به گزارش همشهری آنلاین، محمدحسین مهدویان اینبار قهرمانی را به مرکز روایت میآورد که نه هیجانی است و نه شعاری؛ "مهدی" شخصیتی آرام، دورنگر و تصمیم محور که بحران را با طمأنینه و عقلانیت پیش می برد.
در دل جنگ ۱۲روزه، مأموریتی حیاتی پیش روی اوست: محافظت از جانهای بی گناه. «مهدیِ» نیم شب در قیاس با «کمالِ» ماجرای نیمروز تفاوتی معنادار دارد؛ او اهل ایستادن و مسئولیت پذیری است، حتی وقتی به مافوقش تشر می زند و از غفلت حرف می زند.
این تغییر، نشانه ی عُمق نگاه مهدویان است؛ جهانی که در آن حفاظت از "ایران" و وطن نه یک شعار، بلکه کنشی انسانی و اخلاقی است. تعلیق فیلم از دل موقعیت میآید و خطرِ فاجعه، بیاغراق و باورپذیر بر روایت سایه میاندازد.
احسان منصوری در نقش "مهدی" حضوری دقیق و کنترل شده دارد و مهدویان قهرمانی تازه معرفی میکند؛ شخصیتی عمل گرا و مُبارز که بیش از واکنش، بر تصمیم تکیه دارد.
"نیم شب" شهر را درست در میانه ی بحران تصویر میکند؛ شهری زنده، زخمی و آشنا که مردمش جنگ را با جان و پوست لمس کردهاند. فیلم از دل این وضعیت، به زندگی و تداوم آن می رسد و با زبان سینما، "امید و جریان زندگی" را قاب میگیرد و بیانگر این است که زندگی در جریان است.
انتخاب بازیگران کمتر شناخته شده، تصمیمی هوشمندانه است که به باورپذیری فضا کمک میکند و فیلم را از کلیشه های رایج دور نگه می دارد. دوربین هادی بهروز، با لحن مستندگونه و روی دست، تهرانِ بحران زده را زنده و ملموس ثبت میکند و به روایت اجازه می دهد نفس بکشد.
"نیم شب" فیلمی است درباره ماندن؛ ماندن پای شهر، پای آدم ها و پای انتخابی که آسان نیست. مهدویان اینجا نه از جنگ، بلکه از مسئولیت حرف میزند؛ مسئولیتی که هنوز زنده است و هنوز به آن نیاز داریم و یادآوری می کند که هنوز آدم هایی در دل این شهر وجود دارند که بگویند؛ حریفت_منم.
هانیه فاتح













