به گزارش خبرنگار ایرنا، محمود جعفریدهقی، عصر یکشنبه در نشست خبری هشتادمین سالگرد تاسیس انجمن ایرانشناسی در موزه هنرهای معاصر با اشاره به وضعیت ایران امروز اظهار کرد: در شرایطی که ایران با انبوهی از چالشهای داخلی و خارجی دست و پنجه نرم میکند، پرسش از نیاز امروز به ایرانشناسی پرسشی راهبردی و سرنوشتساز است. ایرانشناسی که در تعریف کلاسیک خود به مطالعه تاریخ فرهنگ تمدن و هنر ایران میپردازد، امروز فراتر از یک کنجکاوی آکادمیک، به ضرورتی عینی برای بقا، بازسازی و تعریف جایگاه ایران در جهان تبدیل شده است. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند باز تعریف و تقویت این حوزه دانشی است.
او افزود: یکی از بحرانیترین چالشهای امروز ایران، بحران هویت به ویژه در میان نسل جوان است. گزارشهای متعدد از وضعیت دانشگاهها و فضای مجازی نشان میدهد که جوانان ایرانی به دلیل مواجهه با روایتهای تحریف شده و هجمه رسانهای گسترده دچار گسست هویتی و خودبیگانگی فرهنگی» شدهاند. در واقع هدف تبلیغات مدرن تضعیف ارتباط فرهنگی جوانان با هویت ملی آنها است. ایرانشناسی در این بستر، حکم مشق حافظه تاریخی را دارد. ایرانشناسی پویا و امروزی با کنار گذاشتن نگاه صرفاً موزهای میتواند عناصر هویت بخش را به زبانی امروزی به نسل جوان منتقل کند. این دانش به جوانان کمک میکند تا در پاسخ به این سوال که ما کیستیم؟» به روایتی مستند، مقتدر و در عین حال انتقادی از میراث تمدنی خود دست یابند که صرفاً محدود به عظمت گذشته نباشد.
جعفریدهقی ادامه داد: ایران سرزمینی با تنوع قومی و زبانی غنی است. در شرایطی که تهدیدات مبتنی بر قومیتگرایی افراطی (Ethnonationalism) و مداخلات خارجی در صدد ایجاد گسلهای هویتی در کشور است، زبان فارسی و میراث مشترک تمدنی به عنوان سیمهای رابط اصلی عمل میکنند. با این حال اتکای صرف به زبان فارسی بدون ارائه بسترهای شناختی از همزیستی مسالمت آمیز اقوام در طول تاریخ کارآمد نیست.
وی ادامه داد: نیاز فوری ایرانشناسی میتواند روایت ایالت شهریاری ایرانی را به عنوان الگویی از وحدت در عین کثرت (Unity in Diversity) بازخوانی کند. ایران بیش از یک جغرافیا منظرهایی از نمادها، اسطورهها، حماسه ها داستانها و حافظه فرهنگی است. این نگاه ظرفیت ایجاد نهادی ملی مدنی و دموکراتیک را دارد که در آن تمامی گروه های قومی و مذهبی در چارچوب هویت ملی مشترک ادغام شوند.
نام هیچ کشوری به اندازه ایران، اسطورهای نیست
بهمن نامورمطلق رئیس انجمن هنر و ادبیات تطبیقی و استاد تمام دانشگاه شهید بهشتی نیز گفت: واژه ایران، کلمهای اسطورهای است، که دلالت بر روایتهای اسطورهای میکند. نام هیچ کشوری به اندازه ایران، اسطورهای نیست.
وی ادامه داد: ایران بیش از هر چیز، یک مفهوم معنوی است زیرا در طول تاریخ، ایران بارها اشغال شده است و اجتماعی به نام ایران وجود ندارد و در عین حال ایران هست. اسکندر ایران را ویران کرد، اما بعد از مدتی همین اسکندر محکوم به ایرانی شدن بود و برخی میگویند علت کشته شدن او همین مساله است. اسکندر وقتی ایران را کشف کرد، در آن ماند تا کشته شد.
ایرانشناسی در ایران، رشته درسی نیست، فرارشته است
رئیس انجمن هنر و ادبیات تطبیقی افزود: ایرانشناسی برای غربیهاست؛ با ایرانشناسی برای ایرانیان کاملا متفاوت است و اینکه آنان به عنوان یک رشته به آن نگاه میکنند و با زاویهای از بیرون میبینند، اما ما درون آن هستیم و در آن زندگی میکنیم. برای ما یک فرارشته است، چیزی که همه رشتهها را دربرمیگیرد، ما یک رشته در ایران نداریم که اولین موضوعش ایران نباشد اما برای غربیها، اینطور نیست؛ یک دپارتمان دارند و یک گوشه روی ایران کار میکنند.
وی اضافه کرد: ما در ایران باید یک نگاه هولیستیک راجع به ایرانشناسی داشته باشیم، یعنی نگاهی که همه چیز را دربرگیرد و راهبردها و راهبریها نشان دهد که ما کجا مشکل داریم که این همه بحران داریم، این ایرانشناسی است که میتواند این کار را انجام دهد چون همه را در پوشش خود میگیرد.











