۲۰ سال تلاش فرهنگی؛ از خاطرات «نخ‌نما» تا رویش مفهوم امید از میان تومورهای مهاجم

ایرنا یکشنبه 10 خرداد 1405 - 10:05
شیراز – ایرنا – پویا (محمد) محسنی، از فعالان رسانه‌ای و فرهنگی فارس، کسی است که دیدن چهره‌اش مفهوم امید و ایستادن در میان آوار بحران‌ها را در ذهن تداعی می‌کند؛ ۹ بار جراحی تومور، جان به‌دربردن از آتش‌سوزی اتوبوس، و ۲۰ سال نوشتن بی‌وقفه، روایت اوست.

به گزارش خبرنگار ایرنا، پویا محسنی ۹ بار رویارویی با تومور و عمل‌های جراحی متعدد را تاب آورده، از میان شعله‌های آتشی که ۲۳ نفر از سرنشینان یک اتوبوس شهری را به کام مرگ کشاند جان به در برده و نوشته و نوشته است.

او ۲۰ سال است که در چندین نشریه، ماهنامه و رسانه محلی و استانی نوشته و می‌نویسد و در فراز و نشیب خاطراتی که در پیوستاری از حذف و صدرنشینی و زخم و بهبودی کشیده شده، همچنان از امید می‌نویسد؛ چرا که به عقیده او، ناامیدی سم مهلک جامعه است.

در روزهای آغازین خردادماه و در شرایطی که تحمیل یک جنگ سنگین و ایجاد شرایطی دشوار، ذهن هموطنانمان را به کشاکش دوباره یاس و امید فراخوانده، زمان را برای گفت‌وگویی صمیمانه با پویای رسانه فارس مناسب دیدم.

همه چیز از یک کامنت شروع شد

برای شروع این گفت‌وگو، به ۲۰ سال پیش رفتم و از او درباره آغاز فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌اش پرسیدم.

او گفت: همه چیز از فروردین ۱۳۸۵ با یک کامنت زیر مطلبی منتشر شده در وبلاگم «تخته سیاه» شروع شد؛ مسعود بهنود زیر یک مطلب من نوشته بود «بنویس و رسمی‌تر بنویس و هر کسی هم گفت چرا؟ بنویس و بگو می‌نویسم چون یک جای خالی دیده‌ام و...».

محسنی ادامه داد: شاید این کامنت به من که از خرداد ۱۳۷۸ فعالیت سیاسی داشتم و وبلاگ‌نویس اما خجالتی بودم، اعتماد به نفس داد که بنویسم.

او ادامه داد: از بهار ۱۳۸۵ رسما یک نشریه محلی را منتشر کردم؛ از آن زمان حدود بیست سال می‌گذرد، ۲۰ سالی که با چهار دولت و گفتمان و ۹ استاندار و صدها مدیر سپری شده، بیست سالی که با انواع عمل جراحی و تومور و تصادف و بی‌پولی و حذف و بر صدر نشستن و تجربه و جنگ و امید و ناامیدی و کارتن‌خوابی گذشته است.

با «شاخه طوبی» به عشقم رسیدم

او در ادامه از انتشار نشریه «شاخه طوبی» گفت: برای انتشار یک ماهنامه محلی به اسم شاخه طوبی که آن روزها شاخه‌ای بود و بعدها به درختی تبدیل شد، به مدیرمسئول معرفی شدم؛ او را در شرایطی ملاقات کردم که تصادف و آتش‌سوزی اتوبوسی که ۲۳ نفر را به کام مرگ کشاند، حال روحی مناسبی برای من نگذاشته بود و این شد شروع عاشقی من!

بیست‌سال تلاش فرهنگی؛ از خاطرات «نخ‌نما» تا رویش مفهوم امید از میان تومورهای مهاجم

محسنی ادامه داد: من حقوق سه‌برابری آن روزها برای کار در عسلویه را به کناری نهاده و مثل کسی که به عشقش رسیده، بدون پول برای انتشار هر شماره گلریزان می‌کردیم.

او گفت: سال‌های ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ با وجود اینکه همه کارهای محتوایی آن نشریه را انجام می‌دادم، به خود اجازه نمی‌دادم بالای ستون یادداشت‌ها بنویسم سردبیر، می‌نوشتم «کسی که دوست دارد سردبیر باشد!».

این فعال رسانه‌ای فارس گفت: سال‌های ابتدایی به مدد دوستان، همیشه نشریه جریان‌ساز بود و بی‌پروا؛ طوری که عمل تومور وسط نخاع و تصادف من و حتی بی‌پولی هم مانع فعالیت آن نبود. از تابستان ۱۳۸۷ از محلی بودن تغییر رویکرد دادیم و استانی شدیم. با حوادث تلخ ۱۳۸۸ نشریه کاغذی ما چاپ نشد و گه‌گاه به مناسبتی دست به انتشار می‌زدیم تا اینکه در بهار و تابستان ۱۳۸۸ مدیریت اجرایی روزنامه همشهری استان فارس را مشترکا با مدیرمسئول نشریه شاخه طوبی به دست گرفتیم و قدری با فضای رسانه‌ها در شیراز آشنا شدم که پیش از این ارتباط با روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران تهرانی را تجربه کرده بودم.

بیست‌سال تلاش فرهنگی؛ از خاطرات «نخ‌نما» تا رویش مفهوم امید از میان تومورهای مهاجم

محسنی افزود: با موج تازه سایت‌های خبری آن روزها انگار بار هزینه از دوش من برداشته شده بود و برای سایت‌های مختلف شروع کردم به نوشتن.

او رد فعالیت‌های فرهنگی خود را از سال‌های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ پی گرفت و افزود: این سال‌ها به تلاش برای فعالیت‌های فرهنگی و هنری و دعوت از اشخاص و برگزاری رویدادهای فرهنگی و انتشار کتب مختلف گذشت.

محسنی ادامه داد: در اردیبهشت ۱۳۹۱ برنامه «حافظ با طعم نارنج» به مناسبت روز زن و ده‌سالگی مجله چلچراغ با حضور بیش از ۳۰ روزنامه‌نگار و هنرمند از جمله منصور ضابطیان، امیر مهدی ژوله، بزرگمهر حسین‌پور، عموزاده خلیلی و سروش صحت و ده‌ها هنرمند و کارگاه برنامه‌ریزی شد و حتی برای هتل و بلیط هزینه شد، ولی باز هم تیغ حذف، بماند...

بیست‌سال تلاش فرهنگی؛ از خاطرات «نخ‌نما» تا رویش مفهوم امید از میان تومورهای مهاجم

او اضافه کرد: برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری مثل تولید فیلم کوتاه «تیتر یک» از زندگی روزنامه‌نگاران یک نشریه تا یک کاریکاتوریست در شیراز، هفته فرهنگی ایران در ترکمنستان و کمک به برگزاری همایش ریحانه‌النبی و انتشار کتب مختلف، فعالیت‌هایی بود که در کنار کار رسانه‌ای در سال‌های میانی دهه نود انجام دادم.

از خبرنویسی تا کارگردانی کنار دولتمردان فارس

از او پرسیدم چطور وارد فعالیت در روابط‌عمومی استانداری شدید؟ گفت: در پی انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۲ و استانداری مرحوم سید محمد احمدی، باعث شد که در کنار فعالیت‌های رسانه‌ای، فعالیت در حوزه روابط‌عمومی را هم تجربه کنم، تجربه‌ای که مثل فعالیت‌های رسانه‌ای پر از شیرینی و تلخی بود.

محسنی از این دوران، خاطراتی از حضور استاندار در منزل بزرگان فرهنگی و هنری تا شرکت چراغ‌خاموش در کنسرت‌های مختلف و از تسهیل فعالیت‌های صنفی رسانه‌ای تا کشتی با مشکلات و معضلات رسانه‌ها و روابط‌عمومی‌ها را در یاد دارد.

بیست‌سال تلاش فرهنگی؛ از خاطرات «نخ‌نما» تا رویش مفهوم امید از میان تومورهای مهاجم

او از این دوره کاری خود، کارگردانی فیلم «فارس، گهواره تمدن ایران زمین» را هم در کارنامه دارد؛ دوره‌ای که گفت: با استعفای استاندار وقت، پایان یافت.

محسنی به فعالیت‌های رسانه‌ای خود برگشت و عنوان کرد: تاسیس مجموعه پویا رسانه و انتشار و سردبیری مجله تخصصی مدیریت شهری به نام شهر زیبا که حدود سه سال ادامه داشت و مجله فرهنگی و اقتصادی توسعه نوین با عمری کوتاه، از دیگر فعالیت‌های رسانه‌ای من بود.

کشاکش میان جان و نان در برابر عشق به روزنامه‌نگاری

از او خواستم تا از روزهای سخت مقابله با لشکر سلول‌های سرطانی بگوید؛ از روزهای سختی که امیدوار ماندن در آن کار هر کسی نیست.

او گفت: سال ۱۳۹۶ فعالیت مستمر در مجله شهر زیبا بازگشت من به عشق همیشگی خود یعنی روزنامه‌نگاری بود تا آن تومور جسمانی سال ۱۳۹۷ که باعث شد تا پای «مغلوب شدن در برابر عزرائیل» پیش روم.

بیست‌سال تلاش فرهنگی؛ از خاطرات «نخ‌نما» تا رویش مفهوم امید از میان تومورهای مهاجم

محسنی ادامه داد: ۶ ماه اول سال پنج عمل جراحی را سپری کردم و اوایل تابستان در میانه کشاکش جان و نان و با آن وضعیت جسمی و تومورها، به عنوان روابط‌عمومی معاونت عمرانی استانداری مشغول شدم.

او افزود: هر وقت غیبت طولانی‌مدت داشتم، درگیر اتاق عمل و بیماری بودم و هر زمان انعکاس اخبار و عملکردهای معاونت عمرانی بیشتر بود، یعنی فعالیت می‌کردم.

محسنی گفت: در سال ۱۳۹۷ و پس از جراحی‌های سنگین، چیزی به اسم دوران نقاهت و استراحت برای من وجود نداشت؛ یا در بیمارستان بستری بودم یا در قامت روابط‌عمومی مشغول ارتباط و کار.

او ادامه داد: با استاندار شدن آقای رحیمی (معاون عمرانی پیشین)، تقریبا مجموعه پویا رسانه و کار مستقیم رسانه‌ای تعطیل شد ولی نوشتن یادداشت در رسانه‌های مختلف و فیلم و مستندسازی به کمک دوستان شروع شد؛ سالی که با سیل بزرگ شیراز شروع و با هجوم ملخ ادامه پیدا کرد و با زلزله خان‌زنیان خاتمه یافت.

او اضافه کرد: در تابستان ۱۳۹۹ متوجه یک تومور روی ساقه مغز خود شدم و عمل سخت و خطرناک آن ماه‌ها من را روانه بیمارستان و استراحت اجباری در منزل کرد؛ ولی عاشق که باشی، دیوانه هم می‌شوی!

محسنی عنوان کرد: در این سال‌ها در انتشار ۱۳ کتاب از جمله «پاسبانان جنوب»، «چگونه فرش دست‌بافت بخریم؟»، «حقوق پناهندگان در ایران»، «گزیده‌ای از اشعار سعدی»، «کلاغه چرا سیاه شد؟»، «وصیت‌نامه شهدای شهیدآباد»، «سراجی سنتی» به عنوان گردآورنده، ناشر یا مدیر تولید نقش داشته و «من کجا؟ نویسندگی کجا؟» تنها کتاب تالیفی من است.

بیست‌سال تلاش فرهنگی؛ از خاطرات «نخ‌نما» تا رویش مفهوم امید از میان تومورهای مهاجم

جنگندگی را از جنگ با تومورهای سرطانی آموختم

او با نگاهی متفاوت به بیماری سخت و جان‌فرسای خود، گفت: شاید امید و روحیه جنگندگی را از جنگ با تومورهای جسمانی آموخته بودم، ولی هر چه بود دولت که عوض می‌شد، مثل همیشه معضل حذف توسط تومورهای انسانی شروع می‌شد؛ ولی برای کسی که با تومورهای جسمانی جنگیده و دوام آورده، کار راحتی بود!

ناامیدی به معنای تلاش نکردن است و به همین دلیل فراگیری یاس برای جامعه سم مهلک خواهد بود.

او اظهار کرد: در مورد دولت شهید رئیسی طعم تبعید و ارتقا و حذف و تحمل را با هم چشیدم.

محسنی که به تازگی با لیزر، بقایای تومور مغزی خود را زدوده، حالا در روابط‌عمومی معاونت سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری فارس مشغول به کار است.

او ادامه داد: در میانه جنگ هم کار فرهنگی و رسانه‌ای خود را فراموش نکردم و در جنگ تحمیلی سوم، در وقایع و هماهنگی رسانه‌ها فعال بوده‌ام؛

مرور خاطرات نخ‌نما، امید و روحیه توکل را در من تقویت می‌کند

گرم شنیدن خاطرات ایستادگی این روزنامه‌نگار پیشکسوت فارس در میان آوار بحران و بیماری بودم که بدون پرسش، نتیجه‌گیری شسته‌رفته‌ای از همه گفته‌های خود را تحویلم داد.

او گفت: مرور این همه سال و به قول دوستی خاطرات کهنه و نخ‌نما شده، امید و روحیه توکل و توسل را در من بیدار کرده است و مفهوم وطن و ایران را روز به روز بیشتر از دیروز درک کرده‌ام.

محسنی افزود: این خاطرات کهنه حاصل از سرگذراندن تجربه‌هایی است که اگر چه به خاطره‌ای شخصی تبدیل شده‌اند، اما هر اتفاق و رویداد در یک مقطع زمانی، برشی از وضعیت‌ها و انسان‌ها بوده است.

او ادامه داد: توصیه من به اهالی رسانه براساس تجربه زیسته خود، این است که ناامید نشوند و ناامیدی را هم نشر ندهند.

محسنی اظهار کرد: شاید برای کسی که معلول جسمی و حرکتی تلقی می‌شود، ماندن در خانه یا انجام کارهایی بدون استرس لازم باشد، اما من لحظه‌ای نیست که با بندگان و دنیای کوچک کشتی نگیرم.

عضو شورای اطلاع‌رسانی فارس خطاب به خبرنگاران و روزنامه‌نگاران فارس گفت: با وجود محدودیت‌ها و کمبودها، تورم و مشکلات اقتصادی و چالش‌های بسیار، تکلیف خود را اول با خود و بعد با جامعه پیرامونی خود مشخص کنید.

گوشه‌نشینی و غر زدن و ناامیدی یک راه است و خلاف آن هم راه دیگر؛ سعی کنید جریان‌ساز باشید

او ادامه داد: گوشه‌نشینی و غر زدن و ناامیدی یک راه است و خلاف آن هم راه دیگر؛ سعی کنید جریان‌ساز باشید نه اینکه با جریان‌ها و تلاطم‌ها به سویی کشیده شوید.

او در آخر هم گفت: توصیه همیشگی من این است که اهالی رسانه بیشتر از آنکه روی منافع شخصی تمرکز کنند، روی وظایف خود تمرکز کنند.

به جای مرجعیت‌سازی، مرجعیت‌سوزی کرده‌ایم

محسنی اضافه کرد: هرچند در جایگاه توصیه به مدیران فرهنگی و تصمیم‌گیر نیستم، اما فضای کنونی جامعه حاصل فعالیت ما است؛ به جای مرجعیت‌سازی، مرجعیت‌سوزی کرده‌ایم و به جای کیفی‌سازی به کمّی‌سازی رو آورده‌ایم و بیشتر تحت تأثیر فضاهای مجازی جدید قرار گرفته‌ایم تا بر آن تأثیر گذاشته‌ایم.

او گفت: پس از عمل‌های جراحی متعدد روی مغز خود، پی بردم که زندگی خیلی کوتاه است و دنیا خیلی کوچک‌تر از آن است که ارزش غصه خوردن و بد بودن را داشته باشد.

او گفت: سعی کرده‌ام نوشته‌های من همیشه با جامعه و دغدغه‌هایی همگانی ارتباطی تنگاتنگ داشته باشد؛ در روزهای بیماری از رنج بیماران صعب‌العلاج و درد مضاعف کمبود دارو و پزشکان متخصصی که بیشتر هوای رفتن دارند، نوشتم؛ انتقاد کردم و تلنگر زدم.

امید حلقه مفقوده جامعه ماست

محسنی با بیان اینکه امروز جامعه ما با ناامیدی روبرو شده، تاکید کرد: نباید گذاشت یاس در جامعه گسترش یابد؛ امید حلقه مفقوده جامعه ما است.

او که خود تبدیل به سمبلی از امیدواری شده، گفت: به اعتقاد من ریشه بسیاری از آسیب‌های اجتماعی، مهاجرت‌ها و از هم‌گسیختگی‌های فردی و خانوادگی، ناامیدی است و از همین جا سرچشمه می‌گیرد.

او با بیان اینکه گاهی ناامیدی‌ها در سطح اجتماعی هم برآمده از عملکرد برخی مسئولان است که گفتمان ناامیدی را شکل داده‌اند، گفت: باید دانست که ناامیدی به معنای تلاش نکردن است و به همین دلیل فراگیری یاس برای جامعه سم مهلک خواهد بود.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.