ژئوپليتيك وداع

عصر ایران پنج شنبه 18 تیر 1405 - 14:06
ما اكنون در دوره اي هستيم كه بايد از "قدرت ايجاد شده" به " قدرت تثبيت شده" برسيم.  در نهايت بايد توجه داشت اين ظرفيت و سرمايه ايجاد شده، پشتوانه مهمي هم در بازدارندگي وهم دركمك به تحقق ديپلماسي محسوب مي شود. درواقع يكي ازضرورت ها تعديل فضاي دوقطبي سازي يا جلوگيري ازتداوم فضاي قطبي سازي در داخل كشور است.

در گفتگوی روزنامه "اعتماد" با دکتر "مهدی علیخانی" استاد دانشگاه و کارشناس مسایل بین الملل ابعاد مختلف تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب در عراق و پیامدهای داخلی و منطقه ای آن را مورد بررسی قرار داده است که در پی می آید:

در پي برگزاري باشكوه مراسم تشييع پيكر رهبر شهيد انقلاب در ايران و عراق، بازتاب هاي گسترده اين رويداد در رسانه هاي بين المللي ومحافل سياسي منطقه، توجه تحليلگران را به ابعاد استراتژيك اين واقعه جلب كرده است.

مهدي عليخاني، كارشناس مسائل منطقه، ضمن تبيين پيامدهاي ژئوپليتيك اين تشييع، آن را نمادي از تقويت قدرت نرم ايران و بازيابي انگاره هاي هويتي "مقاومت" در برابر تلاش هاي معطوف به هژموني رژيم اسراييل و سياست هاي مداخله جويانه آمريكا مي داند.

عليخاني درپاسخ به اين پرسش اعتماد كه براي حراست از دستاوردهاي اخير چه بايد كرد، مي گويد: در سطح داخلي، حفظ اين سرمايه عظيم اجتماعي و سياسي كه اخيرا ايجاد شده، حائزاهميت فراوان است وبايد با تدابير دقيق سياسي، اجتماعي و اقتصادي، از آن مراقبت كرد. 

در حوزه منطقه اي، تصميم سازان بايد به تدابيری يبينديشند كه ضامن حفظ و پايداري اين موقعيت نوين ژئوپليتيك باشد؛ به ويژه در تنگه هرمز و در حوزه قدرت نرم وهويتي ايران. نكته ظريف اينجاست كه اين اقدامات بايد به گونه اي صورت گيرد كه حساسيت هاي منفي درساير جوامع ايجاد نكند."

برگزاري مراسم تشييع پيكر رهبر شهيد اين روزها در اقصي نقاط كشورمان بازخوردهاي بسياري پيدا كرده و بسياري از رسانه هاي جهاني به آن پرداخته اند. با توجه به حساسيت هاي موجود، برگزاري اين مراسم درشهرهاي مختلف عراق واجد چه پيام هاي راهبردي است وتحليل شما از ابعاد آن چيست؟

برگزاري مراسم وداع و تشييع رهبر شهيد انقلاب، فراتر از يك آيين ملي در داخل ايران، واجد پيامدهايي درعرصه سياست خارجي وتحولات منطقه اي است. دراين ميان، حضورگسترده ومعنادار جمعيت تشييع كنندگان درعراق، به ويژه درشهرهاي نجف وكربلا، داراي اهميت ويژه تری است. 

براي درك صحيح اين موضوع بايد به روند تحولات پس از سال ۲۰۰۳ درعراق و ۲۰۰۶ در لبنان بازگشت. اين رخدادها به طور ملموسي موجب ارتقاي منزلت ژئوپليتيك و ايدئولوژيك ايران در منطقه شد. از آن زمان، تلاش هاي متعددي براي تضعيف موقعيت ايران و محور همسو با آن در منطقه آغاز شد؛ از تحريم هاي همه جانبه عليه تهران تا جنگ هاي نيابتي در يمن و سوريه، بي ثبات سازي لبنان و تلاش براي خنثي سازي نقش عراق در تحولات منطقه اي. 

اگرچه اين فشارها هزينه هايي را براين محور تحميل كرد، اما درنهايت به ايجاد نظمي كه مطلوب دشمنان و رقباي منطقه اي ايران بود، منجر نشد. حضور مردم درمراسم تشييع، پاسخي به همين روندهاست كه نشان مي دهد نفوذ ايران در منطقه، ماهيتي ساختاري وهويتي دارد وبا فشارهاي خارجي به سادگي قابل گسست نيست. 

به فشارها اشاره كرديد. اين روند تهاجمي ازكجا آغاز شد و درچه حوزه هايي خود را نشان داد؟

واقعه هفتم اكتبر نقطه عطفي بود كه معادلات را شفاف تركرد. پس ازآن تحولات، شاهد جنايات گسترده درغزه، وضعيت عملياتي حماس، شهادت سيدحسن نصرالله و فرماندهان حزب الله و تلاش هاي گسترده براي خلع سلاح اين جنبش در لبنان بوديم. 

همچنين فشار بر حوثي ها در يمن، تلاش براي انفعال عراق در قبال ايران و تغييرات ميداني در سوريه، جملگي در يك زنجيره تعريف مي شوند. نتيجه اين زنجيره وقايع، تغييري بنيادين در راهبرد رژيم اسراييل بود. اين رژيم از تلاش هاي پيشين خود براي "برقراري موازنه" در برابر ايران، به سمت" تلاش برای هژمونی" در منطقه تغيير جهت داد وايده "اسراييل بزرگ" را به عنوان هدف عملياتي خود قرار داد. اين چرخش نشان دهنده آن است كه دشمنان ايران از فاز دفاعي يا موازنه، به فاز تهاجمي براي تغيير معماري امنيتي غرب آسيا وارد شده اند؛ جنگي كه هدفش نه فقط ايران، بلكه تمامي نيروهاي همسو در جغرافياي مقاومت بود.

دركشاكش اين فشارها، جنگ هاي۱۲ روزه و۴۰ روزه نيز با هدف فشار به "مركز مقاومت" آغازشد. اين رخداد درمنظومه تحولات منطقهاي چگونه ارزيابي مي شود؟ 

جنگ رمضان با وجود تمام خسارت ها و آسيب هاي قابل توجهي كه براي طرفين درگير داشت، نتيجه اي غيرمنتظره و متفاوت از آنچه محاسبات طرف مقابل پيش بيني مي كرد، به همراه آورد. در حالي كه دو قدرت اتمي قصد داشتند با اهرم فشار نظامي، ايران و محور مقاومت را تضعيف كنند، درتحقق اهداف خود ناكام ماندند. ازمنظرمسائل خليج فارس وامنيت تنگه هرمز، اين جنگ نه تنها موقعيت ژئوپليتيك ايران رامتزلزل نكرد، بلكه آن را احيا و حتي ارتقا داد. نكته قابل توجه اين است كه شهادت رهبرانقلاب درهمان روز نخست جنگ، به يك كاتاليزور تبديل شد. اين شهادت موجب شد تا هنجارها ونمادهاي ايدئولوژيك و مذهبي برجستگي يابند و در خدمت بازيابي و تقويت انگاره هاي هويتي فراتر از مرزهاي جغرافيايي ايران قرار گيرند. در واقع، شهادت ايشان، پيوند عميق تري ميان آرمان هاي ايران و جوامع منطقه ايجاد كرد. 

با بازگشت به موضوع تشييع درعراق، تحليل دقيق شما ازپيامدهاي اين مراسم چيست؟ 

مراسم تشييع رهبر شهيد درنجف وكربلا، درزماني رخ داد كه ايالات متحده باهمراهي برخي كشورهاي عربي منطقه، برنامه هاي فشرده اي را براي خنثي سازي جريان مقاومت عراق در دستوركار داشتند. 
حضورمعنادارمردم وعلماي عراق دراين مراسم، می تواند چندین پیامد کلیدی داشته باشد: 

1-  تقويت قدرت نرم: ارتقاي پيوندهاي هويتي ميان ايران وعراق فراتر از مناسبات رسمي دولتي.

2- حمايت از متحدان: تقويت جايگاه متحدان ايران درعراق در شرايطي كه تحت فشار سياسي شديدي از سوي آمريكا ومتحدان منطقه اي اش بودند. 

3- احياي مقاومت: دميده شدن روحي تازه در انگاره مقاومت، متاثر ازنحوه شهادت رهبرانقلاب. 

4- افزايش اعتماد بنفس: تقويت موقعيت باورمندان به گفتمان مقاومت در يك جامعه عربی.

5- اثرگذاري فرامرزي: تأثيرگذاري بر جوامع شيعه درمنطقه و حتي توده هاي عرب كه مخالف رويكردهاي رژيم اسراييل و حضور نظامي آمريكا درغرب آسيا هستند. 

اين مراسم نشان داد كه "مقاومت" هنوز يك نيروي زنده و بسيجگراست.  

در پايان، براي حفظ و بسط اين دستاوردها، چه توصيه اي براي سياستگذاران و تصميم سازان كشور داريد؟ 

بايد به دو سطح داخلی و منطقه اي توجه داشت. در سطح داخلي، حفظ اين سرمايه عظيم اجتماعي و سياسي كه اخيرا ايجاد شده، حائز اهميت فراوان است و بايد با تدابير دقيق سياسي، اجتماعي واقتصادي، از آن "مراقبت" كرد. 

در حوزه منطقه اي، تصميم سازان بايد به تدابيری يبينديشند كه ضامن حفظ و پايداري اين موقعيت نوين ژئوپليتيك باشد؛ به ويژه درتنگه هرمز و در حوزه قدرت نرم و هويتي ايران. 

نكته ظريف اينجاست كه اين اقدامات بايد به گونه اي صورت گيرد كه "حساسيت هاي منفي" در ساير جوامع ايجاد نكند. تداوم مديريت تنش ها با آمريكا در چارچوب تفاهم نامه پايان جنگ – كه از ابتدا شكنندگي آن قابل پيش بيني بود- دركنار بازسازي روابط باهمسايگان جنوبي در دوره پسا جنگ مبتني برايجاد سازوكارهاي همكاري جمعي پايدار، از الزامات اجتناب ناپذير حفظ دستاوردهاي منطقه اي حاصله است. ما اكنون در دوره اي هستيم كه بايد از "قدرت ايجاد شده" به " قدرت تثبيت شده" برسيم.  در نهايت بايد توجه داشت اين ظرفيت و سرمايه ايجاد شده، پشتوانه مهمي هم در بازدارندگي وهم دركمك به تحقق ديپلماسي محسوب مي شود. درواقع يكي ازضرورت ها تعديل فضاي دوقطبي سازي يا جلوگيري ازتداوم فضاي قطبي سازي در داخل كشور است.

 

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.