۴۶ روز است که اینترنت نداریم و جنگ چند روزی است که به طور موقت متوقف شده. این وضعیت بحرانی، در امتداد قطعی ۲۰ روزه اینترنت در زمستان سال گذشته رخ داده وآسیبهای جبران ناپذیری به اقشار مختلف زده است. یکی از قربانیان این وضعیت، کنکوریها هستند. شاید در نگاه اول این طور به نظر برسد که قطع اینترنت، باعث میشود دانشآموزها وقت بیشتری برای مطالعه بگذارند، اما واقعیت چیز دیگری است. آن هم برای نسلی که زندگیاش از ابتدا با تکنولوژی و اینترنت گره خورد بود. این نسل اکنون آینده تحصیلی و کاری خود را در میان اخبار جنگ و در غیاب ابتداییترین ابزارهای آموزشی، مبهم میبیند.
برای بررسی دقیقتر ابعاد این بحران آموزشی و فناوری، پای صحبتهای سه داوطلب کنکور نشستیم: «مریم» از استان البرز، «مهیا» از استان آذربایجان شرقی و «سارو» از استان آذربایجان غربی. هر سه آنها دانشآموز پایه دوازدهم هستند و در این شرایط باید خود را آماده کنکوری کنند که هنوز زمان ثبتنام آن معلوم نیست، چه برسد به زمان برگزاری. در ادامه روایت آنها از تبدیل شدن مسیر کنکور به یک ماراتن فرسایشی را میخوانید.
مریم درباره حس و حال خود در روزهای ابتدایی جنگ به دیجیاتو میگوید: «اولین حسی که داشتم و اولین جملهای که به خودم گفتم این بود که اصلاً آیا آیندهای میتواند وجود داشته باشد؟ اصلاً از کجا معلوم که من زنده بمانم تا بخواهم آزمون بدهم؟ از کجا معلوم که شانس زنده ماندن داشته باشم». افکاری که عملا انگیزه درس خواندن را از او دورتر و دورتر میکرد.
حال به این مشکل قطع اینترنت را اضافه کنید. او با بیان اینکه از زمانی که کنکوری شد، اینترنت باکیفیت و پایداری در دسترس هیچکس نبود به دیجیاتو میگوید خود را برای قطعی اینترنت در صورت جنگ احتمالی آماده کرده بود: «علاوه بر گوشیام، لپتاپم و سه فلش و یک رم پر داشتم؛ یعنی تصور کنید اینترنت شبانه میگرفتم و فقط فیلم آموزشی دانلود و در آنها ذخیره میکردم». با این حال، مریم باز هم نتوانسته همه نیازهایش را برطرف کند، مثلاً الان فقط یک فصل شیمی و یک فصل زیست برای خواندن دارد و اگر اینترنت وصل نشود، نمیتواند به خوبی برای آزمون آماده شود.
از او درباره کیفیت برگزاری آموزشهای مجازی میپرسم، جواب میدهد: «بیفایده است». به نظر این دانشآموز پایه دوازدهم که چند سال از دوران آموزش خود را به خاطر کرونا غیرحضوری گذرانده، کلاس مجازی هیچوقت آنطور که باید مفید نبوده و او و همکلاسیهایش ترجیح میدهند به جای حضور در کلاس، خودآموز جلو بروند.
مریم تلاش میکند حال که آتشبس شده، عقبماندگی 40 روز جنگ را جبران کند، با این حال، هنوز هم هنگام درس خواندن، ذهنش به سمت همان افکار منفی دوران جنگ میرود: «تلاش میکنم آنها را کمتر کنم، اما همچنان وجود دارند. در دوران جنگ شرایطم طوریبود که حدود ۲۵ روز از این ۴۰ روز را فقط میخوابیدم تا از نگرانی، استرس و اضطراب فرار کنم.»
برای نسلی که با فناوری عجین شده است، قطع ارتباط با دنیای آزاد به معنای پایان دسترسی برابر به آموزش است. مهیا که پیشتر از طریق یوتوب برنامهنویسی جاوااسکریپت را میآموخت، میگوید بخش عمدهای از آموزش و تفریح او به اینترنت وابسته بوده است. او برای آمادگی در کنکور نیز به شدت بر اینترنت تکیه داشت.
مهیا از طریق شبکههایی مانند تلگرام به منابع آموزشی و ویدیوهای اساتید مجرب دسترسی داشت و برای درک مفاهیم پیچیده از هوش مصنوعی کمک میگرفت. اما اکنون شرایط به حدی وخیم است که حتی جستجوی ساده برای ورود به سایت سازمان سنجش نیز با مشکل مواجه است:
«چتجیپیتی خیلی به آموزش مفاهیمی که برایم گنگ بود کمک میکرد. کامل توضیح میداد، اما الان حتی با ذرهبین نمیشود سایت سازمان سنجش را سرچ کرد.»
گرچه او هم با توجه به تجربه قبلی، تعدادی ویدئو آموزشی را دانلود کرده بود، اما اکنون در صورت برخورد با سوالات دشوار در فرآیند یادگیری، چارهای جز رها کردن آنها ندارد: «با توجه به تجربه دی ماه بخشی از ویدیوها را دانلود کرده بودم تا اگر دوباره قطع شد، دسترسی داشته باشم ولی هیچ وقت انتظار این همه مدت قطعی را نداشتم.»
ترکیب جنگ و قطع اینترنت موجب شده میانگین ساعت مطالعه مهیا از چهار و نیم ساعت در بهمنماه (با وجود حضور فیزیکی در مدرسه)، در اسفندماه با وجود تعطیلی مدارس، به تنها دو و نیم ساعت کاهش یافته است.
سارو نیز با تایید این بنبست تکنولوژیک، به ناکارآمدی بسترهای داخلی اشاره میکند و به دیجیاتو توضیح میدهد که این پلتفرمها حتی برای رفع نیازهای ابتدایی نیز طراحی نشدهاند، چه رسد به نیازهای تخصصی یک کنکوری.
ترکیب قطع اینترنت و استرس ناشی از شرایط جنگی، سلامت روان داوطلبان را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. مهیا در این باره به دیجیاتو میگوید: «من بیشتر از همکلاسیهایم به اینترنت وابسته بودم، چون به تکنولوژی علاقه دارم و تقریبا هم تفریح، هم آموزش و تقریبا بخش خیلی بزرگی از زندگیام با اینترنت بود. مخصوصا برای ما که در شهرستان تفریح چندان زیادی وجود ندارد.»
به گفته وی این شرایط باعث شده تا احساس ناتوانی کند، ترکیبی از استرس و خشم که نمیتواند روی درس خواندن تمرکز کند، گویی در یک زندان گرفتار شده است: «حتی بعضی وقتها به خودم میگویم برای چه تلاش میکنم؟ در کشوری که اینترنت به این راحتی قطع میشود چرا باید کنکور بدهم تا مهندس کامپیوتر شوم؟».
مهیا با اشاره به قطعیهای مکرر، با طنز تلخی میگوید با این وضعیت، شاید شغل سیبزمینیفروشی از مهندس کامپیوتر شدن منطقیتر و بهصرفهتر باشد.
سارو نیز وضعیت مشابهی دارد. او میگوید در اوایل شروع جنگ، میزان مطالعهاش تقریباً به صفر رسیده بود. سارو که پیش از این از هوش مصنوعی برای مدیریت فشارهای روانی و برنامهریزی آزمونها استفاده میکرد، اکنون این امکان را از دست داده است:
«از هوش مصنوعی برای مدیریت فشار و استرس و گاهی هم برنامهریزیهای کوتاه مدت برای آزمونها استفاده میکردم؛ اما متاسفانه الان با چتباتهای داخلی اصلا چنین کارهایی نمیتوانم انجام دهم. مثلا برای رفع اشکال مجبور میشوم آنقدر کتاب را شخم بزنم و فکر کنم که بالاخره ایدهای به ذهنم خطور کند.»
به گفته وی حتی سادهترین تفریحات مانند گوش دادن به موسیقی یا تماشای یوتوب که راهی برای خروج از فضای مسموم کنکور بود, نیز از آنها گرفته شده است. سارو معتقد است افت شدید ساعت و کیفیت مطالعه در کنار سختیهای ذاتی کنکور، سال وحشتناکی را برای آنها رقم زده است؛ تا جایی که داوطلبان در دوراهی «دست کشیدن از رویاها» یا «فقط گذر کردن از این سال» گرفتار شدهاند.
علاوه بر بحرانهای زیرساختی و امنیتی، اخبار متناقض و بلاتکلیفی آموزشی نیز به مشکلات آنها افزوده است. سارو از تصمیمات دقیقه نودی و بدون پشتوانه که شرایط بحرانی دانشآموزان را در نظر نمیگیرد، انتقاد میکند و به دیجیاتو میگوید:
«متاسفانه ما از ابتدای دبیرستان به تصمیمات دقیقه نودی که شرایط دانشآموز را در نظر نمیگیرند، عادت کردهایم. هر سه سال را امتحان نهایی داشتیم، اما تاثیر آنها دائما در حال تغییر است. متاسفانه این چند روز هم یک سری افراد میگویند کنکور یک تا یک ماه و نیم به تعویق میفتد و یک سری میگویند امتحانات به بعد از کنکور موکول میشود و هزارو یک سناریوی دیگر که فقط فشار مضاعفی به ما وارد میکند.»
مهیا نیز این سردرگمی را تایید میکند. او از اینکه تلاش یکسالهشان برای امتحانات نهایی پایه دهم به راحتی بیاهمیت جلوه داده شد، گلایه دارد. او در پایان درخواست روشنی دارد: «کاش مسئولان با درک این شرایط استثنایی، فرصت بیشتری برای جبران زمانهای از دسترفته در اختیار داوطلبان قرار دهند.»
داوطلبان کنکور ۱۴۰۵ این روزها نه تنها با تستهای کنکور، که با تاریکی دیجیتال و سایه شوم جنگ در حال رقابتاند. شنیدن صدای آنها و درک بیعدالتی ناخواستهای که به آنها تحمیل شده، کمترین کاری است که نهادهای تصمیمگیر باید پیش از هرگونه اقدام شتابزدهای انجام دهند.