گزارشهای جدید از دنیای فناوری پرده از واقعیتی نگرانکننده برمیدارد که در آن حریم خصوصی کارکنان قربانی تجارت داده شده است. طبق یافتههای پژوهشی جدید، شرکتهای بزرگی مثل گوگل، متا و مایکروسافت از طریق ابزارهای نظارتی موسوم به Bossware، به دادههای حساس نیروهای کار دسترسی پیدا میکنند. درحالیکه پیش از این تصور میشد چنین نرمافزارهای نظارتی صرفاً برای مدیریت دورکاری در دوران پاندمی ایجاد شدهاند، اما اکنون این ابزارها در محیطهای اداری نیز کاملاً عادیسازی شدهاند و فراتر از نظارت داخلی، دادههای جمعآوری شده را در اختیار اشخاص ثالث و شرکتهای بزرگ تبلیغاتی قرار میدهند. این موضوع ما را یاد نظارت «برادر بزرگ» در رمان مشهور ۱۹۸۴ میاندازد.
«دیوید چافنس» (David Choffnes)، پژوهشگر و استاد دانشکده علوم کامپیوتر دانشگاه نورتایسترن، تصریح میکند که وضعیت فعلی نشاندهنده نبود مکانیسمهای محافظتی کافی برای حریم خصوصی در محیطهای کاری است. مشکل اصلی در اینجا تنها جمعآوری داده توسط کارفرما نیست، بلکه انتقال بدون اجازه این اطلاعات به خارج از مرزهای شرکت است.

محققان برای اثبات این مدعا، ۹ پلتفرم مشهور نظارت بر کارکنان شامل Apploye، دپیوتی، دسکلانگ، Hubstaff، مانیتسک، بادی پانچ، تایم دکتر ۲، Vericlock و When I Work را مورد بررسی دقیق قرار دادند. این پلتفرمها طیف وسیعی از فعالیتها شامل ضربات کلید، کلیکهای ماوس، اطلاعات فنی دستگاه، تاریخچه بازدید از وبسایتها و حتی موقعیت مکانی دقیق را ثبت میکنند.
نتایج بررسیها نشان داد که تمامی این ۹ پلتفرم، مشخصات هویتی کارکنان مانند نام، آدرسهای ایمیل و اطلاعات مرتبط با کارفرما را به شرکتهای فناوری و آژانسهای تبلیغاتی میفروشند یا ارسال میکنند. حجم این تبادل داده بهقدری گسترده است که ردپای فعالیت کارکنان در بیش از ۱۴۵ دامنه اینترنتی مختلف از جمله گوگل، فیسبوک، لینکدین، یاندکس و AppLovin مشاهده شده است.
نکته هولناکتر این است که ۳۳ درصد از این برنامهها حتی زمانی که در پسزمینه سیستم اجرا میشوند، موقعیت جغرافیایی دقیق فرد را ردیابی میکنند. این فرایند باعث میشود که دادههای کارمند دیگر بین او و شرکتش محصور نماند و وارد شبکههای بزرگ تبلیغاتی شود که نظارتی بر نحوه استفاده آنها وجود ندارد.

در لایهای عمیقتر، این دادهها اکنون به عنوان سوختی برای توسعه هوش مصنوعی به کار گرفته میشوند. روند اخیر نشان میدهد که غولهای فناوری تشنه دادههای رفتار انسانی برای آموزش مدلهای خود هستند. به عنوان نمونه، شرکت متا با اعتراضات داخلی کارکنانش مواجه شده است، چرا که از نرمافزارهایی برای ضبط تمامی فعالیتهای کامپیوتری کارمندان جهت آموزش ایجنتهای هوش مصنوعی استفاده کرده، آن هم درست در زمانی که بخش بزرگی از نیروی کار خود را اخراج کرده است.
اگرچه گزارش دانشگاه نورتایسترن مستقیماً ادعا نمیکند که اطلاعات فروخته شده توسط اپلیکیشنهای نظارتی صرفاً برای آموزش هوش مصنوعی به کار میروند، اما مشخص است که این دادهها به چرخه بزرگ تحلیل داده و تبلیغات تزریق میشوند.
ردیابی حداکثری کارکنان اکنون به یک استاندارد در محیط کار تبدیل شده است و این پرسش اخلاقی بزرگ را ایجاد میکند که تا چه زمانی کارکنان باید با دست خود، سیستمهایی را آموزش دهند که هدف نهایی آنها جایگزینی با نیروی انسانی است؟ این رویه نهتنها حریم شخصی را از بین میبرد، بلکه امنیت شغلی را نیز با استفاده از دادههای خود کارمند، تهدید میکند.