهبی و قومی، مردم در دفاع از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی کشور یکدل و همصدا بودند. این روایت، در حقیقت پاسخی بود به کسانی که گاه تنوع فرهنگی استان را به جای فرصت، تهدید میدیدند؛ زیرا رهبر انقلاب، همین گوناگونی را یکی از برجستهترین سرمایههای اجتماعی کرمانشاه معرفی کردند.
در ادامه، ایشان به نقش تاریخی استان در دوران دفاع مقدس پرداختند و با جملهای که بعدها بارها در رسانهها بازتاب یافت، یادآور شدند که «جنگ هشت ساله از این استان آغاز شد و در همین استان پایان یافت.» اشاره به نخستین حملات رژیم بعث به قصرشیرین و مناطق مرزی و نیز عملیات غرورآفرین مرصاد، تنها مرور تاریخ نبود؛ بلکه تأکیدی بر جایگاه کرمانشاه به عنوان خط مقدم دفاع از ایران اسلامی بود.
از همین منظر بود که سخنان رهبر انقلاب در آن روز، تنها یک سخنرانی رسمی تلقی نشد؛ بلکه بازخوانی هویت تاریخی استانی بود که سالها دروازه مقاومت، ایثار و همبستگی ملی به شمار میرفت. مردمی که در میدان آزادی گرد آمده بودند، در لابهلای این جملات، خود و گذشته پرافتخارشان را دوباره میدیدند و شاید به همین دلیل، هر فراز از سخنان ایشان با تکبیر و شعارهای ممتد جمعیت همراه میشد.
آن روز، میدان آزادی تنها محل برگزاری یک اجتماع بزرگ نبود؛ صحنهای بود که پیوند میان مردم و رهبری، در فضایی آمیخته با احساس، خاطره و هویت تاریخی به نمایش درآمد؛ پیوندی که هنوز هم پس از گذشت سالها، در روایت بسیاری از کرمانشاهیان از آن سفر تاریخی، زنده و جاری است.
«کرمانشاه؛ سرزمین ظرفیتها و آیندهای که ترسیم شد»
رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ مردم، با اشاره به ویژگیهای طبیعی استان، از کرمانشاه به عنوان سرزمینی با استعدادهای کمنظیر کشاورزی، منابع آب، زمینهای حاصلخیز، تنوع اقلیمی، ظرفیتهای معدنی و صنعتی و موقعیت ممتاز جغرافیایی یاد کردند و تأکید داشتند که این استان به واسطه قرار گرفتن در شاهراه ارتباطی ایران با کشورهای همسایه، از ظرفیت بزرگی برای توسعه تجارت، حملونقل و بازرگانی برخوردار است؛ ظرفیتی که اگر به درستی مدیریت شود، میتواند موتور محرک اقتصاد منطقه باشد.
در کنار این ظرفیتهای اقتصادی، رهبر انقلاب نگاه ویژهای نیز به میراث فرهنگی و گردشگری کرمانشاه داشتند. اشاره به آثار تاریخی منحصربهفرد، طبیعت کمنظیر و قابلیتهای گردشگری استان، نشان میداد که توسعه کرمانشاه تنها در صنعت و کشاورزی خلاصه نمیشود، بلکه فرهنگ، تاریخ و گردشگری نیز میتوانند به همان اندازه در رونق اقتصادی و اشتغالآفرینی نقشآفرین باشند.
اما شاید مهمترین سرمایهای که در این سفر مورد توجه قرار گرفت، نیروی انسانی استان بود. رهبر انقلاب با یادآوری حضور شخصیتهای برجسته کرمانشاه در عرصههای علم، ادب، هنر، ورزش و علوم دینی، این استان را برخوردار از پشتوانهای غنی از نخبگان دانستند و در دیدار با برگزیدگان علمی، تعبیری ماندگار را درباره کرمانشاه به کار بردند؛ تعبیری که سالها بعد نیز همچنان بر زبان مردم استان جاری است. ایشان فرمودند: «یکی از آقایان گفتند کرمانشاه سینه ستبر ایران است؛ من میخواهم عرض کنم علاوه بر این، چهره زیبای ایران نیز هست.»
این تعبیر، تنها یک توصیف ادبی نبود؛ بلکه جمعبندی نگاه ایشان به استانی بود که در آن غیرت مرزنشینی، فرهنگ، هنر، علم، ورزش، روحیه پهلوانی و ایمان دینی در کنار یکدیگر معنا پیدا کرده است. از همین رو بود که کرمانشاه در نگاه رهبر انقلاب، نه صرفاً خط مقدم دفاع از مرزها، بلکه نماد هویت تاریخی و فرهنگی ایران اسلامی معرفی شد.
در همین چارچوب، ایشان به یکی از مهمترین دغدغههای مردم نیز پرداختند؛ مساله اشتغال. رهبر انقلاب با صراحت، اشتغال را اصلیترین مطالبه استان دانستند و خطاب به مسئولان تأکید کردند که بیکاری زمینهساز بسیاری از آسیبهای اجتماعی، فرهنگی و امنیتی است و رفع آن نیازمند عزم ملی، برنامهریزی دقیق و همکاری همه دستگاههاست. این تأکید، نشان میداد که سفر مهرماه ۱۳۹۰ تنها سفر تجلیل از گذشته نبود، بلکه نقشه راهی برای آینده کرمانشاه نیز به شمار میرفت؛ آیندهای که بر پایه بهرهگیری از ظرفیتهای انسانی، اقتصادی و فرهنگی استان ترسیم شده بود.
در کنار همه این موضوعات، رهبر انقلاب از معرفی نشدن چهره واقعی کرمانشاه نیز گلایه کردند و خواستار آن شدند که رسانهها، نهادهای فرهنگی و دستگاههای مسئول، ظرفیتهای علمی، ادبی، تاریخی و هنری این استان را بیش از گذشته به مردم ایران معرفی کنند؛ مطالبهای که امروز نیز همچنان از مهمترین ضرورتهای توسعه فرهنگی و گردشگری کرمانشاه به شمار میرود.
شاید بتوان گفت پیام اصلی این بخش از سفر آن بود که کرمانشاه برای پیشرفت، بیش از هر چیز نیازمند شناخته شدن ظرفیتهای خویش است؛ استانی که هم تاریخ پرافتخار دارد، هم سرمایه انسانی کمنظیر و هم فرصتهایی که اگر به فعلیت برسند، میتوانند آن را به یکی از قطبهای مهم توسعه کشور تبدیل کنند.
«از گلزار شهدا تا خانههای ایثار؛ وقتی کرمانشاه میزبان مهربانی شد»
سفر مهرماه ۱۳۹۰ تنها به اجتماعات بزرگ مردمی و نشستهای رسمی محدود نماند. در میان برنامههای متعدد، صحنههایی رقم خورد که بیش از هر سخنرانی در حافظه مردم کرمانشاه ماندگار شد؛ صحنههایی که روایتگر پیوند عمیق رهبر معظم انقلاب با فرهنگ ایثار، شهادت و مردم این دیار بود.
صبح یکی از روزهای سفر، رهبر انقلاب راهی گلزار شهدای کرمانشاه شدند؛ جایی که عطر خاطره هزاران شهید دفاع مقدس در فضای آن جاری است. ایشان با حضور بر مزار شهید محراب آیتالله اشرفی اصفهانی، آیتالله نجومی و شهدای والامقام استان، با قرائت فاتحه، یاد و نام آنان را گرامی داشتند و بار دیگر نشان دادند که مسیر پیشرفت و عزت ایران اسلامی از گذرگاه ایثار مردانی میگذرد که جان خود را برای امنیت و استقلال کشور فدا کردند.
این حضور، برای مردم کرمانشاه تنها یک برنامه تشریفاتی نبود؛ ادای احترام به نسلی بود که هشت سال جنگ را از نزدیک لمس کرده، بمباران، آوارگی، شهادت و مقاومت را با گوشت و پوست خود تجربه کرده بود. استانی که آغاز و پایان دفاع مقدس را در حافظه تاریخی خود ثبت کرده است، بیش از هر نقطهای با مفهوم «شهادت» زندگی کرده و رهبر انقلاب نیز در سخنان خود بارها بر همین پیشینه پرافتخار تأکید کردند.
دیدار با خانوادههای شهدا، بخش دیگری از این سفر بود که فضای متفاوتی به آن بخشید. رهبر معظم انقلاب در منازل خانوادههای شهیدان اجاقی، امینی، خالصی و منکرسی حضور یافتند و در فضایی صمیمی، پای سخنان پدران، مادران و فرزندان شهدا نشستند. در این دیدارها، از ایثار، صبر و بصیرت خانوادههایی تجلیل شد که بزرگترین سرمایه خود را در راه دفاع از انقلاب اسلامی تقدیم کرده بودند؛ خانوادههایی که بیهیاهو، ستونهای استوار فرهنگ مقاومت در این سرزمین به شمار میروند.
در ادامه برنامههای سفر، دیدار با علما و روحانیون شیعه و سنی استان نیز جلوهای دیگر از نگاه وحدتآفرین رهبر انقلاب به کرمانشاه بود. ایشان با یادآوری خاطرات سالهای حضور در استان، از شخصیتهای برجستهای چون شهید آیتالله اشرفی اصفهانی، مرحوم آیتالله نجومی، مرحوم حاجآقا مجتبی حاجآخوند و شهید بهاءالدین محمدی عراقی با احترام یاد کردند و آنان را نمونههایی از عالمان عامل، اخلاقمدار و اثرگذار دانستند.
رهبر انقلاب در این دیدارها، کرمانشاه را سرزمین همزیستی اقوام و مذاهب معرفی کردند؛ استانی که شیعه و سنی، اهل حق، عشایر و شهرنشینان، سالها در کنار یکدیگر با برادری زندگی کردهاند و همین همدلی را یکی از سرمایههای بزرگ اجتماعی استان برشمردند. تأکید بر حفظ وحدت، احترام متقابل و تقویت همبستگی ملی، از مهمترین پیامهای این بخش از سفر بود.
اما یکی از متفاوتترین و شاید کمتر روایتشدهترین بخشهای سفر، سخنان رهبر انقلاب در جمع مسئولان استان درباره تبلیغات گسترده پیرامون حضور ایشان بود. ایشان با صراحت از نصب گسترده تصاویر و تبلیغات پرهزینه در سطح شهر و حتی جادههای استان گلایه کردند و این شیوه را با روحیه انقلاب اسلامی، سادهزیستی و منش طلبگی ناسازگار دانستند.
ایشان تأکید کردند که چنین هزینههایی ضرورتی ندارد و محبت مردم در سادگی، صداقت و صفای دل آنان جلوهگر است، نه در بنرها و تبلیغات پرزرقوبرق. این سخنان، بازتاب گستردهای یافت و برای بسیاری از مردم و مسئولان، یادآور یکی از اصول اساسی انقلاب اسلامی یعنی پرهیز از اسراف، توجه به بیتالمال و حفظ سادگی در رفتار مسئولان بود.
در همین سفر، رهبر انقلاب در دیدار با بسیجیان نیز با اشاره به شناخت دیرینه خود از مردم کرمانشاه، تصریح کردند که حضور چندروزه در میان مردم، ارادت ایشان را به این دیار بیش از گذشته کرده است. ایشان مردم کرمانشاه را مردمانی مؤمن، صادق، جوانمرد، با مروت و وفادار توصیف کردند و زنده بودن روح انقلاب در میان نسل جوان استان را از مهمترین سرمایههای این خطه دانستند.
این دیدارها و سخنان، چهرهای متفاوت از سفر مهرماه ۱۳۹۰ را به نمایش گذاشت؛ سفری که در آن، احترام به شهدا، تکریم خانوادههای ایثارگر، تجلیل از علما، تأکید بر وحدت و سادهزیستی و اعتماد به سرمایه اجتماعی مردم، در کنار یکدیگر، تصویری ماندگار از رابطهای صمیمی میان رهبر انقلاب و مردم کرمانشاه را رقم زد؛ رابطهای که هنوز نیز در خاطره جمعی این استان زنده و روایت میشود.
«سینه ستبر ایران؛ روایتی که هنوز ادامه دارد»
سالها از آن روزهای مهرماه ۱۳۹۰ گذشته است؛ از روزهایی که خیابانهای کرمانشاه لبریز از جمعیت بود، ایستگاههای صلواتی در جایجای شهر برپا شده بود، پرچمهای سهرنگ ایران در دست مردم موج میزد و بر پارچهنوشتههایی به زبان کُردی نوشته بودند: «رهبرم، خوش هاتی بو کرماشان». اما با گذشت بیش از یک دهه، آن سفر هنوز در حافظه جمعی مردم استان زنده است؛ گویی مهر آن روزها بر تاریخ کرمانشاه نقش بسته و هرگز کمرنگ نشده است.
شاید ماندگاری آن سفر تنها به استقبال باشکوه مردم یا برنامههای متعدد آن محدود نباشد؛ بلکه در سخنانی نهفته است که افق آینده این استان را ترسیم کرد. رهبر معظم انقلاب، کرمانشاه را تنها یک استان مرزی معرفی نکردند؛ بلکه آن را سرزمینی سرشار از ظرفیتهای انسانی، علمی، فرهنگی، اقتصادی و تاریخی دانستند که میتواند در مسیر پیشرفت کشور نقشی تعیینکننده ایفا کند.
در آن چند روز، بارها از جوانمردی مردم، وحدت اقوام و مذاهب، رشادت مرزداران، ظرفیتهای کشاورزی، صنعت، تجارت، گردشگری، نخبگان علمی، هنرمندان، ورزشکاران و پیشینه درخشان فرهنگی این دیار سخن گفته شد. در کنار آن، مطالبهای روشن نیز مطرح بود؛ اشتغال، آبادانی، معرفی شایسته کرمانشاه و بهرهگیری از همه ظرفیتهایی که سالها کمتر دیده شده بودند.
در حقیقت، سفر مهرماه ۱۳۹۰ تنها روایت یک حضور نبود؛ سندی از اعتماد به مردم کرمانشاه بود. اعتمادی که در تکریم خانوادههای شهدا، احترام به علما، تأکید بر همدلی شیعه و سنی، توجه به جوانان، حمایت از نخبگان و حتی سفارش به سادهزیستی و پرهیز از اسراف در تبلیغات، جلوهای عملی پیدا کرد.
امروز، وقتی صفحات آن سفر تاریخی دوباره ورق زده میشود، بسیاری از جملات رهبر انقلاب همچنان تازگی خود را حفظ کردهاند؛ گویی برای امروز نیز بیان شدهاند. تأکید بر استفاده از ظرفیتهای مغفول استان، ضرورت ایجاد اشتغال، معرفی چهره واقعی کرمانشاه، حفظ وحدت و تقویت امید در میان نسل جوان، همچنان از مهمترین نیازهای این دیار به شمار میرود.
کرمانشاه در طول تاریخ، بارها در خط مقدم دفاع از ایران ایستاده است؛ از روزهای پرالتهاب آغاز جنگ تحمیلی تا عملیات مرصاد، از مقاومت مردم شهرهای مرزی تا ایثار زنان و مردانی که نامشان در دفتر پرافتخار دفاع مقدس ثبت شده است. اما این استان تنها سرزمین مقاومت نیست؛ دیار فرهنگ، ادب، هنر، علم، موسیقی، عرفان، مهماننوازی و همزیستی اقوام نیز هست؛ همان ویژگیهایی که رهبر انقلاب بارها بر آنها تأکید کردند.
شاید به همین دلیل بود که تعبیر «سینه ستبر ایران اسلامی» برای کرمانشاه، تنها یک عبارت زیبا نبود؛ بلکه تعریفی دقیق از جایگاه استانی بود که هم سپر دفاعی ایران بوده و هم چهره زیبای فرهنگ و تمدن این سرزمین. استانی که در سختترین روزها ایستاد، هزینه داد، اما هرگز از پای ننشست.
امروز نیز هر مسافری که از میدان آزادی، طاقبستان، بازار سنتی، گیلانغرب، قصرشیرین، پاوه، اورامانات، اسلامآباد غرب، سرپلذهاب، دالاهو، سنقر، صحنه، کنگاور، هرسین، روانسر، جوانرود و ثلاث باباجانی عبور میکند، هنوز میتواند نشانههایی از همان روحیه را در میان مردم این دیار ببیند؛ روحیهای که بر پایه جوانمردی، مهماننوازی، غیرت، همدلی و عشق به ایران شکل گرفته است.
روایت سفر مهرماه ۱۳۹۰، در حقیقت روایت یک دیدار تاریخی نیست؛ روایت شناخت دوباره کرمانشاه است. روایتی از استانی که اگرچه بارها دروازه دفاع از ایران بوده، اما همواره شایسته آن است که به عنوان دروازه فرصتها، ظرفیتها و امید نیز شناخته شود.
و شاید امروز، پس از گذشت سالها، هنوز بهترین توصیف برای این دیار همان باشد که در آن سفر بر زبان آمد؛ کرمانشاه، سینه ستبر ایران اسلامی؛ نامی که نه تنها بر پیشانی این استان نشست، بلکه در حافظه تاریخی مردمش جاودانه شد.


















