جریانهای ضد انقلاب و سلبریتیهای همسو با آنها، که حتی یک استوری درباره مدرسه میناب و جنایت لامرد منتشر نکرده بودند، ناگهان با اشک و آه از «جنوب مظلوم» سخن میگویند. این دگرگونی ناگهانی تصادفی نیست و قطعهای از پازلی است که چهره حقیقی دشمن را آشکار میسازد.
بیایید تکههای پازل را کنار هم بگذاریم
تکهٔ اول: مهربانیهای تصنعی
آنانی که در ماههای اخیر هیچگاه دلواپس ایران نبودند، اکنون پرچمدار دفاع از مردم آن شدهاند. گروهی با تولید محتوایی احساسی میکوشند این باور را جا بیندازند که «دولت جنوب را از یاد برده» و میان مردم این خطه و سایر نقاط ایران، مرز بیگانگی بکشند.
تکهٔ دوم: ایستهای بازرسی، هدف حملات رسانهای
در همین روزها، رسانههای صهیونیستی مثل اینترنشنال بیسابقهترین هجمه را علیه ایستهای بازرسی ایران آغاز کردهاند. هدفشان القای این است که ایستها «مزاحمتی آزاردهنده و غیرضروری»اند؛ حال آنکه اصلیترین سنگر برای شناسایی و مقابله با نفوذ عوامل ضد انقلاب در درون کشورند.
تکهٔ سوم: پلها و اسکلههای جنوب زیر آتش حملات
همزمان حملات نظامی به اسکلهها و پلهای جنوب تشدید شده تا مسیرهای تدارکاتی قطع و انتقال نیرو و تجهیزات به جنوب مختل شود.
تکهٔ چهارم: القای این حس که «بقیه به فکر نیستند»
جریانهای معارض بیآنکه مستقیم از آمریکا نام ببرند، ذهن مردم را به این سمت میبرند که «اگر فردا حملهای هم شد، تقصیر دولت و مسئولان است که غافلگیر شدهاند»؛ یعنی از حالا، جبههٔ داخلی را برای پذیرش شکست آماده میکنند.
آیا این چهار رخداد، تصادفیاند یا زمینهچینی گامبهگام برای حمله زمینیاند؟
گام اول: میخواهند بگویند «دولت توان دفاع از جنوب را ندارد» تا مردم جنوب احساس تنهایی کنند.
گام دوم: میخواهند بگویند «ایستهای بازرسی سد راهند» تا مردم همکاری با نیروهای امنیتی را کنار بگذارند.
گام سوم: پلها و اسکلهها را میزنند تا راه اعزام نیرو و تجهیزات بسته شود.
گام چهارم: شکاف داخلی مثلا بین شمال و جنوب راه بیندازند تا دفاع همگانی شکل نگیرد.
حاصل این چهار قدم، در یک جمله خلاصه میشود: «راه را برای حمله زمینی هموار کنید.»
چرا این دلسوزی امروز، نقابی برای خیانت فرداست؟
این دلسوزیها، «مهربانی» نیست؛ «مقدمهچینی» است. دشمن به خوبی میداند که ایرانِ نیرومند، مرهون «مردم» است؛ مردمی که پشت ایستهای بازرسی ایستادهاند، جنوبیهایی که مقاومت کردند و همه ایرانیانی که در برابر تفرقه قد برافراشتند. از این رو، پیش از هر اقدام نظامی، باید این سه ستون را فرو بریزد:
۱. مقاومت مردمی را با تخریبِ ذهنی ایستهای بازرسی خنثی کند
۲. همبستگی ملی را با القای شکاف شمال-جنوب از بین ببرد
۳. امید به دفاع را با القای ناتوانی دولت ناامید کند.
دلسوزیهای امروز، دقیقاً همین را دنبال میکند؛ نه نجات جنوب که بیپناه کردن جنوب.