سرویس فرهنگ و هنر مشرق - با آغاز جام جهانی ۲۰۲۶، پلتفرمهای فیلیمو، فیلمنت و نماوا تلاش کردند با برنامههای «بفرمایید جام»، «جیمی جام» و «در جام» مخاطب جذب کنند. اما این برنامهها کاملاً شکست خوردند و تبدیل شدند به برنامههایی که به جای آنکه باکس پلتفرمها را پر کنند، اغلب به برشهای اینستاگرامی تبدیل شدند که در فضای مجازی تماشا می شدند.
این برنامهها به جای پوشش فنی، تحلیلی یا هیجانی فوتبال، به محتوای کمدی سطحی، شوهای بیربط و تولید سرگرمیهای نازل کلامی و اروتیک روی آوردند که هیچ ارتباط معناداری با رویداد جام جهانی نداشت.
این برنامهها نمونهای از تجاریسازی مبتذل فوتبال هستند؛ شوخیهای تکراری، مجریان غیرمتخصص، تولید ضعیف و عدم ارزش افزوده. مخاطبان در کامنتها آنها را «هدر دادن وقت»، «بیربط» و «مبتذل» توصیف کردند.
«بفرمایید جام»؛ وقتی سرگرمی بر تحلیل فنی فوتبال غلبه میکند
همزمان با برگزاری رقابتهای جام جهانی، فیلیمو ویژه برنامه «بفرمایید جام» را با اجرای امیرحسین قیاسی روی آنتن برد؛ برنامهای که تلاش داشت با ترکیب طنز، گفتوگو و پرداخت به حواشی مسابقات بپردازد و علاقهمندان فوتبال را جذب کند. با این حال، بازخوردهای بخشی از کاربران شبکههای اجتماعی و برخی یادداشتهای انتقادی نشان داد که این فرمول نتوانسته رضایت طیفی از علاقهمندان جدی فوتبال را جلب کند.
یکی از مهمترین انتقادها، فاصله گرفتن برنامه از ماهیت یک ویژهبرنامه فوتبالی بود. بسیاری از مخاطبان انتظار داشتند بخش قابل توجهی از زمان برنامه به تحلیل مسابقات، بررسی تاکتیکها، عملکرد تیمها و گفتوگو با کارشناسان اختصاص یابد، اما بخش عمدهای از قسمتها صرف آیتمهای طنز، شوخیهای کلامی و گفتوگوهایی میشد که ارتباط مستقیمی با مسابقات جام جهانی نداشت. منتقدان این رویکرد را عاملی برای از بین رفتن هویت فوتبالی برنامه میدانستند.

از نظر ساختاری نیز «بفرمایید جام» با نقدهایی درباره ریتم و انسجام روبهرو شد. مقدمههای طولانی، جابهجایی ناگهانی میان آیتمهای مختلف و نبود پیوند مشخص میان بخشهای برنامه، باعث شد برخی مخاطبان روایت هر قسمت را پراکنده و فاقد تمرکز توصیف کنند. به باور کاربران شبکههای اجتماعی، زمان نسبتاً طولانی اپیزودها نیز با حجم محتوای ارائهشده تناسب نداشت و در بخشهایی از برنامه احساس کشدار بودن ایجاد میکرد.

شیوه اجرای امیرحسین قیاسی نیز یکی از محورهای اصلی واکنشها بود. قیاسی که پیش از این با برنامههای طنز شناخته میشد، در «بفرمایید جام» نیز همان الگوی اجرایی را دنبال کرد؛ موضوعی که به اعتقاد برخی کاربران، موجب شد برنامه بیش از آنکه به یک ویژهبرنامه فوتبالی شباهت داشته باشد، به ادامهای از آثار قبلی او تبدیل شود. در مقابل، برخی مخاطبان نیز همین لحن غیررسمی را وجه تمایز برنامه نسبت به ویژهبرنامههای تلویزیونی ارزیابی کردند.
از منظر فنی، اگرچه تولید برنامه در سطح استاندارد پلتفرمهای نمایش خانگی انجام شده بود، اما بخشی از کاربران نسبت به طراحی صحنه، گرافیک، تدوین و استفاده مکرر از برخی آیتمهای تصویری انتقاد داشتند. این دسته از مخاطبان معتقد بودند کیفیت بصری برنامه با ابعاد رسانهای رویدادی مانند جام جهانی تناسب کامل نداشت و در مقایسه با نمونههای موفق بینالمللی، از هویت بصری متمایزی برخوردار نبود.

بازتاب برنامه در شبکههای اجتماعی نیز عمدتاً حول دو دیدگاه شکل گرفت؛ گروهی از کاربران از فضای سرگرمکننده و طنز آن استقبال کردند، اما گروه دیگری معتقد بودند برنامه بیش از اندازه بر شوخی و سرگرمی تکیه کرده و سهم تحلیل فنی فوتبال در آن بسیار محدود است. در برخی از واکنشهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، عباراتی مانند «ارتباط کمی با جام جهانی دارد» یا «انتظار تحلیل بیشتری از مسابقات داشتم» دیده میشد؛ هرچند این دیدگاهها را نمیتوان به همه مخاطبان تعمیم داد.
در مجموع، «بفرمایید جام» تلاشی برای ارائه روایتی متفاوت از جام جهانی در قالب سرگرمی بود، اما به باور بخشی از منتقدان و کاربران، نتوانست میان طنز و محتوای تخصصی فوتبال تعادل برقرار کند. این تجربه بار دیگر نشان داد که مخاطبان رویدادهای بزرگ ورزشی، علاوه بر سرگرمی، انتظار تحلیل کارشناسی، پرداخت فنی و ارزش افزوده رسانهای نیز دارند؛ انتظاری که تحقق آن میتواند تفاوت میان یک برنامه ماندگار و یک محصول صرفاً سرگرمکننده را رقم بزند.

«جیمی جام»؛ ویژهبرنامهای که نتوانست از تب جام جهانی بهره ببرد
همزمان با برگزاری رقابتهای جام جهانی، پلتفرم فیلمنت ویژهبرنامه «جیمی جام» را با اجرای و کارگردانی ابوطالب حسینی و تهیهکنندگی مسعود باقری روی آنتن برد. این برنامه هر شب ساعت ۲۱ منتشر میشد و تلاش داشت با ترکیب گفتوگو، آیتمهای طنز و حضور چهرههای شناختهشده، سهمی از تب فوتبال و جام جهانی داشته باشد.
با این حال، یکی از مهمترین انتقادهایی که درباره «جیمی جام» مطرح شد، فاصله گرفتن آن از هویت یک برنامه فوتبالی بود. در حالی که مخاطبان در ایام جام جهانی معمولاً انتظار تحلیل مسابقات، بررسی تاکتیکی، گفتوگو با کارشناسان فوتبال و پرداخت به حواشی رقابتها را دارند، بخش قابل توجهی از زمان برنامه صرف گفتوگوهای سرگرمکننده با بازیگران، اینفلوئنسرها و چهرههای غیرورزشی میشد؛ رویکردی که برای بسیاری از علاقهمندان فوتبال جذابیت چندانی نداشت.
از منظر ساختاری نیز برنامه با مشکل انسجام روبهرو بود. آیتمهای طنز، چالشها و گفتوگوها اغلب ارتباط مستقیمی با رویدادهای جام جهانی نداشتند و اپیزودها بیشتر مجموعهای از بخشهای پراکنده به نظر میرسیدند تا یک ویژهبرنامه منسجم ورزشی. همین مسئله باعث شد هویت برنامه میان یک تاکشوی کمدی و یک برنامه فوتبالی معلق بماند.

ریتم کند نیز از دیگر نقدهای واردشده به «جیمی جام» بود. برخی مخاطبان در فضای مجازی اعتقاد دارند گفتوگوهای طولانی، شوخیهای کشدار و آیتمهایی که ارتباط اندکی با فوتبال داشتند، باعث افت ریتم برنامه شده و هیجان لازم برای همراهی با فضای پرتنش جام جهانی را ایجاد نمیکرد.
در حوزه طنز نیز برنامه نتوانست رضایت همه مخاطبان را جلب کند. بخشی از کاربران شبکههای اجتماعی، شوخیها را تکراری و متکی بر موقعیتهای آشنا دانستند و معتقد بودند که محتوای طنز برنامه کمتر از ظرفیت رویدادی مانند جام جهانی برای خلق موقعیتهای خلاقانه بهره گرفته است. البته در مقابل، گروهی از مخاطبان نیز این رویکرد را تلاشی برای ساخت یک برنامه سرگرمکننده خانوادگی ارزیابی کردند. ازاینرو نمیتوان واکنش مخاطبان را کاملاً یکدست دانست.
در نهایت، مهمترین چالش «جیمی جام» را میتوان نداشتن هویت مشخص دانست. این برنامه نه به اندازه کافی یک ویژهبرنامه فوتبالی بود که نیاز علاقهمندان حرفهای فوتبال را برآورده کند و نه توانست با اتکا به طنز و گفتوگو، به اثری ماندگار در میان برنامههای سرگرمی تبدیل شود. همین دوگانگی سبب شد بخشی از مخاطبان، آن را اثری بدانند که بیش از آنکه بر هیجان جام جهانی سوار شود، از فضای مسابقات فاصله گرفته است.
«در جام»؛ ویژهبرنامهای که میان سرگرمی و تحلیل فوتبال سرگردان ماند
همزمان با برگزاری رقابتهای جام جهانی، نماوا ویژهبرنامه «در جام» را با اجرای مهیار حسن تولید و منتشر کرد. این برنامه با هدف ارائه روایتی متفاوت از مسابقات، ترکیبی از گفتوگو، آیتمهای سرگرمکننده و پرداخت به حواشی جام جهانی را در دستور کار قرار داد. با این حال، بازخوردهای بخشی از مخاطبان و کاربران شبکههای اجتماعی نشان داد که برنامه نتوانسته انتظارات علاقهمندان جدی فوتبال را برآورده کند.
یکی از مهمترین نقدهای مطرحشده درباره «در جام»، فاصله گرفتن آن از ماهیت یک ویژهبرنامه فوتبالی بود. در حالی که بسیاری از مخاطبان انتظار داشتند بخش عمده زمان برنامه به تحلیل مسابقات، بررسی تاکتیکها، عملکرد تیمها و گفتوگو با کارشناسان فوتبال اختصاص یابد، بخش قابل توجهی از برنامه صرف آیتمهای طنز، شوخیهای کلامی و گفتوگوهای خارج از فضای مسابقات میشد. همین مسئله باعث شد برخی مخاطبان، هویت برنامه را نامشخص ارزیابی کنند؛ نه یک برنامه تخصصی فوتبال و نه یک برنامه سرگرمی کاملاً موفق.

از منظر ساختاری نیز «در جام» با مشکلاتی در ریتم مواجه بود. مقدمههای طولانی، گفتوگوهای کشدار و انتقال کند میان بخشهای مختلف، از جمله نکاتی بود که در واکنشهای کاربران شبکههای اجتماعی بارها تکرار شد. منتقدان معتقد بودند که این ریتم کند، هیجان طبیعی مسابقات جام جهانی را به مخاطب منتقل نمیکند و از جذابیت برنامه میکاهد.
شیوه اجرای مهیار حسن نیز یکی از محورهای اصلی نقدها بود. برخی کاربران معتقد بودند سبک اجرای او که مبتنی بر طنز و شوخیهای متوالی است، با فضای تحلیلی و ورزشی برنامه تناسب کامل ندارد و گاهی بر محتوای فوتبالی غلبه میکند. در مقابل، گروهی از مخاطبان همین سبک را نقطه تمایز برنامه نسبت به ویژهبرنامههای رسمیتر ارزیابی کردند؛ موضوعی که نشان میدهد واکنشها به اجرای برنامه یکدست نبوده است.
از نظر کیفیت تولید نیز اگرچه «در جام» از استاندارد قابل قبولی در دکور، تصویربرداری و اجرا برخوردار بود، اما منتقدان معتقد بودند این کیفیت فنی نتوانسته ضعفهای محتوایی برنامه را جبران کند. نبود تحلیلهای عمیق، حضور محدود کارشناسان شناختهشده فوتبال و تمرکز بر آیتمهای سرگرمکننده، از جمله مواردی بود که در نقدهای رسانهای و واکنش کاربران به آن اشاره شد.
در مجموع، «در جام» یکی از نمونههای تلاش پلتفرمهای نمایش خانگی برای تولید محتوای مرتبط با جام جهانی بود، اما به باور بخشی از منتقدان و مخاطبان، (در فضای مجازی) نتوانست تعادل مناسبی میان سرگرمی و تحلیل تخصصی فوتبال برقرار کند. تجربه این برنامه نشان داد که مخاطب رویدادهای بزرگی مانند جام جهانی، علاوه بر سرگرمی، انتظار محتوای تحلیلی، کارشناسی و ارزش افزوده رسانهای نیز دارد؛ انتظاری که در صورت نادیده گرفته شدن، میتواند به کاهش استقبال و شکلگیری نقدهای منفی منجر شود.

«فوتبال پارادیزو»؛ معلق میان سرگرمی و تحلیل فوتبال
همزمان با برگزاری جام جهانی ۲۰۲۶، نماوا با تولید ویژهبرنامه «فوتبال پارادیزو» تلاش کرد سهمی از پوشش جانبی بزرگترین رویداد فوتبال جهان را به خود اختصاص دهد. این برنامه با اجرای ایمان جلیلی و سحر فاطمی، کارگردانی عمار سبحانی و تهیهکنندگی بهرنگ تنکابنی هر شب از نماوا منتشر شد و در معرفی رسمی آن، بر ترکیب «فوتبال، گفتوگو و سرگرمی» تأکید شده بود.
با وجود این رویکرد، «فوتبال پارادیزو» از همان قسمتهای ابتدایی با پرسشی اساسی روبهرو شد؛ آیا قرار است یک برنامه تخصصی فوتبال باشد یا یک تاکشوی سرگرمکننده با پسزمینه جام جهانی؟ این دوگانگی در هویت برنامه، مهمترین نقطه ضعف آن به شمار میرود. بخش قابل توجهی از زمان هر قسمت به آیتمهای سرگرمی، گفتوگوهای غیرتحلیلی و شوخیهای کلامی اختصاص داشت؛ در حالی که انتظار بسیاری از مخاطبان از یک ویژهبرنامه جام جهانی، تحلیل مسابقات، بررسی تاکتیکی، آمار، عملکرد بازیکنان و گفتوگو با کارشناسان فوتبال بود.
از منظر ساختار روایی نیز برنامه ریتم یکنواختی داشت. مقدمههای نسبتاً طولانی، گذارهای نهچندان روان میان آیتمها و نبود یک خط روایی مشخص باعث میشد برخی قسمتها بیش از آنکه حس یک برنامه زنده و پویا را منتقل کنند، مجموعهای از بخشهای مستقل به نظر برسند. در قالب برنامههای پلتفرمی که معمولاً بر حفظ توجه مخاطب در مدتزمان کوتاه تکیه دارند، چنین ساختاری میتواند به کاهش درگیری مخاطب با محتوا منجر شود.
مهمترین ضعف «فوتبال پارادیزو» اما در بخش محتوای فوتبالی دیده میشود. در سالهای اخیر، استاندارد برنامههای ورزشی جهان به سمت استفاده از دادههای آماری، تحلیلهای مبتنی بر شاخصهایی مانند مالکیت مؤثر، کیفیت خلق موقعیت، نقشه حرارتی بازیکنان و مدلهای تحلیلی پیشرفته حرکت کرده است. پژوهشهایی آفکام(سازمان تنظیمکننده مقررات رسانهای بریتانیا) نیز نشان میدهد تحلیل فوتبال امروز بیش از گذشته بر داده و آمار استوار شده است، نه صرفاً گفتوگو و شوخی. در مقابل، «فوتبال پارادیزو» کمتر به این ظرفیتها نزدیک میشود و بیشتر بر فضای گفتوگومحور و سرگرمی تمرکز دارد. این انتخاب الزاماً اشتباه نیست، اما باعث شده برنامه در مقایسه با نمونههای تحلیلی، ارزش افزوده محدودی برای مخاطب علاقهمند به فوتبال ارائه کند.
از نظر تولید، کیفیت تصویربرداری و طراحی صحنه در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما هویت بصری متمایزی برای برنامه شکل نگرفته است. گرافیک، موشن و طراحی استودیو بیش از آنکه یادآور یک ویژهبرنامه بینالمللی جام جهانی باشند، به قالبهای رایج تاکشوهای اینترنتی شباهت دارند. همچنین تنوع محدود آیتمها سبب میشود ساختار برنامه پس از چند قسمت تا حدی قابل پیشبینی شود.

در حوزه اجرا، ایمان جلیلی و سحر فاطمی تلاش کردهاند فضایی صمیمی و غیررسمی ایجاد کنند؛ رویکردی که احتمالاً برای جذب مخاطب عمومی انتخاب شده است. با این حال، همین لحن غیررسمی گاهی باعث میشود وزن محتوای فوتبالی برنامه کاهش یابد. زمانی که شوخی و گفتوگو بر تحلیل مسابقات غلبه میکند، برنامه برای مخاطبان حرفهای فوتبال جذابیت کمتری خواهد داشت.
در مجموع، بررسی ویژهبرنامههای «بفرمایید جام»، «جیمی جام»، «در جام» و «فوتبال پارادیزو» نشان میدهد که پلتفرمهای نمایش خانگی در بهرهبرداری از ظرفیت رسانهای جام جهانی، بیش از آنکه بر تحلیل تخصصی و تولید محتوای فوتبالی متمرکز شوند، به الگوی سرگرمی و تاکشوهای طنز تکیه کردند. نتیجه این رویکرد، شکلگیری برنامههایی بود که به باور بخشی از منتقدان و کاربران، نتوانستند میان سرگرمی، اطلاعرسانی و تحلیل فنی تعادل برقرار کنند.
بازتابهای منتشرشده در فضای مجازی نیز نشان میدهد واکنشها یکدست نبوده است. در کنار تبلیغات رسمی نماوا که بر فضای «فوتبال، گفتوگو و حال خوب» تأکید میکند، بخشی از کاربران نیز خواستار سهم بیشتر تحلیل فنی، حضور کارشناسان فوتبال و پرداخت عمیقتر به مسابقات شدهاند.
«فوتبال پارادیزو» را میتوان تلاشی برای ارائه روایتی سرگرمکننده از جام جهانی دانست؛ اما این برنامه در ایجاد توازن میان سرگرمی و تحلیل تخصصی چندان موفق ظاهر نمیشود. اگر هدف جذب مخاطب فوتبالی حرفهای باشد، افزایش سهم تحلیلهای فنی، استفاده از دادههای آماری، حضور کارشناسان شناختهشده و طراحی ساختاری منسجمتر میتواند در فصلهای آینده، کیفیت و هویت این برنامه را بهطور محسوسی ارتقا دهد.
در مجموع، بررسی ویژهبرنامههای «بفرمایید جام»، «جیمی جام»، «در جام» و «فوتبال پارادیزو» نشان میدهد که پلتفرمهای نمایش خانگی در بهرهبرداری از ظرفیت رسانهای جام جهانی، بیش از آنکه بر تحلیل تخصصی و تولید محتوای فوتبالی متمرکز شوند، به الگوی سرگرمی و تاکشوهای طنز تکیه کردند. نتیجه این رویکرد، شکلگیری برنامههایی بود که به باور بخشی از منتقدان و کاربران، نتوانستند میان سرگرمی، اطلاعرسانی و تحلیل فنی تعادل برقرار کنند.
وجه مشترک این آثار، ضعف در هویت برنامه، کمرنگ بودن تحلیلهای کارشناسی، ریتم نامتوازن، وابستگی بیش از حد به شوخی و گفتوگوهای غیرتخصصی و فاصله گرفتن از انتظارات علاقهمندان جدی فوتبال بود. در شرایطی که مخاطبان امروز با نمونههای موفق بینالمللی و برنامههای دادهمحور ورزشی آشنا هستند، صرف حضور چهرههای شناختهشده یا آیتمهای سرگرمکننده نمیتواند جایگزین تحلیل، اطلاعات و ارزش افزوده رسانهای شود.
تجربه این چهار برنامه نشان میدهد که موفقیت یک ویژهبرنامه فوتبالی تنها به بودجه، پلتفرم یا حضور مجریان و مهمانان مشهور وابسته نیست؛ بلکه به طراحی ساختاری منسجم، بهرهگیری از کارشناسان معتبر، تحلیلهای مبتنی بر داده، خلاقیت در روایت و شناخت دقیق نیازهای مخاطب بستگی دارد. در غیر این صورت، حتی بزرگترین رویداد ورزشی جهان نیز نمیتواند ضعفهای محتوایی را پنهان کند و فرصت ارزشمند جام جهانی برای تولید محتوای ماندگار از دست خواهد رفت.









