همشهری آنلاین- سحر جعفریانعصر: بیش از ۵۰۰ هکتار نرگسزار پای رشته کوههای زاگرس که بوی مطبوع و نَمدارشان از مه صبحگاهی تا قله همان کوهها بالا میرود. اینجا پایتخت نرگس ایران است که ردیف به ردیف، بذرهای گونههای بومی نرگس «شهلا» و «پُر پَر» گل داده و ساقههای تُردشان قد کشیدهاند. گونههایی که نوبرانههایشان در دی، بهمن و اسفند برداشت میشوند، هر سال به قرار آیین قدیمی اهدای ۸ هزار شاخه گل نرگس به آستان قدس رضوی، زائر میشوند و میروند تا ضریح و صحنهای حرم امامرضا (ع).
باقیشان نیز روانه بازارهای دور و نزدیک از تهران تا عراق و اماراتمتحدهعربی میشوند؛ بستههای ۵۰ تا ۱۰۰ شاخهای با نرخ ۶۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومان. تعدادی هم سر از بساط گلفروش سرچهارراه و روی مزار عزیزی درمیآورند. شاید گاهی کمآبی، نرگسها را از باروری بیندازد یا از قد و پَرشان بگیرد اما اهدا و نذر گل سنتیست پابرجا که درسایه آن، برگزاری جشنوارههای سالانه و ملی گل نرگس، اجرای رویدادهای فرهنگی و تورهای گردشگری رونقی روزافزون دارد. اینها را عبدالحسن تجلی، ۶۴ ساله و از قدیمیترین نرگسکاران بهبهان میگوید که بیش از ۴۰ سال است نوبت نرگسچینی، وضو میگیرد و پابهپای کارگران فصلی، نرگسهای زائر را برمیگزیند.

نرگس به بهبهان، گل کرد
نرگسان استان خوزستان، شهرستان بهبهان از دشتهای پاییندست ارجان تا بلندیهای شهر خاییز، همه بومیاند و مست و رعنا. گلهایی با گلبرگهای سپید که به دور برگهای کوچکتر و زردرنگ حلقه زدهاند. خوشبویند و خود رو. ناز و نیاز چندانی ندارند. همین که خاک باشد و آفتاب و باران، ریشه میدوانند و ساقه به ساقه هم، تکثیر میشوند. بهبهان، وطنشان است و هزاران هزار سال است سایهنشین نخلستانهایش هستند؛ به گواه تاریخ بیش از ۵ هزار سال. رامین قلیزاده، پژوهشگر محیطزیست و ساکن بهبهان در این باره میگوید: «اوایل دهه ۶۰ حوالی شهر باستانی ارجان، حین حفاری به منظور ساخت سد مارون، مقبرهای تاریخی کشف شد. مقبره کیدین هوترانِ مومیاییشده، پادشاه ایلامی که زیورآلاتی به نقش و نشان گل نرگس در آن، بسیار بود.» نرگسهای بهبهان، همه از گونه «شهلا» و «پُر پَر» هستند؛ گونههایی معطر و مقاومتر از باقی نرگسها که در نرگسزار عبدالحسن تجلی و دیگر زمینداران نرگس (۱۸۰ تا ۲۰۰ زمیندار) نیز فراوانند.
خاطرخواه نرگس و عاشقِ امامرضا (ع)
اینجا، همه عاشق نرگسند و امام رضا(ع). از سر همین عشق و عاشقیست که بیش از ۸۰ درصد از کل جمعیت بهبهان، شغل و معاش خود را به کاشت، کشت و مشتقاتگیری از گل نرگس گره زده و هر سال نیز نوبرانه کاشته و برداشتههای باغ خود را به زیارت حرم رضوی میفرستند. عبدالحسن را همه میشناسند؛ از کشاورزان ریشسپید و دانشجویان رشتههای کشاورزی تا خادمیاران بخش گلآرایی آستان امام رضا(ع).
۵۰ سال است که نرگس میکارد و میچیند. این از پینه نرم دستانش پیداست. از چرایی و چگونگی آیین اهدای شاخه گلهای نرگس به حرم امامرضا (ع) میگوید: « ۷۰، ۶۰ سال پیش بود که حاجیآقاخادمی، پیشکشی نرگسهای نوبر به حضرت رضا (ع) را رسم کرد...خدا سلامتش نگه دارد، قصه گذر امامرضا (ع) از بخشهای از بهبهان را اول بار ایشان به گوش ما خواندند. قصهای که پدر و پدربزرگها و پدرِ پدربزرگهایمان هم تایید داشتند...»
اهالی بهبهان بر این باور قدیمیاند که رویش نرگسهای اعلاء از برکت قدمهای امام هشتم است. از اینروست که ارادت نرگسکاران هر سال با نرگسها شکوفه میدهد.

گلها نائبالزیاره میشوند
حالا به ۷۰ سال میرسد که نرگسکاران پیر و جوان بهبهانی، برداشت نخست خود را در جعبههای کارتنی، بستهبندی میکنند و میگذارند عقب کامیون و وانتبارهای کاروان نرگسهای زائر. عبدالحسن، سری به ۳۰ کندوی زنبورعسل که انتهای نرگسزارش ردیف کرده، میزند: «سهم آقا محفوظ است؛ چه سرما محصولمان را سوزانده باشد یا کمآبی بیشترشان را خشکانده باشد و چه حتی بازار در نوسان دلار و تورم باشد.» سری هم به اتاقک بستهبندی میزند که ۱۰ کارگر از مجموع ۳۰ کارگر فصلیاش، آنجا در تدارک جدا و سوا کردن نرگسهایند. پوست دست کارگران بستهبندی، چینهای عمیق دارد و ستبر است و پوست صورت کارگران سر زمین هم آفتابسوخته است و سبزه. نرگسها با ساقههای بلند و صاف و گلبرگهای رسیده، یک سوی میز دسته شدهاند و نرگسها با ساقههای کج و گلبرگهای لکدار و آفتزده سوی دیگر پخش هستند. نرگسهای زائر، همیشه از میان شاخههای سالم و به قول عبدالحسن، مجلسی انتخاب میشوند. بوی نرگس، مشام کارگران اتاقک بستهبندی را کور کرده و حالشان را اما خوب. چند کارگر پی دستچینی نرگسهایند و تعدادی دیگر، شاخهها را میشمارند...جعبههای ۱۰۰ تایی و ۵۰ تایی.

نرگس ایرانی یا نرگس هلندی؟
عبدالحسن، احوالی هم از کارگران کارگاه فراوری محصولات گل نرگس میپرسد؛ کارگاههای عسلگیری، روغنگیری و اسانسگیری از شهد و عصاره نرگس. زمین هر ۳ کارگاه از گلبرگهای پرپر شده، سپید است و کشورخانم (همسر عبدالحسن) هم اغلب با جارویی دستی، پی رفت و روبشان است. چادر رنگی را دور کمرش سفت پیچانده: «به خدا صدقهسر برکت نرگسهای پیشکشی به آقاست که لیدر و گردشگر، راهش را به منطقه ما باز شده...وگرنه که زمینهای ما را اینجا، تَه جنوب غربی ایران چه کسی میشناخت!» عبدالحسن پشتبند حرفهای همسرش درمیآید: «آمار بیکاری و مهاجرت به نسبت روستاها و شهرستانها، کم است...هر سال فصل گلچینی که میشود حدود ۵ تا ۶ هزار کارگر مشغول کارند.»
بار نرگسزارها اگر خوب باشد، هر کارگر روزانه ۱۰ هزار شاخه گل میچیند و بستهبندی میکند: «نرگسکاران بهبهانی، فروش شاخهای دارند و نرگسکاران شیرازی، کیلویی میفروشند...در هر حال به نرخ دلار فعلی، نرگس کیلویی ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان قیمت دارد.»
بهبهانیها، نرگس «پُر پَر» یا «شصتپَر» را گلگُنبک میگویند و شیرازیها، گُمپگُلُم؛ گونههایی که یا کارگران نرگسزار و یا خادمیاران حرم به نیت امامرضا (ع) با قیچی میبُرند. هر گروه که به گلچینی آمده باشند، وقت چاشت و ناهار، زیراندازی سر زمین پهن میکنند و در هوایی معطر، لقمه میخورند. لابهلای فرو خوردنهایشان، نگاه به غنچههای وانشده و خواب در بعضی ردیفها میاندازند...غنچههایی که از باران اول پاییز سیراب نشدهاند. هم کارگران گلچین و هم عبدالحسن و باقی نرگسکاران، غصه غنچههای از دست رفته را میخورند و شاید که از ذهنشان چنین میگذرد: «اگر این غنچهها باز و بیدار میشدند سرانه سالانه کشت نرگس از ۶۰ میلیون شاخه به ۸۰ میلیون شاخه میرسید...سرانه تولید و برداشت نرگس ایرانی که بالا برود میتوانستیم حقمان را از نرگسهای هلندی بگیریم...»













