به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: روزی که رهبر شهید انقلاب اسلامی، در مراسم بزرگداشت چهلم شهدای جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ملت ایران، در حسینیه امام خمینی (ره)، «ایستاده» سخن گفتند، آن هم «بیعصا»، «بیتکیه»، «بیابهام» و با قاطعیتی مثالزدنی، پیام این ایستادگی بهمراتب فراتر از متن بود. یک «اعلام وضعیت» بود. اعلام اینکه ایران نهتنها «خسته» نیست، بلکه «زندهتر»، «استوارتر» و «آمادهتر» از همیشه در مقابل طوفانهای منطقهای-بینالمللی ایستاده است.
رهبر شهید، فقید و حکیم ایران، این سخنرانی را نه در یک فضای رسمی و تشریفاتی، بلکه در مراسمی مردمی و با حضور خانوادههای شهدایی برگزار کردند که در جریان جنگ نیابتی صهیونیستها و حمایت علنی غرب و آمریکا، جانفشانی کردند. در این سخنرانی، ایشان «پیام خون شهیدان» را رساندند. اما نه با «صدا»، بلکه با «قامتی افراشته»، با «بیانی استوار» و «نگاهی ژرف». اینکه حضرت آقای ما، در شرایطی که برخی وادادگان جهان یکصدا از افول جسمانیشان سخن میگفتند، در چنین موقعیتی ایستادند و «با صلابت» حرف زنند، نهتنها «تأثیر رسانهای»، بلکه «اثراتی استراتژیک» داشت.
دشمن در صدد مخابرهی تصویر «ایران ضعیف» بود، اما در لحظهای که باید، تصویر واقعی «ایران مقاوم» را دریافت کرد. رهبری شهید در این سخنرانی نهتنها از موضع «عاطفی»، بلکه از موضع «سیاسی-تمدنی» سخن گفتند و اینگونه «قدرت نرم» را یکبار دیگر بازیابی کردند. ایشان بهدرستی به ریشههای دشمنیها اشاره کردند: «دین» و «دانش». دو «بال پرواز» ملتهای متمدن همچون «ملت رشید ایران»، بهسوی «قله».
دشمن تنها با غنیسازی و موشکی و هستهای ما مخالفت ندارد، اما اینها بهانه است و مشکل اصلی، «حضور دینی» در فضای عمومی و «جهش علمی» بومی در فضای جهانی بوده و هست. جاییکه دین، ایدئولوژی ایستادگیست و دانش، ابزار آن. بیانات شرافتمندانه رهبر انقلاب حاوی تحلیل عمیق از «کارنامه» چهل و چند ساله نظام جمهوری اسلامی نیز بود. اینکه جمهوری اسلامی تنها نظامیست که پس از انقلابش، نهتنها در برابر انواع فتنههای سیاسی، امنیتی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی دوام آورده، بلکه رشد هم کرده.
از «تحریم» تا «ترور»، از «کودتا» تا «جنگ»، از «تحریف» تا «تهدید»، نظامی که بر پایه «دین» و «دانش» ساخته شده، ایستاده و پیش رفته. این اشاره بسیار راهبردی بود که جمهوری اسلامی بارها در معرض «حوادث» بوده و توانسته در طول بیش از ۴۷ سال تمام «توطئههای دشمنان» را با تحمل سختیهایش خنثی کند. این روایت، فقط «روایت قدرت» نیست، «روایت اعتمادبهنفس» ملیست. اینکه این ملت و ملک و مملکت، با همه سختیها، نهتنها درجا نزده که جلوتر هم رفته. چه در حوزه علوم انسانی و اجتماعی، چه در فناوری، چه در حضور سیاسی در منطقه و چه در توان امنیتی. اما «نقطهعطف» این سخنرانی، آنجا بود که رهبری معزز از «آینده» سخن گفتند. از توانایی ملت ایران برای رسیدن به «اوج افتخار» و نهتنها حفظ دستاوردها، بلکه پیشروی تا سرحد آرمانها.
این جمله که «ملت ایران به توفیق الهی، دین و دانش خود را رها نخواهد کرد»، پیام ایستادگی نه در گذشته، بلکه در آینده بود. پیام «اطمینان و امید» بود. رهبر شهید انقلاب با تأکید بر «اتحاد» و «ایمان»، انگشت بر «ستون فقرات انسجام ملی» گذاشتند. در برابر تصویرسازیهای رسانههای معاند که تلاش دارند جامعه ایران را دچار «واگرایی» نشان دهند، رهبری از «همبستگی» سخن گفتند، نه بهعنوان شعار، بلکه به عنوان «راهبرد بقا و پیشرفت».
به باور نگارنده، اگر جنگ، «تقابل تسلیحاتی» است، آن سخنرانی ماندگار، «تجلی جنگ ارادهها» بود. جاییکه صدای یک رهبر از «عمق باور» برخاست و داشت میگفت «ما همچنان ایستادهایم و ما هستیم، هنوز. نه در انزوا، بلکه در مرکز قدرت». این همان «پیام نهفته» در ایستاده سخن گفتن حضرت آقا بود و امروز ایران، «نشسته» در جایگاه «تماشاچی» نیست، «بازیگر اصلی»ست. ایستاده سخن گفتن رهبری فقید شهید، شاید در نگاه اول یک «کنش» عادی بهنظر میرسید، اما در لایههای ژرفتر، یک «پیام چندوجهی» بود.
نخست، نشان از سلامت «عزم و اراده» داشت. دوم، از منظر «نمادشناسی سیاسی» و «زبان بدن»، نمایش «اعتمادبهنفس ملی» و «اقتدار» بود. سوم، از «نگاه راهبردی»، «تاکتیک تخریب تصویری» دشمن را خنثی کرد. دشمنی که با نهایت دقت و خباثت بینهایت خود، تلاش داشت رهبری ایران را «ضعیف»، «بیمار» و «ناتوان» تصویر و «مفهومسازی» کند، در همان لحظه، تصویری دریافت کرد که دقیقا نقطه مقابل این «اراجیف» بود. در چنین شرایطیست که عنوان «ایستاده در غبار» بهعنوان یک نشانهگذاری رسانهای به «ذهن نگارنده» خطور میکند. البته نه بهمعنای «قیاس معالفارق» با شخص خاصی یا «تقلیل رهبری شهید» به یک شخصیت سینمایی یا تاریخی، بلکه بهمعنای امتداد یک «خط فکری».
«حاج احمد متوسلیان»، «نماد ایستادگی» بود و در فیلم «ایستاده در غبار» نیز، این مهم به خوبی به نمایش گذاشته شد. نگارنده به هیچ عنوان، قصد قیاس ندارم اما سخت معتقدم که رهبری شهید هم همانگونه که باید، در غبار، همچون «کوهی استوار» ایستاد و این «ایستادگی» ایشان و بهویژه بیانات ارزشمندشان، یک «نطق ساده» نبود، «تبیین» یک منظومهی فکری بود. رهبری عزیزتر از جان، از گذشتهای که پشت سر نهادهایم، گفتند، از اکنونی که در آن ایستادهایم و از آیندهای که باید برایش بجنگیم.
این بیانات داهیانه، در دل خود یک «هندسه تمدنی» داشت. محور این هندسه، «دین» و «دانش» بود و اضلاع آن، «ایمان»، «اتحاد»، «پیشرفت»، «خودباوری» و «مقاومت». این، برجستهترین و شایستهترین «مدل حکمرانی» بود و صد البته فراتر از یک «خطابه سیاسی». سخن از «دین» و «دانش» که به میان آمد، «تحلیلهای راهبردی» بسیاری در ذهن نگارنده شکل گرفت. چراکه دقیقا این دو عنصر، همان نقاط اصلیِ تمرکز «جنگ نرم دشمنان» بودهاند.
«پروژه اسلامهراسی»، برای «تخریب دین». «پروژه علمزدایی»، برای «توقف جهش علمی». ایران امروز، در عرصه «دانش»، به مرحلهای رسیده که دانشمندانش ترور میشوند، در عرصه «دین»، به مرتبهای رسیده که پرچمدارانش تحریم و تهدید میشوند و این یعنی دشمن «خطر» را فهمیده اما ملت ما همیشه «تهدید» را به «فرصت» تبدیل کرده. امروز بیش از هر زمان، این جمله رهبر شهیدمان اهمیت دارد که: «به فضل الهی و به کوری دشمن خواهیم توانست ایران را به اوج ترقی و اوج افتخار برسانیم».
این جمله هوشمندانه امام شهید جامعه، بر زوایای پنهان و پیدای بیشماری، «نورتابانی» کرد و «وعده» نبود، «نقشهراه» بود و در برابر «نگاههای مأیوسساز»، «بذر امید» پاشید. امیدی برخاسته از «واقعیت». در جهانی که رهبران و رؤسا و بزرگان بسیاری، روی «صندلی» و پشت «تریبون»ها مینشینند و خیره به «تله پرامپتر» و «اتوکیو» و لنز «دوربین» سخن میگویند، مردی «ایستاده»، بدون «تکیهگاه» و متن از پیشنوشته، از دردها و امیدهای ملتش گفت. این نه فقط «ایستادگی جسم»، بلکه «استواری عزم و اندیشه» حضرت آیتالله خامنهای بود. رحمت الله علیه.








