چگونه جنگ فرامرزی آمریکا و اسرائیل تخیل کودکان ایرانی را تغییر می‌دهد؟

ایرنا چهارشنبه 06 خرداد 1405 - 12:05
تهران- ایرنا- ملت‌ها زمانی شکست می‌خورند که کودکانشان دیگر نتوانند فردا را تصور کنند. اگر رویای آینده در ذهن یک نسل خاموش شود، حتی بدون شلیک گلوله نیز بخشی از آن جامعه شکست خورده است.

در همه دوره‌های تاریخی، جنگ‌ها پیش از آنکه مرزهای جغرافیایی را تغییر دهند، سرنوشت انسان‌ها را تغییر داده‌اند؛ اما جنگ‌های امروز تفاوتی بنیادین با گذشته دارند. در گذشته، جنگ با صدای گلوله و انفجار آغاز می‌شد و با ویرانی شهرها شناخته می‌شد، اما در جهان معاصر، جنگ پیش از آنکه به خیابان‌ها برسد، وارد ذهن انسان‌ها می‌شود. جنگ مدرن، جنگ علیه احساس امنیت، امید و آینده است. در این میان، کودکان آسیب‌پذیرترین قربانیان این نوع جنگ‌اند؛ زیرا کودکی، سن شکل‌گیری تصویر انسان از جهان و آینده است. اگر این تصویر با ترس، ناامنی و اضطراب آمیخته شود، آثار آن می‌تواند تا پایان عمر باقی بماند.

سال‌هاست که مردم ایران در فضای تهدید، تحریم، فشار روانی و تنش‌های سیاسی زندگی می‌کنند. تهدیدهای مکرر آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، فقط مساله‌ای سیاسی یا نظامی نیست؛ این تهدیدها به بخشی از فضای روانی جامعه تبدیل شده‌اند. بزرگسالان شاید بتوانند میان واقعیت و عملیات رسانه‌ای تمایز قائل شوند، اما کودکان جهان را از خلال احساسات اطرافیان خود می‌شناسند. آنان اضطراب را از لحن پدر و مادر، اخبار تلویزیون، شبکه‌های اجتماعی و گفت‌وگوهای روزمره دریافت می‌کنند. کودک ممکن است معنای دقیق تحریم یا جنگ را نداند، اما به‌خوبی می‌فهمد که بزرگ‌ترها نگران‌اند و همین نگرانی، امنیت روانی او را متزلزل می‌کند.

یکی از عمیق‌ترین آسیب‌های زندگی در فضای تهدید، تغییر تدریجی تخیل کودکان است. تخیل، فقط خیال‌پردازی کودکانه نیست؛ بنیان امید اجتماعی و موتور حرکت یک جامعه است. کودکی که بتواند آینده را روشن تصور کند، برای ساختن آن تلاش خواهد کرد، اما کودکی که مدام با اخبار ناامنی، بحران و تهدید احاطه شده باشد، ممکن است به‌تدریج رویاهای خود را کوچک کند. این کوچک شدن رویاها، خطری است که کمتر درباره آن سخن گفته می‌شود، اما شاید از بسیاری از خسارات اقتصادی و سیاسی عمیق‌تر باشد. امروز بسیاری از کودکان ایرانی، پیش از آنکه به سن بلوغ فکری برسند، با مفاهیمی مانند مهاجرت، جنگ، تحریم، فروپاشی اقتصادی و ناامنی ذهنی مواجه‌اند. این مساله فقط یک نگرانی فردی نیست؛ بلکه تهدیدی علیه سرمایه انسانی و عاطفی جامعه است. نسلی که آینده را ناامن ببیند، کمتر به ساختن، مشارکت اجتماعی و ماندن امیدوار خواهد بود. به همین دلیل، حق بر آینده باید به‌عنوان بخشی از حقوق بنیادین کودکان مورد توجه قرار گیرد.

جامعه باید برای کودکان خود روایت امید بسازد

در اسناد حقوق بشری، همواره از حق کودکان بر آموزش، سلامت و رشد سخن گفته شده است، اما کمتر به این پرسش پرداخته‌اند که آیا کودکان حق دارند آینده را امن و قابل تحقق تصور کنند؟ آیا ایجاد فضای دائمی تهدید و اضطراب علیه ملت‌ها، به‌ویژه علیه کودکان، نوعی نقض کرامت انسانی نیست؟ هنگامی که کودکی هر روز اخبار تهدید و جنگ را می‌شنود و احساس می‌کند فردا ممکن است از امروز بدتر باشد، بخشی از حق طبیعی او برای تجربه آرامش و امید از بین می‌رود. نکته مهم آن است که آثار چنین فضایی فقط روانی نیست؛ بلکه بر ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه نیز اثر می‌گذارد. کودکانی که در فضای ترس و نااطمینانی رشد می‌کنند، معمولاً محافظه‌کارتر، مضطرب‌تر و بی‌اعتمادتر می‌شوند. آنان ممکن است کمتر خطر کنند، کمتر خلاق باشند و کمتر به آینده اعتماد کنند. این مساله در بلندمدت، بر کیفیت سرمایه اجتماعی، نوآوری و حتی توسعه فرهنگی یک کشور تاثیر خواهد گذاشت.

در چنین شرایطی، مسئولیت خانواده، رسانه، نظام آموزشی و سیاست‌گذاران فرهنگی بسیار سنگین است. جامعه باید برای کودکان خود روایت امید بسازد؛ نه امیدی توخالی و شعاری، بلکه امیدی مبتنی بر کرامت انسانی، همبستگی اجتماعی و امکان ساختن آینده. ادبیات کودک، سینما، آموزش و گفت‌وگوهای خانوادگی می‌توانند به کودک کمک کنند تا جهان را فقط از دریچه ترس نبیند. یکی از اشتباهات رایج در دوران بحران، آن است که تصور می‌شود کودکان چیزی نمی‌فهمند. در حالی که کودک، حتی اگر تحلیل سیاسی نداشته باشد، بار عاطفی جامعه را جذب می‌کند. او سکوت‌های سنگین، نگرانی‌های پنهان و اضطراب جمعی را احساس می‌کند. به همین دلیل، محافظت از روان کودکان در عصر تهدید، بخشی از امنیت ملی و مسئولیت اخلاقی جامعه است. امروز شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که نسل آینده ایران قرار است با چه تصویری از جهان بزرگ شود؟ آیا قرار است نسلی تربیت شود که آینده را میدان ترس و بی‌ثباتی ببیند، یا نسلی که باوجود همه بحران‌ها، هنوز توان رویاپردازی و ساختن را حفظ کرده است؟ پاسخ به این پرسش، فقط در میدان سیاست تعیین نمی‌شود؛ بلکه در خانه‌ها، مدرسه‌ها، کتاب‌ها و شیوه سخن گفتن ما با کودکان شکل می‌گیرد.

ملت‌ها زمانی شکست می‌خورند که کودکانشان دیگر نتوانند فردا را تصور کنند. اگر رویای آینده در ذهن یک نسل خاموش شود، حتی بدون شلیک گلوله نیز بخشی از آن جامعه شکست خورده است.

حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.