نزدیک بود رکورد شاه در فرار به ۳مرتبه برسد/درخواست سفیر مصدق در عراق: محمدرضا را تحویل دهید!

تابناک چهارشنبه 22 بهمن 1404 - 00:06
اینگه بیهان نویسنده و خبرنگار آلمانی روایت کرده محمد مصدق در سال ۱۳۳۱ فشار زیادی به محمدرضا پهلوی وارد کرد تا از کشور خارج شود و او نیز در پی این‌فشارها اعلام کرد از کشور خارج می‌شود اما تظاهراتی ساختگی در مخالفت با این‌کار مانع از شکل‌گیری این‌رکورد تاریخی شد.

نزدیک بود رکورد شاه در فرار به ۳مرتبه برسد/درخواست سفیر ایران در عراق: محمدرضا را تحویل دهید!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، اینگه بیهان نویسنده‌ای آلمانی بود که در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پاورقی‌هایی در مجله‌ای آلمانی نوشت و به تاریخ سلسله پهلوی پرداخت. این‌پاورقی‌ها بعدا در قالب کتابی به‌نام «پهلوی استوری» (داستان پهلوی) چاپ شدند. 

خبرنگار مورد اشاره در مقام نویسنده «پهلوی استوری» در جایی از کتاب که مربوط به مبارزات ملی‌شدن صنعت نفت است، می‌گوید بعد از ترور علی رزم‌آرا، جبهه ملی تحت رهبری دکتر محمد مصدق، مبارزه ضدّ رژیم را از داخل سنگر مجلس شورای ملی تشدید کرد و سرانجام عرصه را بر قوام‌السلطنه نخست‌وزیر وقت چنان تنگ کرد که کنترل اداره مملکت از دست او در رفت. مقاومت قوام هم در برابر فشار ملّیون و طبقات مختلف اجتماع، کشتار سرنوشت‌ساز ۲۱ ژوئیه ۱۹۵۲ (۳۰ تیر ۱۳۳۱) را به دنبال آورد و موجبات استعفایش را فراهم کرد. ساعت پنج بعد از ظهر همان‌روز حسین علاء وزیر دربار، مهندس رضوی یار وفادار مصدق را به دربار احضار کرد و مستعفی شدن قوام‌السلطنه را به اطلاعش رساند. رادیو هم در ساعت شش و چهل و پنج دقیقه بعد از ظهر،‌ برنامه موسیقی را قطع و سخنگوی رادیو متن استعفانامه قوام را قرائت کرد.

اندکی بعد نمایندگان مجلس ایران جلسه سری تشکیل دادند که ۶۴ نماینده در آن حضور پیدا کردند. از این عدد ۶۱ نفر به نخست‌وزیری مصدق رای دادند. از سه‌نفر باقی‌مانده هم، دو نفر رای سفید در گلدان انداختند. نفر آخر رئیس مجلس بود که طبق سنن پارلمانی و به لحاظ حفظ بی‌طرفی از دادن رای خودداری کرد. نتیجه رای‌گیری مجلس توسط دکتر امامی به دربار برده شد و به اطلاع محمدرضا پهلوی رسید. او هم علی‌رغم میل باطنی، فرمان نخست‌وزیری مصدق را برای دومین‌بار صادر و امضا کرد.

مصدق در نگاه آلمانی‌ها

دکتر محمد مصدق پس از این‌که دوباره به نخست‌وزیری رسید، به درباریان و خاندان سلطنتی سخت گرفت. او اشرف خواهر محمدرضا پهلوی را از ایران اخراج و شوهرش را هم از کار برکنار کرد. به تاج‌الملوک همسر دوم رضاخان هم که به ملکه مادر معروف شده بود برای ترک ایران فشار آورد. 

ملکه مادر روزی که ایران را ترک کرد به شاه گفت: «مصدق اشرف را از ایران تبعید کرد و حالا به فکر تبعید من افتاده است. فردا نوبت برادرهای شاه خواهد رسید و بالاخره فکری هم برای خود شاه و ملکه خواهد کرد، به هر حال من دارم می‌روم ولی شما فکر خودتان باشید. بدانید بعد از رفتن ما مصدق شما را در قفس خواهد کرد و یک قفل بزرگ و محکم نیز به در قفس خواهد زد.»

همان‌زمان مجله آلمانی اشپیگل کاریکاتوری چاپ کرد که در آن مصدق شاه را در قفس کرده بود. در توضیح این‌کاریکاتور نوشته شده بود: «نخست‌وزیر شدن مصدق هم، آرامشی را که دربار خواستارش بود پدید نیاورد. چرا؟ برای‌ آنکه مصدقی که در قلب فرد فرد ملت ایران جای داشت، زیر بار خرده‌فرمایش‌هایش ضدّ میهنی شاهی که عادت کرده بود حکومت کند نه سلطنت نرفت. از این رو یک سلسله درگیری‌های مستمر میان دربار و نخست‌وزیری اجتناب‌ناپذیر شد.»

فشار مصدق برای خروج شاه از کشور

مصدق در ادامه تلاش کرد شاه را تبدیل به یک‌مقام تشریفاتی کند. به همین‌دلیل فشارهایی به او آورد اما محمدرضا پهلوی مقاومت کرد که در نتیجه مصدق به او پیشنهاد کرد برای بازبودن دست دولت در اصلاحات مملکت، مدتی کشور را ترک کند. فشار پیشنهاد مصدق تا جایی رسید که شاه را به زانو درآورد و او برای ترک کشور ۲۸ فوریه ۱۹۳۵ (۹ اسفند ۱۳۳۱) را در نظر گرفت. هنگامی که خبر قصد عزیمت شاه در پایتخت منتشر شد گروهی از روحانیون درباری و تعدادی از سرسپردگان دربار ازجمله جمال امامی، سپهبد شاه‌بختی و تعدادی از اوباش با هماهنگی شاه، مقابل کاخ سلطنتی اجتماع کرده و از شاه خواستند فسخ عزیمت کند. 

به دلیل بالاگرفتن تظاهرات فرمایشی، شاه از عزیمت به خارج از کشور اعلام انصراف کرد. مصدق هم به‌خاطر شرکت در تظاهرات فرمایشی و ضد ملی، فرمان بازداشت این‌افراد را صادر کرد: جمال امامی، غلامحسین فروهر، سپهبد شاه‌بختی، سرلشگر معینی، عمیدی نوری، سرتیپ گیلانشاه، سرگرد خسروانی و سرهنگ یمنی.

اگر این‌خروج از کشور انجام می‌شد، به‌جز روزهای منتهی به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و روز ۲۶ دی ۱۳۵۷، یک‌فرار دیگر در پرونده سلطنت محمدرضا پهلوی ثبت می‌شد. 

تصویب کودتا توسط رئیس‌جمهور آمریکا و شاه

پس از این‌فرمان مصدق بود که آیزنهاور رئیس‌جمهور وقت آمریکا طرح کودتا علیه دولت مصدق را تصویب کرد و کرومیت روزولت مامور اجرای این کودتا شد. طرح مورد اشاره هم به اطلاع شاه و تصویب او رسید.

کرومیت روزولت فرزند تئودور روزولت رئیس جمهور سابق آمریکا که مامور اجرای طرح کودتا با نام «عملیات آژاکس»‌ بود، این‌گونه روایت کرده است: «با اجرا شدن این طرح موفقیت‌آمیز در ایران که تحت نام آژاکس پیاده شد، جان فاستردالس وزیر خارجه دولت آیزنهاور آن‌قدر خشنود شد که در نظر داشت مشابه کودتای ایران را در کنگو، گواتمالا و اندونزی هم تجربه کند و در مصر رژیم سرهنگ جمال عبدالناصر را ساقط کند.»

مصدق فرمان شاه را پاره می‌کند

اولین قدم برای اجرای عملیات آژاکس یا کودتای ۲۸ مرداد،‌ ربودن سرتیپ افشارطوس رئیس شهربانی دولت مصدق بود که شب ۲۱ آوریل ۱۹۵۳ یعنی اول اردیبهشت ۱۳۳۲ انجام شد. افشارطوس توسط گروهی ربوده و کشته شد و جنازه‌اش صبح روز ۱۶ اردیبهشت در منطقه لشگرک تهران پیدا شد. ۲۲ مرداد ۱۳۳۲ بود که شاه فرمان عزل مصدق را همراه فرمان نخست‌وزیری سپهبد فضل‌الله زاهدی صادر کرد. این فرمان شامگاه ۲۵ مرداد توسط سرهنگ نعمت‌الله نصیری فرمانده وقت گارد سلطنتی به مصدق ابلاغ شد. او با ۴ کامیون سرباز، یک زره‌پوش و یک جیپ ارتشی به خانه مصدق رفت. اما مصدق فرمان شاه را پاره کرده و دستور توقیف نصیری را صادر کرد.

درخواست سفیر ایران در عراق: محمدرضا را تحویل دهید!

محمدرضا پهلوی که از موفقیت کودتای آمریکایی آژاکس مطمئن نبود، همراه همسرش ثریا با هواپیما به رامسر رفته و با تعویض هواپیما به بغداد رفت. او فرار خود را به اطلاع ملک فیصل پادشاه عراق رساند و فیصل نیز وزیر خارجه خود را به استقبال فرستاد. سفیر ایران در بغداد که از دوستداران مصدق بود، جای استقبال از شاه از مقامات عراقی خواست شاه و ثریا را به ایران تحویل دهند. محمدرضا هم به دلیل آگاهی از این‌درخواست سفیر ایران، با هواپیما به ایتالیا پرواز کرد و مدتی را به همراه همسرش در خیابان‌های رم پرسه‌زد تا آمریکایی‌ها اوضاع را بر وفق مراد تنظیم کرده و تحویل دهند. 

مردم پس از اطلاع از فرار شاه، به نفع مصدق به خیابان‌ها ریخته و او نیز فرمان بازداشت ابوالقاسم امینی کفیل وزارت دربار، بهبودی رئیس کاخ‌های سلطنتی و مرموزترین چهره دربار یعنی ارنست پرون سوئیسی را صادر کرد. مصدق همچنین فرمان خلع سلاح گارد سلطنتی، سرتیپ کیهان، سرتیپ فرزانه به عنوان سرپرست کاخ‌های سلطنتی و چند تن دیگر را هم در دستگاه سلطنت شاه صادر کرد.

اینگه بیهان می‌گوید در آن‌زمان در تهران شایع شده بود مصدق به زودی فرمان انحلال رژیم سلطنتی و فرمان موجودیت رژیم جمهوری را صادر می‌کند. در این‌شایعات گفته می‌شد که مصدق به عنوان اولین‌رئیس‌جمهوری ایران انتخاب می‌شود. این، دومین‌بار بود که ایران در آستانه تشکیل حکومت جمهوری قرار می‌گرفت اما آمریکا با دخالت در امور داخلی این‌کشور، مانع از بروز این‌اتفاق شد. 

دولت مصدق در خواب تشکیل جمهوری بود که آمریکا کودتا کرد

پیش از کودتای ۲۸ مرداد، یک‌کودتای کوچک در ۱۶ اوت اجرا شد که به دلیل عدم توفیقش، مردم به خیابان‌ها ریخته و علیه شاه شعار دادند. در آن تظاهرات، مجسمه‌های محمدرضا و رضاخان در بهارستان و میدان مخبرالدوله تهران به زیر کشیده شدند. در شرایطی که به تعبیر اینگه بیهان، دولت مصدق در خواب تشکیل جمهوری بود، کودتای ۲۸ مرداد یا ۱۹ اوت، هرلحظه بیشتر شکل می‌گرفت. به این ترتیب عوامل کودتا در پست‌ها و مسئولیت‌های خود قرار گرفته و آماده عمل شدند. صبح روز ۱۹ اوت بود که عوامل کودتا، عملیات آژاکس را کلید زده و تهران و ساختمان رادیو را تصرف کردند.

اینگه بیهان به جز مقامات نظامی و قرائت فرمان نخست‌وزیری زاهدی از رادیو، از شعبان بی‌مخ و دار و دسته‌اش، ملکه اعتضادی و جمعی از فواحش شهر نو، به عنوان عناصر حمله به خانه مصدق و چهارراه حشمت‌الدوله نام برده است.

اولین‌فرار شاه از ایران، بیش از ۳ روز طول نکشید و پس از پیروزی کودتا، زاهدی با ارسال تلگرافی، از امن بودن فضا و برطرف شدن خطر مصدق خبر داد.

دغدغه شاه حصول اطمینان از حمایت آمریکا بود

کرومیت روزولت عامل آمریکایی کودتای آژاکس یا ۲۸ مرداد درباره پیروزی کودتا این‌گونه روایت کرده است:

«این اقدام مهم با سرعت و به موقع‌، با سازمان دادن نیروهای مخالف مصدق و در محیطی فوق‌العاده تهدیدآمیز انجام گرفت... اجرای کودتا از نظر سیا یک امر حیاتی بود. چون عوامل دیگری هم نظیر ایرانیان طرفدار شاه و انگلیس‌ها نیز با فکر کودتا بازی می‌کردند. با این تفاوت که ایرانی‌ها سازمان‌نیافته بودند و انگلیسی‌ها هم به دلیل آن‌که مصدق آن‌ها را از ایران بیرون کرده بود شانس زیادی نداشتند... برای زمان‌بندی و سازمان‌دادن کودتا، من اواخر زمستان مخفیانه وارد ایران شدم. ژوئیه همان سال یعنی در سفر اخیر، به اتفاق یکی از دوستان،‌ با یک اتومبیل آمریکایی و با اسم مستعار لاگریج از طریق بغداد به ایران مراجعت کردم.

در تهران به خانه‌ای واقع در ناحیه کوهستانی شهر (احتمالا شمیران) ورود کردم و در آنجا سرگرم رتق و فتق امور در ارتباط با کودتا شدم. من با خود یک میلیون دلار آورده بودم. کمتر از ۷۵۰۰۰ دلار آن را برای راه انداختن تظاهرات خرج کردیم و باقی‌مانده را به سفارت آمریکا سپردیم. چندی بعد امانتی را از سفارت باز پس گرفته، کلا به اختیار شخص شاه گذاشتیم. ۷۵۰۰۰ دلار هزینه تظاهرات به شبکه‌ای شامل سه‌نفر آمریکایی و پنج نفر ایرانی تحویل داده شد. ایرانیان در راس شبکه شاخه‌وار با صد نفر دیگر ارتباط داشتند. آنها پول را به توسط گروهی که قبلا تشکیل یافته بودند میان مردم تقسیم کردند. در آن گیرودار، از هویت حقیقی من تنها سه نفر باخبر بودند. یکی از آنها خود شاه بود. من به ملاقات او رفتم و پیشنهاد دادم مصدق را عزل کند و سرلشگر فضل‌الله زاهدی را به نخست‌وزیری منصوب نماید.

شاه با مسرت پیشنهادم را قبول کرد. فقط خواست اطمینان حاصل کند که از حمایت آمریکا برخوردار است، زیرا با توجه به احترام و پذیرایی شاهانه‌ای که ترومن و دین آچسن (رئیس جمهور و وزیر خارجه وقت آمریکا) در آمریکا از مصدق به عمل آورده بودند، از آن بیم داشت که مبادا سیاست آمریکا ناگاه تغییر کند و حمایت از مصدق، جایگزین حمایت از او بشود. من اطمینان‌های لازم را به او دادم. بعد سرگرم تدارکات شدیم. طرح کودتا کاملا محرمانه تنظیم شد. سوای چند افسر مورد اعتماد، شخص دیگری از آن اطلاع نداشت. صلاح دیده بودیم لوی هندرسن سفیر آمریکا در ایران، در اثنای کودتا از تهران دور بماند. بعد از رفتن هندرسن من به نهانگاهی که در ناحیه کوهستانی تهران داشتم رفتم و از آنجا با افسران شاه‌دوست تماس برقرار کردم. دو هفته بعد از ورود من به ایران، برابر نقشه، شاه مصدق را معزول و زاهدی را نخست‌وزیر کرد. اما مصدق حاضر نشد کناره‌گیری کند و در مقابل شاه و ایادی او جبهه‌گیری کرد.

من که چنین واکنشی را پیش‌بینی کرده بودم، گروهی از افسران شاه‌دوست را در محلی که سیا تعیین کرده بود و در مجاورت سفارت آمریکا قرار داشت مخفی کردم. سپس شاه تهران را ترک کرد. من به او سپرده بودم: - از آنجایی که بعید نیست کودتا به دلایلی یک بار دیگر شکست بخورد، بهتر است شما به بغداد بروید و در آنجا منتظر نتیجه بمانید.»

منبع خبر "تابناک" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.