دیگر همه نمی‌توانند دبی باشند | جنگ ایران چطور رویای مشترک اعراب خلیج فارس را شکست؟

همشهری آنلاین یکشنبه 07 تیر 1405 - 17:31
پس از جنگ ایران و آمریکا-اسرائیل، 3 چالش رو در روی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس قرار گرفته است. جغرافیا، پول و اعتماد تعیین خواهند کرد چه کسانی احیا می‌شوند و چه کسانی درجا می‌زنند.

همشهری آنلاین - گروه سیاسی: سال‌ها قبل محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه پیشین ایران بارها در مناسبات با کشورهای حاشیه خلیج فارس گفته بود «امنیت قابل خریدن نیست. امنیت باید درونزا باشد و از درون منطقه سرچشمه داشته باشد.» جنگ ایران و آمریکا-اسرائیل اگرچه زیرساخت‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس را ویران نکرد، اما یکی از مهمترین بنیان‌های نظم منطقه‌ای را زیر سوال برد؛ این فرض که پول نفت، جغرافیا و چتر امنیتی آمریکا برای تضمین ثبات و رفاه کافی است. اکنون کشورهای عربی خلیج فارس خود را در برابر واقعیتی جدید می‌بینند؛ واقعیتی که در آن نه اعتماد گذشته به واشنگتن باقی مانده و نه اجماع منطقه‌ای درباره نحوه مواجهه با ایران وجود دارد.

متن کامل گزارش اکونومیست را می‌خوانید:

ژانویه (دی‌ماه ۱۴۰۴) اکنون متعلق به گذشته‌ای دور به نظر می‌رسد. در گردهمایی بانکداران در دبی، بحث اصلی این بود که آیا بازار داغ و پررونق املاک این شهر در آستانه اصلاح قیمت قرار دارد یا نه. در یک کنفرانس فناوری در دوحه پایتخت قطر، تقریبا همه می‌خواستند درباره هوش مصنوعی گفت‌وگو کنند. جنگ از پیش سایه خود را بر خاورمیانه انداخته بود، اما کمتر کسی باور داشت که شعله‌های آن به کشورهای حوزه خلیج فارس برسد.

برای شورای همکاری خلیج فارس، ماه‌های بعدی بزرگترین شوک از سال ۱۹۹۰ به این سو بود؛ زمانی که صدام حسین کویت را اشغال کرد. شاید این مقایسه در نگاه نخست اغراق‌آمیز به نظر برسد. نخستین جنگ خلیج فارس صدها غیرنظامی کویتی را به کام مرگ کشاند و با به آتش کشیده شدن چاه‌های نفت توسط ارتش عراق، یک فاجعه زیست‌محیطی به بار آورد. در مقابل، پیامدهای جنگ اخیر کمتر به چشم می‌آید.

به گزارش اکونومیست، هزاران حمله موشکی و پهپادی ایران ده‌ها میلیارد دلار خسارت بر جای گذاشت، اما خوشبختانه تلفات انسانی محدودی داشت. هرچند تنگه هرمز نزدیک به ۴ ماه بسته بود، ساکنان کشورهای خلیج فارس با کمبود جدی کالا مواجه نشدند. این جنگ از آن دست جنگ‌های عجیب بود که حتی در بحبوحه محاصره نیز همچنان می‌شد صدف خوراکی وارداتی (نماد کالای لوکس) تهیه کرد.

با این حال، از برخی جهات شوک ناشی از این جنگ حتی از جنگ ۱۹۹۰ نیز بزرگ‌تر بود. در آن زمان، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس صرفا «پمپ بنزین جهان» محسوب می‌شدند. امروز اما این منطقه در حوزه‌هایی مانند مالی، لجستیک و سرمایه‌گذاری جهانی به بازیگری بزرگ تبدیل شده است؛ منطقه‌ای که برخی از بزرگترین صندوق‌های ثروت ملی و شرکت‌های هواپیمایی جهان را در خود جای داده است.

شرایط ویرانگرتر می‌شود؟

ارزش اقتصادهای این کشورها به ۲.۳ تریلیون دلار می‌رسد؛ رقمی معادل بیش از ۲ درصد تولید ناخالص داخلی جهان. این منطقه برای میلیون‌ها مهاجر خارجی به پناهگاهی امن و مرفه در میان منطقه‌ای پرآشوب تبدیل شده بود. اکنون اما تردیدهایی جدی درباره دوام این مدل شکل گرفته است.

آنچه در ادامه رخ خواهد داد، تا حد زیادی به مذاکرات میان آمریکا و ایران بستگی دارد. اگر دونالد ترامپ موفق شود به توافقی پایدار با ایران دست یابد که به دهه‌ها رویارویی میان ۲ کشور پایان دهد، شاید شوک واردشده به کشورهای خلیج فارس به سرعت فروکش کند. اما اگر درگیری‌ها از سر گرفته شود، دور بعدی احتمالا ویرانگرتر خواهد بود.

مقام‌های منطقه به طور کلی انتظار ازسرگیری جنگ را ندارند، اما در عین حال به صلحی پایدار نیز خوش‌بین نیستند. به همین دلیل، آنها باید برای آینده قابل پیش‌بینی با سطح بالاتری از ریسک زندگی کنند.

این وضعیت ۳ چالش اصلی را پیش روی کشورهای خلیج فارس قرار می‌دهد:

۱- بازسازی اعتماد و اطمینان سرمایه‌گذاران و ساکنان

۲- بازنگری در برنامه‌های بلندپروازانه تنوع‌بخشی به اقتصادهای نفتی که برای چنین سطحی از ریسک طراحی نشده بودند

۳- مدیریت شرایط پیچیده ژئوپلیتیک در حالی که این کشورها نه به آمریکا، متحد سنتی خود، اعتماد کامل دارند و نه به یکدیگر.

هرچند کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تجربه‌ای مشترک از این جنگ داشتند، اما پیامدهای آن برای همه آنها یکسان نخواهد بود.

دبی، تاثیرناپذیرتر

در نگاه نخست، شاید به نظر برسد امارات متحده عربی بیشترین ضربه را از نظر اعتماد و اطمینان عمومی متحمل شده است. این فدراسیون ۷ عضوی، از جمله شهر دبی، بیش از ۲ هزار و ۸۰۰ بار هدف حمله قرار گرفت؛ تقریبا به اندازه مجموع حملاتی که سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس تجربه کردند. روابط نزدیک این کشور با اسرائیل و مواضع تندروانه رهبران آن نیز ظاهرا باعث شده است امارات برای مدت طولانی در صدر فهرست اهداف ایران در منطقه باقی بماند.

با این حال، بسیاری از مهاجران ساکن دبی نسبت به جنگ و آینده دیدگاهی نسبتا آرام و خوش‌بینانه دارند. منتقدان ممکن است این خوش‌بینی را ناشی از فضای محدودکننده داخلی بدانند؛ چرا که امارات افرادی را که اخبار حملات ایران را در پیام‌رسان‌ها منتشر می‌کردند بازداشت کرده بود.

اینکه در طول جنگ چه تعداد از ساکنان دبی این شهر را ترک کردند، به یکی از موضوعات ثابت محافل و مهمانی‌ها تبدیل شده است. از آنجا که دبی آمار دقیق جمعیتی منتشر نمی‌کند، پاسخ روشنی برای این سوال وجود ندارد. با این حال، شواهد غیررسمی نشان می‌دهد شمار زیادی از متخصصان و نیروهای حرفه‌ای در شهر باقی ماندند؛ موضوعی که از ترافیک بزرگراه‌ها و شلوغی مراکز خرید قابل مشاهده بود.

دبی دیگر مانند دهه‌های گذشته شهری کاملا موقتی و گذرا نیست. بسیاری از کسانی که شهر را ترک کردند احتمالا انتخاب چندانی نداشتند، زیرا هتل‌ها و شرکت‌های وابسته به گردشگری هزاران نفر از کارکنان خود را اخراج کردند.

اعتماد کمتر، ذخایر کمتر

گردشگری که حدود ۱۲ درصد تولید ناخالص داخلی امارات را تشکیل می‌دهد، نخستین شاخص برای سنجش بازگشت اعتماد خواهد بود. تابستان همواره فصل کم‌رونقی برای گردشگری است، اما بسیاری از شرکت‌ها انتظار دارند با کاهش گرمای شدید هوا، بازار به سرعت احیا شود.

با این حال، این احیا احتمالا نامتوازن خواهد بود. یکی از مدیران بازاریابی می‌گوید: «روس‌ها و هندی‌ها به ما گفته‌اند تقریبا بلافاصله آماده بازگشت هستند. اما بریتانیایی‌ها؟ احتمالا تا پایان سال ۲۰۲۷ خبری از آنها نخواهد بود.»

امارات از این مزیت برخوردار است که منابع مالی قابل توجهی در اختیار دارد. پیش از جنگ، قیمت سربه‌سر نفت برای این کشور تنها ۵۰ دلار در هر بشکه بود؛ رقمی بسیار کمتر از بسیاری از همسایگانش. دبی نیز تاکنون بسته‌های حمایتی معادل ۲.۵ میلیارد درهم، حدود ۶۸۰ میلیون دلار یا ۰.۵ درصد تولید ناخالص داخلی، برای دوران جنگ اختصاص داده است. همچنین برخی مالیات‌های مربوط به اقامت در هتل‌ها و صورت‌حساب رستوران‌ها به حالت تعلیق درآمده است.

دولت بحرین مقروض می‌شود

اما بازگرداندن اعتماد در کشورهای کوچک‌تر حوزه خلیج فارس دشوارتر خواهد بود؛ به ویژه در بحرین. بحرین پیش از آغاز جنگ با نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی ۱۴۶ درصدی وارد بحران شد؛ یکی از بالاترین نرخ‌ها در جهان. ذخایر ارزی این کشور نیز تنها برای کمتر از ۲ ماه واردات کافی بود.

به این مشکلات باید تنش‌های دیرینه میان خاندان حاکم سنی و اکثریت شیعه کشور را نیز افزود؛ اکثریتی که سال‌هاست از تبعیض شکایت دارد و بسیاری از این شکایات نیز پایه واقعی دارد.

جنگ هر ۲ مشکل را تشدید کرد. اگرچه نفت تنها ۱۴ درصد تولید ناخالص داخلی بحرین را تشکیل می‌دهد، اما حدود نیمی از درآمد دولت از این بخش تامین می‌شود و این کشور از ماه مارس تقریبا هیچ صادرات نفتی نداشته است.

امارات در ماه آوریل یک خط مبادله ارزی ۵ میلیارد دلاری در اختیار بانک مرکزی بحرین قرار داد و به نظر می‌رسد کمک‌های بیشتری نیز در راه باشد. حمایت کشورهای خلیج فارس تاکنون مانع از کاهش رتبه اعتباری بحرین شده است؛ هرچند بدهی این کشور پیش از جنگ نیز در طبقه اوراق پرریسک یا اصطلاحا «بنجل» قرار داشت.

اوراق قرضه یک میلیارد دلاری بحرین که در اوایل همین ماه منتشر شد، با استقبال بالای سرمایه‌گذاران مواجه شد، اما این اقدام در عمل بار بدهی کشور را سنگین‌تر می‌کند. بحرین برای جدیدترین اوراق خود بیش از ۷ درصد سود پرداخت می‌کند؛ رقمی که یک واحد درصد بیشتر از اوراق منتشرشده پیش از جنگ است.

در همین حال، در طول جنگ شنیدن ابراز همدلی برخی بحرینی‌ها با ایران چندان غیرمعمول نبود؛ حتی در شرایطی که حکومت ایران کشور آنها را هدف حملات قرار داده بود و برخی مقام‌های ایرانی از ایده الحاق بحرین سخن می‌گفتند.

بخش گردشگری بحرین سال‌هاست عملکردی کمتر از انتظار داشته است و ترکیب بی‌ثباتی سیاسی و فشار مالی، جذب گردشگران جدید را دشوارتر خواهد کرد. سایر بخش‌های اقتصادی نیز وضعیت متزلزلی دارند.

بحرین تلاش کرده بود خود را به عنوان مرکز لجستیک شرکت‌هایی معرفی کند که بازار عربستان سعودی را هدف قرار داده‌اند، اما نااطمینانی درباره وضعیت تنگه هرمز این راهبرد را پرریسک‌تر کرده است. برخلاف امارات که قصد توسعه بنادر خود در سواحل شرقی را دارد، بحرین هیچ مسیر جایگزینی برای عبور از تنگه هرمز در اختیار ندارد.

وضعیت بهتر عربستان سعودی

در واقع، یکی از درس‌های مهم این جنگ آن بود که جغرافیا همچنان اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد. عربستان سعودی به دلیل وسعت سرزمینی خود توانست بهتر از بسیاری از همسایگانش از تبعات جنگ عبور کند. شهرهای بزرگ این کشور تا حد زیادی از حملات ایران در امان ماندند و حریم هوایی آن نیز هرگز به طور کامل بسته نشد. برخی شرکت‌ها حتی به صورت موقت بخشی از کارکنان خود را از دبی به ریاض منتقل کردند.

بازار بزرگ داخلی عربستان نیز تا حدی کاهش ورود مسافران خارجی را جبران کرد. افزون بر این، صنعت گردشگری عربستان عمدتا بر زائران مذهبی متکی است؛ بازاری که نسبت به گردشگری تفریحی پایداری بیشتری دارد و کمتر تحت تاثیر تحولات امنیتی قرار می‌گیرد.

با این حال، عربستان پیش از جنگ نیز در حال عقب‌نشینی از برخی بلندپروازانه‌ترین پروژه‌های خود بود؛ به ویژه پروژه نئوم، شهر آینده‌نگری که در شمال غرب کشور در حال ساخت است.

به جای آسمان‌خراش‌های آینه‌ای و پیست‌های اسکی در دل بیابان، عربستان اکنون تلاش می‌کند خود را به عنوان یک مرکز لجستیکی معرفی کند؛ کشوری با بنادر مدرن که می‌تواند کشورهای حوزه خلیج فارس را به دریای سرخ متصل کند. این تغییر مسیر تا حد زیادی منطقی به نظر می‌رسد.

عربستان می‌تواند استدلال مشابهی را درباره هوش مصنوعی نیز مطرح کند. مراکز داده‌ای که در سواحل غربی این کشور ساخته شوند، حدود هزار و ۵۰۰ کیلومتر از ایران فاصله خواهند داشت؛ در حالی که این فاصله برای بسیاری از کشورهای دیگر حوزه خلیج فارس تنها حدود ۲۰۰ کیلومتر است.

با این حال، بنادر و مراکز داده نمی‌توانند همان نوع مهاجران ثروتمند و متخصصانی را جذب کنند که عربستان امیدوار بود از طریق پروژه نئوم به کشور بکشاند. افزون بر آن، چنین پروژه‌هایی فرصت‌های شغلی گسترده‌ای نیز برای شهروندان سعودی ایجاد نخواهند کرد؛ زیرا بسیاری از آنها علاقه‌ای به اشتغال در مشاغلی مانند کار در بنادر و تخلیه و بارگیری کالا ندارند.

آیا همه می‌توانند دبی باشند؟

پیش از جنگ، اغلب کشورهای خلیج فارس امیدوار بودند با الگوبرداری از دبی، اقتصادهای خود را متنوع کنند؛ جذب کارآفرینان ثروتمند، توسعه بخش خدمات و ایجاد اقتصادهایی مبتنی بر گردشگری، مالی و فناوری. اما در خلیج فارسی که اکنون با سطح بالاتری از ریسک روبه‌رو است، شاید دیگر چنین الگویی برای همه کشورها قابل دستیابی نباشد.

یکی از دیپلمات‌های اروپایی در این باره می‌گوید: «جنگ مدل دبی را از بین نبرده است، اما ممکن است این تصور را نابود کند که همه کشورهای خلیج فارس می‌توانند به دبی تبدیل شوند.» قطر پیش از برگزاری جام جهانی ۲۰۲۲، صدها میلیارد دلار برای ساخت خانه، هتل و زیرساخت هزینه کرد. اما این مسابقات، انبوهی از ظرفیت‌های مازاد را برای این کشور به جا گذاشت.

در مقابل، کویت با مشکل معکوس روبه‌رو است. دهه‌ها بن‌بست سیاسی باعث شده این کشور در ساخت زیرساخت‌های جدید و اجرای پروژه‌های بزرگ ناتوان باشد.

تداوم نااطمینانی‌های منطقه‌ای ممکن است هر ۲ کشور را در وضعیت بلاتکلیفی نگه دارد. پیش‌بینی می‌شود اقتصاد هر ۲ کشور در سال جاری با کاهش ۲ رقمی مواجه شود و احتمالا تا سال ۲۰۲۸ نیز به سطح تولید ناخالص داخلی پیش از جنگ بازنگردند.

عمان همواره در میان کشورهای خلیج فارس جایگاهی متفاوت داشته است؛ تولیدکننده‌ای متوسط در حوزه نفت با سیاست خارجی مستقل و غیرمتعارف. این کشور طی ماه‌های اخیر با ابراز همدلی نسبت به ایران و حتی مطرح کردن ایده همکاری با جمهوری اسلامی برای دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز، خشم برخی همسایگان خود را برانگیخت. شاید همین رویکرد عمان را از حملات گسترده ایران مصون نگه داشته باشد، اما این سیاست هزینه‌ها و ریسک‌های خاص خود را نیز به همراه دارد.

شورای همکاری خلیج فارس همواره خود را مجموعه‌ای از کشورهای برادر معرفی کرده است، اما واقعیت این است که این بلوک بارها دچار شکاف‌های عمیق شده است. کمتر از یک دهه پیش، عربستان سعودی، بحرین و امارات متحده عربی برای مجازات قطر به دلیل حمایت از گروه‌های اسلامگرا، این کشور را تحت محاصره قرار دادند.

در همین حال، در واشنگتن برخی جمهوری‌خواهان از اعمال تحریم علیه عمان سخن گفته‌اند و حتی دونالد ترامپ در اظهاراتی عجیب از احتمال بمباران عمان صحبت کرده است.

واقعیت آن است که شورای همکاری خلیج فارس همواره بیش از آنکه یک بلوک سیاسی منسجم باشد، منطقه‌ای برای تجارت و رفت‌وآمد بوده است. جنگ اخیر نیز این فقدان انسجام را آشکارتر کرد؛ به ویژه در حوزه همکاری‌های نظامی.

ایالات متحده سال‌ها از کشورهای خلیج فارس خواسته بود سامانه‌های دفاع هوایی خود را یکپارچه کنند، اما نبود اعتماد متقابل مانع تحقق این هدف شد. کمبود موشک‌های رهگیر نیز در طول جنگ نوعی ذهنیت «هر کس به فکر خود باشد» را در میان اعضای شورا تقویت کرد.

لبخندهای دیپلماتیک و اخم‌های پنهان

اختلافات تنها به حوزه نظامی محدود نمی‌شود و در عرصه دیپلماسی نیز ادامه دارد. قطر نقش مهمی در دستیابی به توافق اولیه میان آمریکا و ایران ایفا کرد؛ توافقی که در ۱۷ ژوئن (۲۸ خرداد ۱۴۰۵) به امضا رسید. در روزهای منتهی به توافق، هر ۶ کشور عضو شورای همکاری از ترامپ خواسته بودند آن را بپذیرد، زیرا جایگزین آن را ادامه جنگ می‌دانستند.

با این حال، بسیاری از مقام‌های این کشورها در محافل خصوصی این توافق را توافقی ضعیف و نامطلوب توصیف می‌کنند.

عربستان اکنون در کنار مصر، ترکیه و پاکستان تلاش می‌کند بر تحولات آینده تاثیر بگذارد، اما مقام‌های سعودی خود نیز اذعان دارند که این ائتلاف موقتی و کم‌نفوذ است و شرکای آن اهرم‌های کافی برای وادار کردن ایران به امتیازدهی ندارند.

در مقابل، امارات تا حد زیادی از رقابت‌های دیپلماتیک فاصله گرفته است. این کشور ایران را دشمنی آشتی‌ناپذیر می‌داند و معتقد است افزایش توان بازدارندگی موثرتر از دیپلماسی خواهد بود.

به همین دلیل، عملا هیچ موضع مشترکی در میان اعضای شورای همکاری درباره ایران وجود ندارد.

بحران اعتماد به آمریکا

همزمان، کشورهای خلیج فارس اعتماد خود را به آمریکا نیز تا حد زیادی از دست داده‌اند. از نگاه آنها، واشنگتن بیش از اندازه غیرقابل پیش‌بینی شده است تا بتوان آن را ضامن امنیت منطقه دانست، اما در عین حال آنقدر بزرگ و قدرتمند است که جایگزینی برای آن وجود ندارد. در نتیجه، همه کشورهای منطقه در جست‌وجوی شرکای جدید و قدرت‌های میانی خواهند بود.

چین ممکن است نقش دیپلماتیک خود را در منطقه گسترش دهد، هرچند تاکنون تمایل چندانی به این کار نشان نداده است.

روابط کشورهای عربی با اسرائیل نیز احتمالا به نتایج انتخابات آینده این کشور وابسته خواهد بود. برخی منابع نزدیک به حکومت سعودی می‌گویند ریاض همچنان نسبت به عادی‌سازی روابط با اسرائیل گشوده است، اما تنها در صورتی که دولت آینده اسرائیل جایگزینی برای چرخه بی‌پایان جنگ ارائه دهد.

قرارداد نانوشته‌ای که فرسوده شده است

برای دهه‌ها، حاکمان کشورهای خلیج فارس نوعی قرارداد نانوشته با شهروندان خود داشتند: از سیاست فاصله بگیرید و در مقابل، ما امنیت و رفاه شما را تضمین خواهیم کرد. اما اکنون درآمدهای نفتی و وعده حمایت نظامی آمریکا دیگر برای تضمین این قرارداد کافی به نظر نمی‌رسد.

جنگ اخیر این توافق نانوشته را از میان نبرده است، اما آن را بیش از هر زمان دیگری فرسوده و آسیب‌پذیر کرده است.

منبع خبر "همشهری آنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.