نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا پس از گذشت هفت دهه از آغاز به کار بمبافکن B-52 استراتوفورترس، اکنون رسماً قدم در راه دشوار و حساس تحلیل گزینهها برای جایگزینی این هواپیمای غولپیکر گذاشته است. این اقدام که در قالب اسناد بودجه سال مالی ۲۰۲۷ پنتاگون تحت عنوان «تحلیل گزینههای بمبافکن سنگین» مطرح شده، به معنای بازنشستگی زودهنگام B-52 نیست، بلکه تلاشی برای آمادگی نیروی هوایی آمریکا پس از دهه ۲۰۵۰ میلادی محسوب میشود.
درحالحاضر بدنه اصلی بمبافکنهای B-52 با وجود سن بالا، به دلیل ساعات پرواز بهینه و استحکام سازه، همچنان از سلامت فنی بالایی برخوردار هستند. با اجرای پروژه مدرنسازی B-52J (نصب موتورهای جدید و قدرتمند شرکت رولزرویس مدل F130 بهجای موتورهای قدیمی TF33 و همچنین بهروزرسانی جامع اویونیک و رادارها) این هواپیماها میتوانند تا اواسط قرن بیستویکم به خدمت ادامه دهند.
اصلیترین دلیلی که پنتاگون را به فکر طراحی جایگزینی برای B-52 انداخته، نگرانیهای جدی درباره قدرت نظامی رو به رشد چین است. در صورت بروز درگیری در آینده، ارتش آمریکا در اقیانوس آرام با دو چالش بزرگ روبهرو میشود: اول، فاصلههای بسیار زیاد جغرافیایی در این منطقه و دوم، سیستمهای دفاعی پیشرفته چین. همین موضوع باعث شده تا مقامات نظامی آمریکا بر سر یک دوراهی استراتژیک قرار بگیرند؛ آنها باید تصمیم بگیرند که آیا به ساخت یک بمبافکن کاملاً جدید نیاز دارند، یا باید همین سازههای فعلی را دوباره ارتقا دهند و یا اصلاً ترکیبی از این دو روش را پیش بگیرند.

در مرکز این مطالعات، مقایسه میان دو روش کاملاً متفاوت برای بمباران قرار دارد که آینده نبردهای هوایی را تعیین میکند. روش اول، استفاده از بمبافکنهای نفوذی مانند هواپیمای فوقپیشرفته B-21 ریدر ساخت شرکت نورثروپ گرامن است. این بمبافکنهای رادارگریز به عمق آسمان دشمن نفوذ میکنند تا اهداف بسیار حساس و مستحکم مثل سیلوهای موشکی، پناهگاههای فرماندهی و تأسیسات هستهای را با دقت بالا منهدم کنند. بااینحال، این تکنولوژی پنهانکاری باعث شده که فضای داخلی آنها برای حمل سلاح محدود و هزینه ساخت هر فروند از آنها نیز سرسامآور باشد.
در مقابل، روش دوم بمباران دورایستا به سبک بمبافکن B-52 است. در این روش، هواپیما اصلاً وارد حریم هوایی خطرناک دشمن نمیشود، بلکه از فاصله بسیار دور، موشکهای کروز یا موشکهای فوقسریع هایپرسونیک را شلیک میکند. درواقع در این استراتژی، خود موشک است که وظیفه خطرناک عبور از پدافند دشمن را برعهده میگیرد. این کار باعث میشود بمبافکن مانند یک سکوی پرتاب متحرک در آسمان باشد که هم امنیت بسیار بالاتری دارد و هم هزینهاش بسیار کمتر است.
نکته بعدی این است که B-52 با وجود قدیمیبودن، به دلیل ظرفیت حمل بار زیادش در این نقش بیرقیب است؛ چرا که میتواند هر نوع سلاحی، از بمبهای سقوط آزاد ساده گرفته تا جدیدترین موشکهای دوربرد را به تعداد زیاد حمل کند، کاری که بمبافکنهای پنهانکار به دلیل محدودیت فضا قادر به انجام کامل آن نیستند.

این برنامهریزی زمانی حساستر میشود که بدانیم نیروی هوایی آمریکا قصد دارد بمبافکنهای B-1 لنسر را در دهه ۲۰۳۰ بازنشسته کند. پایان کار این هواپیما، یک شکاف بزرگ ایجاد میکند؛ چون ارتش به بمبافکنی نیاز دارد که هم سرعت بالایی داشته باشد و هم بتواند حجم سنگینی از تسلیحات را جابهجا کند. نه B-52 و نه B-21، هیچکدام به تنهایی نمیتوانند جای خالی B-1 را پر کنند. به همین دلیل مدیران ارشد وزارت دفاع معتقدند که ارتش باید به دنبال ترکیبی از این توانمندیها باشد.