به گزارش اقتصادنیوز، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، ماههاست که درحال تلاش برای نهایی کردن توافقی میان اسرائیل و لبنان است، توافقی که هدف آن مهار حزبالله و فراهم کردن شرایط برای عقبنشینی اسرائیل از جنوب لبنان است.
با این حال، در هفته گذشته، آینده لبنان ناگهان در توافق جدید میان آمریکا و ایران که با حمایت معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، شکل گرفت، به مرکز توجه ها بازگشت، توافقی که به تهران نقش پررنگی در آینده لبنان میدهد.
آتلانتیک در گزارشی نوشت: نتیجه چنین وضعیتی این است که حالا آمریکا درباره یک کشور واحد، در دو مسیر موازی و متفاوت مذاکره میکند؛ دو مسیری که توسط دو چهره با جهانبینیها و سبکهای کاملا متفاوت هدایت میشود.
مارکو روبیو رویکردی سنتی و نهادی داشته و به گفتوگوهای رسمی دولتها و روندهای دیپلماتیک کلاسیک تکیه میکند.
در مقابل، جی دی ونس دیدگاهی تهاجمیتر و معاملهمحور دارد و در آستانه جنگ با ایران نیز نگرانیهای خود را درباره درگیری ابراز کرده بود.
نکته مهمتر هردوی آن ها از جدیترین نامزدهای بالقوه برای جانشینی آینده سیاسی ترامپ محسوب میشوند.
رقص دیپلماتیک میان ونس و روبیو قرار است تا یکی از پیچیدهترین مسائل چند دهه اخیر سیاست خارجی آمریکا را حل کند.
با این حال، همین حالا نیز سردرگمیهایی وجود دارد. این دو سیاستمدار اگرچه هماهنگ عمل میکنند، اما در ظاهر دیدگاههایی متفاوت درباره جایگاه لبنان در توافق نهایی ارائه دادهاند.
این همکاری مشترک میتواند نهتنها سرنوشت لبنان، بلکه آینده درگیری میان حزبالله و اسرائیل و حتی کل روند صلح با ایران را تعیین کند.
مقامات آمریکایی در ابتدا با گنجاندن لبنان در مذاکرات با ایران مخالف بودند؛ چرا که تمرکز اصلی بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بود. اما در نهایت و به منظور آغاز دوباره مذاکرات، واشنگتن با درخواست ایران برای گنجاندن لبنان موافقت کرد.
در متن تفاهم نامه ۱۴ بندی اخیر، نام لبنان چندین بار ذکر شده و حتی آمده است که توافق نهایی باید پایان دائمی جنگ در همه جبههها، از جمله لبنان را تضمین کند.
در این میان، ونس مسئول مذاکرات مستقیم با ایران است. نکته مهم این است که نه اسرائیل و نه لبنان بهطور مستقیم در این گفتوگوها حضور ندارند.
در سوی دیگر، روبیو در تلاش است تا دولت لبنان را تقویت کند و در عین حال به اسرائیل اطمینان دهد که میتواند از جنوب لبنان عقبنشینی کند. روبیو اخیرا مدعی شد: «فرآیندی روشن و ساختاریافته برای تقویت دولت لبنان و خلع سلاح حزبالله در جریان است.
او همچنین از بسته کمک ۱۰۰ میلیون دلاری بشردوستانه برای لبنان در هماهنگی با سازمان ملل و کمکهای بیشتر به ارتش لبنان خبر داد و تأکید کرد: «هیچکس دشواری این مسیر را دستکم نمیگیرد.»
در مقابل، ونس رویکردی بسیار مستقیمتر و سختگیرانهتر دارد. او تلاش میکند جنگی را پایان دهد که به گفته منابع نزدیک به دولت ترامپ، رئیسجمهور بهشدت خواهان خاتمه آن است.
ونس حتی بهصراحت اعلام کرده که انتظار دارد تا اسرائیل با نتیجه مذاکرات با ایران کنار بیاید و از انتقاد علیه روند آمریکا دست بردارد.
او در یک نشست خبری گفت:« دونالد ترامپ تنها رهبر جهان است که در این مقطع با اسرائیل همدلی واقعی دارد… اگر جای دولت اسرائیل بودم، علیه تنها متحد قدرتمند خود در جهان موضع نمیگرفتم.»
با وجود همگی این تلاشهای موازی، هنوز عواملی می تواند بر روند کلی مذاکرات تاثیر بگذارد.
نخستین عامل، ادامه درگیریهای مرزی میان اسرائیل و حزبالله و باقی ماندن نیروهای اسرائیلی در بخشهایی از جنوب لبنان است.
دومین عامل، حملات احتمالی حزبالله به اسرائیل و یا حتی حملات مجدد اسرائیل به ایران؛ که در نهایت به تشدید دوباره جنگ مستقیم میان ایران و اسرائیل خواهد شد.
دولت ترامپ معتقد است که شرایط کنونی میتواند زمینهساز یک صلح پایدار باشد، مشابه برخی تلاشهای موفق در تاریخ.
اما تاریخ هشدار میدهد.پس از حمله اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲، آمریکا تلاش گستردهای برای میانجیگری انجام داد که در نهایت به توافقی در سال ۱۹۸۳ منجر شد. اما این توافق ظرف یک سال فروپاشید و منطقه دوباره وارد بیثباتی شد.
مونا یعقوبیان از مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی میگوید:« لبنان را دستکم نگیرید؛ این کشور مثل یک مکعب روبیک است. اگر همه قطعات را درست در کنار هم قرار ندهید، کل ساختار فرو میریزد.»
لبنان طی دههها بارها محل مذاکرات آمریکا و اسرائیل بوده، اما همچنان گرفتار بحرانهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی است.
حزبالله نیز با داشتن نیروی نظامی مستقل و نفوذ سیاسی گسترده، بخش زیادی از قدرت واقعی کشور را در اختیار دارد.
در هفتههای اخیر، ونس و روبیو تلاش کردهاند تا پیامهای خود را هماهنگ کنند و منکر هرگونه اختلاف شوند.
با این وجود، تفاوت نگاه آنها همچنان قابل مشاهده است: روبیو به دنبال تقویت دولت لبنان و محدود کردن نقش ایران است و ونس به توافق مستقیم با ایران، حتی به قیمت تغییر موازنه منطقه می اندیشد.
بنابراین، همه چیز به این سؤال ختم میشود: «آیا آمریکا میتواند همزمان هم مسئله هستهای ایران را حل کند، هم درگیری لبنان را مدیریت کند، و هم اتحاد اسرائیل و منطقه را حفظ کند؟» یا اینکه همانطور که تاریخ نشان داده، بحران های خاورمیانه هیچگاه در قالب یک توافق ساده قابل حل نیست؟
هفتهها و ماههای آینده نشان خواهد داد که آیا ونس و روبیو میتوانند این مسیر پرتنش را به نتیجه برسانند یا نه؟