فرارو- چتبات ELIZA که در دهه ۱۹۶۰ توسط جوزف ویزنباوم، استاد دانشگاه MIT، طراحی شد، بهعنوان یکی از نخستین نمونههای چتبات شناخته میشود؛ برنامهای که با ایفای نقش یک رواندرمانگر، شیوه تعامل انسان با رایانه را متحول کرد و زمینهساز توسعه چتباتهای امروزی از جمله ChatGPT شد.
به گزارش فرارو به نقل از wired، بر اساس کتاب تازه منتشرشده «اختراع الیزا» (Inventing ELIZA)، پژوهشگران برای نخستین بار کد منبع اصلی این برنامه را از آرشیو MIT بازیابی کرده و علاوه بر تحلیل آن، نسخهها و اسکریپتهای ناشناختهای از الیزا را فراتر از شخصیت مشهور DOCTOR منتشر کردهاند. نویسندگان این کتاب معتقدند روایتهای رایج درباره الیزا تاکنون بخش مهمی از داستان، یعنی کد منبع آن، را نادیده گرفته بودند.
یکی از مشهورترین گفتوگوهای الیزا که بارها بازنشر شده، چنین است:
«مردها همه مثل هم هستند.»
«از چه نظر؟»
«آنها همیشه ما را در مورد چیزی یا چیزی اذیت میکنند.»
«میتوانید یک مثال خاص بزنید؟»
«خب، نامزدم باعث شد من به اینجا بیایم.»
«نامزد شما باعث شد شما به اینجا بیایید.»
«او میگوید من بیشتر اوقات افسرده هستم.»
«متاسفم که میشنوم افسرده هستید.»
به گفته نویسندگان کتاب، همین گفتوگوی ساده الهامبخش نسلهای بعدی برنامهنویسان شد و پرسشهایی اساسی را مطرح کرد؛ از جمله اینکه آیا این گفتوگو واقعی بوده، الیزا چگونه پاسخهایش را تولید میکرد و چرا کاربران بهراحتی با آن ارتباط عاطفی برقرار میکردند.
![]()
ویزنباوم بعدها در کتاب «قدرت کامپیوتر و عقل انسان» که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد، از واکنش کاربران به الیزا ابراز شگفتی کرد و نوشت: «شواهد روشنی مبنی بر اینکه مردم با کامپیوتر طوری صحبت میکنند که گویی شخصی است که میتوان به طور مناسب و مفید با عبارات صمیمی با او صحبت کرد.» او نگران بود که کاربران به اشتباه برای رایانهها درک، همدلی و هوش انسانی قائل شوند.
این پدیده بعدها با عنوان «اثر الیزا» شناخته شد. شری ترکل، جامعهشناس، این مفهوم را چنین تعریف میکند: «گرایش عمومیتر ما به این که برنامههای کامپیوتری پاسخگو را هوشمندتر از آنچه واقعاً هستند، در نظر بگیریم. مقادیر بسیار کمی از تعامل باعث میشود که ما پیچیدگی خودمان را به شیء بیلیاقت نسبت دهیم.» همچنین داگلاس هافستادر آن را «استعداد افراد برای خواندن مطالب بسیار بیشتر از آنچه که در رشتههایی از نمادها - به ویژه کلمات - که توسط کامپیوترها به هم متصل شدهاند، توجیه میشود» توصیف میکند؛ تعریفی که نویسندگان معتقدند درباره مدلهای هوش مصنوعی مولد امروزی نیز صدق میکند.
کتاب همچنین به ارتباط الیزا با آزمون تورینگ میپردازد. با این حال، ویزنباوم در مقاله معرفی الیزا در سال ۱۹۶۶ تأکید کرده بود که هدف برنامه هرگز اثبات هوشمندی ماشین نبوده است. او نوشت: «توانایی سوژه برای ادامه مکالمه نیست، بلکه استخراج نتایج معتبر است… الیزا [بیشتر] ورودیهای خود را دور میریزد… الیزا در استفاده خود تاکنون، یکی از اهداف اصلیاش پنهان کردنعدم فهم خود بوده است.»
ویزنباوم همچنین درباره نامگذاری برنامه توضیح داده بود: «من نام «الیزا» را انتخاب کردم، زیرا مانند الیزا دولیتل اثر جی. بی. شاو که به شهرت پیگمالیون رسیده بود، این برنامه میتوانست به طور فزایندهای بهتر «صحبت کند»، اگرچه مانند خانم دولیتل، هرگز کاملاً مشخص نبود که آیا باهوشتر شده است یا خیر. »
نویسندگان کتاب معتقدند بسیاری از پرسشهایی که الیزا در دهه ۱۹۶۰ مطرح کرد، همچنان درباره سامانههای هوش مصنوعی امروز نیز وجود دارد؛ از جمله اینکه انسان و ماشین چگونه باید با یکدیگر تعامل کنند، زبان چگونه باید بهصورت محاسباتی نمایش داده شود و ماشینها تا چه اندازه باید بر کاربران تأثیر بگذارند.
این گزارش همچنین نشان میدهد فناوریهایی که امروز در پردازش زبان طبیعی (NLP) و مدلهای زبانی بزرگ مانند ChatGPT به کار میروند، ریشه در همان پژوهشهای اولیه دارند. با وجود پیشرفتهای گسترده، رابط کاربری چتباتهای امروزی همچنان شباهت زیادی به الیزا دارد و بسیاری از سازوکارهای پیچیده این مدلها از دید کاربران پنهان میماند.
ویزنباوم سالها پیش نسبت به پیامدهای این روند هشدار داده بود. او میگفت: «هر زمان که با یک فرد به عنوان کمتر از یک فرد کامل رفتار شود، او غیرانسانی میشود. اشکال مختلف مهندسی انسانی و اجتماعی… دقیقاً همین کار را انجام میدهند، به این معنی که تمام زمینههای انسانی، به ویژه زمینههایی که به زبان انسان معنای واقعی میدهند را دور میزنند.»
به باور نویسندگان، هشدارهای ویزنباوم درباره نسبت دادن هوش و درک انسانی به ماشینها، استفاده گسترده از دادههای انسانی برای آموزش مدلهای زبانی و پیامدهای اخلاقی و اجتماعی هوش مصنوعی، امروز بیش از هر زمان دیگری و در عصر ChatGPT و دیگر مدلهای زبانی بزرگ، اهمیت پیدا کرده است.
![]()
الیزا