در نوشته پشت جلد کتاب آمده است: در این کتاب با روایتی تاریخی از اعتراضات تودهای گوشهوکنار جهان در طی سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ آشنا خواهیم شد. نویسنده میکوشد با بررسی ابزارهای نوینی که معترضان در این دهه در اختیار داشتند، از جمله رسانههای جمعی، شبکههای اجتماعی و گوشیهای هوشمند، و با تکیه بر مفاهیمی همچون رویکرد افقی این جنبشها و فقدان رهبران مشخص، عوامل موفقیت و شکست آنها را بسنجد. از بهار عربی تا بهار برزیلی، از خیابانهای شیلی تا هنگهنگ، از میدان تحریر تا گزیپارک، چه عللی موجب طغیان این اعتراضات شد؟ اهداف این اعتراضات چه بود؟ آیا این اهداف محقق شد؟
نویسنده درباره این کتاب نوشته است: من تاریخنگار نیستم و به یقین هرگز انقلاب موفقی انجام ندادهام. من فقط یک روزنامهنگارم و از این رو خودم درسی ندارم که آن را به دیگران آموزش بدهم اگر اصلا مهارتی داشته باشم، باید بگویم میتوانم بیمحابا خود را به اینسو و آن سوی جهان بکشانم، و کسانی را شناسایی کنم که واقعا چیزهایی میدانند. میتوانم با آنها بنشینم و از آنها بپرسم که چه فکر میکنند.برای نوشتن این کتاب، بیش از دویست مصاحبه در دوازده کشور انجام دادهام، با مردمی صحبت کردهام که جنبشهای خیابانی را شکل دادهاند، با بسیاری از سیاستمدارانی که مجبور شده بودند با آن مردم روبهرو شوند، و بسیاری از کسانی که در این بین زندگیشان تحتتاثیر قرار گرفته بود. گفتوگوهای ما بسیار متنوع بود، اما کوشیدم به آنها با چند پرسش خام و تقریبا ابلهانه جهت دهم: چه چیزی منجر به طغیان اعتراضها شد؟ هدف از آن اعتراضات چه بود؟ آیا به آن رسیدند؟ اگر نه، چرا؟ و سپس، به جای اینکه بپرسم مرتکب چه خطایی شدند، یا آیا دلشان نمیخواست کار را به نحو متفاوتی پیش ببرند، سعی کردم پرسشهای تکمیلیام را به شکل دیگری مطرح کنم. مثلا اغلب میپرسیدم: «به یک نوجوان تانزانیایی یا مکزیکی یا قرقیز که ممکن است نوعی طغیان سیاسی را تجربه کند یا بکوشد نحوه زیست مردم کشورش را تغییر دهد چه میگویید؟ یا چه درسهایی از تجربههای زیسته خود میگیرید و در اختیار آنها میگذارید؟»
کتاب «جنبشهای نافرجام: روایت یک دهه اعتراضات مردمی» در ۴۲۴ صفحه با شمارگان ۶۶۰ نسخه از سوی انتشارات ققنوس راهی بازار کتاب شده است.