سرویس فرهنگ و هنر مشرق - روز سوم چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، پرشورترین و پرحاشیهترین روز این رویداد سینمایی بود. جشنواره تا پیش از این روز، روندی نسبتاً آرام و معمولی را پشت سر گذاشته بود، اما برگزاری نشست خبری فیلم «نیمشب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، فضای جشنواره را بهطور محسوسی تحت تأثیر قرار داد.
در این نشست، مهدویان با موضعگیری صریح و کمسابقه، در برابر موجی از انتقادها و پرسشهای تند ایستاد و واکنشی نشان داد که نهتنها فضای جلسه، بلکه حالوهوای کلی جشنواره را تغییر داد.
این مواجهه، که از سوی بسیاری از حاضران غیرمنتظره تلقی میشد، نشست خبری «نیمشب» را به یکی از بحثبرانگیزترین اتفاقات جشنواره تا این مقطع تبدیل کرد؛ واکنشی که کمتر کسی از سوی کارگردان فیلم انتظار آن را داشت.
کارگردان فیلم «نیمشب»، با اظهارات صریح و بیپرده خود در نشست خبری این فیلم، حرارت جشنواره فیلم فجر را بهطور قابلتوجهی افزایش داد. او در واکنش به برخی انتقادها و فضای ایجادشده پیرامون فیلمش، با طرح پرسشهایی، موضع خود را نسبت به استفاده از ستارههای سینما روشن کرد.
سخنان مهدویان، در فضایی که محافظهکاری و سکوت به یک رفتار رایج بدل شده، یادآور این واقعیت است که سینماگران میتوانند و باید در لحظات تعیینکننده، موضع خود را شفاف و بیواسطه بیان کنند. مهدویان در بخشی از صحبتهایش گفت: «چرا باید از ستارههای سینما استفاده میکردم؟ از ستارههای سینما استفاده میکردم که پشت فیلم را بزدلانه در چنین لحظاتی خالی کنند؟ » او در ادامه افزود: «از ستارههای سینما استفاده میکردم که چه بشود؟ اگر میخواهند دیگر با من کار نکنند هم اشکالی ندارد؛ بروند همین کارهای اخیرشان را بازی کنند. »
این کارگردان با انتقاد از آنچه ترس در میان برخی اهالی سینما خواند، تأکید کرد: «خیلی از همکاران ما ترسیدهاند و این پدیده شومی است، اما نباید این ظرفیت ملی، یعنی جشنواره فیلم فجر، را از دست بدهیم.» او جشنواره فجر را «مرز فرهنگی» کشور توصیف کرد و گفت: «ما هم مرزبانان این سرزمین هستیم. »
مهدویان همچنین با اشاره به نگاه خود نسبت به مفهوم شعار و موضعگیری آشکار، اظهار داشت: «من هیچ ترسی از شعار دادن ندارم. همه جای دنیا برای مملکتشان شعار میدهند، اما در ایران خودمان را محدود میکنیم.» او در پایان تأکید کرد: «وقتی پای مملکتمان در میان باشد، تا پای جانمان میایستیم. »
اظهارات محمدحسین مهدویان در این نشست خبری را میتوان فراتر از یک واکنش احساسی یا لحظهای ارزیابی کرد؛ موضعگیریای که از درک او نسبت به جایگاه سینما، جشنواره فیلم فجر و مسئولیت اجتماعی فیلمساز حکایت دارد. تأکید او بر پرهیز از سلبریتیمحوری و ایستادن پای یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی (جشنواره فیلم فجر) در بزنگاهی حساس، نشاندهنده نگاهی است که سینما را نه صرفاً یک حرفه، بلکه بخشی از میدان کنش فرهنگی میداند. سخنان مهدویان، در فضایی که محافظهکاری و سکوت به یک رفتار رایج بدل شده، یادآور این واقعیت است که سینماگران میتوانند و باید در لحظات تعیینکننده، موضع خود را شفاف و بیواسطه بیان کنند.
او با توصیف جشنواره فجر بهعنوان «مرز فرهنگی» و سینماگران بهعنوان «مرزبانان»، تعریفی صریح از نقش هنرمند در نسبت با جامعه و کشور ارائه داد؛ تعریفی که ریشه در نوعی سینمای مسئول و متعهد دارد. این نگاه، هرچند ممکن است با موافقت یا مخالفتهایی همراه باشد، اما بیتردید به جشنوارهای که در سالهای اخیر با چالش کمرنگشدن هیجان و معنا روبهرو بوده، جان تازهای بخشید و نشان داد که فجر همچنان میتواند محل بروز صداهای جدی، مواضع شفاف و گفتوگوهای اثرگذار باشد.
مهدویان در نشست خبری فیلم «نیمشب» با رویکردی انتقادی از سوی برخی حاضران مواجه شد و به پرسشی که فیلم را «شعاری» توصیف میکرد، پاسخی صریح و قاطع داد. او در واکنش به این انتقاد، ضمن دفاع از رویکرد فیلم، تأکید کرد که شعار دادن در برخی موقعیتها نهتنها مذموم نیست، بلکه امری اجتنابناپذیر است.
کارگردان «نیمشب» در اینباره گفت: «اینکه گفته میشود قسمتهایی از فیلم شعاری شده است، باید گفت بله؛ وقتی پای ایران وسط باشد، شعار هم میدهیم. فقط ایراندوستی و ایرانپرستی را میشود شعار داد. »
این پاسخ، وضع مهدویان را در قبال نسبت سینما، هویت ملی و مسئولیت فرهنگی فیلمساز روشن کرد و نشست خبری «نیمشب» را به یکی از پرتنشترین و بحثبرانگیزترین جلسات جشنواره تا این مقطع تبدیل ساخت.

او با پذیرش آگاهانه برچسب شعاری بودن، نشان داد که از بیان موضع ملی و هویتی خود نهتنها ابایی ندارد، بلکه آن را بخشی مشروع از زبان سینما میداند. این رویکرد، در فضایی که بسیاری از فیلمسازان ترجیح میدهند از ترس قضاوتها به ایهام و محافظهکاری پناه ببرند، نشانهای از شجاعت فکری و صداقت حرفهای است. اظهارنظر مهدویان درباره «شعاری» خوانده شدن بخشهایی از فیلم، بیش از آنکه واکنشی دفاعی باشد، تبیین صریح یک موضع فکری روشن است؛ موضعی که مرز میان شعارزدگی سطحی و اعلام آشکار باور را مشخص میکند. او با پذیرش آگاهانه برچسب شعاری بودن، نشان داد که از بیان موضع ملی و هویتی خود نهتنها ابایی ندارد، بلکه آن را بخشی مشروع از زبان سینما میداند. این رویکرد، در فضایی که بسیاری از فیلمسازان ترجیح میدهند از ترس قضاوتها به ایهام و محافظهکاری پناه ببرند، نشانهای از شجاعت فکری و صداقت حرفهای است.
تأکید مهدویان بر ایراندوستی بهعنوان تنها شعاری که ارزش بیان دارد، نوعی بازتعریف از مفهوم «شعار» در سینما ارائه میدهد؛ تعریفی که آن را از معنای تهی و تبلیغاتی جدا کرده و به کنشی آگاهانه و مسئولانه پیوند میزند. در این نگاه، شعار نه ابزار فریب مخاطب، بلکه اعلام تعلق و ایستادگی است. چنین موضعی، خواه مورد موافقت همه باشد یا نه، به جشنواره فیلم فجر جان تازهای میبخشد و آن را دوباره به عرصهی تقابل اندیشهها و بیان صریح دیدگاهها تبدیل میکند؛ نقشی که سالهاست از سینمای جشنوارهای انتظار میرود.
کارگردان فیلم «نیمشب» در ادامه نشست خبری این اثر، با انتقاد از آنچه فاصله میان زیست واقعی و رفتارهای نمایشی در فضای عمومی خواند، گفت که عوامل فیلم تمام تلاش خود را برای بازگشت به زندگی عادی و واقعی به کار بستهاند. او با طرح این پرسش که چرا هر بار تلاش برای صادقبودن با مانع روبهرو میشود، تأکید کرد که فضای غالب، افراد را به سمت رفتارهای سطحی و نمایشی سوق داده است.
مهدویان در اینباره اظهار داشت: «ما همه تلاشمان را برای بازگشت به زندگی داریم انجام میدهیم. نمیدانم چرا هر وقت میخواهیم واقعی باشیم، نمیگذارند. همه یکسری هواداران اینستاگرامی شدهایم، اما در پشت آن، تولدها و عروسیهایمان را میگیریم.»
این اظهارات، بار دیگر نگاه انتقادی کارگردان «نیمشب» به شکاف میان واقعیت زیسته و تصویرسازیهای رایج در فضای اجتماعی و رسانهای را برجسته کرد.
اظهارات مهدویان درباره تلاش برای «بازگشت به زندگی» را میتوان نشانهای از نگاهی صادقانه و انسانی به وضعیت امروز جامعه دانست. او بهدرستی به دوگانگیای اشاره میکند که بسیاری از افراد درگیر آن هستند؛ فاصلهای میان آنچه در فضای عمومی و شبکههای اجتماعی به نمایش گذاشته میشود و آنچه در زیست واقعی جریان دارد. طرح این مسئله از سوی یک فیلمساز، نشاندهنده توجه او به واقعیتهای ملموس اجتماعی و تلاشی برای بازگرداندن معنا و صداقت به رفتار فردی و جمعی است.
این نگاه، سینما را به عرصهای برای بازتاب زندگی واقعی تبدیل میکند، نه بازتولید تصویرهای ساختگی و تزئینی. مهدویان با انتقاد از «نمایشمحوری» رایج، بر ضرورت اصالت، زیست طبیعی و دوری از تظاهر تأکید میکند؛ رویکردی که هم در کلام و هم در جهانبینی سینمایی او قابل ردیابی است. چنین موضعی، ضمن آنکه جسورانه و شفاف است، نشان میدهد سینماگر میتواند همزمان دغدغهمند، اجتماعی و نزدیک به زندگی مردم باقی بماند؛ ویژگیای که به آثار او و اظهاراتش اعتبار و اثرگذاری بیشتری میبخشد.
او ساعتی بعد در برنامه هفت حضور پیدا کرد و درباره سینماگرانی که از ایران خارج شدهاند و برای گسترش تحریم جشنواره فجر تلاش می کنند گفت: برخی هنرمندان از خارج بوی کباب به دماغشان خورد؛ اما خبر نداشتند که دارند خر داغ میکنندبه اینها اطلاعات غلط رسید و رفتند و مجبور شدند بمانند. وضعیت اینها را که میبینم ناراحت میشوم. اینها دارند فحاشی میکنند و شاید از این کار دارند پول درمیآورند و اگر این کار را نکنند گرفتار نان شبشان میشوند. اگر فحشدادن به ما برای اینها آب و نان میآورد مشکلی ندارم با این قضیه؛ البته بخش وطنفروشی اینها جای گذشت ندارد.
اظهارات مهدویان در برنامه «هفت» را میتوان ادامه همان رویکرد صریح و بیپردهای دانست که او در نشست خبری جشنواره نیز بروز داد؛ رویکردی که مبتنی بر مرزبندی روشن میان نقد، مهاجرت و آنچه او «تخریب هدفمند» مینامد، است. او در این سخنان، بیش از آنکه صرفاً به خروج برخی سینماگران از کشور بپردازد، به پیامدهای رسانهای و اقتصادیِ موضعگیریهای آنان اشاره میکند و تلاش دارد نشان دهد بخشی از این رفتارها، از نظر او، نه کنش فرهنگی بلکه کنشی معیشتی و مبتنی بر منافع بیرونی است.
مهدویان با بهکارگیری زبانی تند و استعاری، تصویری از هنرمندانی ترسیم میکند که بهزعم او با دریافت اطلاعات نادرست، وارد مسیری شدهاند که امکان بازگشت از آن را ندارند و ناچار به تداوم همان موضعگیریها شدهاند. در این نگاه، فحاشی و حمله به جشنواره یا سینمای داخل، نه از سر موضع فکری پایدار، بلکه بهمثابه ابزاری برای بقا در یک فضای رسانهای خاص تفسیر میشود. همین تمایز است که باعث میشود او نسبت به وضعیت این افراد و «عدم گذشت» از آنچه وطنفروشی مینامد، خط روشنی بکشد.
این اظهارات، از منظر تحلیلی نشاندهنده تلاش مهدویان برای بازتعریف مفهوم مسئولیت هنرمند در بزنگاههای سیاسی و فرهنگی است. او بار دیگر تأکید میکند که اختلاف نظر یا حتی مهاجرت را میتوان فهم کرد، اما مشارکت در فشار خارجی علیه یک رویداد ملی را از دایره نقد مشروع خارج میداند. به همین دلیل، سخنانش بیش از آنکه واکنشی احساسی باشد، بیانگر یک موضع روشن درباره مرز میان اعتراض، معیشت، و وفاداری فرهنگی است.
او در ادامه با اشاره غیرمستقیم گفت: برخی هنرمندان از خارج بوی کباب به دماغشان خورد؛ اما خبر نداشتند که دارند خر داغ میکنند. به اینها اطلاعات غلط رسید و رفتند و مجبور شدند بمانند. وضعیت اینها را که میبینم ناراحت میشوم. اینها دارند فحاشی میکنند و شاید از این کار دارند پول درمیآورند و اگر این کار را نکنند گرفتار نان شبشان میشوند. اگر فحشدادن به ما برای اینها آب و نان میآورد مشکلی ندارم با این قضیه؛ البته بخش وطنفروشی اینها جای گذشت ندارد.
این اظهارنظر را میتوان بهعنوان یکی از صریحترین و جنجالیترین موضعگیریهای مهدویان در نسبت با مهاجرت هنرمندان و تحریم جشنواره فجر تحلیل کرد؛ اظهارنظری که بیش از آنکه صرفاً واکنشی احساسی باشد، بیانگر یک چارچوب فکری مشخص است.
مهدویان در این سخنان، میان «مهاجرت» بهعنوان یک انتخاب فردی و «تخریب فعال از بیرون» بهعنوان یک کنش سیاسی–رسانهای تمایز قائل میشود. او تلاش میکند نشان دهد که بخشی از هنرمندانِ خارجشده، نه با تصمیمی آگاهانه و مبتنی بر تحلیل، بلکه بر اثر اطلاعات نادرست وارد مسیری شدهاند که امکان بازگشت از آن برایشان دشوار شده است. تأکید او بر «ناراحت شدن» از وضعیت این افراد، نشان میدهد که نگاهش صرفاً تقابلی یا حذفگرایانه نیست، بلکه واجد نوعی دلسوزی انسانی نسبت به سرنوشت آنان است.
در عین حال، مهدویان با اشاره به پیوند میان فحاشی، معیشت و فضای رسانهای خارج از کشور، نقدی جدی به کالاییشدن موضعگیری سیاسی وارد میکند؛ جایی که مخالفت، بهزعم او، از یک موضع فکری به یک ابزار اقتصادی تبدیل میشود. این بخش از اظهارات، نقدی فراتر از افراد مشخص است و به سازوکاری اشاره دارد که در آن، تندترین مواضع بیشترین دیدهشدن و درآمد را به همراه میآورند.

مرز اصلی که مهدویان در این سخنان ترسیم میکند، مرز «نقد و مخالفت» با «فشار بیرونی علیه یک امر ملی» است. او با بهکارگیری تعبیر «وطنفروشی»، نشان میدهد که از منظر او، همکاری با پروژهتحریم جشنواره، دیگر در دایره اختلاف نظر یا اعتراض قابلقبول نمیگنجد. این موضع، از حیث محتوایی، بیانگر تلاش او برای تعریف دوباره مسئولیت هنرمند در شرایط مناقشهآمیز سیاسی و فرهنگی است.
در مجموع، این اظهارات از مهدویان تصویری ارائه میدهد که آگاهانه از محافظهکاری فاصله گرفته و ترجیح میدهد موضع خود را شفاف، پرهزینه و قابلبحث بیان کند؛ رویکردی که او را به یکی از صداهای اثرگذار و بحثبرانگیز سینمای معاصر ایران تبدیل کرده است.













