به گزارش همشهری آنلاین، آلبرت بغزیان، استاد اقتصاد دانشگاه تهران در برنامه میز اقتصاد تلویزیون همشهری تصویری روشن و نگرانکننده از ریشههای تورم ۷۰درصدی کنونی ترسیم کرد.
او با رد این ایده که اثر حذف ارز ترجیحی در دیماه گذشته تخلیه شده، تأکید کرد که اقتصاد ایران در یک مارپیچ مرگبار از کمبود درآمد ارزی، کسری بودجه و چاپ پول گرفتار است و هرگونه شوکدرمانی قیمتی، ازجمله افزایش قیمت بنزین، پیش از مهار تورم، تنها به تشدید بحران میانجامد. بغزیان اما روزنه امید را در توافقی پایدار و بازگشت منابع ارزی میبیند که میتواند موتور تولید را دوباره روشن کند.
زمینه تورم؛ یک سردرد ساده یا تومور بدخیم؟
بغزیان بحث را با تشبیه تورم به یک بیماری آغاز کرد و گفت: تورم در دنیا حل شده است؛ یعنی راهحل دارد. میتوانیم آن را مثل یک سردرد تصور کنیم که با یک آسپرین ساده درمان میشود، اما در ایران به یک تومور بدخیم تبدیل شده است. او نرخهای تورم ۷۰ تا ۸۰درصدی و حتی بالاتر برای اقلام خوراکی را برای بسیاری از کشورها غیرقابل تصور دانست و ریشه آن را نه در یک عامل منفرد، که در شیوه حکمرانی جستوجو کرد.
بهگفته او اقتصاد ایران سالهاست به تورمهای بالا عادت کرده است؛ «مردم مثل یک مهمان دائمی با تورم کنار آمدهاند؛ اول غر میزنند، بعد گوشت را با سویا، و سویا را با هیچچیز جایگزین میکنند. دهکهای بالا هم چون داراییهایشان گران میشود، از این وضعیت خوشحالند.» اما مشکل اساسی از کجا آب میخورد؟ بغزیان پاسخ داد: «هر بار رئیس جدید بانک مرکزی یا وزیر اقتصاد از انضباط ارزی حرف میزند، یک نرخ ترجیحی میگذارند، بعد میگویند رانت ایجاد شده و حذفش میکنند. بعد دوباره از فشار بر مردم میترسند و یک نرخ ترجیحی جدید علم میکنند. این چرخه معیوب است.»
حذف ارز ترجیحی در بدترین زمان
بغزیان در نقد سیاست ارزی دیماه گذشته صریح بود؛ «من نه موافق مطلق یکسانسازی ارز بودهام، نه مخالفش. اما مخالف این هستم که در بدترین شرایط ممکن چنین تصمیمی گرفته شود.» او با اشاره به اینکه کشور هنوز از شوک جنگ ۱۲روزه و چاپ پول ۴۲۰هزارمیلیارد تومانی پس از آن بیرون نیامده بود و سایه جنگ جدید هم بر سر اقتصاد سنگینی میکرد، گفت: «اگر قرار بود نرخ ارز ترجیحی حذف شود، چرا در آن مقطع؟ این کار دقیقاً مثل این بود که به بیماری که تازه از سکته قبلی بلند شده، یک شوک جدید وارد کنید.»
این اقتصاددان استدلال برخی مسئولان را مبنی بر اینکه چون کالاها با نرخ آزاد فروش میرفت، حذف ارز ترجیحی تأثیری در گرانی نداشت، رد کرد و توضیح داد: «حتی اگر ۴۰ تا۵۰درصد آن ارز هم به هدف اصابت میکرد و رانتی در کار بود، بالاخره همان مقدار کالا با قیمت پایینتر بهدست مردم میرسید. با حذف آن، همان سهم اندک هم از سفره مردم حذف شد و قیمتها بلافاصله واکنش نشان داد. نیازی به چندماه تأخیر نبود.»
هشدار درباره افزایش قیمت بنزین
وقتی بحث به زمزمههای افزایش قیمت بنزین برای جبران کسری ۸میلیارد دلاری واردات کشید، بغزیان با لحنی هشدارآمیز گفت: «دیواری کوتاهتر از بنزین و مصرفکننده آن پیدا نمیکنند. تا مشکلی پیش میآید، میگویند مردم اسراف میکنند، صرفهجویی کنید. اما همه ما داریم صرفهجویی میکنیم.» او با اشاره به بههمخوردن قیمتهای نسبی در اقتصاد تورمی افزود: «شما یکبار بنزین را گران میکنی، مردم به سمت حملونقل عمومی میروند، اما هفته بعد کرایه مترو و تاکسی هم بالا میرود و لوازم یدکی گران میشود. نتیجه این میشود که دوباره برمیگردند سراغ ماشین شخصی. بعد از مدتی دوباره میگوییم بنزین ارزان است و باید گران شود. این یک دور باطل است.»
توصیه او به سیاستگذار روشن بود؛ «اول تورم را کنترل کنید، قیمتها را در یک محدوده مهار کنید، بعد اگر مردم مصرفشان بالاتر رفت، از ابزار قیمت استفاده کنید. درغیراینصورت هر افزایش قیمتی مثل سم عمل میکند و تورم را چندبرابر تشدید میکند».
کالابرگ؛ وعدهای که ۶ماه عملی نشد
بغزیان در بخش دیگری از این گفتوگو به بلاتکلیفی کالابرگ اشاره کرد و آن را نشانهای از بیبرنامگی دانست؛ «رئیسجمهور و وزیر اقتصاد وعده دادند کالابرگ متناسب با تورم افزایش یابد، اما بعد از ۶ماه میگویند منابع نداریم. اگر منابع نبود چرا وعده دادند؟» او پیشنهاد کرد که بهجای پرداخت همگانی، دهکهای ثروتمند حذف شوند و یارانه فقط به نیازمندان واقعی برسد، اما تأکید کرد که شناسایی دقیق، پیششرط این کار است و تا سامانههای درآمدی و املاک تکمیل نشود، این هدف محقق نخواهد شد.
تنها راه خروج از تورم: بازگشت درآمدهای ارزی
این اقتصاددان در تحلیل نهایی خود ریشه همه ناترازیها را کمبود درآمد ارزی دولت اعلام کرد و گفت: «تا یکبار یک مسئول بلندپایه به مردم نگوید که مشکل ما تحریم و مسدودبودن پولهایمان است و این پول باید برگردد، این چرخه ادامه خواهد یافت. کسری بودجه معلول کمبود درآمد است. تا پول نفت و صادرات برنگردد، دولت مجبور است از بانک مرکزی قرض کند و پایه پولی را بالا ببرد. این یعنی تورم دوباره و دوباره. تنها راه، احیای پایدار منابع ارزی و بازگشت به تولید است؛ همان چیزی که رهبر شهید هم هر سال با نامگذاریهای اقتصادی بر آن تأکید داشتند.»
۲سناریو برای آینده؛ ثبات یا فریب
بغزیان در پایان ۲سناریو برای آینده ترسیم کرد؛ «اگر توافق صورت بگیرد و پولهای مسدودشده بدون قیدوشرط آزاد شود و مسیر فروش نفت عادی شود، میتوانیم وارد یک دوره ثبات اقتصادی شویم؛ نه اینکه قیمتها برگردد، بلکه دیگر بهانهای برای جهشهای جدید تورمی باقی نمیماند.» اما او بلافاصله هشدار داد که به این توافق چندان خوشبین نیست؛ «طرف مقابل ثابت کرده که منافع ما را نمیخواهد. اگر این مذاکرات هم مثل دفعات قبل یک بازی برای خریدن زمان و حمله غافلگیرانه باشد، چشمانداز اقتصاد بسیار تاریک خواهد بود، چون ما در مدیریت بحرانهای اقتصادی ضعیف عمل کردهایم و فرصتطلبان داخلی هم بیکار نمینشینند.»
او در آخرین جملات خود با اشاره به اهمیت ژئوپلیتیک ایران گفت: «همین تنگه هرمز که روی کاغذ کتابها میدیدیم، حالا ثابت کرده چه نبض حیاتیای در اقتصاد جهانی دارد. دشمنان ما نمیخواهند ایران به هاب منطقه تبدیل شود و راه ابریشم را زنده کند. این جنگها بر سر همان ماده حیاتی نفت است، نفت ۸۰دلاری هیچی نیست؛ این قیمتها فقط بیگاریکشیدن از کشورهای صادرکننده است.»






