تهران این روزها شاهد یکی از بزرگترین مراسمهای بدرقه در تاریخ معاصر خود است. میلیونها نفر از سراسر کشور برای وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی در سوگ نشستهاند و خود را به مصلای تهران میرسانند تا آخرین بدرقه را از دومین رهبر انقلاب اسلامی به جا آورند. هیاتهای دیپلماتیک از کشورهای مختلف نیز برای شرکت در این مراسم راهی تهران شدهاند.
این آیین با بسیاری از مراسم مشابهی که پس از درگذشت رهبران جهان برگزار میشود، تفاوتی اساسی دارد. مهمترین تفاوت آن است که رهبر جمهوری اسلامی ایران در حملهای تروریستی از سوی ایالات متحده و رژیم اسرائیل به محل اقامت خود، به همراه تعدادی از فرماندهان نظامی و برخی از اعضای خانوادهاش، به شهادت رسید؛ حملهای که با این تصور طراحی شده بود که حذف او، راه را برای فروپاشی نظام سیاسی ایران هموار خواهد کرد. در پی این اقدام تروریستی، جنگی گسترده از سوی متجاوزان علیه ایران آغاز شد که، با وجود فراز و فرودهای فراوان، بدون آنکه مهاجمان به هیچیک از اهداف خود دست یابند، متوقف شد. با امضای یادداشت تفاهم میان ایران و ایالات متحده آمریکا در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، اکنون روند پایان دادن به مخاصمه و استقرار صلحی پایدار در منطقه در جریان است. به عبارت دیگر آیت الله سید علی حسینی خامنه ای اکنون نه فقط به عنوان یک رهبر وفات یافته، بلکه به عنوان یک شهید جنگ و قهرمانی که جان خود را در راه دفاع از وطنش فدا کرده است، تشییع می شود.
ترور رهبر انقلاب بر این فرض استوار بود که موجودیت نظام حکومتی ایران، همانند برخی دیگر از نظامهای سیاسی، صرفاً به حضور یک یا چند شخصیت وابسته است و با حذف آنان، ساختار سیاسی نیز فرو می ریزد. این، خطایی راهبردی و محاسبهای هولناک بود که از آشفتگی دستگاه تصمیمگیری ایالات متحده و نیز تأثیرپذیری آن از فریبکاری جریانهای راستگرای اسرائیل حاصل شد. واقعیت، درست برخلاف این تصور، نشان داد که نظام سیاسی ایران از استحکام و ظرفیت نهادی لازم برخوردار است و حتی با حذف رهبران خود نیز توان استمرار و ایفای نقش را حفظ میکند. به تعبیر نویسنده میدلایستمانیتور بدرقه رهبری انقلاب، اندوه و سوگ را به یک سرمایه ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است و بدنه اجتماعی ایران توانسته است در پرتو آن، قدرت خود را به شکل نمادین بازتولید کند.
این تجاوز، هرچند خسارتهای سنگینی بر ایران وارد ساخت، اما در عین حال توان ملی کشور و پشتوانه اجتماعی حکومت را نیز آشکار کرد. بیتردید یکی از معماران اصلی این نظم پویا و توان ملی، رهبر شهید انقلاب اسلامی بود.
تاریخ با انباشت رخدادها ساخته میشود، اما مرگ قهرمانان، سهمی بیبدیل در جهتبخشی به آن دارد. برخی از حوادث حزن انگیز، از مرز تاریخ فراتر میروند و با ورود به قلمرو اسطوره، به ساحت فراتاریخ قدم میگذارند؛ ازاینرو، نهتنها گذشته را معنا میبخشند، بلکه در شکل دادن به آینده نیز نقشآفرین میشوند. فرماندهان و رهبرانی که در میدان نبرد جان میبازند، اگرچه فقدان آنان اندوهی عمیق بر جامعه تحمیل میکند، اما همزمان نیرویی تاریخی و معنوی را آزاد میسازند که به حرکت تاریخ شتاب میبخشد. شهادت رهبر انقلاب را نیز میتوان از همین سنخ رخدادها دانست.
او، هرچند رهبری عملگرا بود، اما برکسی پوشیده نیست که از آرمان مشخصی برخوردار بود. او به تعبیری که خود به کار برده است، به «آرمانگرایی واقع بینانه» پایبند بود؛ رویکردی که میکوشید میان الزامات واقعیت و افقهای آرمانی پیوند برقرار کند. آرمانهای او از دو سرچشمه بزرگ، یعنی هویت ملی و باورهای دینی، تغذیه میشد و در هر دو عرصه آثار ماندگاری بر جای گذاشت. در بعد ملی، با تقویت ساختارهای مرتبط با منافع و امنیت ملی، زمینهای فراهم آورد که ایران بتواند در برابر هجوم سهمگین قدرت های ویرانگر و متجاوز به شایستگی از خود دفاع کند. در بعد دینی نیز، به عنوان رهبری برجسته، در دل میلیونها نفر از ملیتهای گوناگون جای گرفت و برای آنان الهامبخش شد. حضور و سوگواری میلیونها مسلمان در سراسر جهان اسلام، گویای پیوند عمیقی است که میان او و طیف گستردهای از مسلمانان شکل گرفته بود.
نکته قابل توجه آن است که این پیوند عاطفی و معنوی تنها به شیعیان محدود نبود. یکی از ویژگیهای برجسته رهبری شهید، اهتمام به وحدت مسلمانان، فارغ از تفاوتهای مذهبی و فرقهای، بود. از همین رو، امروز بسیاری از سوگواران او را پیروان اهل سنت و نیز پیروان سایر مذاهب توحیدی و حتی غیر مسلمانان تشکیل میدهند.
او در طول سالهای رهبری خود، برای کاهش شکافهای مذهبی و افزایش وحدت در جهان اسلام، تلاش فراوانی به عمل آورد. تأکید بر تکریم صحابه، حرام دانستن اهانت به شخصیتهای مورد احترام مذاهب اسلامی و دعوت مستمر به همدلی و همکاری مسلمانان در مسائل سیاسی و اجتماعی، از جمله مواضع او است که برای همگان شناخته شده است. همچنین تلاش های زیادی برای افزایش همزیستی بین پیروان سایر ادیان بویژه ادیان ابراهیمی انجام داد. هر چند که دستگاه تبلیغاتی غربی و صهیونیستی همواره کوشیده است تا تصویری وارونه از او در این زمینه ارائه کند.
برخلاف تصور دشمنان، ترور رهبر شهید و رقم خوردن چنین پایانی برای زندگی دنیوی او، نه تنها به شکست او نیانجامید، بلکه از منظری دیگر، او را به پیروز این میدان بدل ساخت. فراتر از آن، آنها با به شهادت رساندن رهبری انقلاب اسلامی ایران، موجب شدند تا او از مرز تاریخ فراتر رفته به شخصیتی فراتاریخی تبدیل شود. شهادت برای او امر ترسناکی نبود. او قبلا نیز مورد سوء قصد قرار گرفته و بخشی از سلامتی خود را از دست داده بود و همواره در دعاهای خود از خداوند میخواست که پایان زندگیاش با شهادت همراه باشد و سرانجام، آنچه آرزویش بود، برای او رقم خورد. از این منظر، شهادت او نه پایان یک زندگی، بلکه آغاز حضوری دیگر در حافظه تاریخی و معنوی جامعه ایران و دنیای اسلام است.
**پژوهشگر مسائل سیاسی و بین المللی











