فوتبالی داریم سراسر گل و بلبل که همه از آن به شدت ناراضی اند. فوتبالی که فدراسیون فوتبال از وضعیت باشگاهداری اش ناراضی است. داورانش ناراضی اند. باشگاه هایش تا خرخره مقروض و بدهکارند. تیم هایی که در لیگ برتر و لیگ آزادگان از همه چیز گلایه دارند.
در این فوتبال به زعم آنچه برخی ادعا می کنند، همه چیز ناپاک است و تصمیمات پشت درهای بسته گرفته می شود. فوتبالی که نتایج را در پشت پرده رقم می زنند و تمام اجزای آن از پیش تعیین شده است. فوتبالی که داورانش با این ادعاهایی که می شود، تعمدا سوت های اشتباه می زنند و سرنوشت تیم ها را تغییر می دهند!
فوتبالی که دو تیم مشهور دولتی اش، متهم به حمایت های دستگاه ورزش کشور از هر نظر هستند و آقای وزیر هر بار به به نفع یکی از این تیم ها فعالیت می کند! فوتبالی داریم که جام ها را به صورت غیرعادلانه میان برخی تیم ها توزیع می کند. با فوتبالی سروکار داریم که طبق ادعای بعضی ها، حق خیلی از تیم ها بالا کشیده می شود و سر بی گناهان بالای دار می رود. فوتبالی که رحم و مروت سرش نمی شود و هزینه های سرسام آور باشگاه های خصوصی و ... را با چند سوت اشتباه داوران بر باد می دهند. فوتبالی که در آن عدالت هیچ معنایی ندارد و باشگاه ها با انتشار بیانیه های مختلف به نسل جوان می فهمانند عاشق چه لجن زار گسترده ای شده اند!
ما با فوتبالی سروکار داریم که به دنبال حاکمیت ظلم، حق خوری و مردم فریبی است و چقدر تعجب می کنیم این باشگاه های همیشه معترض که از همه چیز اطلاع دارند، چرا هر سال برای حضور در مسابقات، میلیارد میلیارد پول بی زبان را هزینه می کنند؟
راه حل برون رفت از این ماجرای دردناک چیست؟ به نظر می رسد همه باشگاه های معترض که تعدادشان بسیار زیاد است باید دور فوتبال را خط بکشند، مسابقات را تحریم کنند، بیانیه نویسی های بی حاصل را کنار بگذارند و شغل دیگری برای خود انتخاب کنند. هیچ اجباری وجود ندارد همه معترضان که در روز روشن، حقشان در فوتبال ایران بالا کشیده می شود در این رشته فعالیت کنند. فوتبال یگانه شغل عالم نیست؛ همه زندگی هم فوتبال نیست. پس با این وضعیت اسفناکی که فوتبال ما دارد تنها یک راه حل برای خلاص شدن از این همه حرص و استرس وجود دارد: باید رهایش کرد؛ همین امروز که فردا دیر است...













