فرارو– پاتریک وینتور، ستوننویس بخش بینالملل روزنامه گاردین
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه گاردین، جمعیت بسیار زیادی برای شرکت در مراسم تشییع پیکر رهبر جمهوری اسلامی ایران دور هم جمع شدهاند. این مراسم زمانی آغاز شد که درهای مصلای بزرگ تهران در مرکز پایتخت، به روی هزاران عزادار باز شد. این افراد از شب گذشته منتظر ورود به محوطه مصلا بودند.
ایران در حال برگزاری مراسمی بسیار بزرگ و تاریخی برای تشییع پیکر آیتالله خامنهای است.
از ساعت ۵:۳۰ صبح، خیابانهای اطراف مصلا پر از جمعیت شد. مردمی که خیلی از آنها پس از ساعتها سفر در جادهها، خود را به تهران رسانده بودند تا در این مراسم شرکت کنند.
بسیاری از شرکتکنندگان پرچم ایران یا عکسهایی از آیتالله خامنهای را در دست داشتند. آنها در مراسمی شرکت کرده بودند که هدفش نشان دادن غم عمومی از این اتفاق و تاکید بر گرفتن انتقام بود. فضای مراسم بسیار احساسی بود و مردم با صدای بلند و هماهنگ شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر میدادند.
روی جایگاه بلندی که تابوت رهبر ایران قرار داشت، تابوت چند نفر دیگر از اعضای خانوادهشان که در حمله جان باخته بودند نیز دیده میشد.
تا ساعت ۸ صبح، حدود ۱۰ هزار نفر در فضای باز مصلای بزرگ تهران جمع شده بودند. مانند همیشه و بر اساس نظم مراسمهای مذهبی، مردان در سمت راست و زنان در سمت چپ محل برگزاری مراسم مستقر شده بودند.
برنامه تشییع پیکر قرار است در طول شش روز و در پنج شهر مختلف ایران برگزار شود. این مراسم طوری برنامهریزی شده است که پیامهای مهم سیاسی و مذهبی درباره «محور مقاومت» را به گوش همه جهان برساند. برگزارکنندگان مراسم پیشبینی میکنند که تعداد کل شرکتکنندگان در این چند روز، ممکن است حتی به ۳۰ میلیون نفر برسد.
همچنین با درخواست تعدادی از سیاستمداران کشور عراق، قرار است پیکر آیتالله خامنهای در دو شهر مقدس شیعیان یعنی کربلا و نجف نیز تشییع شود. روی پارچهنوشتهای که در محل قرار گرفتن تابوتها نصب شده بود، این آیه از قرآن به چشم میخورد: «بگو تنها شما را به یک چیز اندرز میدهم؛ اینکه برای خدا، دو نفره یا تکتک، قیام کنید.»
پیش از شروع بخش مذهبی مراسم، صدای اصلی در فضا، صدای کوبیدن بر سنج و دف و فریادهای بلند «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» بود. صدای سرودهای مذهبی، سرود ملی و نوحههایی که برای عزاداری خوانده میشد، آنقدر بلند بود که فضای مخصوص خبرنگاران و رسانهها را نیز پر کرده بود.
تعدادی از مردان که به شدت تحت تاثیر این غم قرار گرفته بودند، روی زمین نشسته بودند، سینه میزدند یا برای دقایق طولانی بیاختیار گریه میکردند. در همان نزدیکی، برخی خبرنگاران در حال بهروزرسانی صفحههای اینستاگرام خود بودند و در حالی که جمعیت عظیم عزاداران در پشت سرشان دیده میشد، عکس سلفی میگرفتند.
مسئولان برگزاری مراسم که نگران تکرار حوادث تلخ و شلوغیهای خطرناکِ مراسمهای گذشته بودند، از مردم خواستند که بیش از حد در محوطه مصلا نمانند. این کار برای جلوگیری از گیر افتادن مردم در شلوغی و خطر خفگی انجام شد.
نزدیک ظهر و با گرمتر شدن هوا تا ۳۶ درجه سانتیگراد، کمکم از تعداد جمعیت حاضر در مصلا کاسته شد. در خیابانهای اطراف، بنرهایی نصب شده بود که روی آنها درباره شهادت آیتالله خامنهای و جایگاه همیشگی او در تاریخ ایران جملاتی نوشته شده بود.
پرچمهای زرد رنگ گروه حزبالله لبنان هم در دست مردم دیده میشد و خیلیها پرچم سه رنگ ایران را مثل شال روی دوش خود انداخته بودند. صدها موکب (ایستگاههای صلواتی) در اطراف محل مراسم برپا شده بود تا از مردم پذیرایی کنند.
آنها خوراکیهایی مثل تخممرغ آبپز، حلیم دارچینی، شربت آبلیمو، هندوانه، کباب، چای و بطریهای آب را به صورت رایگان به مردم میدادند. خادمان این موکبها شب را در مدرسهها، ماشینها یا چادرها خوابیده بودند تا بتوانند از صبح زود به مردم خدمترسانی کنند.
در بعضی از غرفهها دستگاه کارتخوان وجود داشت تا مردم بتوانند به نیازمندان کمک کنند و صدقه بدهند. همچنین برای کم کردن گرمای هوا و رفاه حال عزاداران، دستگاههای مهپاش (آبپاشهای پودری) در قسمتهای مختلف روشن بودند.
در یکی از غرفهها، دانشآموزان از مردمی که رد میشدند میخواستند تا کنار عکس رهبر جدید جمهوری اسلامی بایستند و عکس یادگاری بگیرند. یکی از خانمهای حاضر در مراسم، درباره احساسش گفت: «شنیدن خبر شهادت ایشان، مثل یک ضربه محکم و ناگهانی بر سرم بود. ایشان تنها راهنمای واقعی و دلسوزی بود که ما میشناختیم.»
یکی دیگر از حاضران که خود را استاد دانشگاه معرفی کرد، با انتقاد شدید از سیاستهای آمریکا پرسید: «تصور کنید اگر ما به کشور شما میآمدیم تا منابع و معادن شما را غارت کنیم و رهبران شما را بمباران میکردیم، چه حسی به شما دست میداد؟»
از ساعتها قبل از طلوع آفتاب، بلندگوهای زیادی در خیابانهای اطراف، سرودهای انقلابی و مذهبی پخش میکردند. در همین حال، عدهای پوسترهایی پخش میکردند که روی آنها نوشته شده بود: «ما انتقامگیرندگان خون علی خامنهای هستیم.»
با اینکه به خبرنگاران انگلیسی و آمریکایی بهطور رسمی توصیه شده بود با مردم عادی صحبت نکنند، اما در عمل خیلی از مردم با اشتیاق دوست داشتند مصاحبه کنند و حرفهایشان را بزنند. بسیاری از آنها سعی میکردند تفاوت بین دونالد ترامپ (رئیسجمهور آمریکا) را با رهبر ایران توضیح دهند. آنها ترامپ را فردی «خودخواه» و «پست» توصیف میکردند، در حالی که رهبر ایران را شخصیتی دانشمند و شهید میخواندند.
حجتالاسلام حسین آجرلو که با عمامهای سفید بیرون مصلا ایستاده بود، برای توضیح این تفاوت مثال جالبی زد و گفت: «بعضی ابزارها مثل برس تمیزکننده سرویس بهداشتی هستند؛ وسیلهای که به مرور زمان کثیف و آلوده میشود چون با آلودگی سروکار دارد. اما در مقابل، آب پاک و روانی از چشمه میجوشد که باعث پاکی و زندگی دوباره است. از نظر من، تفاوت این دو نفر دقیقاً در همین پاکی و آلودگی است.»
بزرگی و شکوه این مراسم، آنقدر زیاد بود که حواسها را از اخبار و گزارشهای نظامی پرت کرد؛ گزارشهایی که میگویند شاید فرانسه و انگلیس ناوهای جنگی خود را برای پاکسازی مینهای دریایی به تنگه هرمز بفرستند.
آیتالله خامنهای بخش مهمی از عمر خود را برای حفظ استقلال ایران در برابر ایالات متحده آمریکا صرف کرد. با این حال، به نظر میرسد این ایستادگی و قدرتنمایی در برابر غرب، حتی بعد از درگذشت ایشان هم تمام نخواهد شد.