به گزارش همشهری آنلاین، برآیند تحولات بازار کار ایران در پاییز 1404، نشانهای از کوچکتر شدن بازار کار و افزایش فشار بر نیروی انسانی در سن کار است. در پاییز ۱۴۰۴ نرخ بیکاری جمعیت در سن کار (افراد ۱۵ ساله و بیشتر) به ۷.۸ درصد رسیده است؛ به این معنا که ۷.۸ درصد از جمعیت فعال (شاغل و بیکار) در جستوجوی کار بودهاند.
این شاخص نسبت به پاییز ۱۴۰۳ به میزان ۰.۶ درصد افزایش یافته است. افزایش بیکاری در شرایطی رخ داده که همزمان نرخ مشارکت اقتصادی نیز کاهش یافته است؛ موضوعی که معنای آن فراتر از یک نوسان آماری ساده است.

نمای پاییزی بازار کار
طبق اطلاعات رسمی مرکز آمار ایران، در پاییز امسال از مجموع جمعیت ۸۶ میلیون نفری ایران، ۶۶ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر در سن کار (۱۵ ساله و بیشتر) قرار گرفتهاند که ۸۱۵ هزار نفر بیشتر از پاییز سال قبل است.
از کل جمعیت در سن کار، ۲۶ میلیون و ۹۵۰ هزار نفر معادل ۴۰.۷ درصد، تمایل به فعالیت اقتصادی داشته و وارد بازار کار شدهاند که این تعداد فقط ۱۴ هزار و ۸۶۰ نفر بیشتر از پاییز سال قبل است. به بیانی دیگر، معادل ۸۰۰ هزار و ۳۳۲ نفر از جمعیتی که به سن کار اضافه شدهاند تمایلی برای مشارکت اقتصادی نداشتهاند.
بر اساس آمار، از کل جمعیتی که تمایل به فعالیت اقتصادی داشتهاند، حدود ۲۴ میلیون و ۸۵۷ هزار نفر شاغل شدهاند. این رقم ۱۲۶ هزار و ۸۱۸ نفر کمتر از پاییز سال قبل است. در مقابل، ۲ میلیون و ۹۳ هزار نفر در جرگه بیکاران قرار گرفتهاند که حدود ۱۴۲ هزار نفر بیش از پاییز سال قبل است.

خروج جمعیت از بازار کار
در پاییز ۱۴۰۴، فقط ۴۰.۷ درصد جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر از نظر اقتصادی فعال بودهاند؛ یعنی یا شاغل بودهاند یا در جستوجوی کار قرار داشتهاند. این نرخ نسبت به فصل مشابه سال قبل ۰.۵ درصد کاهش یافته است. کاهش نرخ مشارکت معمولاً به این معناست که بخشی از جمعیت در سن کار، حتی از جستوجوی شغل نیز منصرف شدهاند.
این برداشت زمانی تقویت میشود که بدانیم جمعیت شاغلان ۱۵ ساله و بیشتر در پاییز امسال ۲۴ میلیون و ۸۵۷ هزار نفر بوده؛ رقمی که نسبت به پاییز ۱۴۰۳ حدود ۱۲۷ هزار نفر کاهش داشته است. همزمان، جمعیت غیرفعال اقتصادی به ۳۹ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر رسیده که نسبت به سال قبل تقریباً ۸۰۰ هزار نفر افزایش یافته است.
رشد جمعیت غیرفعال در کنار کاهش مشارکت و افت اشتغال، نشان میدهد بازار کار نهتنها فرصتهای جدید خلق نکرده، بلکه بخشی از نیروی بالقوه را نیز از چرخه فعالیت خارج کرده است.
فشار مضاعف بر جوانان
شدت این تحولات در میان جوانان بیشتر است. نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله در فصل پاییز به ۲۱.۵ درصد رسیده است؛ یعنی بیش از یکپنجم فعالان این گروه سنی بیکار بودهاند. این نرخ نسبت به پاییز سال قبل ۱.۳ درصد افزایش یافته است.
در گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ سال نیز نرخ بیکاری به ۱۵.۹ درصد رسیده که نسبت به پاییز سال قبل ۱.۶ درصد افزایش نشان میدهد. افزایش بیکاری در این گروه سنی که عمده نیروی مولد و تحصیلکرده کشور را تشکیل میدهد، میتواند پیامدهای مستقیمی بر ازدواج، فرزندآوری، مهاجرت و حتی سرمایه اجتماعی داشته باشد.
خدمات پیشتاز بازار کار
ترکیب اشتغال در پاییز ۱۴۰۴ تغییر معناداری را نشان نمیدهد و مانند همه دورههای قبلی، بخش خدمات پیشتاز است و بخشهای صنعت و کشاورزی در رتبههای بعدی هستند. در پاییز امسال، بخش خدمات با ۵۳.۲ درصد بیشترین سهم اشتغال را در اختیار داشته است. پس از آن، بخش صنعت با ۳۳.۲ درصد و کشاورزی با ۱۳.۶ درصد قرار دارند.
غلبه بخش خدمات در شرایطی که صنعت و کشاورزی سهم کمتری دارند، نشان میدهد بخشهای مولد اقتصاد همچنان با محدودیت در جذب نیروی کار روبهرو هستند. این ساختار میتواند به افزایش اشتغالهای کمثبات و کمبازده در حوزه خدمات منجر شود؛ بهویژه در مشاغل خرد و غیررسمی.
اشتغال ناقص و اضافهکاری؛ دو سوی یک واقعیت
بررسی وضعیت ساعات کار تصویر متناقضی از کیفیت اشتغال ارائه میدهد. در پاییز امسال، حدود ۷.۹ درصد شاغلان ۱۵ ساله و بیشتر به دلایل اقتصادی کمتر از ۴۴ ساعت در هفته کار کرده و آماده انجام کار اضافی بودهاند؛ وضعیتی که از آن بهعنوان اشتغال ناقص یاد میشود.
در مقابل، ۳۷.۹ درصد از شاغلان بیش از ۴۹ ساعت در هفته کار کردهاند. این دوگانه نشان میدهد بخشی از نیروی کار با کمبود ساعت کار و درآمد مواجه است و بخش دیگر با فشار کاری بالا روبهروست؛ نشانهای از نبود تعادل در توزیع فرصتهای شغلی و کیفیت اشتغال.
فشارهای معیشتی و متناسب نبودن دستمزد با هزینه معیشت، یکی از عواملی است که میتواند عامل تناقض جدی در اشتغال ناقص و اضافه کاری بالا باشد. در حقیقت، آمارها می گویند ۳۷.۹ درصد از شاغلان کشور بیش از ساعت موظفی خود در هر هفته کار میکنند تا قادر به تأمین هزینه معیشت خود باشند.
بازار کار در نقطه حساس
برآیند دادههای پاییز ۱۴۰۴ نشان میدهد بازار کار کشور در نقطهای حساس قرار گرفته است. افزایش همزمان نرخ بیکاری و کاهش مشارکت اقتصادی، افت تعداد شاغلان و رشد جمعیت غیرفعال، در کنار تشدید بیکاری جوانان، همگی از نیاز به بازنگری جدی در سیاستهای اشتغال حکایت دارد.
اگرچه نرخ بیکاری ۷.۸ درصدی در ظاهر تکرقمی است، اما افزایش آن در کنار خروج بخشی از جمعیت از بازار کار، نشان میدهد که چالش اصلی بازار، نه فقط ایجاد شغل، بلکه بازگرداندن اعتماد و انگیزه به نیروی کار و ارتقای کیفیت فرصتهای شغلی است.
این وضعیت، در چند فصل متوالی ادامه داشته و بدون اصلاح آن ممکن است بازار کار در فصول آینده با روندهای نگرانکننده جدیتری روبهرو شود.













