یادداشت مهمان؛ حسین رجائی: جوان که بودم باور داستانهای تاریخی برایم قدری سخت بود. با خود میگفتم مگر میشود بنیاسرائیل به محض عبور از نیل از پیامبرشان تقاضای بتپرستی کنند؟ یا به محض رهسپاری موسی(ع) به مقیات، گوسالهپرستی پیشه سازند!؟ میگفتم مگر میشود به محض رحلت پیامبر اسلام (ص) نزدیکترین یارانش برای غصب حکومت کودتا کنند یا تنها ۶۰ سال پس از بعثت او که لرزه بر امپراتوریهای روم و ایران انداخت، نوهاش را روی خاکهای گرم کربلا سر ببرند!؟
امروز باور همه آن وقایع تاریخی برایم آسان است، چون همان جهل و تاریکیها را در عصر بهاصطلاح دانش و فناوری به چشم خود دیدهام! دیدم حکومت فاسد و ظالمی را که ملت ما با تحمل رنج و مشقتهای فراوان از این کشور بیرون انداختند، چگونه بعد از ۵۰ سال عدهای تطهیر و تقدیس میکنند!
دیدم که دستگاه تبلیغاتی دشمن چگونه میتواند آن دوران فقر و فساد و فلاکت را هم به عنوان اوج پیشرفت و شکوه ملی تصویر کند و هم آن مردم بهاصطلاح مرفه!! را گدای آب و برق مجانی! دیدم که دستگاه تبلیغاتی آمریکا و انگلیس چگونه میتواند انقلاب مردمی ۵۷ را کودتایی آمریکایی و انگلیسی معرفی کند و شورش کنونی مزدوران و نفوذیهای خود را انقلابی مردمی!
برایم سخت بود باور کنم جانباز جنگ صفین (شمرابنذیالجوشن) به قاتل فرزند علی (ع) تبدیل شود، ولی امروز به چشم خود میبینم چگونه برخی که عمری محرمها زیر پرچم امام حسین (ع) سینه زدهاند به زیر پرچم شمر و یزیدهای زمان (نتانیاهو و ترامپ) کوچ کردهاند! به چشم دیدم چگونه رفقا و حامیان دیروز صدام بعثی و داعش حرامی (آمریکا، انگلیس، فرانسه، منافقین و ...) امروز برای برخی در حکم ناجی ملت ایران شدهاند!
روزگاری باور کارگر افتادن حیلههای عمروعاص برایم سخت بود. باور اینکه حتی بتواند قاتل عمار یاسر را علی (ع) معرفی کند ولی امروز میبینم چگونه برای برخی جاهلان سادهباور مثل آب خوردن جای جلاد و شهید را عوض میکنند!
با چشم خود در این دو دهه دیدم که چگونه اصحاب فتنه ۸۸، انتخاباتی را که میتوانست قدرت ملی ما را جهش دهد با دروغ تقلب ۱۱ میلیونی به یک فاجعه ملی تبدیل کرده و تخم شکاف و نفاق را برای سالهای طولانی در دل این سرزمین کاشتند.
دیدم چگونه دموکراسی ما را به مردم جهان دیکتاتوری معرفی کرده و به رئیسجمهور وقت آمریکا که آماده بود تحریمها را کاهش دهد، آدرس تشدید فشارهای تحریمی را دادند. دیدم چهار سال بعد که حسن روحانی تنها با اختلاف ۲۵۰ هزار رأی رئیسجمهور شد و حکومت به احترام رأی مردم به توافق با آمریکا تن داد، به جای توبه از دروغهای خود، نرمش قهرمانانه را به تمسخر گرفته و جمهوری اسلامی را ببر کاغذی خواندند که با افزایش فشار راحتتر تسلیم میشود.
با همین حیلهها و دروغها، آمریکاییها را مجدداً ترغیب کردند که زیر توافق زده و فشار را دوباره افزایش دهند ولی این بدعهدی آشکار آمریکا را هم با بهانههای مسخره و بنیاسرائیلی مثل نوشتن شعار روی موشک یا دست ندادن با ترامپ به نام جمهوری اسلامی فاکتور کردند.
حالا این روزها که فشار اقتصادی مردم را به ستوه آورده، همینها که پایهگذار اشرافیت و فساد اقتصادی در این مملکت بودند و با پول این ملت در آمریکا و کانادا برای خودشان امپراتوری رفاه ساختند، برای مردم ایران اشک تمساح میریزند و دوباره به ترامپ احمق برای حمله به کشورمان آدرس غلط میدهند. غافل از آنکه جمهوری اسلامی آن ببر کاغذی که میگفتند نبود. اینجا سرزمین شهداست، گرچه به احترام رأی مردم در برابر دشمن نرمش قهرمانانه نشان میدهد اما برای حراست از عزت و استقلال همان مردم، تهدید ناوها و جنگنده را فقط با سیلی قهرمانانه پاسخ میدهد.













