به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: در فضای عمومی و بعضاً رسانهای کشور، یک جمله آشنا بارها و بارها تکرار میشود: «کار خودشونه!» جملهای که برای برخی به عادت و برای بعضی به بهانهای آماده بدل شده است. هر اتفاقی که رخ میدهد، از کوچکترین حادثه تا بزرگترین بحران، بلافاصله این برچسب روی آن مینشیند و مقصر از پیش تعیینشده معرفی میشود: جمهوری اسلامی!
قطع برق؟ «کار خودشونه!»
گرانی تخممرغ؟ «کار خودشونه!»
زلزله؟ «کار خودشونه!»
سقوط بورسهای جهانی یا افزایش قیمت گاز در اروپا؟ باز هم «کار خودشونه!»
حتی اگر روزی اسناد محرمانه قتل جان اف. کندی در آمریکا منتشر شود، بعید نیست عدهای بگویند: «دیدید؟ این هم کار خودشون بود!» این نگاه سادهانگارانه، بیش از آنکه تحلیل باشد، نوعی فرار از تحلیل است. چون به جای آنکه ریشههای یک مسئله بررسی شود، همهچیز به گردن یک نامِ آماده انداخته میشود. این دقیقا همان نسخه ایرانی از «تئوری توطئه تنبلی» است. یعنی به جای تحقیق و بررسی، یک برچسب آماده برای همه پدیدهها.
رسانههای غربی و جریانهای معاند هم خوب از این عادت سوءاستفاده میکنند. کافی است در لبنان یا عراق یا هر جای دیگر آشوبی رخ دهد. پیشاپیش تیترها آمادهاند: «ایران پشت ماجراست!» اگر در خلیج فارس نوسان قیمت نفت بالا برود، چه نیازی به تحلیل کارشناسی است؟ کافی است بنویسند: «کار خودشونه!» حتی در ماجرای کرونا هم شنیدیم که برخی مدعی شدند ویروس از ایران پخش شده و «کار خودشونه» تراژدی ماجرا اینجاست که این عادت خطرناک، اعتماد عمومی را هم میساید. وقتی مردم هر مشکلی را به «کار خودشونه» تقلیل دهند، دیگر مجالی برای نقد جدی، مطالبهگری درست یا فهم واقعی از دشمن باقی نمیماند. این همان هدفی است که رسانههای بیگانه میخواهند: تبدیل یک ملت پرسشگر به جامعهای بدبین، مأیوس و منفعل. اما تجربه نشان داده که واقعیتها، دیر یا زود خود را تحمیل میکنند.
اگر جمهوری اسلامی واقعا پشت همه رویدادهای جهان بود، لابد امروز باید قدرتی فرازمینی میداشت که از نوسان قیمت لبنیات در اروپا تا کودتا در آفریقا و سقوط والاستریت در آمریکا را طراحی کند! این تصویر مضحک، بیش از آنکه جمهوری اسلامی را مقصر نشان دهد، اتفاقا ناخواسته اعتراف به قدرت و اثرگذاری ایران است. حقیقت روشن است. بله، جمهوری اسلامی در منطقه و جهان بازیگری مؤثر است، اما اینکه هر رویداد ریز و درشتی را به «کار خودشونه» تقلیل دهیم، هم تحریف واقعیت است و هم انکار عقل جمعی. چنین روایتی، نه تحلیلی ژورنالیستی، بلکه بازتولید همان نسخههای تکراری است که همواره در خدمت پوشاندن چهره مقصران واقعی بوده است. پس وقت آن رسیده که هر بار پیش از گفتن جمله «کار خودشونه!»، مکث و کمی تأمل کنیم.








