به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: نتیجه، شکستی شد که ثابت کرد ملت ایران، دیگر در برابر پیچیدهترین ماشینهای دروغسازی جهان نیز واکسینه شده است. برای درک عمق این شکست، باید «حربه آخر» را کالبدشکافی کرد. آنها دیگر مثل گذشته، فقط دروغهای ساده نمیگفتند. آنها یک «بسته ترکیبی» طراحی کرده بودند. بستهای که در آن، هم «نفرتپراکنی» بود، هم «ارعاب»، هم «تحقیر» و هم «جایگزینسازی». اول، با تهمت «پولی بودن» تشییع، سعی کردند انگیزه مردم را مخدوش کنند. بعد، با انتشار شایعات امنیتی، خواستند ترس از حضور را در دلها بیندازند. سپس، با واژه «تشییع حکومتی»، کوشیدند عظمت آن را بکاهند و نهایتا، تلاش کردند «خبر موازی» بسازند و تشییع را از دستور کار خارج کنند. این بسته، حاصل دو دهه تجربه جنگ نرم بود. اما همه این تیرها، به سپر 43 میلیونی خورد و منحرف شد.
چرا این حربه شکست خورد؟ پاسخ در یک «واکسیناسیون جمعی» نهفته است. ملت ایران، در این 47 سال، در برابر انواع و اقسام دروغها واکسینه شده است. آنها «دروغ شاخدار» را از چند سال پیش که وعده «حذف جمهوری اسلامی تا ۳ ماه دیگر» میدادند، به خاطر دارند. آنها «ارعاب» را از ترورهای دهه ۶۰ و ۷۰ میشناسند. «تحقیر» را از توهینهای بیبیسی فارسی در فتنه ۸۸ چشیدهاند و «خبر موازی» را از هزاران رسوایی ساختگی که بعدها افشا شد، دیدهاند. این ملت، «سادهلوح» نیست. «هوشیار» است و هوشیاریاش، مرگ «جنگ روانی» است.
نکته تأملبرانگیزتر، «زمانبندی» این حملات بود. آنها دقیقا در ساعات منتهی به تشییع، بیشترین حجم دروغ را روانه کردند. گویی میدانستند که پس از تشییع، دیگر هیچ دروغی خریدار ندارد. این «هجوم متمرکز» در «لحظه آخر»، نشانه «استیصال» است. مثل ارتشی که تمام ذخیره مهمات خود را یکباره خالی میکند، چون میداند که دیگر فردایی در کار نیست. آنها میدانستند که تشییع، آنقدر عظیم خواهد بود که تا سالها، هرگونه ادعای «مخالف بودن مردم» را بیاعتبار میکند. پس همه چیز را ریختند به امید یک «لغزش». اما لغزشی رخ نداد. ملت، آرام و استوار، آمد و تاریخ را رقم زد.
این شکست، یک کارکرد راهبردی نیز دارد. حالا دیگر، آنها سلاحی برای آینده ندارند. تمام حربههایشان مصرف شده و نتیجه معکوس داده. «پولی بودن» که دیگر مضحک است. «تشییع حکومتی» به تعبیر آنان، که دیگر یک افتخار است. «خبر موازی» که دیگر کسی باور نمیکند. آنها با این شکست، نه فقط یک نبرد، که «زرادخانه دروغ» خود را نیز از دست دادند و این یعنی ایران، در جنگ روایتها، به «پیروزی قاطع» رسیده است. پیروزیای که حاصلش، نه یک بیانیه، که یک ملت واکسینه در برابر دروغ است. این شکست، یک «اعتراف نهایی» را نیز در خود داشت. آنها با این همه تلاش مذبوحانه، عملا پذیرفتند که تشییع، یک «واقعیت غیرقابل انکار» است. اگر قابل انکار بود، نیازی به این همه هزینه معاندان نبود. خودِ این «هزینه سنگین دروغ»، سند رسمی «حقیقت تشییع» است و این یعنی پیروزی نهایی ملت ایران. پیروزی حقیقت بر دروغ. پیروزی ملت بر مزدوران رسانهای و پیروزی خون شهید بر شمشیر دشمن.











