
پروانه کُبره: درحالیکه بورس تهران از ابتدای سال، 30روز معاملاتی را پشت سرگذاشته است، بررسی عملکرد این دوره نشان میدهد، بازار سرمایه بهترین بازدهی کوتاهمدت خود را در تاریخ معاملات این بازار به ثبت رسانده است. شاخصهای سهامی در این مدت با رشد قابلتوجه همراه شدند. ورود پرقدرت پول حقیقیها و قرار گرفتن ارزش معاملات خرد در سطوح بالا، مجموعه عواملی هستند که از افزایش اقبال سرمایهگذاران به بورس و بهبود کیفیت معاملات خبر میدهند. هرچند بازار در این مدت از نوسانها و اصلاحهای مقطعی نیز بینصیب نبوده است، اما برآیند معاملات نشان میدهد کفه تقاضا در مجموع سنگینتر از عرضه بوده و عملکرد یکماهه بورس، سیگنالی مثبت از وضعیت بازار سرمایه ارائه میدهد.
بررسیهای آماری نشان میدهد شاخص کل بورس در ۳۰روز معاملاتی حدود ۴۰درصد بازدهی را ثبت کرده است. این عملکرد در مقایسه با بسیاری از بازارهای موازی، بازدهی قابلتوجهی محسوب میشود. در همین بازه زمانی، حدود ۶۰ هزارمیلیارد تومان پول حقیقیها نیز وارد تالار شیشهای شده که بیانگر افزایش تمایل سرمایهگذاران به حضور در بازار سهام است. ورود این حجم از سرمایههای خرد، علاوه بر تقویت سمت تقاضا، به افزایش عمق معاملات و بهبود نقدشوندگی بازار نیز کمک کرده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای این دوره، بازگشت اعتماد سرمایهگذاران است. بازار سرمایه تا قبل از بازگشایی تحت تاثیر ریسکهای مختلف سیاسی و اقتصادی، با احتیاط معاملهگران مواجه بود و خروج پول حقیقیها به یکی از مهمترین چالشهای بورس تبدیل شده بود. اما در یک ماه اخیر، تغییر جهت جریان نقدینگی نشان داد نگاه بخشی از سرمایهگذاران نسبت به چشمانداز بازار تغییر کرده است. ورود مستمر پول حقیقی در اغلب روزهای معاملاتی، نشانهای از افزایش اقبال سرمایهگذاران به سهام و کاهش تمایل به نگهداری نقدینگی در خارج از بازار سرمایه بود. در کنار ورود پول، رشد ارزش معاملات خرد نیز از دیگر نشانههای بهبود وضعیت بورس به شمار میرود. افزایش ارزش معاملات نشان میدهد تحرک بازار تنها محدود به چند نماد شاخصساز نبوده و طیف وسیعتری از صنایع و شرکتها مورد توجه معاملهگران قرار گرفتهاند. همین موضوع باعث شد شاخص هموزن نیز در بخش قابلتوجهی از این دوره عملکرد مناسبی را به نمایش بگذارد و رونق معاملات به بخش بزرگتری از بازار سرایت کند.
البته این مسیر صعودی بدون وقفه نبود. بورس در طول این ۳۰روز، تنها 5روز منفی بود و با اصلاح قیمت، افزایش عرضهها و خروج مقطعی پول حقیقیها مواجه شد. در برخی روزها نیز فشار فروش باعث افت محسوس شاخصها شد و نگرانیهایی درباره تداوم روند صعودی به وجود آورد؛ اما بازگشت سریع تقاضا در بسیاری از این مقاطع نشان داد که بخش قابلتوجهی از فعالان بازار، افت قیمتها را فرصتی برای خرید تلقی میکنند. همین ویژگی موجب شد اصلاح کوتاهمدت باشد و بازار بار دیگر به مسیر رشد بازگردد.
بخش مهمی از این عملکرد را میتوان به بهبود انتظارات بابت متغیرهای بنیادی نسبت داد. انتشار گزارشهای مناسب از عملکرد شرکتها، جذاب بودن ارزشگذاری بسیاری از سهام و انتظار برای تداوم رشد سودآوری بنگاهها، از جمله عواملی بود که از بازار حمایت کرد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند نسبتهای ارزشگذاری در بخش قابلتوجهی از شرکتهای بورسی همچنان در سطوحی قرار دارد که میتواند برای سرمایهگذاران میانمدت و بلندمدت جذاب باشد.
از سویی، مقایسه بازدهی بورس با سایر بازارهای دارایی نیز به نفع بازار سرمایه تمام شد. در شرایطی که برخی بازارهای موازی با رکود نسبی و نوسانات محدود مواجه بودند، بورس توانست در مدت کوتاهی بازدهی قابلتوجهی را نصیب سهامداران کند. از این رو باعث شد بخشی از پولهای سرگردان به سمت بازار سهام حرکت کند و جریان ورود پول حقیقیها تقویت شود. کارشناسان معتقدند تداوم این روند نیازمند حفظ چند پیششرط اساسی است. استمرار ورود پول، ثبات در وضعیت سیاستهای اقتصادی، کاهش ریسکهای سیاسی و انتشار گزارشهای مطلوب از سوی شرکتهای بورسی، مهمترین عواملی هستند که میتوانند از روند صعودی بازار حمایت کنند. در مقابل، هرگونه افزایش نااطمینانی یا کاهش محسوس جریان نقدینگی میتواند نوسانات بازار را تشدید کند.
کارشناسان کارنامه ۳۰روزه بورس را مثبت ارزیابی میکنند. ثبت بازدهی حدود ۴۰درصدی، ورود نزدیک به ۶۰همت پول حقیقیها، افزایش ارزش معاملات و بهبود نسبی اعتماد سرمایهگذاران، مهمترین دستاوردهای این دوره محسوب میشوند. در همین رابطه علیرضا خانمحمدی، کارشناس بازارهای مالی در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» ضمن ارزیابی وضعیت بازار سرمایه در این 30 روز اظهار کرد: در روزهای ابتدایی پس از جنگ، بسیاری از فعالان بازار انتظار داشتند بورس با فشار فروش و افت قیمتها آغاز به کار کند تا هیجانات منفی تخلیه شود؛ اما برخلاف این تصور، بازار نهتنها وارد روند نزولی نشد، بلکه از همان روزهای نخست در مسیر رشد قرار گرفت. این صعود بیش از هر چیز بر پایه عوامل بنیادی شکل گرفت و رشد شاخصها از پشتوانه تحلیلی برخوردار بود.
او افزود: گزارشهایی که در این مدت از شرکتها منتشر شد، چه گزارشهای عملکرد سال گذشته و چه گزارشهای فروش ماهانه، تصویر مطلوبی از وضعیت بنگاههای بورسی ارائه کرد. تعداد گزارشهای مثبت بسیار بالا بود و بسیاری از شرکتها همچنان فروش دو تا سهبرابری نسبت به مدت مشابه سال قبل را ثبت کردند. علاوه بر این، بهبود حاشیه سود شرکتها نیز در صورتهای مالی مشهود بود. از این رو، رشد قابلتوجه شاخص کل و بازدهی بالای بسیاری از پرتفوها که در برخی موارد به حدود ۸۰درصد نیز رسید، ناشی از تقویت عوامل بنیادی بود و بازار بر مبنای همین متغیرها توانست مسیر صعودی خود را توجیه کند. این کارشناس ادامه داد: در کنار عوامل بنیادی، کاهش ریسکهای ژئوپلیتیک و فروکش کردن تنشهای نظامی نیز نقش مهمی در تغییر فضای بازار داشت. آتشبس و سپس شکلگیری فضای تفاهم، چشمانداز مثبتی را پیش روی بازار سرمایه قرار داد و همین موضوع پشتوانه رشد بورس را تقویت کرد. به همین دلیل، طی هفتههای اخیر شاهد روزهای بسیار خوبی از نظر ارزش معاملات، تشکیل صفهای خرید و رشد قیمت سهام بودیم. در واقع، رشد بازار حاصل همزمان دو عامل مهم بود؛ نخست بهبود متغیرهای بنیادی شرکتها و دوم کاهش ریسک جنگ؛ ریسکی که برای مدتها اجازه رشد پایدار به بازار سرمایه را نمیداد.
علیرضا خانمحمدی با تاکید بر اینکه از این مرحله به بعد باید چند متغیر کلیدی را با دقت دنبال کرد، گفت: نخستین متغیر، ارزش معاملات است. مادامی که ارزش معاملات خرد در سطوح بالاتر از ۲۰هزارمیلیارد تومان باقی بماند، میتوان نتیجه گرفت که خروج نقدینگی معناداری از بازار رخ نداده است. پس از جنگ، ورود قابلتوجه پول حقیقیها به بورس ثبت شد و تاکنون بخش عمده این منابع از بازار خارج نشده است. همین موضوع نشان میدهد سرمایهگذاران حقیقی و حقوقی همچنان نسبت به چشمانداز بازار خوشبین هستند و ادامه حضور این نقدینگی میتواند از روند صعودی بازار حمایت کند.
او افزود: متغیر مهم دیگر، تحولات سیاسی و اخباری است که درخصوص روند تفاهمها منتشر میشود. بازار نسبت به این موضوع حساسیت بالایی دارد؛ زیرا تجربه گذشته نشان داده است که ضربالاجلهای زمانی میتواند با تحولات غیرمنتظره همراه شود. هرچه به پایان این بازههای زمانی نزدیکتر شویم، اگر اخبار مثبت و نشانههای روشنی از تداوم تفاهمها منتشر نشود، سطح ریسک بازار افزایش خواهد یافت و احتمال نوسانهای رفتوبرگشتی در معاملات بیشتر میشود. هرچند مقامهای آمریکایی از امکان تمدید این مهلت سخن گفتهاند، اما بازار همچنان با احتیاط این تحولات را دنبال میکند. این کارشناس در ادامه به موضوع نرخ سود سپردهها اشاره کرد و گفت: بحث تغییر نرخ سود بانکی نیز یکی از متغیرهای اثرگذار بر بازار سرمایه است. اگرچه بانک مرکزی و وزیر اقتصاد اعلام کردهاند برنامهای برای افزایش رسمی نرخ سود وجود ندارد، اما شواهد نشان میدهد این موضوع همچنان به طور جدی مطرح است. در عمل نیز نرخهای تامین مالی و بازدهی برخی صندوقها از ارقام رسمی بالاتر است و میتوان گفت بخشی از نرخهای غیررسمی در حال رسمیت یافتن است. طبیعی است که افزایش نرخ سود میتواند با کاهش نسبت قیمت به سود شرکتها، فشار کوتاهمدتی بر بازار سهام وارد کند؛ هرچند بازار به مرور خود را با این شرایط تطبیق خواهد داد. خانمحمدی تاکید کرد: از این پس، گزارشهای عملکرد شرکتها نقش تعیینکنندهتری در جهتدهی به معاملات خواهند داشت. گزارشهای ماهانه تولید و فروش، نرخهای فروش محصولات و صورتهای مالی شرکتها، مهمترین عواملی هستند که مسیر بازار را مشخص میکنند. هرچه زمان بگذرد، وزن تحلیلهای بنیادی در تصمیمگیری سرمایهگذاران افزایش خواهد یافت و شرکتهایی که عملکرد مطلوبتری داشته باشند، بیشتر مورد توجه بازار قرار میگیرند.
او همچنین به سیاستهای قیمتگذاری دولت اشاره کرد و گفت: یکی دیگر از موضوعاتی که باید زیر نظر داشت، نحوه قیمتگذاری محصولات از سوی دولت است. تاکنون محدودیتی برای افزایش نرخ متناسب با رشد هزینههای تولید ایجاد نشده و این موضوع به بهبود عملکرد شرکتها کمک کرده است. اگر سیاستهای گذشته و محدودیتهای شدید قیمتی دوباره بازگردد، میتواند بر سودآوری بنگاهها اثر منفی بگذارد. در شرایط فعلی به نظر میرسد حمایت از تولید همچنان در دستور کار قرار دارد و احتمال بازگشت به سیاستهای گذشته چندان زیاد نیست.
این کارشناس درباره وضعیت صنایع نیز اظهار کرد: در حال حاضر بسیاری از شرکتها در قیمتهای ارزنده معامله میشوند و همچنان میتوان سهام ارزندهای را پایینتر از ارزش ذاتی آنها پیدا کرد؛ هرچند در مقابل، برخی نمادها نیز با قیمتهای بالاتر از ارزش واقعی خود معامله میشوند. بازار به تدریج در حال تفکیک این دو گروه است؛ شرکتهایی که گزارشهای ضعیفتری ارائه کردهاند یا بیش از ارزش ذاتی خود رشد کردهاند، در حال اصلاح هستند و در مقابل، سرمایهها به سمت شرکتهایی حرکت میکند که از نظر بنیادی وضعیت مطلوبتری دارند. وی ادامه داد: صفهای خرید، صفهای فروش و معاملات متعادل بهطور همزمان در بازار مشاهده میشود که این موضوع نشاندهنده حرکت بورس به سمت تعادل است. از این مرحله به بعد، گزارشهای مالی وزن بیشتری در تصمیمگیری سرمایهگذاران خواهد داشت و جریان نقدینگی نیز بر همین اساس میان صنایع مختلف جابهجا میشود. به گفته این کارشناس، در میان صنایع، گروه دارویی همچنان از جذابیت بالایی برخوردار است و صنعت غذایی نیز میتواند مورد توجه بازار باقی بماند. در صنعت سیمان، رقابت در بورس کالا نسبت به گذشته کاهش یافته و عرضه تا حدودی از تقاضا سبقت گرفته است؛ اما اگر در تابستان محدودیتهای برق یا سوخت باعث کاهش تولید شود، احتمال بازگشت رقابت و رونق دوباره سهام سیمانی وجود خواهد داشت. در حال حاضر، این صنعت در شرایط متعادلی قرار دارد.
او همچنین پالایشیها و پتروشیمیها را از دیگر گروههای جذاب بازار دانست و گفت: مهمترین عاملی که میتواند مسیر این صنایع را تحتتاثیر قرار دهد، تحولات سیاسی و کاهش ریسکهای ناشی از جنگ است. هرچه احتمال بازگشت شرکتها به بازارهای جهانی و بهبود شرایط صادراتی بیشتر شود، چشمانداز این گروهها نیز روشنتر خواهد شد. این کارشناس خاطرنشان کرد: بازار سرمایه همچنان از منظر ارزشگذاری در شرایط مطلوبی قرار دارد. در کنار سهام گران، تعداد قابلتوجهی سهم ارزنده نیز در بازار وجود دارد و به نظر میرسد جریان نقدینگی به سمت شرکتهایی حرکت خواهد کرد که گزارشهای مالی قویتر و اثرپذیری کمتری از ریسکهای احتمالی دارند. همچنین گروههای بانکی، حملونقل دریایی، حملونقل ریلی، گردشگری، دارویی و غذایی از جمله صنایعی هستند که در صورت تداوم کاهش تنشهای سیاسی، میتوانند همچنان مورد اقبال سرمایهگذاران قرار گیرند.